چهارشنبه 14 مرداد 1394 13:36 ساعت
شناسه خبر : 218859
صبح از خواب پاشدم و ایمیلم را چک کردم. 36تا پیام ناخوانده داشتم که 35تای آن از روزنامهها و هفتهنامهها و ماهنامهها و مجلهها و حتی نشریههای دانشجویی و... برای سفارش نگارش مطلب و مصاحبه و مناظره بود.همه را از دم قبول کردم! با اکثر موضوعاتی که دادهاند مشکلی ندارم ولی واقعا نمیدانم در مصاحبه با مجله پوست و مو باید چه بگویم! حالا این به کنار، برای مطلب "راههای پرورش بهتر زرافه" چه چیزی بنویسم؟
روزنامه شرق را باز میکنم. تصویر یکی از بیلبوردهای شهرداری را چاپ کردهاند. بدون فوت وقت نامهای سرگشاده به شهردار تهران مینویسم و از او به خاطر اینکه از آمدن فابیوس انتفاد کرده، گلهگشایی سختی میکنم. مطلب را میگذارم روی فیسبوکم.
یادم میافتد از آخرین باری که به حسین شریعتمداری نامه سرگشاده نوشتهام، 72 ساعت گذشته است، خیلی دیر شده، پس نامهای هم برای او مینویسم! میروم لب بالکن، یکی از آنطرف خیابان با دیگری دست میدهد، نتیجه میگیرم دست دادن با هرکسی کار خوبی است.
امروز ظهر در همایش دانشگاه تهران سخنرانی دارم. میخواهم درمورد این صحبت کنم که به نظر من اگر رضاخان نبود، در زمین دانشگاه تهران چغندر میکاشتیم بهتر بود یا چیز دیگری.
از روزنامه آرمان زنگ زدهاند و میگویند حاجآقا از جایی رد شده است و لازم است من در باب اهمیت رد شدن حاجآقا از جاهای مختلف، مطلبی برای آنها بنویسم که قبول میکنم. در این یک مورد حتی چندین مطلب آماده هم دارم. باید بیانیهای هم بنویسم در موشکافی اینکه چرا مردم بعد از بیانیه لوزان نیامدند به خیابانها و در آن بگویم که مردم از بس تحریم بهشان فشار آورده، حتی نمیتوانند بیایند به خیابانها.
یکی از دوستانم اس ام اس میدهد که: "پروفسور! اونی که توی روزنامه شرق چاپ شده، بیلبورد شهرداری نبوده، یه طرح گرافیکی بوده!" از او تشکر میکنم. میخواهم اصلاحیه بنویسم که یکی دیگر از دوستانم اس ام اس دیگری میدهد که: "صادق جان دلبندم! علی مطهری نماینده مجلس است، شهردار تهران یکی دیگه است." از او هم تشکر میکنم. یاد جایزه صلح نوبل میافتم. اشک در چشمانم حلقه میزند.
یک نامه سر گشاده دیگر مینویسم و از نامه سرگشاده قبلی معذرت خواهی میکنم.

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید














این آقا واقعا پدیده ایست.
البته میدونم چاپش نمیکنین
دوما تو هنوز درست اسم استاد رائفی پور رو بلد نیستی اونوقت داری درمورد غول های فکری جبهه ما حرف میزنی؟
سوما مناظرات دکتر زیباکلام(غول فکری جبهه شما!!!) رو هم دیدیم و هم شنیدیم که گفته ما مدیون رضا خانیم و اگه هواپیمای مسافربری ما رو زدن عیب نداشته و اگر خواستن تو ایران کودتا کنن حق داشتن و...
چهارما اگر نماد روشنفکری این جناب هستش، ما غلط بکنیم بخواییم حتی ادعای روشنفکری بکنیم...
پنجما اینا رو برای دوستانی که بدون غرض مطالب رو مطالعه میکنن عرض کردم وگرنه نرود میخ اهنین در سنگ!!!
یاعلی
این دوستت صادق خان حریف استاد فراستی نشد اصلا خودش جیگرشو داره با دکتر عباسی یا دکتر رائفی پور مناظره کنه!!!؟یجوری حمایت کن که لااقل اگه خودش دید سکته نکنه!!
وگرنه اکثز مزدم ایران الان روشندل شده بودن
آقای دکتر زیباکلام مورد یا احیانا مواردی را که ایشان در آن تخصص ندارند مشخص کنند که ملت تکلیف خود را با این استاد ذوفنون بدانند. کاش اگربرای ساحت علم و دانش و تخصص احترام قايل نیستند برای شعور ملت ..
مطالب در عین طنز بودن ی سری واقعیت هایی رو در باب شخصیت غول فکری اصلاح طلبان بیان می کند.
موافقم که گویند: نرود میخ آهنین بر سنگ .....
بسیار خوب نوشتن نویسنده....با آرزوی موفقیت
ذوق نویسنده برای کارهای سفارشی به هدر می رود