جمعه 8 خرداد 1394 13:13 ساعت
شناسه خبر : 213144
مناظره مدیرمسئول «ابتکار» و دبیر سیاسی «پرتو» با موضوع «زنده باد مخالف من»:
وکیلی: عنصر اصلی گفتمان اصولگرایی، «امنیت» است/ جریان اصلاح طلب به خاطر تندروی ها به افول محبوبیت گرفتار شد/ روانبخش: دولت روحانی، امنیتی ترین دولت بعد از انقلاب است/ این دولت مورد تأیید اصلاح طلبان است
دولت آقای روحانی دولتی مورد تأیید اصلاح طلبان است که به دیدارش می روند، کارهایش را تأیید می کنند و ایشان هم آن ها را تأیید می کند؛ اکثر اعضای کلیدی کابینه شان را نیز حزب کارگزارانی تشکیل می دهند که « مخ» اصلاح طلبان است؛ لذا در حالی اصول گرایان را امنیتی معرفی می کنند، که دولت آقای روحانی امنیتی ترین دولت بعد از انقلاب بوده است.
گروه سیاسی - رجانیوز: مناظره ای با موضوع «زنده باد مخالف من» با موضوع بررسی حدود آزادی بیان و برخورد دولت ها با منتقدین با حضور حجت الاسلام روانبخش دبیر سیاسی هفته نامه پرتو سخن و وکیلی مدیر مسئول روزنامه ابتکار در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.
روانبخش: آزادی هدیه ای الهی است/ عقل، آزادی انسان را محدود می کند
حجت الاسلام و المسلمین روانبخش در این مناظره با اشاره به آزادی و حدود آزادی بیان و قلم اظهار داشت: آزادی یک هدیه الهی به بشر است و خداوند همه انسان ها را مختار و آزاد آفریده است. در واقع انسان تکوینا آزاد آفریده شده است. اما یک خلط اساسی بین مقام تکوین و مقام تشریع اتفاق افتاده است. برخی گمان می کنند از آنجا که انسان تکوینا آزاد خلق شده است و مختار است، باید در عمل نیز یله و رها باشد و آزاد به تمام معنا باشد و هیچ قانون و شرعی هم نمی تواند او را مکلف و محدود کند. آن چه مسلم است خدای متعال که این هدیه را به انسان داده است، در مقام تشریع او را آزاد نگذاشته تا آن چه دلش می خواهد انجام دهد؛ لذا عقل را به عنوان رسول باطنی را به او عطا کرده است.
وی با اشاره به این که عقل، آزادی انسان را محدود می کند، ادامه داد: شما می توانید سمّی را بخورید یا نخورید، اما عقل شما را محدود به انتخاب دومی می کند. حتی فلاسفه غربی نیز محدود شدن آزادی اختیار را پذیرفته اند. جان لاک می گوید عقل آزادی را محدود می کند. برخی نیز مانند مونتسکیو معتقدند که قانون، انسان را محدود می کند؛ به نظر وی آزادی عبارت از این است که انسان حق داشته باشد، هر آن چه که قانون به او اجازه می دهد، انجام دهد و آن چه قانون از آن نهی کرده، مجبور به انجام او نگردد. اگر انسان یله و رها باشد، طولی نخواهد کشید آزادی حقیقی از دست خواهد رفت و جباران و ظالمانی به وجود خواهند آمد که حاکمیت دیکتاتور را به دنبال خواهد داشت.
دبیر سیاسی هفته نامه پرتو ادامه داد: اسلام نیز می گوید قانون و شرع انسان را محدود می کند، هر چند انسان، آزاد خلق شده است. این که انبیاء الهی و کتب آسمانی نازل شده است، برای این است که آزادی انسان، یله و رها وا گذاشته نشود؛ لذا در چارچوب اسلام و قانون، کسی حق ندارد فرد دیگری را محدود کند و اگر قانون و اسلام اجازه نداد، کسی نمی تواند شما را ملزم به انجام آن کند.
وکیلی: نشانه آزادی این است که وقتی اعمال شد، چه برخوردی با شما می شود
در ادامه مناظره دکتر وکیلی با اشاره به سخنان روانبخش اظهار داشت: آزادي هديه الهي است، اما رهاورد اديان نيست، یکی از تفاوت های ادیان مختلف در همان حدی است که برای آزادی قائل هستند. در واقع حد آزادی بر عهده شریعت هاست. نکته دوم این که در جمهوری اسلامی، قانون اساسی که بر آیند گفتمان آن است، مرز آزادی را تعیین کرده است. بر این اساس، اصل بر آزادی است؛ چه بیان، چه عقیده و چه قلم. لذا هرجا قرار است حدی ذکر شود، قانون باید ذکر کند. اصل 23 تا 34 متضمن حقوق شهروندی است که این حقوق در چارچوب این اصول تعریف شده است.
وی کلید عمده محدودیت در آزادی را اخلال در مبانی اسلام و وحدت ملی دانست و افزود: در کشورهای دیگر هم شبیه چنین اموری را داریم و حتی برخی محدودیت ها به صورت ضمنی و نانوشته وجود دارد. اما اصل بر آزاد بودن افراد هست. آزادی که در بیان تجلی نیابد، معنا ندارد و تصوری بدون تصدیق است و باید تأثیر خودش را در بیان نشان دهد؛ البته مرز این که فرد آزاد هست یا نه باید دید مصونیت پس از بیان دارد یا نه؟
وی ادامه داد: نشانه آزادی که حدش در دست قانونگذار و حکومت است، این است که وقتی آزادی اعمال شد، چه برخوردی با شما می شود؟ در این صورت معلوم می شود در ساحت گفتمانی ما، مرز آزادی کجاست. میزان آزادی در هر جامعه و گفتمانی، برخورد پس از اعمال آزادی است. اعمال آزادی در قالب بیان، بیان عقیده و نوشتن.
وکیلی آزادی را جزء ارزش های ذاتی دانست که حسن آن بدیهی است و ادامه داد: حتی دیکتاتورها نیز تلاش می کنند مشروعیت فعل خود را منتسب به آزادی می کنند و حتی مستبدان نیز همان گونه که از عدالت تجلیل می کنند، از آزادی نیز استفاده می کنند. لذا این هنر نیست که ما در ترسیم حد نظری آزادی، سخن فراوان بگوییم، مهم این است که در عرصه و پلان عملی مان آیا به حد آزادی واقف هستیم یا نه و مرز عملی آزادی در گفتمان ما کجاست؟
روانبخش: آزادی، مطلق نیست/ محدودیت دین در برابر آزادی خلاف مبنای دینی است
در ادامه مناظره حجت الاسلام والمسلمین روانبخش با اشاره به این که آزادی، مطلق نیست و حتی لیبرال ها نیز به این نکته اذعان دارند، خاطر نشان کرد: برخی از شخصیت های سیاسی (رئیس جمهور اسبق در مراسم اولین سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران) رسما اعلام کردند که اگر دین در برابر آزادی قرار بگیرد، دین باید محدود شود، نه آزادی! یعنی آزادی اصلا نباید محدود شود؛ در حالی که این خلاف مبنای دینی است. چون فرد مسلمان، اعتقاد دارد، آزادی بر اساس اسلام در چارچوب خاصی قرار دارد که دین آن را مشخص کرده است. مثلا دین، ارضای شهوت را ممکن اما برای آن چارچوب تعیین کرده است، اما آزادی مطلق می گوید شهوترانی آزاد است؛ در این جا باید آزادی را محدود کرد؛ و گرنه اصلا ارسال پیامبران و نزول کتب آسمانی لغو و بیهوده خواهد بود. حتی اگر کسی دین را هم قبول نداشته باشد و عقل را ملاک دهد، عقل مقدم بر آزادی خواهد بود و آزادی را محدود می کند؛ وگرنه همان اتفاقی پیش می آید که مونتسکیو می گوید.
روانبخش با اشاره به این که در آزادی بیان و قلم هم همین طور است ادامه داد: این طور نیست که افراد آزاد باشند که هر چه می خواهند بنویسند و بگویند؛ قطعا یک محدودیت ها و قوانینی است و روزنامه نگاران و سخنرانان باید آن چارچوب را رعایت کنند. همان گونه که در غرب هم وجود دارد؛ مثلا در غرب مسأله هلوکاست یک خط قرمز برای آزادی بیان است و هیچ سخنران و روزنامه نگاری حق ندارد در رابطه با آن سخن بگوید؛ وگرنه اگر روژه گارودی هم باشد که یک پیرمرد فیلسوف فرانسوی بود، محکوم به پرداخت جریمه و زندان می شود!
وی افزود: در اسلام هم یک محدودیت هایی وجود دارد؛ توهین به مقدسات دینی، ائمه و پیامبران (علیهم صلوات الله) ممنوع است، هم چنین امنیت ملی خط و تمامیت ارضی قرمز در همه کشور هاست. البته لیبرالیست ها بحث تقدس ادیان برایشان مهم نیست و از این حیث محدودیت کمتری دارند؛ اما برای ما مهم است و طبق قانون آزاد نیست. هر چند صحبت کردن راجع به آزادی خوب است، اما – همان گونه که آقای وکیلی هم گفتند - باید دید در مقام عمل چه اتفاقی می افتد. آیا اگر من در پناه آزادی کاری قانونی را انجام دادم، با من برخورد نمی شود؟ لذا مهم این است که در اعمال حق آزادی، چه برخوردی می شود؟
روانبخش ادامه داد: قاعدتا پاسخ این است که در صورتی که فرد آزادی اش را در چارچوب قانون اعمال کنند، مصون خواهد بود ؛ اما اگر کسی مثلا مقدسات الهی را در سخنرانی یا روزنامه اش زیر سئوال برده است، مصون نخواهد بود.
وی با اشاره به این که روزنامه نگاری کار بسیار دقیقی است و گاه یک جمله می تواند به گونه های مختلفی بیان شود که برخی جرم باشد و برخی جرم نباشد، اظهار داشت: مثلا یک جمله می تواند به سه روش زیر گفته شود؛ مثال اول: دولت محترم باید به خواسته های عقب مانده ملت کرد توجه کند؛ مثال دوم: دولت محترم باید به خواسته های عقب مانده ایرانیان کرد زبان توجه کند. مثال سوم: دولت بی انصاف باید به خواسته های عقب مانده اقتصادی مردم کرد زبان توجه کند. در این مثال ها، دوجمله اول، جرم تلقی می شود، چرا که در اولی ملت سازی شده و مبهم گذاردن خواسته های عقب مانده، سبب شده تا احتمال داده شود، نویسنده مرادش تجزیه طلبی بوده باشد. در جمله دوم، نویسنده ملت سازی نکرده اما اشکال دوم یعنی احتمال تجزیه طلبی پا برجاست. اما جمله سوم علیرغم این که از دولت انتقاد کرده و او را با لفظ بی انصاف خطاب کرده، جرم نیست، چون ، در چارچوب قانون است و امنیت ملی، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی را هم زیر سئوال نبرده است و به نظر من مستحق تشویق و جایزه نیز هست. ولی متاسفانه برخی از روزنامه نگاران در بیان مطالبشان از قالب اول و دوم استفاده می کنند و با این کار وقتی با آن ها برخورد می شود نظام رابه دیکتاتوری متهم می کنند درحالی که اگر همان انتقاد را در چارچوب و قالب سوم بیان می کردند مستحق جایزه هم بودند.
وکیلی: عنصر اصلی گفتمان اصولگرایی، امنیت است
مدیر مسوول روزنامه ابتکار در ادامه مناظره با اشاره به این که در این که آزادی خدادادی است و حد آن را شرع تعیین می کند، شکی نیست ادامه داد: در جمهوری اسلامی فراگفتمانی به نام انقلاب اسلامی وجود دارد که در ذیل خودش گفتمان هایی را بازتولید کرده است؛ اصولگرایی، اصلاح طلبی و اعتدال گرایی از جمله این خرده گفتمان ها هستند. هنر خرده گفتمان این است که رابطه شان را با فراگفتمان عمودی تعریف کنند، اما با خودشان افقی تعریف کنند. یعنی عنصر کانونی خودشان را جمهوری اسلامی قرار می دهند به طوری که حد فعالیت مجاز این خرده گفتمان ها، وفاداری به نظام جمهوری اسلامی است؛ تفاوتشان هم در عناصر شناور است.
وی ادامه داد: اصلاح طلبان از قانون شروع می کنند و می گویند اولویت ما در زمان تصدی، قانون است و یا برخی گرایش های اصلاح طلبان می گویند آزادی است. آن ها این دو را شعار و برند سال و انتخابات خود قرار می دهند؛ یعنی برای پاسداری از انقلاب اسلامی از آزادی یا قانون شروع می کنند و دوستان اصولگرا از امنیت شروع می کنند. لذا بنده به لحاظ ظرفیت گفتمانی معتقد هستم که ظرفیت گفتمانی اصلاح طلبی برای پاسداشت آزادی به مراتب بیش از صولگرایان است. ظرفیت گفتمانی اصولگرایان، ظرفیت محدودیت ساز برای آزادی است. آزادی را به پایین تر از حد قانونی مطالبه می کند و تجویز می کند.

وکیلی افزود: تلقی جریان سیاسی به نام اصولگرا از آزادی به مراتب پایین تر از آن چیزی است که قانون اساسی گفته است و ظرفیت گفتمانی اش بیش از این کشش ندارد. عنصر اصلی گفتمان اصولگرایی، امنیت است؛ امنیت در هر جامعه ای به حاکم اجازه می دهد که سر آزادی را ببرد و فدای امنیت کند؛ حتی در کشورهای اروپایی در درون گفتمان لیبرال هم مرزی دارند می گویند آزادی آری مگر در شرایط بحران. چون بحران یعنی آژیر امنیت کشور. وقتی آژیر امنیت کشور به صدا درآمد، آزادی به کنار می رود و حتی به پایین تر از مرز قانونی هم باید کوتاه تر بیاید.
وی با اشاره به این که لذا اصل این است که بحران نیست؛ اما اگر جنگی پیش بیاید و بحران کشور را فرا بگیرد، امنیت در اولویت قرار می گیرد، خاطر نشان کرد: وقتی جریانی، امنیت، عنصر اصلی گفتمانی اش است، معنایش این است که همیشه کشور در شرایط بحرانی است. همیشه کشور در نقطه غلیان است و همیشه باید آزادی مردم به پایین تر از حد قانونی اش، قید بخورد.
وکیلی ادامه داد: لذا برای این که در وادی پوپولیستی نیفتیم اول بایست تبیین کنیم و ببینیم ظرفیت گفتمانی مان اجازه آزادی را می دهد یا نه؟ اصلاح طلبان در عملکردشان در زمان مدیریتشان اشتباهات زیادی داشته اند و بخشی از آن ها دچار افراط شده اند و حتما از مرزهای قانونی عدول کرده اند. لذا به رغم این که جامعه ایران، جامعه شیعی و دارای پتانسیل اصلاح طلبی است، اما جریان اصلاح طلبان به خاطر برخی تندروی ها به افول محبوبیت گرفتار شدند، اما ملت گرفتار یک تفریطی شد به نام دولت اصولگرایان.
وی ادامه داد: از آن جا که ظرفیت گفتمانی اصولگرایی، اجازه آزادی در سقف قانون اساسی را نمی دهد، مدام با محدودیت های پنهان و عیان، ملت، نخبگان، نویسندگان، رو در رو شد. یکی از آن شاخصه های امنیت سازی در حوزه گفتمان این است که ما تفسیر خودمان از دین را ملاک قرار دهیم. قول است که دین حد آزادی را تفسیر می کند؛ اما آیا دینی که من تفسیرش می کنم؟ خیر، چون این تفسیر سلیقه ای من است. اگر قرار شد، من سلیقه خودم را به جای دین بگذارم، حتما آزادی قربانی می شود.
وی افزود: یکی از ممنوعیت ها در قانون مطبوعات توهین به مقدسات و مراجع تقلید است. کسی هم اجازه توهین ندارد. اما وقتی به خودمان اجازه می دهیم این مرجع را چون قبول داریم، توهین به او جایز نباشد و مرجع دیگر را چون قبول نداریم، مجاز به توهین بدانیم، این به معنای تشکیک در اصل مقدسات است. لذا اگر مقدسات در جایگاه خودشان باشند، حرمت ها حفظ می شود. اما وقتی چنگ می زنیم و مقدسات را پایین می آوریم و مصادره حزبی و جناحی می کنیم، حتما در بازی سیاسی، حرمت ها شکسته می شود.
وی دومین شاخص برای آزادی را عدم قداست سازی از دولت ها عنوان کرد و افزود: اگر دولت ها که قوه عملگی برای ملت است را رنگ خدایی بدهیم و به قدری مقدسش کنیم که به مرز مقدسات ببریم، مصون از نقد می شود و تیر نقد به آن نمی رسد و هزینه نقدش سرسام آور است. باید ببینیم کدام گفتمان، دولت اجرایی که باید نقد پی در پی شود و خطایش به حداقل برسد، از آن نائب امام زمان(عج) می سازد، هاله نور بسازد و آن را در مرز معصومیت و عصمت بسازد. من می گویم گفتمانی که کارش، قدسی سازی است، آزادی را محدود می کند و نمی تواند از آزادی دم بزند و ظرفیت آزادی را در خودش ندارد.
این فعال سیاسی اصلاح طلب ادامه داد: لذا باید دانشگاهی تر به موضوعات بیندیشیم؛ اصلاح طلبان اشتباهات بسیار داشتند، وگرنه فرصت های طلایی سلب نمی شد. اما بحث این است که ظرفیت گفتمانی اصلاح طلبی ظرفیتی است که آزادی را در مرز قانونی اش تجویز می کند. البته با برداشت بنده، ظرفیت گفتمانی جریان اصولگرائی، نمی تواند آزادی را در مرز قانون اساسی جمهوری اسلامی، ترویج بدهد. لذا در مقطعی که مدیریت را بر عهده می گیرد، آزادی به حاشیه می رود. لذا به نظر من ، این سئوال که آزادی در گفتمان ها چگونه است قیاس مع الفارق و گمراه کننده است و نمی توان این دو گفتمان را در مورد آزادی با هم مقایسه کرد. چرا که یکی عنصرش، محدود کننده است و یکی آزادی، موتور محرکه اش است.
روانبخش: دولت روحانی امنیتی ترین دولت بعد از انقلاب بوده است
حجت الاسلام روانبخش در ادامه با اشاره به سخنان وکیلی در خصوص این که دین را چه کسی باید تفسیر کند، اظهار داشت: مفسر دین، کارشناسان خبره دین هستند که در رأس آن ولی فقیه زمان به عنوان خبره دینی قرار دارد. شورای نگهبان، علمای حوزه، جامعه محترم مدرسین که مرجعیت مراجع را تشخیص می دهد، اعلام می کنند که فلان آقا، دارای عنوان مرجع نیست و شایسته مرجعیت نیست. من و شما که نمی توانیم مرجع تعیین کنیم. بنابراین آن کارشناسانی که به دور از جناح بازی های سیاسی، دین را تفسیر می کنند، به عنوان مفسر دین به شمار می روند. از طرفی ما قائل به تفسیر های متعدد نیستیم. لذا کسی نمی تواند بگوید تفسیر من از دین این است که خداوند دو تا است، یا تفسیر من این است که اگر خواستید می توانید نماز صبح نخوانید.
وی با اشاره به سخنان وکیلی مبنی بر امنیتی بودن اصولگرایان، اظهار داشت: دولت آقای روحانی دولتی مورد تأیید اصلاح طلبان است که به دیدارش می روند، کارهایش را تأیید می کنند و ایشان هم آن ها را تأیید می کند؛ اکثر اعضای کلیدی کابینه شان را نیز حزب کارگزارانی تشکیل می دهند که « مخ» اصلاح طلبان است؛ لذا در حالی اصول گرایان را امنیتی معرفی می کنند، که دولت آقای روحانی امنیتی ترین دولت بعد از انقلاب بوده است.
روانبخش ادامه داد: دولت آقای روحانی دو سال است که سر کار آمده است. نگاه کنید با مطبوعات اصولگرا چه برخوردی کرده است؟ یارانه کیهان، پرتو، جوان را قطع کردند و ما تا شرف تعطیلی پیش رفتیم. حتی بی بی سی اظهار رضایت کرده بود که یارانه کیهان و جوان قطع شده و اظهار امیدواری کرده بود که یارانه پرتو هم قطع شود؛ البته او خبر نداشت که یارانه پرتو خیلی وقت است قطع شده است. گذشته از این به خاطر چند انتقاد ساده در همین دولت روحانی، سه مرتبه نهم دی به دادگاه رفته است. یعنی یک هفته نامه در برابر این همه روزنامه با شکایت دولت مواجه می شود و البته در دادگاه هم تبرئه می شود.
وی با اشاره به این که مثلا نه دی نوشته که «با هرقدمی که ظریف و کری در سوئیس زده اند، صد کیلو اورانیوم نابود شد» ادامه داد: نه دی ، توافق را ناعادلانه دانسته است و آقای روحانی که در مراسم تنفیذ، تصریح می کند که پناه می برم از استبداد رأی و بستن زبان ها و دهان ها، چنین برخوردی با منتقدان می کند.

روانبخش ادامه داد: جالب آن که وقتی با روزنامه بهار – که از جریان مورد حمایت خودشان است – به خاطر اهانت به مقدسات، برخورد می شود ، از برخورد با آن انتقاد می کند و می گوید توقیف نشریه باید آخرین قدم باشد و باید با مدیر مسئول و نویسنده برخورد شود و نباید همه روزنامه بسته شود. اما وقتی نه دی بسته می شود این گونه برخورد نمی کنند. مثال دیگر این که معاون وزیر می گوید، یالثارات را بستیم، چون ادبیاتش لمپنی است!! مگر بقیه روزنامه ها ادبیاتشان ارسطویی است؟ این استبداد رأی مگر چه معنایی دارد؟
وی با اشاره به این که نه دی مقاله ای منتشر کرده است که نشان می دهد دولت روحانی امنیتی تر است یا دولت اصولگرایان، اظهار داشت: در این مقاله که تیتر آن «دولت امنیتی ها و بی تدبیری های امنیتی» است، آورده شده است: دولت روحانی نیز همچون خود وی از سوابق امنیتی متعددی برخوردار است؛ افرادی نظیر آقای علی رحیمی (اطلاعات نخست وزیری)، مصطفی پور محمدی (معاون و قائم مقام وزارت اطلاعات )، علی جنتی (معاون امنیتی وزارت کشور )، حمید چیت چیان (واحد اطلاعات سپاه )، عباس احمد آخوندی (معاون امنیتی وزارت کشور) عبدالرضا رحمانی فضلی (شورای عالی امنیت ملی)، حسین دهقان، صالحی، علی یونسی، حسام الدین آشنا، سلطانی فر، نهاوندیان و زنگنه ...
روانبخش افزود: تنها بخش کوچکی از مسئولان در دولت روحانی، امنیتی نیستند و لذا امنیتی تر از دولت آقای روحانی بعد از انقلاب وجود ندارد؛ نتیجه چنین دولتی این می شود که می گوید پناه می برم از استبداد رأی و بستن زبان ها و قلم ها، یا می گوید دوران منبرهای یکطرفه به سر آمده است و باید نقد و انتقاد باشد ؛ اما حتی یکی از مراسم های دانشگاه که آقای روحانی حضور داشته باشد، وجود ندارد که دانشجویی بتواند آزادانه حرف بزند! یعنی فضا کاملا امنیتی است. یک سری افراد برای نشستن در سالن انتخاب می شوند و دانشجویان نیز پشت درب می مانند و به داخل راه داده نمی شوند، آن ها باید پرسش هایشان راروی کاغذ بنویسند و به خبرنگاران نشان دهند که مااین پرسش ها داشتیم.
وی افزود: آقای هاشمی هم هفته گذشته برای تکریم روز استاد به دانشگاه رفته بودند. دانشجوها از روز قبل گفته بودند که دوست ندارند ایشان به دانشگاه بیاید؛ اگر قرار است بیاید باید بتوانیم آزادانه سخن بگوییم. با ماشین های آن چنانی زنجیرهانسانی دانشجویان راشکستند وبه سالنی رفتند که دانشجو اصلا حضور ندارد. آیا این فضا، امنیتی نیست؟ وقتی به قم نیز تشریف می آورند در فیضیه افرادی گزینش شدند و نام، نام خانوادگی، نام پدر، کدملی و همه را می دهند تا بررسی شود و تعیین چه کسانی بیایند؟! بعد هم شب به خاطر حضور اندک افراد، پرده ای وسط سالن فیضیه کشیدند که حضور کم روحانیون، زشت جلوه نکند. بعد از آن نیز، سخنرانی یک طرفه انجام شد و حتی یک سؤال نیز در مرکز حوزه علمیه قم پاسخ داده نشد.
عضو جبهه پایداری با اشاره به این که در این دولت دائم از لزوم نقد و انتقاد و سرآمدن منبرهای یک طرفه سخن گفته ولی منتقد را با عناوینی همچون نفهم، بی عقل، بی سواد، بی شناسنامه و در آخرین لقب، منتقدان را کم فکر نامیده اند؛ گفت با این شعارهای آزادی بیان و البته دریغ از تحمل یک نقد، فضای امنیتی بر تمام نشریات و سایت ها حاکم شده است؛ نماینده مجلس هم حق دانستن برخی امور را ندارد، چه برسد به مردم.
وی ادامه داد: اما با اشاره به این که رهبری فرمودند که مسئولین باید به دانشگاه بروند و دانشجویان آن ها را به نقد بکشند، اما کدام یک از وزاری کابینه به دانشگاه رفتند؟ الحمد لله آین قدر آزادی در دانشگاه ها زیاد شده که لبریز شده و به بیرون نیز پمپاژ شده است اخیرا در اصفهان درب مسجد را بر روی دکتر فریدون عباسی بستند تا به نقد لوزان نپردازد.
وی افزود: در گذشته اصلاح طلبان بالای روزنامه هایشان می نوشتند دانستن حق مردم است؛ الآن رهبری می گوید مردم باید بدانند در توافق لوزان چه صورت گرفته است، لذا فکت شیتی صادر کنید، چون مردم نامحرم نیستند. 213 نماینده مردم نامه نوشتند که فکت شیت صادر کنید؛ اما در جواب آقای صالحی می گوید به ظریف داده ام، آقای ظریف می گوید به روحانی داده ایم!! یعنی اصلا نمی گذارند که مردم و نخبگان بفهمند تا اصلا نتوانند نقد کنند. حتی حاضر نیستند فکت شیت آمریکا را تکذیب کنند. خودشان گفتند که فکت شیت آمریکایی آمیزه ای از صحیح و غلط است، حتی حاضر نشدند همان فکت شیت آمریکایی را بگویند کدام هایش صحیح و کدام هایش غلط است.
روانبخش افزود: یعنی شعار آزادی می دهند، اما در مقام عمل کاملا امنیتی برخورد می کنند و سر دانشجو را در مقام انتقاد می برند. نتیجه آن هم بی روحی مناظره ها در دانشگاه هاست، در حالی که قبلا استقبال بسیار بیش از این ها بود. چرا که اصلا به دانشجو حق اظهار نظر نمی دهند.
روانبخش در ادامه بااشاره به قدسی شدن دولت ها اظهار داشت، البته ما فضای قدسی هم برای هیچ دولتی قائل نیستیم. شخص بنده در دولت آقای احمدی نژاد نیز بیش از 50 مقاله در نقد ایشان و دولتشان نوشته ام که موجود است. منطقی باید سخن و انتقاد خود را بیان کرد، اما در این دولت، منتقدین را با بدترین شکل مورد برخورد قرار می دهند.
روانبخش در ادامه به کسانی که افراد و دولت ها را قدسی می کنند اشاره کرد و گفت: الحمدلله در دولت تدبیر و امید این طور حرف ها زیاد است خاطرات آقای هاشمی و خواب های وی مستندات خوبی برای قدسی شدن است من به یک مورد اشاره می کنم: اخیرا هفته نامه آسمان(شماره 64) در گفتوگو با موسوی بجنوردی پدر خانم سید حسن خمینی به موضوع ملاقاتش با یک کف بین در قهوه خانهای در شهر بعلبک اشاره می کند که جالب است:
«یک مرد عرب آمد و به ما سلام کرد و به حاج آقا مصطفی گفت دستت را ببینم و سپس پشت گردنش را دید و از حاج آقا مصطفی پرسید اسم مادرتان چیست و بعد خطاب به حاج آقا مصطفی گفت شما همین امسال فوت می کنید و آرزویت را نمی بینی. سپس به سمت حاج احمدآقا رفتند و با ایشان نیز همین کار را کرد و سپس به حاج احمدآقا گفت که شما آرزوی ایشان را می بینی و بسیار بالا می روی و سپس به طرف من آمد. من در آن لحظه ترسیدم و با خودم گفتم الان می خواهد بگوید که تو هم می میری. به من گفت: دریا پایان دارد ولی علم تو پایان ندارد. من بسیار خوشحال شدم که در مورد مردن من چیزی نگفت. در آن سفر من مادرخرج بودم و هنگامی که می خواستم پول ایشان را بدهم یک دفعه دیدیم که ایشان نیست و هیچ کدام از سه نفرمان ایشان را ندیدیم و انگار زمین سوراخ شد و او رفته بود. از مسؤول آنجا سراغ این فرد را گرفتیم و او نیز او را نمی شناخت و ندیده بود کجا رفته است. دقیقا حدود یک ماه بعد از این حادثه حاج آقا مصطفی فوت کردند. خانم دکتر طباطبایی همسر حاج احمدآقا نیز بعد از فوت حاج احمدآقا تعریف کردند دو هفته مانده به عید نوروز ِ [سال 1374] حاج احمدآقا به منزل آمدند و گفتند آن کسی که به داداش گفته بود که امسال فوت می کنی آمده ایران و به من گفته عید نوروز امسال نیستی و فوت می کنی. دقیقا همین اتفاق نیز افتاد و قبل از عید نوروز حاج احمدآقا فوت کردند. من خیلی میل داشتم که ببینم ایشان چه کسی است و فکر کردم که شاید جزو اَبدال هستند؛ جزو آن هفتاد نفری که خدمت امام زمان می رسند و از خیلی چیزها خبر دارند..."
وکیلی: اطاعت از قانون، واجب شرعی و نقض آن حرام است
مدیر مسئول روزنامه ابتکار نیز در ادامه با اشاره به سخن روانبخش که کارشناسان دین باید دین را تفسیر کنند، اظهار داشت: کدام کارشناس؟ آیا کارشناس دین فقط آیت الله مصباح یزدی است؟ حتما آیت الله مصباح به دلیل سابقه یک کارشناس است، اما ایشان یک کارشناس دین است و در حوزه علمیه کارشناسان زیادی وجود دارد.
وی در ادامه با اشاره به انتقاد عده ای به رئیس جمهور به خاطر اظهاراتش مبنی بر این که وظیفه نیروی انتظامی اجرای اسلام نیست، وظیفه اش اجرای قانون است، ادامه داد: بنده مقاله ای نوشتم حکومت قانون یا حکومت شریعت. در آنجا آورده ام که دلواپسانی که فریاد برآورده اند که آقای روحانی تعرض کرده به حریم شریعت و نفهمیده حریم شریعت را، این ها ولایت فقیه را نفهمیده اند. این دلواپسانی که چوب رجم ضد ولایت بر دیگران می کوبند، در مفهوم اولیه و فهم اولیه ولایت فقیه مانده اند. بر اساس دکترین ولایت فقیه امام(ره)، وقتی حکومت اسلامی تشکیل شده است، نمی توانیم مردم را در مسائل اجتماعی به توضیح المسائل ارجاع بدهیم. چرا که تجلی حکومت در قانون است و قانون پذیری آینه ولایت پذیری است؛ همان گونه که قانون ستیزی لازمه ولایت ستیزی است. به همین دلیل هم می گوییم تخلف از قانون جمهوری اسلامی علاوه بر آثار وضعی دارای آثار عقوبتی هست و اطاعت از قانون، واجب شرعی و نقض آن حرام است. چون فرض این است که قانون زیرنظر ولی فقیه تدوین شده است. اگر کسی در حکومت گفت مقیاس تقوای سیاسی قانون است و مقیاس شریعت در جامعه قانون است و قانون ملاک دین باوری و ولایت پذیری و ولایت مداری است، حرف او بر دکترین ولایت فقیه منطبق است و اگر کسی در مقابل قانون، چیز دیگری علم کرد، ولایت فقیه را نفهمیده است.
وی با اشاره به مناظره خود در رادیوی گفتگو درباه حجاب، اظهار داشت: بنده گفتم حد حجاب چیست تا دانشگاه ها را ملزم کنیم و مردم و پادگان ها و نظام اداری را بگوییم از آن حد عدول نکنند؟ در جواب گفته شد مردم، باید به رساله توضیح المسائل مراجع خودشان رجوع کنند، که بنده گفتم چنین حرفی ضد نظام ولایت فقیه است، چرا که وقتی ولایت فقیه داریم اگر مراجع هر کدام نظری داشته باشند که هرج و مرج پیش می آید. نمی توان به هرکسی گفت که در مسائل مختلف اقتصادی و اجتماعی و غیره به نظر مرجع تقلیدش عمل کند. معنای روشن ولایت فقیه، یعنی تقدم حکم حاکم اسلامی بر حکم شرعی مراجع دیگر. ما از ولایت فقیه امام (ره) این را می فهمیم.
مدیر مسئول روزنامه ابتکار ادامه داد: آقای روانبخش گفتند نه دی را چند بار توقیف کردند، به نظر بنده هم کار بدی کردند. وقتی نه دی را بستند، قوه قضائیه روزنامه من را هم توقیف کرد، فقط به خاطر این که بنده با استناد به خبرگزاری فارس در روزنامه آورده بودم که رئیس سازمان زندان ها عزل و رئیس دیگری جایگزین ایشان شد. فردای آن روز من توقیف شدم.
وکیلی افزود: البته باید توجه داشت که هیئت نظارت هیئتی است هفت نفره که نماینده وزارت ارشاد و نماینده وزارت علوم از دولت هستند و 5 نفر بقیه، نمایندگان قوایی غیر از قوه مجریه هستند. البته بنده با توقیف نه دی هم مخالفم؛ چرا که اصلا توقیف صحیح نیست. وقتی یک بنگاه تخلف می کند، بنگاه را نمی بندند، بلکه صاحب بنگاه را می گیرند. لذا تسری حکم تخلف فردی به جمع صحیح نیست و به عقیده من نقض حقوق جمع است. اما توقیف نه دی به استناد همان قانونی بود که در دولت آقای احمدی نژاد تصویب شد. در دولت ایشان شورای عالی امنیت ملی یک مصوبه دارد و آن مصوبه این است که نقض مصوبات شورای عالی امنیت ملی توسط مطبوعات مساوی با توقیف است.
وی ادامه داد: یکی از مصوبات شورای عالی امنیت ملی در زمان آقای احمدی نژاد این بود که نقد مذاکرات هسته ای و تخریب تیم هسته ای از نظر شورای عالی امنیت ملی ممنوع است. آرشیو عملکرد روزنامه های ما در زمان تولیت آقای جلیلی در زمینه مذاکرات هسته ای وجود دارد. ما علیرغم این که منتقد جدی آقای جلیلی در زمینه هسته ای بودیم و می دانستیم که آرمانگرایی یک طرفه بدون توجه به واقعیات عالم سیاست و نظام بین الملل، منافع ملی را به قربانی می برد و دستاوردی نخواهد داشت، در روزنامه نقدی نکردیم. ما معتقدیم که پیروزی یک طرفه امکان نخواهد داشت. بازی جهانی بازی برد – برد است. و بازی برد – باخت اصلا امکان ندارد؛ نه برای غرب و نه برای ایران. اما به رغم این انتقاد، یک نمونه مذاکرات را به چالش نکشیدیم و تمکین کردیم.
وکیلی افزود: اما شما ببینید سر تیم مذاکره کننده چه کرده اند؟ نه دی در توافق اولیه ژنو و وقتی توافق ژنو صورت گرفت، لوگوی هفته نامه را سیاه کرد و تیتر یک خود را زد عزای عمومی! یعنی ملت ترکمنچای دوم تکرار شد! لذا قانون ستیزی آیا از سوی روزنامه های ما بوده است یا دیگران؟ ما خود را مجاز ندانستیم که به مصوبه شورای عالی امنیت ملی به ریاست آقای احمدی نژاد، تمکین نکنیم و تیم هسته ای را مورد نقد قرار دهیم؛ اما آیا تیتر نه دی تخریب هست یا نه؟ آیا دل مردم را خالی می کند یا نه؟ ببینید نه دی چه نسبت هایی به تیم هسته ای مملکت داده است که به قول مقام معظم رهبری این ها خط مقدم جبهه نبرد با استکبار هستند.
وی ادامه داد: در هیئت نظارت قانونی وجود دارد که اگر نشریه ای، سه تذکر مکتوب بگیرد، خود به خود توقیف می شود و نه دی نیز بر اساس آیین نامه زمان آقای احمدی نژاد، تذکر چهارم را گرفته و توقیف شد.
وکیلی در خصوص قطع یارانه کیهان و جوان اظهار داشت: البته معاون مطبوعاتی فعلی هم از لحاظ گفتمانی متعلق به اردوگاه اصولگرایان است. اما قضیه قطع یارانه ها مربوط به مصوبه ای در دولت قبل است. در دولت قبل یک مصوبه بسیاری خوبی تهیه شد که این دولت اجرا کرده است. روزنامه هایی که از بودجه عمومی برخوردار هستند و امتیازشان و مدیر مسئول شان را دستگاه های حاکمیتی – چه دولت چه دیگر دستگاه های حاکمیتی – تعیین می کنند، این ها نباید از یارانه استفاده کنند. در انتهای دولت آقای احمدی نژاد چنین چیزی تصویب شده است و الآن اجرا می شود. روزنامه ایران که روزنامه دولت است، از یارانه محروم شده است. روزنامه کیهان، جمهوری اسلامی، اطلاعات محروم شده اند خراسان و جوان هم محروم شده اند. چون از بیت المال بهره مند هستند دیگر قرار نیست که یارانه بخش خصوصی را هم بگیرند.
وی با بیان این که بقیه سخنانی که در فضای سیاسی ما رایج است جنسش همین گونه است ادامه داد: دولت به بدترین شکل با منتقدین برخورد می کند. بنده شما را ارجاع می دهم به مقاله خودم. همان وقتی که لقب بی سواد به منتقدان داد، بنده در مقاله نوشتم که آقای روحانی پا جای پای احمدی نژاد نگذارد. آقای روحانی که معصوم نیست؟ ما هم از ایشان معصوم نساختیم. ایشان کسی است که وقتی رأی آورد شما تلاش کردید که بگویید روحانی اصولگرا ست. شجره نامه و شناسنامه المثنی برایش ساختید تا بگویید او اصولگراست. البته بله، برخی از این ادبیات هایش نیز مرهون اصولگرایی اش است؛ اما بدانید، انتخابش انتخاب اصولگرایانه نبوده است.
مدیر مسئول روزنامه ابتکار افزود: ما با آقای روحانی، خاتمی، هاشمی عقد اخوتی نبستیم. هر جا فکر کنیم دارند از خطوط اصلی خارج می شوند، نقد می کنیم. همان گونه که بنده آقای روحانی را همان شب نقد کردم و گفتم ما شما را انتخاب نکردیم تا این ادبیات را در جامعه ترویج بدهید؟ «نه» ما به احمدی نژاد بخش زیادی اش، به خاطر این ادبیات بود.
وی با اشاره به سخن روانبخش مبنی بر بستن دهان منتقدان از سوی روحانی، اظهار داشت: مگر قوه قهریه غیر از نیروی نظامی و انتظامی و قوه قضائیه است؛ این قوه مجریه با اتکا به کدام ابزار می تواند قوا را امنیتی کند؟
وی در پاسخ به روانبخش که وزارت اطلاعات را از جمله این ابزار دانست، گفت: مگر نقش وزارت اطلاعات در این همه دستگاه کجاست؟
وکیلی با اشاره به سخن روانبخش مبنی بر این که سند مذاکرات را برای نقد به ما نمی دهند اظهار داشت: تیم مذاکره کننده می گوید من در حین مذاکره ام و هیچ چیزی نهایی نشده است. من چه به شما بدهم که شما آن را بالای سر بگیرید و حلواحلوا کنید یا علیه من کار کنید و دست مرا خالی کنید. ما برای منافع ملی و مملکت مذاکره می کنیم. مذاکره اصول دارد. مذاکره مثل تیم سابق نیست که فکر کنیم اگر گاردمان را بستیم، دنیا کوتاه می آید. جای لبخند معلوم است کجاست و جای اخم هم معلوم است. آدمی که مسلط بر نظام بین الملل است می داند که اگر چرک نویس های مذاکرات را در ساحت عمومی پخش کند هم اعتماد به نفس داخلی را پایین می آورد و هم فضای داخلی را به هم می ریزد. تنها کاری که باید بکند این است که چانه زنی کنند وزورشان را به میدان بیاورند و خروجی مذاکرات را به سمع مقامات عالیه نظام برسانند.
وکیلی ادامه داد: آقای ظریف، نباید خود را پاسخگوی جواد کریمی بداند، او پاسخگوی رهبر نظام و مقامات عالیه است. پرونده هسته ای جزء نقاط مهم است و نمی توان آن را در میدان بازی کسانی قرار داد که آماتور هستند. باید بدون احساس زدگی خدمت مقامات تقدیم کنند. مگر آقای جواد کریمی قدوسی از رهبر مملکت دلسوز تر است یا اشرافش بیشتر است؟
وی افزود: رهبر فرزانه که به حق، اشرافش بر مسائل بین الملل است و نشان داده که با کسی رودربایستی ندارد، در جریان قرار می گیرند. اگر جایی دارند کج می روند، امکان ندارد بگوید این ها فرزندان انقلابند و منافع مملکت را پیش می برند. اما در عین حال، آقای نبویان و کریمی قدوسی فریاد ترکمنچای برمی آورند. آیا صحیح است که رهبر مملکت در قید حیات باشد و عده ای قرارداد ترکمنچای امضا کنند و رهبر سکوت کند؟ آیا این جسارت به رهبر نیست؟
روانبخش: بالاخره شما هم پذیرفته اید که دولت یازدهم نیز دولتی پوپولیستی است
روانبخش در پاسخ به اظهارات وکیلی اظهار داشت: اولا: بی تردید دین نیاز به کارشناسان دارد و اسلام رانیز باتفسیر کارشناسان خبره و با تقوایش باید بپذیریم نه هر مدعی کارشناسی؛ من هرگز کارشناس دین را منحصر در شخص علامه مصباح نکردم، هر چند ایشان از کارشناسانی است که مقام معظم رهبری ایشان را به علامه طباطبایی و شهید مطهری تشبیه کرده اند. ولی شما پاسخ بدهید آیا مراجع عظام تقلید مانند حضرات آیات عظام مکارم شیرازی، سبحانی، صافی کارشناس دین هستند یا نه؟ یعنی آن ها نیز حرف آقای روحانی را نفهمیده اند که نسبت به آن اعتراض می کنند؟! اگر منظور آقای روحانی که گفته است نیروی انتظامی باید قانون را اجرا کند نه اسلام، مطالبی باشد که شما در مقاله اتان بیان کردید این گفتن نداشت این جمله مانند آن است که بگوییم تیر برق بزرگتر از چوب کبریت است. یعنی آقای روحانی می خواسته این جمله بسیار بدیهی را بگوید؟ یا بیان این جمله بار انتخاباتی داشته که می خواسته با بیان آن آراء خاکستری رابه سوی حزب خود جلب کند؟

وی در پاسخ به این که مصوبات شورای امنیت ملی اختصاصی به زمان احمدی نژاد نداشته است گفت همواره چنین بوده است که مصوبات این شورا لازم الاجراست. ولی در زمان تیم سابق چنین نبود که نمایندگان مجلس در جریان نباشند ثانیا در آن زمان توافقی امضا نشده بود. امروز هم ما انتظار نداریم فرآیند مذاکرات را افشا کنند ولی انتظار داریم توافقنامه ای که بر آن توافق شده است بر مردم و نخبگان مخفی نگه ندارند. اگر اتفاقی نیفتاده پس چرا بساط جشن برپا می شود و به هم دیگر تبریک می گویند و فرش قرمز زیر پای وزیر خارجه آقای ظریف پهن می شود و با ماشین فرارو به جمع یارانشان می آیند؟ اگر ملاک فرمایش رهبری است معظم له به آقای صالحی فرمودند که صوت آن نیز موجود است حتما فکت شیت منتشر کنید و چیزی رابر مردم پنهان نکنید چرا به فرمایش رهبری عمل نمی شود؟!
درباره این که مصوبه حذف یارانه مربوط به دولت احمدی نژاد بوده است اولا این چه مصوبه ای است که خودشان اجرا نکرده و برای شما گذاشته اند؟ ثانیا در میان این همه مصوبه چرا دولت طرفدار نقد و آزادی بیان، به اجرای این مصوبه دل مشغولی داشته است و ثالثا چرا مصوبه های مهم دیگر مانند امربه معروف و نهی از منکر را به دولت ابلاغ نمی کنند؟ نکته آخر این که بالاخره شما هم پذیرفته اید که دولت یازدهم نیز دولتی پوپولیستی است و پا جای پای احمدی نژاد گذاشته است. پس این همه شعار عقلانیت و تدبیر و امید چی شد؟

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/213144
لینک کوتاه کپی شد
کلیدواژه ها »
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید














دیدگاه کاربران