هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 4 اسفند 1404
ساعت 05:45
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 4 اسفند 1404 ساعت 05:44
دوشنبه 4 اسفند 1404 05:38 ساعت
2026-2-23 05:44:36
شناسه خبر : 388500
وزارت خارجه نباید در دام چرخش‌های کوتاه‌مدت و موقتی از دولت آمریکا اسیر شود. در همین خردادماه اخیر ترامپ پالس‌های مثبت از مذاکرات مسقط می‌داد و همزمان درحال آماده‌سازی طرح بمباران سایت‌های هسته‌ای کشور بود.
وزارت خارجه نباید در دام چرخش‌های کوتاه‌مدت و موقتی از دولت آمریکا اسیر شود. در همین خردادماه اخیر ترامپ پالس‌های مثبت از مذاکرات مسقط می‌داد و همزمان درحال آماده‌سازی طرح بمباران سایت‌های هسته‌ای کشور بود.
گروه بین‌الملل-رجانیوز: عباس عراقچی، وزیر امور خارجه امروز با شبکه آمریکایی MSNOW گفتگو کرد. عراقچی در این گفتگو با اشاره به خصمانه‌بودن سیاست‌‌های دولت این کشور در قبال ایران و عدم دشمنی جمهوری اسلامی با مردم آمریکا، اعلام کرد: «وقتی آن خصومت‌ها متوقف شود، شاید بتوانیم نوع متفاوتی از رابطه را در نظر بگیریم.» 
 
باید به سه نکته درباره این سخنان توجه داشت:
۱) نخست آنکه دولت آمریکا برآیندی از ذائقه سیاسی رای‌دهندگان است و معمولا اختلاف نظر فاحشی میان هواداران حزب جمهوری‌خواه و مواضع فردی چون دونالد ترامپ وجود ندارد. همچنین جنبش‌های ضد جنگ هم غالبا از خاستگاه مردمی حزب دموکرات در آمریکا حمایت شده‌اند.
 
نتیجتا تا زمانی که برآیند دموکراسی در آمریکا، تسلط ترامپ و جریان MAGA است نمی‌توان تفکیک خاصی میان حاکمیت و جامعه در ایالات متحده قائل شد. چنانچه عراقچی هم مطلع است، تغییر دولت‌ها در آمریکا، چرخش خاصی در کلیت رفتارهای خصمانه با ملت ایران به‌وجود نیاورده‌است. وضوحا دموکرات‌ها به میزان کمتری از ترامپ قائل به خشونت‌ورزی علیه ملت‌های مستقل بودند اما نباید فراموش کرد که مسئله تحریم حاصل ابتکارات دموکرات‌هایی چون کلینتون و اوباما بوده است. 
 
۲) نکته دوم ناظر به بخش بعدی مصاحبه عراقچی است. همانطور که اشاره شد او در مورد امکان تغییر جنس روابط با آمریکا در صورت توقف خصومت‌ورزی‌های دولت آن کشور صحبت کرده‌بود. در همین راستا، شاید امروز بیشتر از همیشه بتوان بر سخنان امام خمینی(ره) در مورد فطرت دولت‌های آمریکایی صحه گذاشت. 
 
امام در سال ۶۰ درباره یکی از شبهات مشابه چنین فرموده بودند: «بر فرض که امریکا یک طرح صد در صد اسلامی- انسانی بدهد، ما باور نمی‌کنیم که آنها به نفع صلح و منافع ما گامی بردارند. اگر امریکا و اسرائیل «لا اله الّا اللَّه» بگویند، ما قبول نداریم؛ چرا که آنها می‌خواهند سرِ ما کلاه بگذارند. آنها که صحبت از صلح میکنند، می‌خواهند منطقه را به جنگ بکشند.» 
 
وزارت خارجه نباید در دام چرخش‌های کوتاه‌مدت و موقتی از دولت آمریکا اسیر شود. در همین خردادماه اخیر ترامپ پالس‌های مثبت از مذاکرات مسقط می‌داد و همزمان درحال آماده‌سازی طرح بمباران سایت‌های هسته‌ای کشور بود. 
 
شاید آمریکا وعده‌های جالبی با موضوع ترک خصومت و برقراری مسیر تجارت روی میز مذاکرات قرار دهد اما تیم مذاکره‌کننده به هدایت عراقچی باید توجه داشته باشند که جمهوری اسلامی ذاتا نمی‌تواند با موجودیت شری چون آمریکا به‌سازش برسد و هر توافق صرفا آتش‌بسی موقتی در میان نبرد دائمی حق و باطل است. 
 
۳) فراتر از ماهیت غیرقابل اعتماد آمریکا، نکته سوم به تبیین راهبرد کلان نظام برمی‌گردد که پیش‌تر توسط رهبر معظم انقلاب با صراحت ترسیم شده و انتظار می‌رفت در ادبیات وزیر خارجه بازتاب یابد. ایشان در بیانات ۱۲ آبان به‌مناسبت سالروز فتح لانه جاسوسی، شرط‌وشروط محالِ تغییر رفتار با آمریکا را این‌گونه متذکر شدند: «آمریکایی‌ها میگویند ــ البتّه گاهی، همیشه نه ــ که مایلیم با ایران همکاری کنیم؛ همکاری با ایران با همکاری و کمک به رژیم صهیونی ملعون سازگار نیست… بله، اگر چنانچه پشتیبانی از رژیم صهیونیستی را بکلّی کنار بگذارد، پایگاه‌های نظامی‌اش را از اینجا جمع کند، در این منطقه دخالت نداشته باشد، آن وقت میشود بررسی کرد مسائل را؛ [این] مال حالا نیست، مال آینده‌ی نزدیک هم نیست.»
 
این چشم‌انداز دقیق که برآمده از تجربه تلخ ۴۷ سال گذشته است، نشان می‌دهد شروط مطرح شده (نظیر قطع حمایت از اسرائیل و خروج از منطقه) با ذات استکباری و هژمونیک آمریکا در تضاد مطلق است. در واقع، آمریکا در طول نیم قرن اخیر ثابت کرده است تنها زمانی دست از دشمنی برمی‌دارد که هویتی به نام «جمهوری اسلامی ایران» با مختصات استقلال‌طلبانه‌اش وجود نداشته باشد.
 
با این تفاصیل، پیوند زدن این دو مقوله ما را به یک نتیجه روشن می‌رساند: هرچند می‌توان درک کرد که ادبیات دیپلماتیک ملاحظات خاص خود را دارد، اما تقلیلِ یک تضاد بنیادین و هویتی به یک خصومت رفتاریِ قابل تغییر، خطایی راهبردی است. القای این گزاره نادیده گرفتن همین تضاد ذاتی میان جبهه حق و باطل است؛ فراموشیِ خطرناکی که به‌هیچ‌وجه از وزیر خارجه جمهوری اسلامی، آن‌هم در میانه یک نبرد تمدنی، انتظار نمی‌رود.
 
انتهای پیام/


-