گروه فرهنگ-رجانیوز: در آستانه برگزاری سومین دوره جایزه جهانی ادبیات فلسطین، گفتوگویی اختصاصی با قاسم صرافان، شاعر و از چهرههای شناختهشده شعر آیینی و مقاومت، را از نظر میگذرانید. قاسم صرافان در این گفتوگو با تأکید بر مسئولیت اجتماعی و رسالت دادخواهانه شاعران، به بررسی جایگاه شعر در بازتاب رنج و ایستادگی مردم فلسطین و ضرورت رساندن صدای مقاومت به مخاطبان جهانی میپردازد.
چه چیزی باعث شد فلسطین از یک مسئله سیاسی و خبری به دغدغهای شاعرانه برای شما تبدیل شود؟ آیا این پیوند بیشتر از باورهای فکری و اعتقادی شما سرچشمه میگیرد یا مواجهه با رنج، ایستادگی و زندگی مردم فلسطین نیز در شکلگیری آن نقش داشته است؟
وقتی خداوند در قرآن درباره شاعران صحبت میکند، آنها را به دو دسته تقسیم میکند: یک دسته، شاعرانی بیاثر و به تعبیر قرآن، سرگردان هستند؛ اما با عبارت «إِلَّا» گروه دیگری از شاعران از این دسته جدا میشوند؛ شاعرانی که اهل ایمان و عمل صالحاند، خدا را بسیار یاد میکنند و یک ویژگی اجتماعی نیز برای آنها ذکر میشود و آن همین مأموریتی مهمی است که برای این شاعران بیان شده است: «وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا»؛ یعنی پس از آنکه مورد ظلم قرار گرفتند، فریادخواهی و دادخواهی میکنند. بنابراین، شعر گفتن صرفاً به معنای غرق شدن در احساسات، دیدن و بیان زیباییهای طبیعت یا پرداختن به اتفاقات عاشقانه نیست؛ بلکه بخش مهمی از وظیفه شاعر این است که بتواند برای بهتر شدن دنیایی که در آن زندگی میکند، قدمی بردارد. حتی اگر شاعر از عاشقانهها و زیباییها میگوید، هدفش این است که بتواند چشمهای مردم را به روی زیباییهای عالم بازتر کند. در همین راستا، وظیفه دارد هر جا احساس میکند ظلمی اتفاق میافتد و میتواند با قلم و هنر خود در مبارزه با آن ظلم کمک کند، برای تحقق این هدف قدم بردارد. مسئله فلسطین نیز، به گمان من، یکی از بارزترین نمونههای ظلمی است که در جهان اتفاق میافتد. سالهای سال است که ناپاکترین موجودات روی زمین، در آنجا به شدیدترین و ظالمانهترین شکل، حقی را غصب میکنند. فریاد مردم فلسطین نیز سالهاست که در مجامع حقوقی و بینالمللی، که عموماً خودِ دستگاه ستم پایهگذار آنها بوده است، به جایی نمیرسد. چند سالی است که تودههای مردم در سراسر دنیا به حنجره و صدای فلسطین تبدیل شدهاند. در این میان، پیش از بسیاری از گروهها، اهالی هنر، بازیگران، ورزشکاران و چهرههای شناختهشده و خیلی پیشتر از آنها، شاعران، پرچمداران این کاروان دادخواهی بودهاند؛ دادخواهیای که هم عینیت دارد و هم در اعتقادات ما ریشه دوانده است. وظیفه هر هنرمند و شاعری این است که در کنار کارهای دیگری که برای کشور خود و در واکنش به اتفاقات پیرامونش انجام میدهد، خود را از ماجرای فلسطین جدا نبیند. فلسطین نمادی بزرگ از جنگ حق و باطل و نبرد نور و ظلمت در آخرالزمان است. شاعر نباید در برابر چنین مسئلهای بلاتکلیف و بیتفاوت بماند؛ بلکه باید تلاش کند در این مرزبندی، در سمت درست تاریخ بایستد و کودکان، زنان و مردم فلسطین را فریاد بزند.
شعر مقاومت بیش از هر چیز با عواطف و احساسات انسانی گره خورده است. از نگاه شما بهعنوان یک شاعر، کلمات و وزن شعر چگونه میتوانند درد و رنج عمیق مردم غزه را به قلوب مخاطبان منتقل کنند، طوری که بهجای یک شعار، یک تصویر ماندگار عاطفی خلق شود؟
در این حوزه با دو گونه شعر مواجه میشویم: شعرهایی که اقلیمیاند و به زبانی خاص سروده میشوند و شعرهایی که قابلیت ترجمه دارند و فراگیرتر و جهانیتر هستند. ما در چند سال گذشته، در کشورمان، شاید در بخش اول موفقتر بودهایم؛ اما در بخش دوم هنوز کمتر کار شده است و در این حوزه به تلاش و برنامهریزی بیشتری نیاز داریم. در این راستا، باید زمینهای فراهم شود تا شاعران ما بتوانند شعرهای جهانشمولتری بسرایند؛ شعرهایی که تصاویرشان حتی پس از ترجمه نیز تأثیر خود را بر مخاطب بگذارند و بتوانند همان تأثیر را منتقل کنند. در چنین شعرهایی، شعر میتواند زبان مشترک دنیا باشد. البته شعرهایی که مختص سرزمین ما هستند نیز ارزش و جایگاه خودشان را دارند. ایران، بهعنوان مهمترین حامی فلسطین در جهان، وظیفه دارد از طریق شاعران پارسیزبان خود، امید، انگیزه و روحیه مقاومت را در دل مردم برای ادامه این حمایت زنده نگه دارد.
در ماههای گذشته، بسیاری از اهالی قلم و شاعران در فلسطین هدف حملات و ترور قرار گرفتهاند. مسئولیت جامعه ادبی و شاعران دیگر کشورها در قبال این خاموشی اجباریِ صداهای مقاومت چیست و چطور میتوان با زبان هنر، صدای آنها را رساتر کرد؟
برگزاری بزرگداشت برای این شاعران شهید و نوشتن آثاری درباره شاعرانی که هم شعر سرودند، هم این رنج و مقاومت را زندگی کردند، هم از حماسهها گفتند و هم خودشان حماسه آفریدند و به بالاترین نقطه این حماسه، یعنی شهادت، رسیدند، به نظرم یکی از کارهایی است که میتوان انجام داد. همچنین، برای گرامیداشت این شاعران، لازم است دیگر شاعران مقاومت از سراسر منطقه و جهان نیز انگیزه پیدا کنند و برنامهها، کنگرهها و جشنوارههایی برگزار شود تا این رویدادهای ادبی بتوانند نام این شاعران را زنده نگه دارند، صدای آنها را پرطنینتر و پرفروغتر از پیش کنند و آن را در فضای جهانی جاری و ساری نگه دارند.
شاعرانی مانند محمود درویش و فدوی طوقان چگونه توانستند تجربه تاریخی فلسطین را به زبانی ماندگار و فراتر از مرزهای جغرافیایی تبدیل کنند؟ شعر امروز ما چه چیزی میتواند از پیوند میان هویت، زیبایی ادبی و مقاومت در آثار آنان بیاموزد؟
ما به این نوع اشعار، یعنی شعرهای قابل ترجمه، نیاز داریم؛ شعرهایی که با تصاویری سروده شده باشند که مخاطبان مختلف در سراسر دنیا بتوانند آنها را بهصورت مشترک درک کنند. تصاویر، بیان و کلمات این اشعار باید بهگونهای باشند که پس از ترجمه نیز مفاهیمشان به قلب، دل، ذهن و جان مخاطبانی با زبانهای مختلف در سراسر دنیا منتقل شود. این اتفاق در شعر شاعرانی همچون محمود درویش رخ داده است و ما نیز در عرصه شعر مقاومت باید قدمهای بیشتری در این مسیر برداریم. متولیان این حوزه باید برنامهریزی کنند تا شاعران ما رغبت و انگیزه پیدا کنند، برای سرودن چنین شعرهای قابل ترجمه و بینالمللی آموزش ببینند و بتوانند احساس، اندیشه و پیام خود را در آن فضا به سراسر دنیا منتقل کنند. شاعران باید بتوانند از حق این مردم مظلوم دفاع کنند و از این مرز که مرز میان حق و باطل است، بهعنوان معیاری برای آزادگی و آزاده بودن انسانها در دنیای امروز دفاع کنند. همانطور که رهبر شهیدمان فرمودند، فلسطین کلید رمزآلود ظهور است. سخن گفتن و سرودن درباره فلسطین، صرفاً سرودن از رنج یک ملت نیست؛ بلکه سرودن از یک نقطه عطف و مرزی روشن میان حق و باطل در انتهای تاریخ است. اهمیت این موضوع بسیار فراتر از آن است که صرفاً درباره مظلومیت یک کشور شعر بگوییم. ما در واقع از گامی مهم در پایان تاریخ سخن میگوییم؛ گامی که مرزها را مشخص میکند و حق و باطل، نور و ظلمت را از یکدیگر متمایز میسازد. موضوع فلسطین، آزادگان جهان را از ستمگران و مزدورانشان تفکیک میکند. بنابراین، شعر فلسطین بسیار عمیقتر از آن چیزی است که گاهی به ذهن ما میرسد؛ زیرا به نوعی عمق جبهه مقاومت و هدف این جبهه را مشخص میکند. از سوی دیگر، تأکید جباران و ظالمان روزگار بر مسئله فلسطین نیز به همین دلیل است؛ چراکه آنها متوجه شدهاند این خاک و این سرزمین مقدس، نقطه عطف تاریخ و مرز روشن تمایز خیر و شر و حق و باطل است.
یک شعر آیینی و مقاومت که ریشه در باورهای بومی و دینی ما دارد، چه ویژگیهایی باید داشته باشد تا بتواند مرزهای جغرافیایی را بشکند و با انسانهایی از فرهنگها و زبانهای دیگر ارتباط برقرار کند؟
شعر باید با تصاویری سروده شود که پس از ترجمه نیز برای مخاطب جهانی قابل فهم و تأثیرگذار باشند و بر احساسات و ذهن او اثر بگذارند. شاعر باید بر وجه مشترک همه انسانها تمرکز کند؛ یعنی فطرت پاک و آزادهای که به دنبال دفاع از مظلوم است و از ظالم نفرت دارد. باید بر همین وجه آزادگی کار شود. همانطور که در ناوگان و کشتیهای صمود که به سمت فلسطین حرکت کردند، شاهد بودیم، افراد با انواع تفکرات، دیدگاهها، مذاهب و پیشینههای گوناگون، برای آزادگی و بهخاطر آزادگی، ظلمستیزی، دادخواهی و عدالت به حرکت درآمدند. آنها تلاش کردند وظیفه خود را انجام دهند. شاعر نیز میتواند بر همین نقطه فطری انسانها و روح آزادهای دست بگذارد که هنوز در وجود بسیاری از انسانها، با هر زبان و مذهبی، بیدار است. شاعر میتواند این نقطه و احساس دادخواهی و دفاع از مظلوم را پررنگتر و تقویت کند.
به نظر شما یک رویداد ادبی مانند جایزه جهانی ادبیات فلسطین چگونه میتواند از سطح تقدیر از آثار فراتر برود و به معرفی نویسندگان و شاعران، گسترش ترجمه و ایجاد پیوند میان ملتها کمک کند؟ برای ماندگار شدن اثر چنین رویدادی چه اقداماتی ضروری است؟
این اتفاق باید با کمک فعالیتهای رسانهای رقم بخورد. آثار تولیدشده در جشنوارههای مختلف، از جمله جایزه جهانی ادبیات فلسطین، باید فرآوری و به محتوای رسانهای تبدیل شود؛ برای مثال، نماهنگها و تصاویر چندزبانهای تولید شود که این روزها با کمک هوش مصنوعی میتوان آنها را بسیار سادهتر و تأثیرگذارتر ساخت. نمونهای از این اتفاق را در آن موج رسانهای دیدیم که با کمک هوش مصنوعی شکل گرفت و آزادگان جهان در جریان جنگهایی که علیه ایران بود، در مخالفت با ترامپ، نتانیاهو و سردمداران ظلم به راه انداختند. این موج رسانهای جذاب و خوشآبورنگ که برای نسل جدید مناسب است و به زبانهای مختلف تولید میشود، میتواند با استفاده از قالب تصویر که درک آن آسانتر است، به گسترش پیام کمک کند. چنین محتوایی میتواند، همانند شعرهای محمود درویش و دیگر شاعران، دستبهدست شود، مورد توجه و تبلیغ قرار بگیرد و در رسانهها معرفی شود. این معرفی رسانهای، در قالبی مناسب، میتواند نام این شاعران و آثارشان را پررنگتر کند و دامنه مخاطبان و تأثیرگذاری آنها را افزایش دهد.
به نظر شما حضور شاعران و اهالی قلم در رویدادهایی مثل جایزه جهانی ادبیات فلسطین تا چه اندازه میتواند به همافزایی فرهنگی و ایجاد یک جریان ادبی مشترک برای دفاع از مظلومان جهان کمک کند؟
قطعاً برگزاری جایزهها و رویدادهای ادبی در مقیاسی همچون جایزه جهانی ادبیات فلسطین میتواند برای شاعران مختلفی از زبانها و سرزمینهای گوناگون بسیار تأثیرگذار و انگیزهبخش باشد؛ زیرا این فرصت را فراهم میکند که با آثار یکدیگر آشنا شوند. همچنین، رفاقتها، آشناییها و ارتباطات ادبی شکل میگیرند و شاعران با مضامین و موضوعات مورد توجه یکدیگر آشنا میشوند. این ارتباطات میتواند در معرفی، شناخت و شناساندن هر شاعر در سرزمین خودش نیز مؤثر باشد. چنین جشنوارهای میتواند این روند را تسریع و تقویت کند. خروجیهای این جشنواره و گزارشهای خبری مربوط به آن نیز میتوانند موجی ضدصهیونیستی در افکار عمومی جهان به راه بیندازند. برگزاری جایزهای با چنین موضوعی میتواند جریانساز باشد؛ چراکه زبان هنر بسیار تأثیرگذار است و اخبار دنیای هنر میتوانند بر دل و ذهن مخاطبان و افکار عمومی جهان اثر بگذارند. الحمدلله، به برکت تلاش کسانی که سالها برای فلسطین مبارزه کردند، همچون شهید قدس، شهید قاسم سلیمانی؛ شهید سیدحسن نصرالله؛ شهید عماد مغنیه؛ شهید یحیی سنوار و شهید اسماعیل هنیه و در رأس همه این عزیزان، رهبر شهید ما که سالهای سال پرچمدار این مبارزه بودند، نگاه جهان تا حد زیادی تغییر کرده است. هر روز نیز شاهد رشد آگاهی و بینش بیشتر مردم دنیا هستیم. قطعاً بخشی از فعالیتهای این کنگره و جایزه ادبی نیز باید به معرفی و بزرگداشت شخصیتهای تأثیرگذاری همچون شهدای عزیز جبهه مقاومت اختصاص پیدا کند؛ کسانی که جان و زندگی خود را در راه این هدف گذاشتند. دنیا باید بیش از پیش با افکار این عزیزان، بزرگان و سلحشوران آشنا شود. قطعاً این جایزه میتواند در منطقه و در سطح جهانی، در حوزه شعر و ادبیات تأثیرگذار باشد و برکات بسیاری در قلم شاعران، ذهن مخاطبان و عرصه شعر و ادبیات مقاومت و فلسطین به همراه داشته باشد؛ انشاءالله.
انتهای پیام/

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













