هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 10 آبان 1405
ساعت 15:28
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 10 آبان 1405 ساعت 15:27
يكشنبه 10 آبان 1405 15:18 ساعت
2026-11-1 15:27:53
شناسه خبر : 390912
محمدرضا یارمحمدی، نائب‌دبیر اتحادیه دفتر تحکیم

بازنگری در دکترین هسته‌ای؛ مطالبه دانشجویان انقلابی

امروز بازنگری در دکترین هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران از یک بحث نظری و کارشناسی فراتر رفته و به یکی از ضرورت‌های راهبردی تأمین امنیت ملی تبدیل شده است. کشور در کمتر از یک سال، دو جنگ تحمیلی را تجربه کرده‌ است؛ جنگ دوازده‌روزه و سپس تجاوز نظامی مجدد آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان. این دو تجربه نشان داد که دشمنان جمهوری اسلامی برای پیشبرد اهداف خود، حتی از عبور از خطوط قرمز بین‌المللی، نقض حاکمیت ملی کشورها و توسل به حمله نظامی مستقیم نیز ابایی ندارند. در چنین شرایطی، نمی‌توانیم بدون ارزیابی مجدد شرایط محیط امنیتی و تهدیدات موجود، همچنان با همان محاسبات و ابزارهای بازدارندگی گذشته به مسیر خود ادامه دهیم.
 
باید توجه داشته باشیم که جمهوری اسلامی ایران در محیطی امنیتی قرار گرفته که چندین قدرت دارای سلاح هسته‌ای در پیرامون آن حضور دارند و برخی از همین قدرت‌ها، به‌ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، در سال‌های اخیر بارها تهدیدهای نظامی خود را متوجه ایران کرده‌اند. امروز با دولتی در آمریکا مواجه هستیم که رئیس‌جمهور آن از ادبیات تهدید، تحقیر و ارعاب به‌عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده می‌کند و حتی نابودی زیرساخت‌های حیاتی و تمدنی ایران را در سخنان خود مطرح کرده است. در هفته‌های اخیر نیز گزارش‌هایی درباره بررسی استفاده آمریکا از بمب موسوم به «مادر همه بمب‌ها» علیه اهدافی در ایران منتشر شده است. در کنار این موارد، بحث احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای نیز در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است. وقتی کشوری با چنین ظرفیت نظامی و زرادخانه هسته‌ای، به‌راحتی از گزینه‌های نظامی علیه یک کشور دیگر سخن می‌گوید، مسئله امنیت ملی دیگر با تکیه صرف بر امید به توافق‌های سیاسی و تضمین‌های بین‌المللی قابل حل نخواهد بود.
 
در همین چارچوب، باید به تغییر قابل توجه نگرش افکار عمومی ایران نیز توجه کرد. مطابق نظرسنجی‌ها، حدود ۷۰ درصد مردم با مطالبه بازنگری در دکترین هسته‌ای و تغییر رویکرد کشور در این حوزه همراه هستند. این میزان همراهی اجتماعی را نمی‌توان نادیده گرفت. جامعه‌ای که جنگ، تحریم، تهدید مستمر و تجربه حمله نظامی را از سر گذرانده، طبیعتاً درباره ابزارهای تضمین امنیت خود پرسش‌های جدی‌تری مطرح می‌کند. امروز این پرسش در میان بخش قابل توجهی از مردم و به‌ویژه نسل جوان مطرح است که چرا باید در برابر قدرت‌هایی که خود مجهز به تسلیحات هسته‌ای هستند و از تهدید نظامی علیه دیگران ابایی ندارند، همچنان بر دکترین پیشین پافشاری کنیم؟ به نظر من، این مطالبه باید در سطح عالی‌ترین نهادهای تصمیم‌گیر کشور مورد بررسی جدی قرار گیرد.
 
یکی از نمونه‌های قابل تأمل در این زمینه، کره شمالی است. ممکن است انتقادات جدی و قابل توجهی به ساختار سیاسی و نظام حکمرانی این کشور وارد باشد، اما از منظر مطالعات امنیتی، نمی‌توان تأثیر برخورداری آن از توان هسته‌ای بر محاسبات قدرت‌های مقابل را نادیده گرفت. کره شمالی در همسایگی مستقیم کره جنوبی قرار دارد؛ کشوری که یکی از مهم‌ترین متحدان نظامی آمریکاست و هزاران نیروی نظامی آمریکا در آن مستقر هستند. ژاپن نیز در همسایگی دریایی این کشور قرار دارد و از متحدان نزدیک واشنگتن محسوب می‌شود. پیونگ‌یانگ سال‌ها با تحریم، فشار اقتصادی، تهدید نظامی و مانورهای مشترک آمریکا و متحدانش مواجه بوده است؛ با این حال، برخورداری از توان هسته‌ای هزینه هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه این کشور را به شکل قابل توجهی افزایش داده و جایگاه آن را در معادلات امنیتی منطقه تغییر داده است.
 
این تجربه نشان می‌دهد که سلاح هسته‌ای، علاوه بر ماهیت تسلیحاتی خود، در معادلات بین‌المللی واجد یک کارکرد راهبردی و بازدارنده است. البته نمی‌توان ادعا کرد که برخورداری از این سلاح تمام تهدیدهای کره شمالی را از میان برده یا مشکلات امنیتی و اقتصادی آن را برطرف کرده است؛ اما نمی‌توان انکار کرد که این کشور با تغییر ظرفیت بازدارندگی خود، محاسبات نظامی طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده است. ایران نیز باید با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی، وسعت سرزمینی، ظرفیت علمی و صنعتی و جایگاه منطقه‌ای خود، این تجربه را با دقت بررسی کند.
 
مسئله اصلی این است که بازدارندگی باید به اندازه‌ای معتبر باشد که دشمن پیش از هرگونه اقدام نظامی، هزینه‌ها و پیامدهای آن را محاسبه کند. اگر کشوری به این جمع‌بندی برسد که می‌تواند بدون پرداخت هزینه‌ای متناسب، به تمامیت ارضی و زیرساخت‌های حیاتی کشور دیگری تعرض کند، طبیعی است که احتمال تکرار تجاوز افزایش پیدا می‌کند. در مقابل، وجود یک ظرفیت بازدارنده معتبر می‌تواند محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد و احتمال شکل‌گیری جنگ را کاهش دهد.
 
از این منظر، برخورداری از قدرت بازدارندگی راهبردی را باید یکی از مؤلفه‌های حفظ صلح و ثبات منطقه‌ای و حتی بین‌المللی دانست. صلح پایدار زمانی امکان تحقق پیدا می‌کند که قدرت‌های متجاوز مطمئن باشند آغاز جنگ با هزینه‌ای جدی و غیرقابل‌چشم‌پوشی همراه خواهد بود.
 
نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، تناقض موجود در نظام بین‌الملل است. قدرت‌هایی که خود هزاران کلاهک هسته‌ای در اختیار دارند، از یک سو زرادخانه‌های خود را ضامن امنیت ملی‌شان معرفی می‌کنند و از سوی دیگر، برای سایر کشورها درباره حدود توان دفاعی و امنیتی تصمیم می‌گیرند. رژیم صهیونیستی با وجود برخورداری از توان هسته‌ای خارج از سازوکارهای نظارتی متعارف پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، عملاً از حمایت گسترده آمریکا برخوردار است؛ اما جمهوری اسلامی ایران حتی برای برخورداری از حقوق صلح‌آمیز هسته‌ای خود نیز با فشارهای گسترده سیاسی، اقتصادی و امنیتی مواجه شده است. این دوگانگی باید در محاسبات راهبردی ما مورد توجه قرار گیرد. نمی‌توان از کشوری انتظار داشت که در برابر تهدید قدرت‌های هسته‌ای، از بررسی تمام گزینه‌های تأمین امنیت خود صرف‌نظر کند.
 
البته بازنگری در دکترین هسته‌ای تصمیمی با ابعاد گسترده حقوقی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی است و باید تمام پیامدهای آن به‌دقت مورد محاسبه قرار گیرد. بحث ما ضرورت ورود جدی به این بازنگری و بررسی امکان تغییر رویکرد راهبردی کشور است. به اعتقاد من، باید شجاعت بازتعریف سیاست هسته‌ای کشور را داشته باشیم و امکان حرکت به سمت برخورداری از سلاح هسته‌ای را نیز به‌عنوان یک گزینه راهبردی مورد بحث و بررسی قرار دهیم. نمی‌توانیم در جهانی که برخی کشورها امنیت خود را بر مبنای قدرت هسته‌ای تعریف کرده‌اند، این موضوع را از دستور کار مطالعات و تصمیم‌گیری‌های کلان امنیتی کشور خارج نگه داریم. هر سیاستی که در گذشته بر اساس مقتضیات و محاسبات زمانی مشخصی اتخاذ شده، باید در پرتو تحولات جدید و تجربه‌های تازه مورد ارزیابی قرار گیرد.
 
امروز دشمنان ایران به‌خوبی می‌دانند که این کشور از ظرفیت‌های گسترده نظامی، علمی، انسانی و ژئوپلیتیکی برخوردار است؛ اما آنچه باید در محاسبات امنیتی آنان به‌صورت جدی بازتعریف شود، هزینه هرگونه تعرض به ایران است. ما نمی‌توانیم امنیت چند ده میلیون انسان و آینده چند نسل را صرفاً به اراده سیاسی دولت‌هایی وابسته کنیم که بارها نشان داده‌اند به تعهدات و توافق‌های خود پایبند نمی‌مانند. امنیت ملی، استقلال سیاسی و صیانت از تمامیت ارضی کشور، موضوعاتی نیستند که بتوان آن‌ها را به وعده‌های قدرت‌های خارجی گره زد.
 
مطالبه امروز دانشجوی انقلابی باید بازنگری شجاعانه و واقع‌بینانه در دکترین هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران باشد. دانشجویان از موضع یک ملت مستقل سخن می‌گوییند که در طول تاریخ معاصر خود هزینه‌های سنگینی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی‌اش پرداخته است. دانشجوی ایرانی نمی‌تواند نسبت به تغییرات محیط امنیتی جهان بی‌تفاوت باشد و از مسئولان کشور انتظار دارد که با دوراندیشی، شجاعت و واقع‌بینی، درباره مؤثرترین شیوه‌های تضمین امنیت ایران تصمیم‌گیری کنند. مطالبه ما تغییر دکترین هسته‌ای و حرکت به سمت برخورداری از بازدارندگی هسته‌ای است؛ زیرا معتقدیم هیچ قدرتی نباید به این تصور برسد که می‌تواند با اتکا به برتری تسلیحاتی خود، امنیت، استقلال و موجودیت ایران را تهدید کند. ایران برای حفظ صلح به قدرت نیاز دارد و قدرت بازدارندگی باید به‌گونه‌ای باشد که فکر تجاوز را از ذهن دشمن خارج کند.


-