شنبه 31 مرداد 1394 13:02 ساعت
شناسه خبر : 220225
دلیل تلاشها برای بازگشت شجریان به موسیقی کشور مشخص شد:
شجریان، چند سال پس از کوچ به بیبیسی؛ لغو کنسرت به دلیل فروش نرفتن بلیت!/ آیا شجریان هم مانند هنرمندان فراری دیگر در مسیر فراموشی است؟
شجریان نفر اول نیست. پیش از او فیلمسازان، بازیگران، خوانندگان و نویسندگان و .... دیگری نیز گمان کردند میتوانند با فرار از مملکت، توهین به اکثریت مردم برای بدست آوردن دل اقلیتی خاص و اتخاذ مواضع تند علیه جمهوری اسلامی، آزادانه در غرب فعالیت کنند و همچنان پرمخاطب و محبوب بمانند، اما ظاهرا حتی شجریان نیز پس از حذف از سیستم فرهنگی رسمی کشور به سرعت در مسیر فراموشی است، همانطور که هنرمندان معاند دیگر شدند.
گروه فرهنگی- رجانیوز: از تلاش چند ماه قبل شبهروشنفکران وطنی و رسانههایشان در تحت فشار قرار دادن وزارت ارشاد برای اعطای مجوز به محمدرضا شجریان و تلاش برای بازگشت او به ایران کاملا واضح بود که پایگاه اجتماعی وی پس از حذف صدایش از رسانههای رسمی جمهوری اسلامی مانند تلویزیون و کوچش به بیبیسی- مانند هر هنرمند کوچکردهی دیگری- به میزان قابل توجهی کاهش یافته و اصرار عجیب شبهروشنفکران برای بازپخش «ربنا»ی او از رسانهی ملی- بهرغم پز مخالفتشان با صداوسیمای جمهوری اسلامی- و کارهای تبلیغاتی دیگر، درواقع پروژهایست برای احیای مجدد شجریان در فضای موسیقی ایران.
به گزارش "رجانیوز"، حالا اما لغو کنسرت محمدرضا شجریان در ترکیه که با تبلیغات گستردهی رسانههای حامی وی هم همراه بود، به دلیل عدم فروش بلیط و استقبال سرد مخاطبان، تائیدی است بر تحلیل چند ماه قبل و یاداوری اینکه حتی استاد آواز شبهروشنفکران نیز، مانند باقی هنرمندان پشتکرده به مردم، پس از کوچ از وطن و خانه کردن در رسانههای ضدانقلاب به سرعت در حال فراموشی است.
پیش از این وقتی پس از حمله تند رسانههای شبهروشنفکر به سخنگوی وزارت ارشاد که گفته بود: «برخی افراد برای اجرای کنسرت دارای محدودیت قانونی هستند. ایشان [محمدرضا شجریان] هم محدودیتهایی دارند.» دانشگاه ازاد در همایش بینالمللی حافظ نمایشی ساختگی ترتیب داد تا شجریان پشت تریبون برود و با بغض بگوید که عدهای اجازه نمیدهند او برای مردم بخواند: «زیادهگویی نمیخواهم بکنم. من چندین سالی است که میخوانم و آنچه باید را تا به حال خواندهام و از این به بعد هرچه بخوانم زیادهگویی است اما من چند سال است که اجازه ندارم برای مردم خودم و در مملکت خودم بخوانم.» مشخص بود که او با آن همه سابقه و طرفدارانش با آن همه ادعا حالا فهمیدهاند که باید با هر بغض و گریهی نمایشی هم که شده راه بازگشتشان به میهن را بازکنند و به هر نحوی که شده استاد! را در موسیقی ایران احیا نمایند.

شجریان در همایش دانشگاه ازاد
البته همان زمان و پس از انتقاد رسانهای به درخواست بازگشت شجریان به کشور پس از اقداماتش علیه کشور در جریان فتنه 88 و اظهاراتش علیه مردم و جمهوری اسلامی در رسانههای معاند، ییروز ارجمند، مدیر وقت مرکز موسیقی وزارت ارشاد، در گفتگو با نسیم در اظهاراتی منطقی درباره برپایی کنسرت محمدرضا شجریان گفت: «همانطور که سخنگوی ارشاد گفته است آقای شجریان به خاطر یکسری موضع گیریهای طی سال های اخیر داشته اند باید خودشان پاسخگو باشند و تا آنجا که بنده مطلع هستم و مسائل مربوط به ایشان همان مواردی است که سخنگوی ارشاد قبلا گفتهاند.»
همچنین پیش از ارجمند نیز سخنگوی ارشاد در موضعی قانونی نسبت به شجریان گفته بود: «آقای شجریان باید رفتارهای گذشته خود را جبران کند و به موسیقی ایرانی و اسلامی برگردد. ایشان در دهه اول انقلاب حضور و برنامههای خوبی داشت، اما نوع رفتارهایش در دهه دوم انقلاب باعث شد کمی از مردم و نظام فاصله بگیرد و خودش مسئول این کار است. با این حال راه بازگشت برای ایشان باز است، به شرطی که به چارچوبهای نظام متعهد باشد. نمیشود فردی هم معترض و منتقد شدید باشد و ضوابط و معیارهای حاکم بر نظام را نپذیرد و هم بخواهد کار کند.»
پس از ناامیدی از امکان فعالیت مجدد شجریان در داخل هم رسانهی حامی وی با تغییر فاز اینبار شروع کردند به حساب کتاب خروج ارز از کشور در صورت برگزاری کنسرت وی در کشورهای مجاور و در مطالبی با تیترهایی مانند «هزینه ممنوع الکاری شجریان،خروج بیش از ۳میلیون دلار ارز!» نوشتند: «حفظ ذخیره های ارزی و سرمایههای مالی در هر کشور به قدری مهم است که همه کشورهای دنیا به هر نحوی در یک رقابت چراغ خاموش و مداوم به دنبال این هستند که نه تنها سرمایههای ملی خود را در مرزهای جغرافیایی خود حفظ کنند، بلکه تلاش مضاعفی نیز دارند که به هر نحوی این سرمایه را بیشتر کنند. حال در این شرایط با برگزاری کنسرت محمدرضا شجریان -که میتواند وسیله خوبی برای به جریان افتادن بخش فرهنگی و رونق آن باشد- در ترکیه و ممنوع الکاری این خواننده در کشورش، برای اجرای دو روز کنسرت این خواننده 11میلیارد تومان پول از ایران خارج میشود.»
آنها اینطور حساب کتاب میکردند که: «برای مثال همین کنسرت محمدرضا شجریان را در نظر بگیرید، با یک حساب سرانگشتی میتوان تخمین زد که این گونه برنامه ها چه میزان از سرمایه ملی را از کشورمان خارج میکند. خبرنگار ایسکانیوز درتماس با یک آژانس مسافرتی هزینه مسافرت به استانبول به مدت چهار روز را پرسوجو کرد. نتیجه این بود که هزینه هر شخص در تاریخ مشخص شده برای کنسرت محمدرضا و همایون شجریان با در نظر گرفتن تاریخ اجرای کنسرت و اقامت به طور میانگین ۴روز در هتل سه یا چهار ستاره حدود ۲میلیون تومان است. البته این هزینه پایه است و با اضافه کردن هزینه خورد و خوراک، خرید سوغاتی، استفاده از خدمات گردشگری و تفریحی و …حتما این رقم به بالای ۳ میلیون تومان خواهد رسید! که با یک حساب سرانگشتی و بدون حساب کردن هزینههای جانبی ۸ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان از کشور خارج می شود... همچنین از طرفی بلیتهای این کنسرت دارای ۱۵ قیمت متفاوت بر حسب شرایط سالن هستند. کمترین قیمت این بلیت ها ۳۰دلار و بیشترین آنها ۲۹۰دلار است. حال اگر میانگین این قیمت را ۱۶۰دلارحساب کنیم، با این حساب که میدانیم ظرفیت سالن ۲۲۰۰نفر است و در دو روز اجرای کنسرت ۴۴۰۰ نفر تماشاچی این کنسرت خواهند بود، ضرب تعداد ۴۴۰۰ در ۱۶۰دلار با احتساب اینکه کل ظرفیت سالن پرباشد مساوی است با ۷۰۴هزار دلار معادل ۲میلیاردو ۳۲۳میلیون و ۲۰۰هزار تومان است.»(ایسکانیوز، ۱۳۹۴/۰۵/۲۷)
اما واقعیت ماجرا چیز دیگری بود و حالا همین رسانههای حامی شجریان نیز خبر از عدم برگزاری کنسرت به دلیل اتسقبال اندک مخاطبان از خسرو آواز ایران! دادهاند. در همین رابطه سایت دل آواز وابسته به شجریان با تلاش برای عدم اعتراف به استقبال سرد مردم درباره لغو این برنامه نوشته است که: «بدین وسیله به اطلاع میرساند، متاسفانه امکان اجرای «کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز» در استانبول به دلایل فورس ماژور در تاریخ معین فراهم نیست. به همین دلیل تیم برگزاری کنسرت با سپاس بسیار از شما عزیزان بر آن شد تا اجرای این کنسرت را به تاریخ دیگری موکول نماید.»
اما با این همه حتی رسانههای حامی شجریان نیز مجبور شدهاند اعتراف کنند که: «طبق مشاهدات خبرنگار ایسکانیوز از سایت فروش بلیتهای استاد آواز ایران، تا روز ظهر 27 مرداد ماه، تعداد معدودی از بلیتها به فروش رفته بود....با توجه به برگزاری کنسرت خوانندههای دیگر در ترکیه به نظر میرسد ایرانیها چندان از کنسرت محمدرضا شجریان استقبال نکردند.»
با این اوصاف به نظر میرسد محمدرضا شجریان نیز به همان حال و روزی گرفتار شده است که هنرمندان کوچ کردهی دیگر دچار آن شدند؛ «فراموشی و بیاعتنایی» از سوی مردمی که این هنرمندان به اعتقادات قاطبهی آنها پشت کردند. شجریان نفر اول نیست. پیش از او فیلمسازان، بازیگران، خوانندگان و نویسندگان و .... دیگری نیز گمان کردند میتوانند با فرار از مملکت، توهین به اکثریت مردم برای بدست آوردن دل اقلیتی خاص و اتخاذ مواضع تند علیه جمهوری اسلامی، آزادانه در غرب فعالیت کنند و همچنان پرمخاطب و محبوب بمانند، اما ظاهرا حتی شجریان نیز پس از حذف از سیستم فرهنگی رسمی کشور به سرعت در مسیر فراموشی است، همانطور که هنرمندان معاند دیگر شدند.

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/220225
لینک کوتاه کپی شد
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید














شجریان=خواننده فتنه
چنان سیلی ای از این مردم خواهد خورد که تمام هفتاد سالش به باد خواهد رفت.
استادی که یکتنه در 70 سال عمرش بیشتر از تمامی مسئولین به شناخت و ترویج فرهنگ مملکتش کمک کرد.
مطمئنم نشر نمیدهی چون فکر شماها بسته است.
چقدر حسادت میکنید شما!!
بدبخت
خودشو مسخره کرده با این کار یا ما رو ؟
در بزرگی استاد شجریان همان قدر بس که کسی نتواند او را دادگاهی کند علی رغم همان حرفهایی که زد .....او بزرگتر از تصور شماست خیلی بزرگتر
به سبب تناقض رفتاری او در حرکات جلف هم اغوشی با هنر مبتذل با نمود گوگوشی . بنده هم قبول دارم که هفتاد سال شاید سنش باشد ولی شما می خواهی بگی مثلا خرف شده وقابل برگشت وتوبه و..نیست شاید گناهش بزرگتر از انی باشد که ما در باره او تصور می کنیم انوقت حق با شما است ولی در توبه عملی جبرانی برای او بازهم نزد خدا باز است.به نظر بنده
دیگه کدوم شبکه ها رو نگاه میکنی؟در ضمن یه خورده ادب رو رعایت کنی به جایی بر منیخوره؟
پس هر چی میتونین علیه ایشان بدگویی چون بیشتر در دل مردم جا باز میکنند.
چه خوب است تعریف استاد رو هم بدونید استاد کسی است که پایش را جای پای پیامبر بگذارد نه در شبکه ها و مراکز معاند نظام و انقلاب
خوب یا بد بودن آدمها به رفتار خودشان بستگی دارد
استاد موسیقی استاد موسیقی میانند ولی فقط در یادها مکدر شدند با توهین به اعتقادات مردمی که برایشا ن می خواندند
همین.....
شجریان بزرگ
اما نمیدونن نظامی که صدها هزار خون شهید پاش ریخته شده و دل میلیاردها انسان آزاده تو کل جهان باهاشه فرق میکنه با هر حاکمیتی .
هر کی بخواهد خلاف موج ملت ایران حرکت کنه به انزوا کشیده خواهد شد شجریان که سهله بزرگتر از اونم نمیتونن با این موج در بیفتند آقای شجریان با توهین هایی که کرده اول باید از ملت ایران عذرخواهی کنه نه اینکه اشک تمساح بریزه
ب حال افرادی که خوانندگان و مطربان به خط فکریشون جهت میدن باید تاسف خورد..
ربنای شجریان به گفته خود او فقط تمرین صدا بوده پس با دعای ربنا برای این شخص معلوم الحال آبرو نخرید که خدا رو به خشم میارید..دوستداران شجریان حشرتون با شجریان مبارک!!
1)هنرمند اگر هنرش در جانش نفوذ کند هیچگاه دل هیچ دوستدارش را نمی شکند، دوستان چه به خواهید وجه نخواهید ایشان عده ای از دوستدارانش را به عقیده اش که معلوم نیست درست باشد یا نه فروخت ، یعنی به یک عده ای که گمان میکرد با اوهم عقیده اند بها داد آیا این معنی مردمی بودن است ؟
2)تا جاییکه یادم است اگر اشتباه نکرده باشم در بی بی سی گفت راضی نیستم صدایش در تلویزیون ایران پخش شود حالا چه طور شده ننه من غریبم در میاره (اینجا اصلاً بحث هنرش نیست بلغم وصفرا غاطی نکنید هنرش هم عالی اما این در جه از هنر نباید اورا فریخته سازد )
3)وقتی مرحوم استاد لطفی گلایه میکند از ایشان که دیگر از نظام چه می خواهد وچرا اینقدر از نظام طلبکار است دیگر چه جای صحبت من وتوست ...
4)نکته آخرایا استاد شجریان مادر زاد استاد بودند ، اول انقلاب ایشان که شاید ۴۰ ساله بودند استاد تمام بودند یا در سیر این سی سال انقلاب به استادی تمام رسیدند، اصلاً از کجا معلوم با آن موسیقی مبتذلی که قبل از انقلاب ترویج میشد در صورت استمرار امروز ایشان باز هم استاد می شدند ( با این رفتاری که امروز از ایشان دیدیم بعید می دانم که می توانست خودش را حفظ کند)
5)آیا هرکسی که در یک زمینه به استادی رسیده نباید در مقابل رفتارش پاسخگو باشد؟ آیا با آن بی احترامی هاییکه به نظام ومردم کرده (حتی یک درصد از مردم ) باید فقط به بهانه هنرش حلوا حلوایش کرد؟ وااسفا به ما سیاست زده ها ... راستی با این همه جز چند انتقاد در روزنامه ها چه کسی کمتر از گل به ایشان گفت .
خائن به کشورباشد وبا پررویی مدعی هم باشد.
فک می کنم ازینکه توو ایران برگزار نشد و نتونستید با چهارتا پلاکارد مرگ بر منافق کنسرت رو لغو کنید ناراحتید!
به شماها که در پی گسترش فرهنگ اعراب هستید نمیشه گفت ایرانی
پس بیخودی نظر ندید
به قولی یه بنده خدایی که اربابتون بود آب و بریزید اونجا که میسوزه
هیچوقت یادم نمیره که در بحبوحه ی حوادث سال 88 که خیلیها نیروی انتظامی رو بخاطر مدارا با مردم متهم به بی لیاقتی میکردند، این آقا با انتشار "تفنگت را زمین بگذار" چه کم لطفی هایی که به این مملکت نکردند...
آقای شجریان بد کردی...
کسانی که ازش حمایت میکنند جزء همان دسته افرادی هستند که همه عشقشون همون غرب و فاسدهایی مثل گوگوش و امثالهم هست
ربنا خواندن شجریان با در آغوش کشیدن یه رقاصه و عکس یادگار ی انداختن باهاش تناقض داره
غیر از اون برای این مملکت زمانی کاری کرده، بخاطر اونموقع حداقل نباید اینطور باهاش رفتار کنید. علاوه براینکه دلیل ایتن رفتارهای ایشون ممکن هست کارهای امثال شما باشه.
درضمن هر هنرمندی حق داره سیاسی کار کنه. مگه شما مداح رو هنرمند نمی دونید؟!!!!
به کسی که استاد خطاب شود در هر حال احترام میگذارند وشان او را نادیده نمیگیرند حتی اگر به مردم کشورش بی اعتنایی کرده باشد .
استاد شجریان هم برای مردم ما محترم است اما بشدت از او رنجیده اند و با نگاه قبلی به او نمینگرند واین خاطره تلخی برای همه ماست .
هم اکنون دعای ربنای ایشان را گوش میدهم
و امیدوارم بتواند خطاهای خود را جبران کند.
حیف این استاد که به بخشی از ارزشهای درونی خود پشت کرد .
ودل مردم فهیم کشورش را به درد اورد!!!!!
عاقبت چوب ای تفرقه افکنی هارو خواهید خورد
نظرات مردم رو ببینین دارن به هم فحش میدن
ننگ بر شما
شجریان فقط صدا داره همین .
یک پزشک یا محقق میتونه از علمش برای نجات انسانها استفاده کنه اما همون میتونه ویروس تولید کنه و روی انسانهای بیگناه آفریقا امتحان کنه
یک دانشمند میتونه برای رفاه مردم کار کنه یا بمب اتم برای کشتار تولید کنه
این که نشد دلیل که بخاطر صدای شجریان تمام خیانتها و تناقضات و توهین هاش رو نادیده بگیریم !!
توهین به مردم ، هم صدا شدن با منافقان و دشمنان خونخوار این ملت ، عکس یادگاری با رقاصه مفسد و پشت کردن به ملت
اینها در ذهن ما ثبت شده و هیچوقت فراموش نمیکنیم و با داد و قال بعضی سینه چاکهای غرب پرست چیزی عوض نمیشه
هر کسی با قاتلان شهیدان عزیز این آب و خاک همنوا شد از دیدگاه ما خائن و منفور و وطن فروشه
ان شاالله شماها با شجریان و اربابای آمریکایی و انگلیسی تون محشور بشید
عقل کل می دونی این انتقادها همه برای این است که چطور این استاد مشهور هنری اعجوبه شما خودش را در منجلاب ابتذال در آورده ؟آیا این ناشی از بی معرفتی وتربیتی او است یا اینکه خیر واقعیت او در اصل این است ولی فرصت نیافته بروز دهد که شانس اظهار ان را بلاخره بهر بهانه ای پیدا کرد.
آنقدر چرت و پرت نشر کنید تا . . .
والا بخدا همین شجریان اگه تو فتنه 88 ضد موسوی و کروبی حرف میزد چه بلاهایی که خود شما سرش در نمیووردین مث همون بلاهایی که سر علیرضا افتخاری و دختراش تو خیابون و دانشگاه در اوردین چه توهینها که بهشون نکردین... حالا این آقا رفته اسرائیل کنسرت اجرا کرده با گوگوش عکس انداخته پیش شما شده استاد فرهیخته گرانمایه!!!!
یه عده که کامنتای موافق جناب شجریان رو نوشتن شاید عمرا آهنگاشو گوش نکرده باشن واصلا ندونن ربنای سحرای ماه رمضونو چند سال میخوندن که اونم به خواست خودش که لج کرد گفت دیگه ربنای منو پخش نکنید صدا و سیما هم پخش نکرد کلاً اینو میخواستم بگم که این عده اصلا صدای آقای شجریان رو تشخیص نمیدن فقط روی حب و بغضها ازش طرفداری میکنن چون ایشون تمام مرزها رو درهم شکستند و پشت پا به اعتقادات و آرمانهای انقلاب و شهدا زدن به مذاق عده ای خوش اومد و دارن ازش حمایت میکنن . والسلام
خوبه که معنا و مفهوم استاد رو هم بدونن استاد کسی است که پایش را جای پای پیامبر بگذارد نه در شبکه ها و مراکز مخالف و معاند نظام و انقلاب
نکته : شاخص ولایت است هرکس در هر مقامی نه تنها جناب شجریان هرکس دیگری هم که باشداگر علیه نظام،انقلاب و ولایت موضع گیری کند تا مادامی که از موضع خود بازگشت نکرده است مخالف اوییم
و السلام
یا علی