هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 9 آذر 1404
ساعت 14:49
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 25 تير 1394 ساعت 19:16
پنجشنبه 25 تير 1394 18:29 ساعت
2015-7-16 19:16:30
شناسه خبر : 217252
جواد درویش*
 
اول:خانم فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، فارغ‌التحصیل رشته فلسفه سیاسی است و موضوع پایان‌نامه‌اش "رابطه دین و سیاست در اسلام" است. این قدری عجیب نیست که اروپا یک فیلسوف را با چنین تخصصی به‌عنوان نماینده برای حل‌وفصل مسئله هسته‌ای ایران انتخاب کرده است؟ وقتی توجه کنیم به اینکه این خانم به خاطر گرایش چپی که دارد و تا حدی مخالف سختگیری بر روسیه است، مخالفان فراوانی داشته، باید اذعان کنیم که مسئله هسته‌ای ایران کار ویژه ایشان در این سمت است.
 
 
در این‌سوی میدان آقای محمدجواد ظریف فارغ‌التحصیل رشته مطالعات بین‌الملل از آمریکاست. آقای دکتر ظریف الحق، انسان نجیبی است. لااقل آن‌قدر انصاف، اخلاق و نگاه جهانی داشت که مثل آقای روحانی در این شرایط و در تریبونی که همه دنیا صدای او را می‌شنوند، این توافق را وسیله‌ای برای تسویه‌ حساب داخلی نکند و از همه مسئولین قبلی در مذاکرات هسته‌ای ایران تشکر کند. همچنین آقای ظریف تسلط خوبی بر مسائل حقوق بین‌الملل و فنون مذاکره دارد. اما آیا همین‌ها کافیست؟ سؤال جدی‌تر این است که آیا دیپلماسی به فنون مذاکره و حقوق بین‌الملل، قابل تقلیل است؟ شواهد نشان می‌دهد جواب 1+5 به این سؤال "خیر" است.
 
یک مقایسه مقدماتی بین ظریف به‌عنوان نماینده ایران و موگرینی به‌عنوان نماینده 5+1 که بیانیه پایانی را قرائت کردند از این واقعیت پرده برمی‌دارد که طرف مقابل نزاع هسته‌ای بین ایران و قدرت‌های بزرگ را یک نزاع تمدنی و یک دعوای ایدئولوژیک می‌داند. اما ما چقدر این نزاع را جدی و تمدنی قرائت کرده‌ایم؟ چقدر به ماهیت استکبار و ماهیت غرب مدرن در این نزاع توجه کرده‌ایم؟ هیچ. هرکس هم که سخنی در این جهت زده او را متهم کرده‌ایم به خواندن بیانیه در میز مذاکره!
 
 
دوم: وقتی یاسر عرفات مذاکرات صلح را در کاخ سفید شروع کرد و پیمان اسلو را امضا کرد و با اسحاق رابین مقابل دوربین‌ها دست داد، تصور خودش این بود که برای امنیت، استقلال و بهبود شرایط معیشتی فلسطینیان کار می‌کند ولی پیامد این سازش در درجه اول تنگ‌تر شدن حلقه محاصره اسرائیل و تحمیل خواسته‌های بسیار بیشتر در مذاکرات بعدی بود و در درجه دوم و بدتر از همه، شکستن ابهت مقاومت و پایین کشیدن پرچم عزت و استقلال فلسطین و القای شکست‌ناپذیری اسرائیل بود.
 
سابق بر این در جنگ‌ها سعی هردو جناح بر این بود که پرچم طرف مقابل را پایین بکشد، هرطرف که اول این کار را می‌کرد، روحیه مقاومت را در طرف مقابل از بین می‌برد و شکست آن حتمی بود. پرچم اسلام (به معنای "هویت اسلامی" و نه "مناسک اسلامی" که عربستان در آن ما خیلی جلوتر است) از سال 57 در دست ملت ایران قرار گرفت و با ترورها، کودتاها و جنگ عراق پایین نیامد. چشم امید همه مسلمانان و ملل آزادی‌خواه به این پرچم بود. همین یاسر عرفات جمله معروفی دارد که وقتی در اوایل انقلاب به ایران آمد گفت "به موشه دایان گفتم آمریکا مال تو، من به ایران تکیه می‌کنم."
 
 بر همین اساس است که اگر امروز ایران اسلامی درمقابل قدرت‌های جهانی سر خم کند، نه‌ تنها پذیرفته است که برخلاف تئوری انقلاب امام خمینی پیشرفت و سعادت یک ملت با استقلال آن‌ها در تعارض است! و یگانه راه پیشرفت، همراهی با کدخداست، بلکه علَم مقاومت را زمین گذاشته است و تصویری که در ذهن تاریخ و مسلمانان جهان از ما باقی میماند، مشابه همین چیزی است که ما الان از یاسر عرفات و محمود عباس در ذهن داریم.
 
لذا یک راه ارزیابی توافقنامه وین و بلکه مهم‌ترین راه آن، این است که خودمان را جای مجاهدان لبنانی و فلسطینی و یمنی و همه مستضعفان و مظلومان عالم و بلکه کل تاریخ بگذاریم. نباید همین امروز و فردای خودمان و اطرافیان پایتخت‌نشین خودمان را ببینیم. در نگاه مسلمانان و مستضعفان جهان اگر با این توافقنامه، پرچم عزت، استکبارستیزی و در یک کلمه پرچم "هویت اسلام" در ایران پایین آمده و دیگر انقلاب  خمینی الگوی ایستادن روی پای خود و درعین‌حال پیشرفت کردن نیست، حتماً این "توافق بد" است.
 
 
سوم: نهضت ملی شدن صنعت نفت و نهضت تحریم تنباکو در ایران دو نمونه خوب تاریخی است که نشان می‌دهد گاهی می‌شود بدون جنگ و خونریزی حق خود را استیفا کنیم و درعین‌حال عزت و استقلالمان هم خدشه‌دار نشود.
 
مطمئناً هیچ عقل سلیمی نمی‌خواهد گرهی را که با دست باز می‌شود، با دندان باز کند، همچنین حکم به باقی ماندن بی‌وجه تحریم‌ها نمی‌کند؛ ولی درعین‌حال از بین رفتن تحریم با هر شرایطی را هم روا نمی‌داند. همان‌طور که رهبری فرمودند باید از توافق خوب حمایت کرد. و لذا در اینجا مهم‌ترین مسئله این است که بر اساس معیارها و خط قرمزها، آیا توافق وین یک توافق خوب است؟
 
پس خیلی از تحلیل‌هایی که این روزها منتشر می‌شود و فارغ از متن، اصل توافق با غرب را خوب یا بد می‌خوانند، بی‌وجه است. اما بررسی حداقلی متن توافقنامه هم نشان می‌دهد بسیاری از خطوط قرمز رعایت نشده و اگر این خطوط معیار است، توافق بدی صورت گرفته. یک مورد از این خطوط قرمز، منوط نبودن رفع تحریم‌ها به گزارش‌های آژانس است که بارها در این توافقنامه نقض شده است. اولاً در همه مراحل پنج‌گانه (جمع‌بندی، پذیرش، اجرا، انتقال و انقضا) نظر آژانس و همکاری با او ملاک اتمام مرحله قبلی و ورود به مرحله بعدی است. ثانیاً در مهم‌ترین مرحله برای ما که مرحله اجراست و حدود 6 ماه دیگر موعد آن فرامی‌رسد، ایران ملزم است 11 بند از تعهدات مندرج در برجام را اجرا کند و در هرکدام اگر نقصی در اجرای ایران باشد و در گزارش آژانس بیاید، هیچ تحریمی برداشته نخواهد شد. موارد دیگری مثل بازرسی از اماکن نظامی که بر اساس پروتکل الحاقی از طرف غرب قابل مطالبه است و مسئله حل‌نشده پی‌ام دی، همه شواهدی دیگر از عبور از خط قرمزها، خدشه‌دار شدن عزت و غرور و درنتیجه حصول یک "توافق بد" است.
 
* دانشجوی دکترای فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف


38
پسندیدم

دیدگاه کاربران

رای منفی!
-28
احسنت به بصیرت این دانشجوی آگاه وتحلیل دقیقش

رای منفی!
-22
رحمت به شیری که خوردی !این بعد عظیم واساسی باید کاملا برای مردم تبیین شود که نباید ارمانهای اسلام جهانی فدای عده ای اتفاقا مرفه وبی درد وخسته از انقلاب شود زیرا مستضعفین غیرتشان را به نان نمی فروشند ....امان از نفاق جدید..... امان !

رای منفی!
-30
بسمه تعالی
فارغ از تمامی زیر پا له شدن خطوط قرمز در این توافق ننگین وشرم آور، ایجاد یاس در قشر نخبگان جامعه است زیرا حکومتی که از دستائردهای دانشمندان خود صیانت نمیکند به هیچ عنوان نمی تواند آز انها انتظار همکاری و رفع مشکلات کشور را داشته باشدلذا کمترین جنبه این توافق در خصوص مذکور عدم خطر پذیری و تلاش برای در اختیار داشتن دانشهای استراتژیک و برتر در کشور خواهد گردید.

پسندیدم
30
واقعا شاید تلخ ترین چیزی که مدتی است در ایران دیده می شود این است که بعضی مان این جدال تمدنی را یا نفهمیده ایم و یا قبول نداریم...
ما ادعای پیروی پیری را داریم که می گفت تا شرک و ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...پیری که از «بت پرستی مدرن» سخن می گفت و در پی بت شکنی در این عصر سیاه تاریخ بود... چقدر از رفتار ما در این معیارها جا می گیرد؟ و چقدر به این حرف ها فکر کرده ایم؟
دوست ندارم از حرف هایم برداشت جناحی شود. این انتقاد هم به بعضی اصولگرا ها وارد است و هم به بعضی اصلاح طلبان و هم به بعضی مدعیان اعتدال.
روزگار تلخی ست...

پسندیدم
30
خدا رو شکر گه مملکت از شر شماها خلاص شد. خداروشکر

رای منفی!
-23
اگر به زعم آقایون معتدل در دوره قبلی مذاکرات دو طرف بیانیه خوانی میکردند،مذاکرات فعلی به این واسطه به نتیجه رسید که طرف غربی بیانیه خواند و طرف ایرانی در نهایت سختکوشی بیانیه ها و دستورات اونهارو دیکته کرد!

رای منفی!
-29
سلام. به نظرم خوب که به لحاظ نزاع تمدنی تحلیل خودتون رو از این توافق مینوشتید.
توضیح این مطلب لازم بود که قبل از مذاکرات خطوط قرمزی تعیین شد و در متن رعایت نشد و این یعنی قدم برداشتن در مسیر دکتر مصدق که اعتماد به آمریکا کرد و به نوعی خطوط قرمز کاشانی رو رد کرد.
البته چوب کارش رو هم خورد.

-