هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 21 آذر 1396
ساعت 08:34
به روز شده در :

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 21 مرداد 1396 ساعت 21:36 2017-8-12 21:36:53
شناسه خبر : 274828
در آغاز مقاله صفحه یک دیلی استار آمده بود: «شاید اسرائیلی‌ها نتوانند تا ابد در لبنان جنوبی باقی بمانند، ولی ظاهرا تصمیم گرفته‌اند بخشی از آن را همراه خودشان به وطن‌شان ببرند!»
گروه تاریخ رجانیوز: آنچه در پی می‌آید، قسمت دیگری از تاریخچه‌ی حزب الله است. این سلسله مطالب، ترجمه‌ای است از ترجمه‌ی عربی کتاب «رزمندگان خدا؛ حزب الله از درون؛ 30 سال نبرد ضد اسرائیل»، نوشته‌ی نیکلاس بلانفورد؛ که در عین نوشته شدن توسط یک پژوهشگر غربی (که بعضا با مواضع حزب زوایای جدی داشته و گاهی در درک عمق ایدئولوژی اسلامی ناتوان بوده و در برخی موارد نیز تحت تاثیر شایعات ضد مقاومت واقع شده) مجموعا اطلاعات مفید و ذی‌قیمتی در باره‌ی تاریخچه‌ی حزب الله ارائه می‌کند. قسمت چهل و ششم را می‌خوانیم:
 
جنوب لبنان؛ میدان «اثبات قدرت رزمی» برای سلاح‌های جدید اسرائیل و آزمایش موشک اسپایک
علاوه بر تمرین‌های نظامی و کسب تجربه‌ی رزمی [برای نظامیان و خلبانان اسرائیلی]، جنوب لبنان برای صنعت رو به رشد تسلیحاتی اسرائیل نیز «میدان تیر»ی محسوب می‌‌گردید که کاملا در اختیار آنان داشت و می‌توانستند در آن، سلاح‌ها و تجهیزات جدیدشان را آزمایش کنند. به این ترتیب، اسرائیل وقتی می‌خواست سلاحی را بفروشد می‌توانست عبارت «قدرت رزمی ثابت شده» را نیز برای آن به کار ببرد و این ویژگی‌ای بود که رقبای متعدد او در بازار سلاح، در اختیار نداشتند. 
به گفته‌ی تیمور گوگسل [سخنگوی اسبق یونیفل در لبنان]: «جنوب لبنان یک میدان آزمایشِ کاملا در اختیار محسوب می‌شد. داشتن یک میدان آزمایش اینچنینی، آرزوی سازندگان سلاح است. خیلی وقت‌ها صنعت نظامی اسرائیل [در بازار فروش] بر رقبایش برتری پیدا می‌کرد، به این دلیل که مسئولین این صنعت می‌توانستند ادعا کنند که سلاح‌هایشان کارآمدی رزمی‌ خود را [در میدان عمل] ثابت کرده است؛ از تانک گرفته تا دستگاه‌های بی‌سیم.»
اینطور به نظر می‌رسد که یکی از این سلاح‌های دارای «قدرت رزمی ثابت شده» به صورت مخفیانه در جنوب لبنان آزمایش و پیشرفت داده شده باشد. این سلاح، موشک اسپایک- اِی آر (برد بلند) ضد تانک بود که شرکت سلاح‌سازی رافائل (که مالکیت آن در اختیار اسرائیل است) آن را ساخته بود.
در اوایل سال 1998 بود که در جنوب لبنان شایعاتی رواج پیدا کرد مبنی بر وجود یک موشک کروز کوچک جدید که می‌تواند با پیچ و تاب خوردن، از برخورد به درختان و تپه‌ها اجتناب کرده و به هدف اصابت کند. اولین مشاهده‌ی این موشک حیرت‌انگیز در اواخر فوریه همان سال ثبت شد، هنگامی که سربازان پاسدار صلح فنلاندی یونیفل موشکی را دیدند که از یکی از پایگاه‌‌های اسرائیلی در بالای یکی از تپه‌ها شلیک شد. موشک با اصابت به نزدیکی یک ماشین غیرنظامی در ورودی روستایی که در 8 کیلومتری خطوط نبرد قرار داشت منفجر شد.
در اواسط ماه می، دو موشک دیگر شبیه به همین از همان پایگاه اسرائیلی به سمت دو دسته از رزمندگان جنبش امل که تلاش داشتند به داخل منطقه‌ی اشغالی نفوذ می‌کردند شلیک شد. نظامیان فنلاندی یونیفل گزارش دادند که این دو موشک هنگام حرکت در مسیر، صدایی شبیه صدای هواپیمای جت از خودش تولید می‌کرده است. موشک اول با انحراف از مسیر خود در نقطه‌ای دیگر (بدون به بار آوردن تلفات) منفجر شد اما موشک دوم در کنار رزمندگان (که با سرعت در حال گریز بوند) منفجر گردید.
بعدها یکی از رزمندگان غیرنظامی [آن مجموعه] برایم تعریف می‌کرد: «مسئله واقعا غافلگیرمان کرد. بیش از اینکه از زخمی شدن عصبانی باشیم، از اینکه حضورمان در آنجا لو رفته بود عصبانی بودیم.»
دوازده روز بعد، حسین مقلد 20 ساله و برادرش محمد 17 ساله در حال عبور از دره‌ای در مرز منطقه‌ی اشغالی در کنار روستای عربصالیم بودند که موشکی از فراز دره عبور کرده و به سمت آن‌ها آمد ولی در لحظه‌ی آخر نوسانی در مسیرش ایجاد و بعد [با اصابت به نزدیکی آنها] منفجر شد. محمد در همانجا در اثر انفجار کشته شد، برادرش حسین نیز اگرچه در ناحیه‌ی کمر شدیدا دچار سوختگی شده بود، اما جان سالم به در برد.
در اوایل ماه جولای، یک نظامی نروژی یونیفل در پست بازرسی در بخش شرقی منطقه‌ی اشغالی موشکی را دید که از یک پایگاه اسرائیلی شلیک شد. موشک به دنبال خود، خط طولانی‌ای از دود سفید به جا می گذاشت. بنا به گزارش داخلی یونیفل: «موشک، مسیر غیر ثابتی را طی و صدای بلندی از خود تولید می‌کرد.» موشک در نهایت به دامنه‌ی یک تپه برخورد کرد. ارتش اسرائیل نزد یونیفل اذعان کرد که موشک از کنترل خارج شده بوده و به سربازان پاسدار صلح توصیه کرد دور از نقطه‌ی انفجار موشک باقی بمانند. در ادامه، نظامیان اسرائیلی اقدام به جمع‌آوری بخش‌های اساسی موشک کرده و البته پس از رفتنشان مقدری از خرده‌ریزهای فلزی آن باقی ماند که سربازان کنجکاو یونیفل رفته و آنرا بررسی می‌کردند.
در آن زمان در محافل ساخت سلاح، این خبر شایع شده بود که رافائل اقدام به بهبود و پیشرفت‌دادن موشک برد بلند ضد تانک خود کرده و نام «اِن تی دی دندی» یا «لانگ اسپایک» را بر روی آن گذاشته است و این موشک پدر خانواده‌ای موشک‌های ضد تانکی محسوب می‌شود که در بین آنها موشک برد کوتاه ضد تانک «جیل» و موشک ضد تانک برد متوسط «اسپایک» نیز وجود دارد. 
 
[آرم رافائل]
 
از بین این سه دسته موشک، قید «سری بودن» تنها از موشک «جیل» برداشته شده و در اختیار نظامیان اسرائیلی‌ حاضر در جنوب لبنان گذاشته شده بود. ولی برد موشک جیل فقط دو و نیم کیلومتر بود و مسئول حملات در جنوب لبنان [که پیشتر اشاره شد] نمی‌توانست این موشک باشد.
در اوایل آگوست 1998، و بعد از چند ماه تحقیق، مقاله‌ای در روزنامه‌ی دیلی استار نوشتم و ادعا کردم که آن موشک حیرت‌انگیزی که در جنوب لبنان دیده شده قطعا همان «ان تی دی دندی» است. البته دیلی استار برای دریافت توضیح، با شرکت رافائل تماس نگرفت (چون این کار مخالف قوانین لبنان بود) ولی سخنگوی این شرکت تولید سلاح، به یکی از خبرگزاری‌ها که این داستان را پذیرفته [و منتشر کرده بود] اطلاع داد که چنین موشکی وجود خارجی ندارد. سخنگوی شرکت رافائل اعلام کرد که موشک جیل، تنها موشک ضد تانکی است که رافائل تولید کرده است.
 
[نمونه ای از موشکهای ضد تانک اسپایک]
 
اما در اکتبر 1997 (یعنی ده ماه پیش از قضیه‌ی مقاله‌ی دیلی استار) خبری شایع شده بود مبنی بر اینکه رافائل اقدام به عقد قراردادی به مبلغ 800 میلیون دلار با دولت لهستان کرده است که طبق آن باید بالگردهای هوزار ارتش لهستان ارتقا یافته و به موشک‌های ان تی دی دندی مجهز می‌شدند. به عبارت دیگر، شرکت رافائل تقریبا یک سال پیش، به لهستان موشک‌هایی فروخته بود که حالا سخنگوی شرکت، وجود خارجی داشتن آن را تکذیب می‌کرد!
در نوامبر 1999، قید «سری بودن» از ان تی دی دندی برداشته شد و نام جدید «اسپایک اِی آر» برای آن برگزیده شد. برد این موشک به تقریبا 8 کیلومتر می‌رسد و این اعتقاد وجود دارد که همین موشک بوده که دستکم باعث  کشته شدن یک لبنانی و زخمی شدن 4 لبنانی دیگر شده است.
یک سال پیش [از زمان نگارش کتاب] شرکت رافائل اقدام به برپایی ائتلاف «یورو اسپایک» با شرکت‌های «اس تی ان اتلاس» و «دیهل» و شرکت آلمانی «رِین متال» نمود که هدف آن تولید و بازاریابی و فروش مجموعه موشک‌های ضد تانک اسپایک به دولت‌های خارجی بود.
با آغاز سال 2011، یورواسپایک موشک‌هایش را به تعداد بالایی از کشورهای مختلف در چهارگوشه‌ی دنیا فروخته بود، از جمله برخی کشورهای عضو ناتو (هلند، لهستان، ایتالیا، اسپانیا، رومانی، جمهوری چک و فنلاند). قرارداد با فنلاند در این بین تا حدی خاص محسوب می شد چون نظامیان فنلاندی یونیفل اولین کسانی بودند که حدود یک دهه پیش، این موشک را در جنوب لبنان به چشم دیده بودند.
 
مشهورترین «خاک‌خواری»!
نمی‌شد از همه‌ی مظاهر سیطره‌ی اسرائیل بر جنوب لبنان به اندازه‌ی استفاده از آموزش و تمرین کادرهای پروازی سود برد، و این استفاده هم به اندازه‌ی آزمایش سری موشک‌ها نحسی نداشت.
یک روز صبح زود، در یکی از ایام اواخر اکتبر 1998، یک نظامی نروژی یونیفل مرا با خودش به مقر فرماندهی تیپش در بیرون ابل السقفی در بخش شرقی منطقه‌ی اشغالی می‌برد. در یبن راه، جیپ سازمان ملل به سمت خارج روستای مرزی کفرکلا رفت. راننده، به زمین پهناور حاصلخیزی که زیرپایمان قرار داشت اشاره کرده و گفت: «آن حفره‌ها را آن پایین می‌بینی؟»
درفاصله‌ی تقریبا صد متری شمال حصار مرزی‌ای که لبنان را از خانه‌های شهرک [صهیونیست‌نشینی] جدا می‌کرد که مشرف بر آن بود (و دورترین شهرک در شمال فلسطین اشغالی محسوب می‌شد) چندین حفره در خاک نرم شکلاتی رنگ به چشم می‌خورد. یک سری بولدوزر و کامیون هم نزدیک آنها پارک کرده بودند.
راننده گفت: «اسرائیلی‌ها طبقه‌ی بالایی خاک را می‌دزدند و می‌برند آن سوی مرز.»
-واقعا؟
-«بله. با آنها زمین‌های کشاوری طبقاتی [مزارع یا باغ‌هایی که در سطح شیب دار ولی به صورت مسیرهای طبقاتی بالای هم ساخته می‌شود] درست می‌کنند. می‌توانی آنها را نزدیک مرز ببینی. موقعی که داشتیم برمی‌گشتیم نشانت می‌دهم.»
بعد از ظهر و در سفر بازگشت، راننده‌ی نروژی مدت کوتاهی توقف کرد تا من بتوانم دو عکس از محل‌های حفاری بگیرم. چند دقیقه بعد، موقع بالا رفتن از تپه‌ای در نزدیکی مرز در جنوب کفرکلا به یک زمین کشاورزی پلکانی پهن که تازه ساخته شده بود (و عبارت بود از خاک قهوه‌ای رنگ باروری که در آن صفوفی از نهال‌های سیبِ تازه کاشته شده) اشاره کرد. این زمین‌های کشاورزی در داخل اسرائیل، فقط صد متر با حصار مرزی فاصله داشتند.
مقر فرماندهی یونیفل [در پاسخ سوال من] اعلام کرد که عملیات ربایش طبقه‌ی بالایی خاک را مشاهده نکرده ولی دراین باره تحقیق خواهد کرد. تماس‌هایی که با منابع اطلاعاتی که در داخل منطقه‌ی اشغالی ساکن بودند برقرار شد ثابت کرد که اسرائیلی‌ها از دو هفته پیش، خاک را به وسیله‌ی کامیون به آن سوی مرز می‌برند. هرچند داستان هنوز دارای جزئیات نبود، ولی فردای آن روز مقاله‌ی کوتاهی [که توسط من نوشته شده بود] به همراه تصویری از محل حفر زمین در صفحه‌ی نخست [روزنامه لبنانی انگلیسی زبان] دیلی استار منتشر شد. در آغاز مقاله آمده بود: «شاید اسرائیلی‌ها نتوانند تا ابد در لبنان جنوبی باقی بمانند، ولی ظاهرا تصمیم گرفته‌اند بخشی از آن را همراه خودشان به وطن‌شان ببرند!»
همانطور که پیش بینی می‌شد، فردای آن روز هیچ عکس‌العملی به این بمب کوچک رسانه‌ی نشان داده نشد. چون دیلی استار در سطح وسیعی در لبنان خوانده نمی‌شد و می‌شد داستان ربایش کوچک خاک، بدون دیده شدن، به آسانی بگذرد. معلوم بود که قضیه نیازمند یک شوک تبلیغاتی کوچک است.
در همین راستا با جمیل مروّة، ناشر دیلی استار، مشورت کردم و او هم موافقت کرد مسئله را با نبیه بری، رئیس مجلس لبنان، در میان بگذارد و این پیشنهاد را مطرح کند که به نیابت از او نامه‌ای بنویسد و در آن به ربایش طبقه‌ی بالایی خاک اعتراض نماید. پس از آن می‌شد این نامه را به سفارتخانه‌های پنج کشور عضو دائم سازمان ملل و کشورهای عضو اتحادیه اروپا و کشورهای اتحادیه عرب در بیروت ارسال کرد. پس از آنکه خبرنگار پارلمانی دیلی استار موافقت نبیه بری را به دست آورد، از طرف او بیانیه‌ای رسمی نوشتیم که در آن، سیاست اسرائیل در ربایش خاک لبنان محکوم شده بود.
 
[نبیه بری]
 
یک نسخه از بیانیه چاپ و به دفتر بری ارسال و در آنجا به عربی ترجمه شد. سپس این نامه به سفارتخانه کشورهای بزرگ در بیروت هم ارسال و در اختیار رسانه‌های لبنانی نیز قرار گرفت.
با صدور بیانیه‌ی بری، داستان به سرعت، اهمیتی بالا پیدا کرد و مطبوعات فعال لبنان، پوشش کاملی به آن اختصاص دادند. البته در بعضی موارد درباره‌ی میزانی که این ربایش به آن رسیده بود مبالغه نموده و در تعیین محل ربایش هم اشتباهاتی کرده بودند. نمایندگان مجلس هم مطبوعات را زیر بارانی از بیانیه‌های محکومیت و دعوت برای آوردن فشارهای بین‌المللی بر اسرائیل و افزایش عملیات‌های مقاومت گرفتند.
وزیر خارجه لبنان، فارس بُوَیز، هم نامه‌ای در محکومیت این قضیه نوشته و به سازمان ملل و اتحادیه اروپا ارسال کره و درباره‌ی اینکه ربایش خاک لبنان تهدیدگر ایجاد یک «فاجعه‌ی زیست‌محیطی» است هشدار داد.
مطبوعات اسرائیلی هم سریعا به این قضیه پرداخته و از زبان اوری لوبرانی (هماهنگ‌کننده‌ی فعالیت‌های اسرائیل در لبنان) اصل قضیه را تکذیب کردند. لوبرانی گفته بود: «سوال من این است که منبع همه‌ی این حرف‌ها کجاست. ما به این قبیل اتهامات عادت کرده‌ایم، اتهاماتی مثل اینکه اسرائیل آب‌های رودخانه لیطانی را به سمت دریاچه کینیریت [دریاچه الجلیل] کشیده است. حالا، نوبت خاک است. فردا هم خواهند گفت ما داریم هوا را می‌دزدیم.»
 
 
[از راست: اسحاق رابین و اوری لوبرانی]
 
ولی 10 روز پس از انتشار اصل داستان [در دیلی استار] یونیفل تایید کرد که برخی غیرنظامیان اسرائیلی واقعا برخی زمین‌های لبنانی را حفر و خاک لبنان را با کامیون به آن سوی مرز منتقل می‌کنند تا با آن زمین‌های کشاورزی طبقاتی برپاکنند.
صدای مسئولین لبنانی بلند شده و مسئولان اسرائیلی با عصبانیت پاسخ دادند. بعد از آنکه زفی مازل، سفیر اسرائیل در قاهره، از سوی روزنامه‌نگاران مصری تحت فشار قرار گرفت، با مقداری تهور اعلام کرد: «نه، نه، نه. ما این تهمت را از سوی لبنان نمی‌پذیریم. اما دیروز و پریروز مطلع شدیم که برخی افراد فعال در بخش خصوصی که با لبنانی‌ها کار می‌کنند، خاک غیرحاصلخیز یا از این دست را برای کارهای ساختمانی [به آن سوی مرز] می‌برند.»
طبیعتا ارتش اسرائیل به دلیل اینکه محل حفر در جایی قرار داشت که می شد به وضوح آن را از پایگاه‌های اسرائیلی در هر دو سوی مرز دید، از ین قضیه مطلع بوده است. علاوه بر این، کامیون‌هایی که خاک ها را جا‌به‌جا می‌کردند باید از دروازه‌های مرزی‌ای عبور می‌نمودند که نظامیان اسرائیلی از آن نگهبانی می‌کردند.
داستان در سطح جهان هم منتشر شد. تیتر یک اکونومیست با حالتی طنز نوشته بود: «مشهورترین خاک‌دزدی»!
وقتی یونیفل و اسرائیلی‌ها ربایش خاک را تایید کردند، آمریکا مجبور به تکاپو شده و از اسرائیل خواست به این عملیات پایان دهد.
البته هیچ خاکی مطلقا به لبنان بازگردانده نشد. حفره‌ها هم به حال خود رها شدند (حوضچه‌های آب در زمستان و حفره‌های خاک‌آلود در تابستان) درحالیکه تکه‌ی کوچکی از خاک لبنان، در فاصله‌ی سه کیلومتری جنوب غرب زمین سابق، هنوز یک باغ سیب شکوفا در شمال فلسطین اشغالی است.
 
 
ادامه دارد ...
 
مترجم: وحید خضاب
 
 
[مطالب مندرج در این سلسله مطالب لزوما مورد تأیید رجانیوز و مترجم نیست و تنها به جهت حفظ امانت به صورت کامل نقل شده است. خصوصا مطالب مرتبط با نیروهای ایرانی و یا سران مقاومت، نیازمند تأیید از سوی مراجع ذی صلاح است.]
 
 
قسمتهای قبل:
 

 



 

 

 

دروپال طراحی سایت آموزش مجازی lms

 

 

 

 

 


 

 

x