هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
جمعه، 8 آبان 1405
ساعت 02:01
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 7 آبان 1405 ساعت 21:20
پنجشنبه 7 آبان 1405 20:13 ساعت
2026-10-29 21:20:43
شناسه خبر : 390903
ایران توانایی ساخت بمب اتم را دارد. مطالبه اصلی باید تأمین امنیت ملی و ارتقای بازدارندگی ایران از طریق ساخت سلاح هسته‌ای باشد، نه صرفاً خروج از NPT. خروج از یک پیمان به‌تنهایی کافی نیست و نمی‌تواند جایگزین یک راهبرد امنیتی مشخص شود.
ایران توانایی ساخت بمب اتم را دارد. مطالبه اصلی باید تأمین امنیت ملی و ارتقای بازدارندگی ایران از طریق ساخت سلاح هسته‌ای باشد، نه صرفاً خروج از NPT. خروج از یک پیمان به‌تنهایی کافی نیست و نمی‌تواند جایگزین یک راهبرد امنیتی مشخص شود.
گروه بین‌الملل-رجانیوز: در شرایطی که حملات نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران و تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، بار دیگر گفت‌وگو درباره راهبرد دفاعی کشور و احیا بازدارندگی را به صدر مباحث بازگردانده است. نتیجتا پرسش از کارآمدی پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) و حدود بازدارندگی متعارف ایران اهمیت بیشتری پیدا کرده است. آیا عضویت در این پیمان، امنیت و منافع هسته‌ای ایران را تضمین کرده است؟ آیا کشور از توان فنی لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای برخوردار است و اساساً چنین اقدامی چه پیامدهایی برای امنیت ملی خواهد داشت؟
 
در همین راستا، دکتر ابوالفضل بازرگان، استاد دانشگاه و پژوهشگر روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با رجانیوز به بررسی ضرورت بازنگری در سیاست هسته‌ای ایران، چالش‌های پیرامون معاهده NPT و مناقشه بر سر دستیابی به بازدارندگی اتمی پرداخته است:
 
نگاه شما نسبت به معاهده مذکور چیست؟ آیا جمهوری اسلامی ایران باید از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) خارج شود یا در آن باقی بماند؟ چه موانع حقوقی یا سیاسی برای طرح خروج ایران وجود دارد؟
نکته اول این است که اساساً نباید برای رژیم‌های بین‌المللی موضوعیتی فراتر از منافع ملی کشورها قائل شد. فرقی نمی‌کند صحبت از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای باشد یا عضویت در سازمان ملل متحد، یونسکو، آسه‌آن، برجام، معاهده پاریس، سازمان تجارت جهانی یا صندوق بین‌المللی پول؛ این‌ها رژیم‌ها و نهادهایی هستند که دولت‌ها به‌صورت داوطلبانه به آن‌ها می‌پیوندند.
 
ما در نظام بین‌الملل با قواعدی مواجهیم که دولت‌ها بر اساس محاسبات هزینه و فایده، منافع مورد انتظار و ملاحظات پرستیژی خود آن قواعد را می‌پذیرند. عضویت در این نهادها داوطلبانه است و به همین دلیل، معاهدات و ترتیبات بین‌المللی معمولاً سازوکارهایی برای خروج دارند. دولت‌ها باید بتوانند بر اساس شرایط ملی خود تصمیم بگیرند که ادامه عضویت در یک نهاد برایشان مفید است یا خیر.
 
هیچ مسئله‌ای برای یک دولت بالاتر از امنیت ملی و بقای آن نیست. اگر یک دولت به این نتیجه برسد که ادامه عضویت در یک رژیم بین‌المللی با امنیت ملی‌اش تعارض دارد، نمی‌تواند صرفاً به دلیل تعهدات بین‌المللی، امنیت خود را نادیده بگیرد. اصل حاکمیت ملی و اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها نیز در همین چارچوب قابل بررسی است.
 
نمونه‌های متعددی از خروج دولت‌ها از توافق‌ها و نهادهای بین‌المللی وجود دارد. بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج شد و ایالات متحده نیز در دوره‌های مختلف، به‌ویژه در دولت دونالد ترامپ، از برخی توافق‌ها و نهادهای بین‌المللی خارج شد. بنابراین، اصل خروج از یک نهاد بین‌المللی به‌خودی‌خود مسئله پیچیده‌ای نیست؛ آنچه اهمیت دارد، محاسبه منافع و هزینه‌های ماندن یا خروج است.
 
در مورد برجام نیز دیدیم که ترامپ تصمیم گرفت از این توافق خارج شود. بنابراین، نمی‌توان پذیرفت که عضویت در یک توافق بین‌المللی به این معناست که دولت باید در هر شرایطی به آن پایبند بماند، حتی اگر ارزیابی‌اش این باشد که منافع ملی‌اش تأمین نمی‌شود.
 
از نظر من، اصل اول این است که هیچ نهاد بین‌المللی نباید بر امنیت ملی یک کشور اولویت پیدا کند. اگر عضویت در یک نهاد با امنیت ملی تعارض پیدا کند، دولت باید امنیت ملی خود را در اولویت قرار دهد.
 
نکته دوم، به ارزیابی عملکرد خود پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای مربوط می‌شود. به اعتقاد من، عضویت ایران در NPT طی دو دهه اخیر منفعت قابل‌توجهی برای کشور نداشته است. این عضویت نه موجب رفع تحریم‌ها شده، نه همکاری هسته‌ای مؤثری برای کشور به ارمغان آورده، نه پرستیژ قابل‌توجهی ایجاد کرده، نه حملات دشمنان به ایران را محدود کرده و نه حتی توانسته از تأسیسات هسته‌ای ایران محافظت کند. بنابراین، باید پرسید در برابر محدودیت‌هایی که این عضویت ایجاد کرده، چه دستاورد مشخصی داشته‌ایم؟
 
از سوی دیگر، درباره انتقال اطلاعات مربوط به تأسیسات و دانشمندان هسته‌ای ایران به اسرائیل، اسناد قابل توجهی موجود است. در جریان حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران نیز مشخص شد که اطلاعات به‌دست‌آمده از مسیرهای نظارتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در شناسایی اهداف و برنامه‌ریزی حملات مورد استفاده قرار گرفته بود. همچنین علیرغم تعلیق نصف‌ونیمه همکاری‌ها با آژانس اما همچنان تلاش‌های این نهاد برای جاسوسی از ایران و استفاده از دستگاه‌های تشعشع‌سنج برای تهیه مدارک علیه فعالیت هسته‌ای ما ادامه دارد.
 
برخی می‌گویند ایران همچنان عضو پیمان است، اما دسترسی‌های آژانس را محدود کرده‌است. بنابراین می‌توان عضویت را حفظ کرد، بدون آنکه همکاری گسترده‌ای انجام شود. آیا چنین استدلالی قابل قبول است؟
به نظر من، این استدلال دقیق نیست. نخست اینکه حتی دسترسی‌های محدود نیز ممکن است از منظر امنیتی مسئله‌ساز باشند. دوم اینکه عضویت در پیمان و ترتیبات مرتبط با آن، همچنان زمینه اعمال فشارهای سیاسی و حقوقی علیه ایران را فراهم می‌کند.
 
برای مثال، آژانس می‌تواند قطعنامه صادر کند و موضوع را به شورای امنیت ارجاع دهد. در چنین شرایطی، ایران ناچار می‌شود وارد مذاکرات و رایزنی‌های دیپلماتیک شود و برای جلوگیری از تشدید فشارها، با کشورهای دیگر، از جمله چین و روسیه، مذاکره کند. این رایزنی‌ها نیز ممکن است هزینه‌هایی داشته باشند و مستلزم اعطای امتیازهای سیاسی یا اقتصادی باشند.
 
بنابراین، از دیدگاه من، باقی‌ماندن در پیمان نه‌تنها منفعت مشخصی برای ایران ایجاد نکرده، بلکه هزینه‌هایی نیز به همراه داشته است. پس با توجه به دو فاکتور «ماهیت داوطلبانه عضویت در رژیم‌های حقوقی بین‌المللی» و «حضور یک تهدید وجودی» نتیجه می‌گیریم که بحث بر سر خارج‌شدن یا نشدن از این معاهده هیچ محلی از اعراب ندارد. اینجا تنها مسئله‌ای که موضوعیت دارد، تصمیم برای ارتقا و بازیابی امنیت ملی و بازدارندگی ایران است.
 
اگر دولت به این نتیجه برسد که برای تأمین امنیت ملی خود به تقویت بازدارندگی نیاز دارد، نمی‌تواند صرفاً به دلیل عضویت در یک رژیم بین‌المللی از پیگیری آن هدف صرف‌نظر کند. دولت‌ها باید تهدیدهای پیش‌رو، رفتار احتمالی رقبا و دشمنان و سناریوهای آینده را ارزیابی کنند و بر اساس آن تصمیم بگیرند.
 
از این رو، معتقدم بحث درباره خروج یا عدم خروج از NPT نباید به مسئله اصلی تبدیل شود. مسئله اصلی این است که ایران برای تأمین امنیت ملی و ارتقای بازدارندگی خود چه تصمیمی می‌گیرد. اگر تصمیم بر تقویت بازدارندگی باشد، باید این هدف را مستقل از بحث‌های شکلی درباره عضویت در پیمان بررسی کرد.
 
برخی پیشنهاد می‌کنند که ایران به همکاری با آژانس ادامه دهد، اما به‌جای بازرسان غربی، از بازرسان چینی و روسی استفاده کند. آیا چنین تغییری می‌تواند نگرانی‌های امنیتی را برطرف کند؟
به نظر من، مسئله اصلی ملیت بازرسان نیست. نباید تصور کرد که صرفاً با جایگزین‌کردن بازرسان غربی با بازرسان روسی یا چینی، نگرانی‌های امنیتی برطرف می‌شود.
 
حتی درباره کشورهای دوست نیز باید منافع ملی را در نظر گرفت. روسیه و چین هم منافع و محاسبات راهبردی خود را دارند و لزوماً در همه مسائل با ایران هم‌نظر نیستند. برای مثال، روسیه بارها پیشنهادهایی درباره انتقال ذخایر اورانیوم ایران به خاک خود مطرح کرده است. بنابراین، نمی‌توان فرض کرد که هر پیشنهادی از سوی یک کشور دوست، الزاماً با نیازهای امنیتی ایران منطبق است.
 
در اینجا باید به یک پرسش اساسی پاسخ دهیم: آیا ایران به این نتیجه رسیده است که برای جلوگیری از جنگ، حفاظت از زیرساخت‌های خود و مقابله با تهدیدهای نظامی، به تقویت بازدارندگی نیاز دارد یا خیر؟ آیا هدف ما جلوگیری از حمله به خاک ایران، حفاظت از تأسیسات و زیرساخت‌های کشور و جلوگیری از تهدیدهای نظامی آینده است؟ آیا می‌خواهیم از تکرار حملات و ترورها جلوگیری کنیم؟ این‌ها پرسش‌هایی هستند که باید در اولویت قرار بگیرند.
 
اگر تصمیم‌گیران کشور به این نتیجه برسند که برای تأمین امنیت ملی به تغییر اساسی در راهبرد بازدارندگی و تولید سلاح هسته‌ای نیاز دارند، نباید بحث را صرفاً به این محدود کنند که بازرسان چه ملیتی داشته باشند یا ایران در کدام نهاد بین‌المللی عضویت داشته باشد.
 
آیا بحث بر سر جلوگیری از آغازشدن جنگ بعدی هست یا نه؟ آیا جمهوری اسلامی می‌خواهد که از شهادت رهبر سوم خود جلوگیری کند یا نه؟ آیا عادی‌شدن شرایط و حضور رهبری در انظار عمومی برای ما مسئله هست یا نه؟ آیا نیاز داریم که از حمله اتمی به ایران جلوگیری کنیم یا نه؟ آیا نیاز داریم که از اشغال خاک ایران و نابودی زیرساخت‌ها جلوگیری کنیم؟ این‌ها سوالات مهم امروز هستند. اگر در پاسخ به این سوالات به این نتیجه رسیدیم که باید سلاح هسته‌ای خود را بسازیم؛ باید فورا هم برای آن اقدام کنیم و بحث‌ها بر سر عضویت و ادامه همکاری با NPT دیگر هیچ موضوعیتی ندارد. 
 
ما باید تکلیف امنیت ملی و بازدارندگی ایران را یک‌بار برای همیشه مشخص کنیم. مسئله خروج از NPT مطالبه غلطی است، مطالبه اصلی باید ساخت بمب اتم و بازدارندگی ایران باشد. 
 
محمدجواد ظریف اخیرا گفته است ایران توان فناورانه لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای را ندارد. از سوی دیگر، علی‌اکبر صالحی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی، اظهارات متفاوتی درباره توانمندی‌های هسته‌ای ایران داشت و اعلام کرده بود که ما توانایی کامل برای ساخت بمب را داریم. آیا اساساً مسئله، نداشتن فناوری است یا اراده سیاسی برای استفاده از آن؟
به نظر من، مسئله اصلی لزوماً فناوری نیست. برخی اظهارنظرها درباره ناتوانی فناورانه ایران مطرح شده‌اند، اما در مقابل، اظهارات مسئولان سابق هسته‌ای و اطلاعات منتشرشده درباره برنامه هسته‌ای ایران نیز وجود دارند که توانایی ما برای ساخت بمب اتم را تایید می‌کند.
 
اگر به اسناد مربوط به پرونده هسته‌ای ایران، از جمله مباحث مرتبط با پرونده موسوم به ابعاد احتمالی نظامی (PMD)، مراجعه کنیم، می‌بینیم که موضوع فعالیت‌های احتمالی مرتبط با نظامی‌سازی برنامه هسته‌ای سال‌ها در سطح بین‌المللی مطرح بوده است. اطلاعات و ارزیابی‌های منتشرشده از سوی آمریکا، اسرائیل و کشورهای اروپایی نیز مورد استناد قرار گرفته‌اند که تصریح‌کننده توانایی‌های ایران در این حوزه‌ است.
 
بر اساس این اسناد و اظهارات شهیدان فخری‌زاده و فریدون عباسی، ایران دانش ساخت سلاح را دارد اما به اعتقاد من، آنچه در این بحث اهمیت بیشتری دارد، اراده سیاسی و تصمیم راهبردی است.
 
فناوری هسته‌ای سابقه‌ای چندده‌ساله دارد و کشورهای مختلفی به آن دست یافته‌اند و طبیعتا کار پیچیده‌ای هم محسوب نمی‌شود. بنابراین، این پرسش مطرح است که آیا مسئله ایران صرفاً ناتوانی فناورانه است یا عوامل دیگری نیز، از جمله تصمیم سیاسی، محاسبات امنیتی و هزینه‌های احتمالی، در این زمینه نقش دارند؟ 
 
همچنین بر اساس اطلاعات سرویس‌های جاسوسی اسرائیل، انگلستان و آمریکا؛ ایران تا سال ۲۰۰۳ تست‌های سرد انفجار اتمی را انجام داده و به فناوری ساخت سلاح اتمی رسیده است. 
 
 پس از نظر شما، موضوع بیشتر به اراده سیاسی و پذیرش ریسک مربوط است؟
بله، به نظر من، اراده سیاسی و محاسبه ریسک نقش مهمی دارند. البته این تصمیم در شرایط جنگی پیچیدگی‌های بیشتری پیدا می‌کند. باید سنجید که هر اقدام چه پیامدهایی دارد، احتمال افشای اطلاعات یا تشدید حملات چقدر است و دشمنان چه واکنشی نشان خواهند داد.
 
اما نباید تصور کرد که تعویق تصمیم‌های امنیتی، الزاماً خطر را کاهش می‌دهد. اگر تهدیدها ادامه پیدا کنند و اختلافات راهبردی حل نشوند، ممکن است کشور در آینده نیز با شرایط مشابه یا حتی دشوارتری مواجه شود.
 
به اعتقاد من، باید درباره آینده ایران در افق بلندمدت فکر کرد. پرسش این است که آیا می‌خواهیم برای دهه‌های آینده، راهبردی مشخص برای تأمین امنیت کشور داشته باشیم یا اینکه هر بار در برابر بحران‌های جدید، صرفاً به واکنش‌های مقطعی بسنده کنیم؟
 
در شرایطی که تهدیدهای نظامی، از جمله تهدیدهای مرتبط با استفاده از سلاح‌های هسته‌ای مرتبا از سوی دشمنان مطرح می‌شوند، ضرورت بررسی راهبرد بازدارندگی بیشتر می‌شود. اگر یک طرف تصور کند که از برتری تسلیحاتی خود می‌تواند برای وادارکردن طرف مقابل به تسلیم استفاده کند، طرف مقابل نیز ناچار خواهد بود درباره راه‌های جلوگیری از چنین وضعیتی فکر کند.
 
از این منظر، من معتقدم ایران باید مسئله امنیت ملی و بازدارندگی را به‌صورت جدی در دستور کار قرار دهد. فرمایش رهبر شهید هم این بود که باید هر تهدید و تهاجم را در همان سطح پاسخ داد؛ خب در شرایطی که ایران بارها تهدید به حمله با سلاح هسته‌ای شده است، راهی جز مسلح‌شدن به این ابزار برای دفاع از خودش ندارد.
 
برخی کارشناسان معتقدند حتی اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، بازدارندگی کامل ایجاد نخواهد شد. آن‌ها به نمونه‌هایی مانند پاکستان، هند و اسرائیل اشاره می‌کنند. در مقابل، دیدگاهی وجود دارد که می‌گوید برخورداری ایران از ظرفیت سلاح اتمی می‌تواند حتی محاسبات اسرائیل را تغییر دهد، بر افکار عمومی این کشور اثر بگذارد و حتی موجب برآمدن احزاب میانه‌رو در سرزمین‌های اشغالی شود. البته رقبای منطقه‌ای ایران هم بی‌کار نمی‌مانند و تلاش آن‌ها برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، در نهایت موجب کاهش نفوذ آمریکا و برقراری یک نظم درون‌زای منطقه‌ای می‌شود. ارزیابی شما چیست؟
ابتدا باید روشن کنیم که بازدارندگی به چه معناست. داشتن سلاح هسته‌ای لزوماً به این معنا نیست که یک کشور دیگر هیچ‌گاه هدف حمله قرار نمی‌گیرد یا تمام تهدیدهای امنیتی آن از بین می‌روند. اسرائیل نیز با وجود برخورداری از توانمندی هسته‌ای، در معرض تهدیدها و درگیری‌های مختلف قرار داشته است. بنابراین، نمی‌توان گفت صرف برخورداری از این توانمندی، امنیت مطلق ایجاد می‌کند.
 
اما از سوی دیگر، باید پرسید اساساً چه نوع تهدیدی را می‌خواهیم دفع کنیم؟ اگر بحث درباره جلوگیری از حمله نظامی گسترده یا تهدید موجودیت یک کشور باشد، شرایط با درگیری‌های محدود و حملات گروه‌های غیردولتی تفاوت دارد.
 
برای مثال از وقتی که اسرائیل در دهه ۷۰ میلادی، اعراب را تهدید به حمله اتمی کرد، پرونده جنگ‌های آن‌ کشورها با رژیم صهیونسیتی بسته شد و یکی از تهدیدهای اصلی امنیتی آن‌ها برطرف شد. این موضوع به‌عنوان یکی از مصادیق اهمیت سلاح هسته‌ای برای جلوگیری از مواجهه با یک جنگ وجودی قابل توجه است. 
 
در داخل کشور نیز درباره این موضوع اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی بر خروج از NPT تأکید می‌کنند، اما با ساخت سلاح هسته‌ای مخالف‌اند. ارزیابی شما از این دیدگاه‌ها چیست؟
به نظر من، باید میان خروج از پیمان و تصمیم درباره راهبرد امنیتی کشور تفاوت قائل شد. ممکن است کسی از خروج از NPT حمایت کند، اما در عین حال معتقد باشد که ایران نباید به سمت ساخت سلاح هسته‌ای برود. این موضع نیز باید از نظر منطقی و راهبردی بررسی شود؛ زیرا صرف خروج از یک پیمان، به‌خودی‌خود امنیت ایجاد نمی‌کند.
 
من معتقدم بحث اصلی باید بر سر تأمین امنیت ملی و تقویت بازدارندگی باشد. اینکه صرفاً درباره خروج از NPT صحبت کنیم، بدون آنکه روشن کنیم پس از خروج چه راهبردی را دنبال خواهیم کرد، مسئله را حل نمی‌کند. هر دیدگاهی باید توضیح دهد که چگونه می‌خواهد از امنیت کشور محافظت کند، چه هزینه‌هایی را می‌پذیرد و برای جلوگیری از تهدیدهای آینده چه برنامه‌ای دارد.
 
یکی از وظایف جمهوری اسلامی، تامین امنیت کشور و جلوگیری از وقوع جنگ‌های آینده است. اگر راهبردی در این زمینه موفق نبوده است، باید درباره تغییر آن بحث کرد. نمی‌توان صرفاً به این دلیل که یک سیاست در گذشته دنبال شده، برای همیشه به آن پایبند ماند. برای مثال ما سال‌ها به‌دنبال تامین امنیت از طریق مذاکره با آمریکا بودیم، اما نتیجه آن، تحمیل جنگ‌های اخیر و شهادت رهبر شهید بود. مشخصا این ایده شکست‌ خورده و باید به سمت راهبرد دیگری برای تامین امنیت بگردیم. تنها راهبرد موجود در شرایط فعلی نیز، احیای بازدارندگی از طریق ساخت سلاح هسته‌ای است. 
 
در نهایت، معتقدم بحث امنیت ملی نباید به اختلافات جناحی محدود شود. باید به‌صورت روشن و علنی درباره نیازهای امنیتی کشور، هزینه‌های راهبردهای مختلف و پیامدهای هر تصمیم گفت‌وگو کرد. مسئله اصلی این است که ایران چگونه می‌تواند از حمله به خاک خود جلوگیری کند و امنیت بلندمدت خود را تأمین کند.
 
بنابراین، اگر بخواهید در یک جمع‌بندی کوتاه بگویید مطالبه اصلی در بحث هسته‌ای ایران چه باید باشد، چه می‌گویید؟
به نظر من، مطالبه اصلی باید تأمین امنیت ملی و ارتقای بازدارندگی ایران از طریق ساخت سلاح هسته‌ای باشد، نه صرفاً خروج از NPT. خروج از یک پیمان به‌تنهایی کافی نیست و نمی‌تواند جایگزین یک راهبرد امنیتی مشخص شود.
 
باید درباره این موضوع صریح صحبت کرد که ایران چه تهدیدهایی را متوجه خود می‌داند، چه سطحی از بازدارندگی را ضروری می‌بیند و برای جلوگیری از جنگ‌های آینده چه سیاستی را دنبال می‌کند. این بحث باید بدون تعارف و با بررسی هزینه‌ها و پیامدهای واقعی گزینه‌های مختلف انجام شود.
 
انتهای پیام/
 


1
پسندیدم

-