هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 22 اسفند 1395 ساعت 20:02 2017-3-12 20:02:44
شناسه خبر : 267663
هارل اعلام کرد «سنجاق علامت» روی نقشه، به اشتباه محل پایگاه یونیفل را صد متر شمال محل واقعی‌اش تعیین کرده بود [و در نتیجه توپخانه‌ی ارتش اسرائیل خیال می‌کرده مشغول حمله به صد متری جنوب آن پایگاه است!]
گروه تاریخ رجانیوز: آنچه در پی می‌آید، قسمت دیگری از تاریخچه‌ی حزب الله است. این سلسله مطالب، ترجمه‌ای است از ترجمه‌ی عربی کتاب «رزمندگان خدا؛ حزب الله از درون؛ 30 سال نبرد ضد اسرائیل»، نوشته‌ی نیکلاس بلانفورد؛ که در عین نوشته شدن توسط یک پژوهشگر غربی (که بعضا با مواضع حزب زوایای جدی داشته و گاهی در درک عمق ایدئولوژی اسلامی ناتوان بوده و در برخی موارد نیز تحت تاثیر شایعات ضد مقاومت واقع شده) مجموعا اطلاعات مفید و ذی‌قیمتی در باره‌ی تاریخچه‌ی حزب الله ارائه می‌کند. قسمت را می‌خوانیم:
 
تحقیقات خنده آور اسرائیل درباره کشتار قانا
روز 5 مارس، تحقیقاتی که خود اسرائیل درباره حمله به قانا آغاز کرده بود پایان پذیرفت و نتایج آن در اختیار فن کاپن هم قرار گرفت. سرتیپ دان هارل (فرمانده بخش توپخانه‌‌‌ی ارتش اسرائیل) در رأس این تحقیق قرار داشت. یکی از افسران یونیفل بعدها در این باره به من می‌گفت این شبیه این است که «از مجرم بخواهی درباره جنایتش تحقیق کند.»
 
[نفر اول از سمت راست: دان هارل (در حال صحبت)]
 
هارل اعلام کرد که [در زمان حمله و برای تعیین هدف] «سنجاق علامت» روی نقشه، به اشتباه محل پایگاه یونیفل را صد متر شمال محل واقعی‌اش تعیین کرده بود [و در نتیجه توپخانه‌ی ارتش اسرائیل خیال می‌کرده مشغول حمله به صد متری جنوب آن پایگاه است.]
تفسیری که هارل ارائه می‌کرد، باعث قهقهه‌های تمسخر در مقر فرماندهی یونیفل شد. [تیمو] گوکسل [سخنگو یونیفل] [در گفتگو با نگارنده] می‌گفت: «توجیه سنجاق علامت روی نقشه، قطعا چندش‌آورترین جوکی بود که در تمام عمرم شنیده‌ام.»
 
[تیمور گوکسل، سخنگوی سابق یونیفل]
 
اسرائیلی‌ها در سطحی گسترده، نقشه‌های دقیق و جزئی و تصاویر هوایی‌ای که تمام جنوب لبنان را در بر می‌گر‌فت در اختیار داشتند. اصلا امکان ندارد بتوان تصور کرد که اسرائیلی‌ها به اشتباه، محل پایگاه سازمان ملل را در صدمتری محل اصلی‌اش تعیین کرده باشند، آن هم در حالیکه این پایگاه، یک محل معروف و کاملا قابل رویت بود و از چند ساختمان سفید تشکیل شده بود که روی آن با رنگ سیاه عبارت UN نوشته شده بود و این پایگاه از 18 سال پیش تا آن زمان در همین نقطه برپا بود.
 
انتشار گزارش سازمان ملل درباره قانا
توجیه اسرائیلی‌ها مبنی بر اینکه خطا بر روی نقشه موجب فاجعه‌ی قانا شده است، فن کاپن را هم قانع نکرد. در واقع دلایل متعدد و پرحجمی که تیم فن کاپن آنها را جمع‌آوری کرده بودند [...] همراه بود با توضیحات متناقض اسرائیلی‌ها که قانع‌کننده هم نبودند. صحت نتایج تحقیق فن کاپن از سوی متخصصین توپخانه‌ای که به سازمان ملل ملحق شده بودند نیز بررسی و تایید شد. فن کاپن پس از بازگشت به نیویورک، استدلال‌هایش را به برخی افسرانِ در حال خدمتِ ارتش آمریکا هم ارائه کرد تا نظرِ دومی را نیز کسب کرده باشد. [به گفته‌ی فن کاپن در گفتگو با نگارنده:] «[پس از مدتی] برگشتند و گفتند: "نمی‌توانیم به صورت رسمی از تو حمایت کنیم، ولی حق صد در صد با توست. فقط اسمی از ما نبر."»
 
[سرتیپ فن کاپن]
 
حالا فن کاپن مانده بود و یک نتیجه‌ی نگران کننده: دلایل مستحکم و واضح نشان می‌دهند که اسرائیلی‌ها عمدا به مقر یونیفل حمله کرده‌اند و انگیزه‌شان هم بسیار واضح است.
فن کاپن در پایان گزارش‌اش با کلماتی که به دقت آنها را انتخاب کرده بود [شاید برای اینکه خیلی هم اسرائیل را نرنجاند!] آورده بود: «اگرچه نمی‌توان این احتمال [یعنی اشتباه ناخواسته] را صد در صد رد کرد، اما احتمال ندارد که حمله‌ی توپخانه‌ای به پایگاه سازمان ملل در نتیجه‌ی اشتباهات فاحش فنی و یا اجرایی رخ داده باشد.»
اما برخی طرف‌های سیاسی بودند که نمی‌خواستند این نتایج دردسرساز و ناخوشایند در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. در همین راستا، این سرتیپ هلندی [فن کاپن] تحت فشارهای مسئولین مختلفی در داخل سازمان ملل و خارج آن قرار گرفت تا گزارش‌اش را تلطیف کند. به او گفته شد که متهم کردن اسرائیل به حمله توپخانه‌ای به مقر یونیفل باعث صدمه به کمپین انتخاباتی پرز شده و برای دولت کلینتون در این سال که انتخابات در آن برگزار خواهد شد، درسرساز است.
 
[پطرس غالی]
 
دبیر کل سازمان ملل پطرس غالی هم تشویق شد [یعنی تحت فشار قرار گرفت] که این گزارش را ملغی کند [و به کلی کنار بگذارد]. مثلا مادلین آلبرایت، سفیر آمریکا در سازمان ملل، به پطرس غالی هشدار داده بود که انتشار این گزارش، تلاش‌ها برای رسیدن به صلح در خاورمیانه را با پیچیدگی [و دشواری] روبرو خواهد ساخت. نقل می‌شود که آلبرایت به او گفته بود انتشار این گزارش باعث ایجاد زخمی عمیق در جامعه‌ی اسرائیل خواهد شد، دبیر کل سازمان ملل هم با تندی به او جواب داده بود گلوله‌های توپ [ارتش] اسرائیل زخم‌های عمیق‌تری در بین پناهجویان قانا ایجاد کرده است. [پطری غالی پاسخ می‌دهد، دِ نیشن، 14 ژوئن 1999]
فن کاپن [در گفتگو با نگارنده] می‌گفت: «مادلین آلبرایت اصلا از این گزارش خوشش نیامد. چندین بار به من گفت که تو دلیلی [برای نتایجی که گرفته‌ام] نداری و از این حرف‌ها. من هم به او گفتم لازم نیست دانشمند موشکی باشی تا بتوانی سوراخ‌هایی [که بر اثر حملات] در زمین ایجاد شده را بشماری.»
 
[مادلین آلبرایت]
 
با همه‌ی این تفاصیل، وقتی یکی از نتایج اساسی تحقیق سازمان ملل به [نشریه ]فارین ریپورت )یک نشریه‌ی بریتانیایی تخصصی در زمینه‌ی مسائل امنیت و اطلاعات بین‌الملل) درز پیدا کرد، گزینه‌ی مخفی کردن حقایق از روی میز کنار رفت. سازمان ملل ابدا منشا این درز پیدا کردن را روشن نکرد. در واقع، این یک حرکت شخصی از طرف یکی از مسئولان سازمان ملل بود که تحت تاثیر کشتار قانا قرار گرفته و نگران بود که پطرس غالی به فشارهایی که برای ملغی کردن گزارش به او وارد می‌شود، گردن بگذارد [و گزارش را منتشر نکند].
شبکه‌های خبری شروع به نقل مطالب درز پیدا کرده نمودند. وقتی داستان در دسترس افکار عمومی قرار گرفت، دیگر نمی‌شد نتایج تحقیق فن کاپن را مخفی کرد. و گزارش کامل، در 8 می [19 اردیبهشت 1375] منتشر شد، مسئله‌ای که برای واشنگتن ناخوشایند بود و اسرائیل را هم عصبانی کرد.
با گذشت یک دهه و نیم از آن زمان، [یعنی در زمان مصاحبه نگارنده با فن کاپن] تحلیل فن کاپن درباره‌ی مسائلی که در پس کشتار قانا قرار داشت تغییر نکرده است. او [در گفتگو با نگارنده] می‌گفت: «فکر می‌کنم این یک کار عمدی بود. این یک جنایت جنگی است، این نظر من است. خصوصا که می‌دانیم من برای مدت زمان طولانی نمی‌خواستم این مسئله را باور و تایید کنم. دلایل به حدی قوی بود که من به عنوان یک سرباز حرفه‌ای گزینه‌‌ی دیگری برای رسیدن به برداشتی غیر از این نداشتم.»
بنابر این تحلیل، پهپاد شناسایی‌ای که در آسمان قانا پرواز می‌کرد، تصویر نیروهای حزب الله که داشتند به داخل پایگاه می‌دویدند را [به پایگاه ارتش اسرائیل] منتقل کرده بود و [به گفته‌ی فن کاپن]: «در یک جایی از سلسله مراتب فرماندهی، یکی‌شان حس کرده بود که دیگر چوب‌خط از دست حزب الله پر شده است. ... یکی‌شان در سلسله مراتب فرماندهی یک تصمیم‌ دلبخواهی گرفته و دست به این کار زده بود. وقتی به کل دلایل نگاه می‌کنم، می‌بینم که این منطقی‌ترین تفسیر است.»
[مترجم: البته در همین تفسیر هم مشخص است که چقدر تلاش شده تفسیر ارائه شده به نفع اسرائیل تلطیف، و این تصمیم یک تصمیم «دلبخواهی فردی» و آن هم لزوما برای حمله به نیروهای حزب الله، و نه مردم جنوب لبنان، ارائه شود.]
 
حضور وزیر خارجه آمریکا در منطقه و توافق نیسان [آپریل] 
کشتار قانا، سرنوشت عملیات خوشه‌های خشم را هم مشخص کرد: آمریکا فهمید که نبرد دارد از کنترل خارج، و تبدیل به یک شکست واضح برای هم‌پیمانش یعنی اسرائیل می‌شود. به جای آنکه حزب الله به حاشیه رانده [و منزوی] شود، استفاده‌ی غیرمتوازن از قدرت نظامی، همدلی عرب‌ها با حزب الله را تعمیق کرده و اعتبار واشنگتن را به عنوان یک حَکَم بی‌طرف در روند صلح خاورمیانه، بیشتر و بیشتر با تهدید مواجه ساخت.
 
[دیدار وارن کریستوفر و رفیق حریری]
 
دو روز پس از کشتار، وارن کریستوفر [وزیر خارجه وقت آمریکا] به منطقه آمده و در دمشق با حافظ اسد دیدار کرد. این اولین بار نبود که شانس با اسدِ صبور همراه شده و دنیا بار دیگر دست به دامان دمشق می‌شد. اسد پیشنهاد [چندی پیش] فرانسه [مبنی بر مکتوب کردن توافق سال 1993] را تایید و به کریستوفر گفت تاییدِ مکتوب تفاهم جولای 1993 (که غیرنظامیان را در دو سوی مرز، [از حملات] برکنار نگه می‌داشت ولی به حزب الله اجازه می‌داد به مقاومت در برابر اشغالگری ادامه دهد) توصیه می‌کند.
اسرائیلی‌ها اصرار داشتند که آمریکا (و نه فرانسه) ناظر توافق باشد ولی کریستوفر دریافت که در هر حال هیچ راهی جز پذیرش پیشنهاد فرانسه ندارد. حتی در این وضع هم اسد با کمی عقب‌گرد، با شجاعت دیدار با وزیر خارجه‌ی بدشانس آمریکا را که در 23 آپریل [4 اردیبهشت] برای سومین بار طی سه روز به دمشق آمده بود، رد کرد.
پرز هم متوجه شد که از زمان حمله به قانا، حاشیه‌ی مانورش بسیار محدود شده است. هدف کریستوفر هم [که در ابتدا] رسیدن به توافقنامه‌ای مفصل و با جزئیات با امضای لبنان و سوریه و اسرائیل بود، به این محدود شد که به یک سند یک صفحه‌ای بدون امضا دست پیدا کند. 
 
[دیدار وارن کریستوفر و حافظ اسد]
 
پیش‌نویس این سند تهیه و در اختیار اسد قرار گرفت. به گفته‌ی یکی از مسئولین آمریکایی که همراه کریستوفر بود، اسد «تک تک سطرها، و تک تک کلمات و تک تک فاصله‌ها[ی بین کلمات]» را با دقت و توجه بررسی کرد.
در 26 آپریل [7 اردیبهشت]، اعلام شد که به توافقی برای پایان دادن به نبرد دست پیدا شده است. [طبق این توافق] حزب الله از هرگونه حمله‌ای به شمال فلسطین اشغالی منع شد، و اسرائیل هم دیگر حق نداشت به غیرنظامیان یا اهداف غیرنظامی حمله کند. و هر دو طرف متعهد شدند از مناطق مسکونی یا دیگر مناطق غیرنظامی دست به حمله نزنند. و البته در متن سند آمده بود: «هیچ چیز در این بین نیست که حق دفاع از نفسِ هر کدام از طرف‌ها را (بدون زیرپا گذاشتن این تفاهم) از بین ببرد.»
توافق از ساعت 4 بامداد 27 آپریل [8 اردیبهشت] اجرایی شد.
این توافق (که با نام توافق آپریل معروف شد) تصریح کرده بود که یک گروه ناظر از فرستدگانی لبنانی و سوری و فرانسوی و اسرائیلی و آمریکایی تشکیل شود تا هرگونه نقض را زیر نظر بگیرد. این مجموعه توافق کردند که مقر فرماندهی یونیفل در ناقوره محل جلسه و ریاست این گروه به صورت دوره‌ای هر شش ماه با نماینده‌ی آمریکا و بعد نماینده فرانسه باشد.
 
 
مترجم: وحید خضاب
 
[مطالب مندرج در این سلسله مطالب لزوما مورد تأیید رجانیوز و مترجم نیست و تنها به جهت حفظ امانت به صورت کامل نقل شده است. خصوصا مطالب مرتبط با نیروهای ایرانی و یا سران مقاومت، نیازمند تأیید از سوی مراجع ذی صلاح است.]
 
 
قسمتهای قبل: