هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 15 بهمن 1404
ساعت 04:47
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 22 فروردين 1395 ساعت 18:06
يكشنبه 22 فروردين 1395 17:39 ساعت
2016-4-10 18:06:08
شناسه خبر : 238579
نباید از یاد برد که آمریکا هیچگاه در مورد مسائل حقوق بشر پیشرو نبوده است، به خصوص هنگامی که امکان استفاده از قدرت و فشارهای اقتصادی وجود داشته باشد. مثلاً نلسون ماندلا (رهبر مبازره با نژادپرستی در آفریقای جنوبی) تا سال 2008، یعنی چند دهه بعد از برقراری دموکراسی در آن کشور همچنان در فهرست افراد تروریست دولت آمریکا قرار داشت.
نباید از یاد برد که آمریکا هیچگاه در مورد مسائل حقوق بشر پیشرو نبوده است، به خصوص هنگامی که امکان استفاده از قدرت و فشارهای اقتصادی وجود داشته باشد. مثلاً نلسون ماندلا (رهبر مبازره با نژادپرستی در آفریقای جنوبی) تا سال 2008، یعنی چند دهه بعد از برقراری دموکراسی در آن کشور همچنان در فهرست افراد تروریست دولت آمریکا قرار داشت.
گروه بین‌الملل-رجانیوز: به جرأت می‌توان گفت همان شکل و شیوه نژادپرستی در آفریقای جنوبی اکنون در پهنه جغرافیایی فلسطین اشغالی با شدت و حدت بیشتری دنبال می‌شود. فلسطینی‌ها مانند رنگین‌پوستان آفریقای جنوبی تحت قوانین ظالمانه و غیرانسانی شرم‌آوری که از سوی رژِم صهیونیستی بر آنان اعمال می‌شود، زندگی می‌کنند و حتی در برخی از نقاط از آب آشامیدنی سالم محرومند. آنان به نقاط بد آب و هوا که زمین‌های حاصلخیز کمتری دارد، رانده شده‌اند و از حیث برخورداری از امکانات با تبعیض‌های مشقت‌باری روبرو هستند. «رابرت فانتینا» فعال صلح آمریکایی و نویسنده کتاب جنجالی «امپراتوری، نژادپرستی و نسل‌کشی: تاریخ سیاست خارجی آمریکا» در مقاله‌ای جالب ضمن برشمردن شباهت‌های آفریقای جنوبی و رژیم صهیونیستی در ارتکاب اعمال نژادپرستانه، امکان نابودی اسرائیل از طریق راه‌اندازی کمپین‌های هنری و رسانه‌ای و تحریم‌های اقتصادی و مالی علیه این رژیم را کاملاً منطقی و معقول می‌خواند.
 
55 میلیون انسان، قربانی نژادپرستی آفریقای جنوبی
 
در سال 1948، یعنی همان سالی که دولت اسرائیل تأسیس شد، در آفریقای جنوبی قانون تبعیض نژادی تصویب شد. قانون نژادپرستانه‌ای که 55 سال رنج و درد ناگفته را برای میلیون‌ها انسان به ارمغان آورد. شرایط زندگی زیر بار قانون آپارتاید در آفریقای جنوبی هیچگاه به درستی و کامل شناخته و گفته نشده است. شاید بتوان این شرایط را این گونه توصیف کرد: انزوا و تنهایی سیاه‌پوستان، امکانات عمومی فرسوده، خدمات شهری جدا برای سیاه‌پوستان، حتی سکوها و ورودی‌های ساختمان‌ها برای کسانی که اروپایی نبودند. در گزارشی که میشل فاول در مورد زندگی زیر یوغ قانون تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی، برای خبرگزاری آسوشیتد پرس نگاشت، آمده بود: قطارهای حمل سیاه‌پوستان و دورگه‌ها و یا هر رنگین پوستی که سفید نباشد، بسیار فرسوده است. و هنگامی که جایگاه‌ها در حال فروش سوخت به رانندگان غیر سفیدپوست هستند، آنها اجازه استفاده از سرویس‌های بهداشتی جایگاه‌ها را ندارند.
 
مردمی که آب آشامیدنی نداشتند
 
البته این گزارش ناگفته‌های بسیاری دارد. با این قانون نژادپرستانه، افراد غیرسفیدپوست از حقوق شهروندی محروم بودند و تمامی حقوق سیاسی غیرسفیدپوستان نادیده انگاشته می‌شد، پس بیشتر مردم هیچ‌گونه کرسی در مجلس و نماینده‌ای در دولت نداشتند. بر اساس قانون آپارتاید، جمعیت سفیدپوست کشور (5/4 میلیون نفر) 87 درصد امکانات را در دست داشتند و 13 درصد باقی مانده سهم 19 میلیون غیرسفیدپوستان بود. به علاوه، غیرسفیدپوستان به اجبار در «اردوگاه‌های سیاه» بدون دسترسی به آب آشامیدنی سالم و امکانات فاضلاب، زندگی می‌کردند، یعنی 15 میلیون نفر بدون دسترسی به آب سالم و 20 میلیون نفر بدون فاضلاب. و این در حالی بود که بیشتر سفیدپوستان هر اندازه که می‌خواستند آب در اختیار داشتند و فاضلاب برای آنها مشکل به شمار نمی‌آمد.
 
تعیین نژاد با آزمایش‌های مضحک
 
تصمیم‌گیری در مورد نژاد انسان‌ها بر پایه دانش نبود. به عنوان مثال، یک آزمایش برای تعیین نژاد این بود که مدادی روی موهای فرد رها می‌کردند، اگر مداد در موهای او می‌ماند، او غیرسفید بود و اگر مداد لیز می‌‌خورد، او نژاد سفید داشت. بر اساس گزارش فاول: «چینی‌ها با داشتن موهای صاف رنگین پوست بودند و ژاپنی‌ها سفیدپوست به شمار می‌رفتند. سیاه‌پوستانی که درخواست رده‌بندی مجدد داشتند تا به گروه رنگین پوستان وارد شوند، باید از پس تست مداد بر می‌آمدند.» با این گونه آزمون‌ها چه بسا کودکانی از والدین خود جدا می‌شدند، و جدایی در خانواده‌ها رخ می داد. خشونت علیه افراد غیرسفید همه‌گیر شده بود. شلیک‌های تصادفی پلیس به افراد غیرسفید، کودک‌ربایی و کاغذبازی‌های دست و پاگیر برای یافتن و شناسایی آنها و شکنجه‌های فراگیر،  بخشی از زندگی در آفریقای جنوبی شده بود.
 
گام‌های اول تحریم آفریقای جنوبی
 
این روند نژادپرستانه در مجامع بین‌المللی جایگاهی نداشت. در سال 1962، در نشست عمومی سازمان ملل قطعنامه 1761 تصویب شد. در این قطعنامه آمده بود که آپارتاید بر اساس موازین سازمان ملل، نقض حقوق بشر در آفریقای جنوبی است و تهدیدی برای صلح و امنیت جهان به شمار می‌آید. چند عضو از سازمان، تحریم داوطلبانه و قطع روابط سیاسی را درخواست کردند. این قطعنامه موجب تحریم‌‌های اولیه بیشتر کشورها و تشکیل مجامع مخصوص علیه آپارتاید در سازمان ملل، توجه افکار عمومی کشورها و تشکیل پویش‌های یکپارچه در سرتاسر دنیا گردید. با شروع سال 1965، یک تحریم سراسری دانشگاهی آغاز شد و دانشکده‌هایی در سراسر  دنیا از سخنرانی، اجرای پروژه و برنامه در افریقای جنوبی سر باز زدند و برنامه‌های آن کشور را تحریم کردند.
 
ورزشکاران نیز در جامعه آفریقای جنوبی گزینه‌های مهمی بودند. لذا محرومیت‌های ورزشی از سال 1961 توسط فیفا (سازمان بین المللی فوتبال) شروع شد. ورزشکاران آفریقای جنوبی به بسیاری از رقابت‌های کریکت و راگبی بین‌المللی فراخوانده نشدند و در المپیک 1964 توجهی به آنها نشد. 50 کشور در اعتراض به شرکت آفریقای جنوبی، تهدید به تحریم المپیک 1970 کردند که در نهایت به اخراج این کشور از بازی‌ها انجامید.
 
رفتار دوگانه آمریکا با ماندلا و مردم سیاه‌پوست
 
از اواسط سال، 1980 مجامع اروپایی و کشورهای مشترک‌المنافع برای داد و ستد با آفریقای جنوبی جریمه و مجازات‌های مالی وضع کردند. در آمریکا، رئیس جمهور دونالد ریگان با مجازات‌های مالی مخالفت کرد، اما برای ساکت کردن کنگره با محدودیت صادرات موافقت کرد. نباید از یاد برد که آمریکا هیچگاه در مورد مسائل حقوق بشر پیشرو نبوده است، به خصوص هنگامی که امکان استفاده از قدرت و فشارهای اقتصادی وجود داشته باشد. مثلاً نلسون ماندلا (رهبر مبازره با نژادپرستی در آفریقای جنوبی) تا سال 2008، یعنی چند دهه بعد از برقراری دموکراسی در آن کشور همچنان در فهرست افراد تروریست دولت آمریکا قرار داشت. مورد مؤثر دیگر، پویش‌های محلی در جهت تشویق سرمایه گذاران به عدم سرمایه‌گذاری و بیرون بردن سرمایه از آفریقای جنوبی بود. فضای باز دانشگاه‌های آمریکا کانون این گونه فعالیت‌ها بود.
 
آپارتاید در آفریقای جنوبی در سال 1994 با انتخاباتی که امکان رأی دادن و نمایندگی به تمامی نژادها داده شد، رسماً برچیده شد. زشتی‌های نژادپرستی همچنان در کشورها و مکان‌های دیگری برقرار است، برجسته‌ترین آن را می‌توان در اسرائیل مشاهده کرد. نمونه‌های معدودی از شباهت‌های میان آپارتاید آفریقای جنوبی و اسرائیل منتشر می‌شود. کنگره آمریکا، نژادپرستی در افریقای جنوبی را محکوم می‌کند، حتی مخالفت رئیس جمهور با قانون آن کشور را برجسته می‌کند، اما ستایش‌های او از اسرائیل را نمی‌بیند. مگر نسبت به 30 سال پیش چه چیزی تفاوت کرده است؟ با وجود شباهت‌های بسیار واضح آپارتاید در اسرائیل و آفریقای جنوبی، - وضعیت فلسطینی‌ها تحت سیاست‌ها و مواضع نژادپرستانه اسرائیل به قطع وخیم‌تر از اوضاع غیرسفیدپوستان در جامعه آن روزهای آفریقای جنوبی است- اما در فضای بین‌الملل علیه آپارتاید اسرائیل به گستردگی آنچه در مورد آفریقای جنوب رخ داد، هنوز فریادی بلند نشده است.
 
دلارهای که اسرائیل خرج کنگره می‌کند
 
بر اساس آنچه در فرایند سیاسی امریکا معمول است، این قضایا به پول بر می‌گردد. بین یکم آوریل سال 2009 تا 31 مارس 2015، لابی اسرائیل در آمریکا 6/12 میلیون دلار به سناتورهای آمریکا در انتخابات، و یا در ستادهای تبلیغاتی ریاست جمهوری پرداخت کرده است.  از 13 آوریل 2013 تا 31 مارس 2015 این لابی 3/4 میلیون دلار برای نمایندگان مجلس برای هزینه‌های تبلیغاتی و انتخاباتی آنان هزینه کرده است. بر اساس یک گزارش در سال 2013 پیروزی در انتخابات و کسب یک کرسی سناتوری حدود 5/10 میلیون دلار و کسب جایگاهی در مجلس حدود 7/1 میلیون دلار هزینه بر می‌دارد. مطمئنا به دست آوردن یک دهم، یک صدم یا یک هزارم از این دلارها بسیار آسان‌تر است نسبت به جمع‌آوری کمک های 5 یا10 دلاری از دسترنج مردم.
 
بدون تردید، فشار و نفوذ لابی اسرائیل بر فضای سیاسی آمریکا موضوع تازه‌ای نیست. در رقابت بر سر کرسی ریاست کنگره در سال 1984 بین کارلس پرسی از ایلینویز و پل سیمون، آقای پرسی شکست خورد. لابی اسرائیل از پل سیمون حمایت می‌کرد. آقای پرسی تمایلی به فلسطینی‌ها نداشت، بلکه تنها  حقوق معدودی برای آنها قائل بود. این موضوع برای سناتورهای آمریکا قابل تحمل نبود و با پشتیبانی لابی قوی AIPAC سرانجام به شکست کشانده شد، چرا که کوچک‌ترین زاویه و عدم هماهنگی بین کنگره و سیاست‌های AIPAC قابل تحمل نیست.
 
کوچک‌ترین عدم هماهنگی بین کنگره و سیاست‌های AIPAC قابل تحمل نیست
 
در همایش اخیر AIPAC، تد کروز، سناتور تکزاس و کاندیدای جمهوری خواهان در رقابت‌های ریاست جمهوری که در 6 سال اخیر حدود 100354 دلار از لابی اسرائیل دریافت کرده است، گفت: «فلسطینی‌ها از سال 1948 دیگر وجود ندارند.» این سخن شاید تندروانه‌ترین گفته های یک کاندیدای ریاست جمهوری در یکی از جلسات AIPAC در سال‌های اخیر بوده است. 
 
پول و ترس دو بازوی پشتیبان اسراییل
 
در فوریه 1986، الوف پالم نخست وزیر سوئد، در جلسه پارلمان با موضوع آپارتاید شرکت کرد و در یک سخنرانی، آپارتاید را زبون و پست خواند و این سیستم را محکوم به نابودی دانست. او یک هفته بعد ترور شد.  وزیر امور خارجه سوئد بعد از به رسمیت شناختن فلسطین در سال 2014 تعداد بسیار زیادی پیام‌های تهدید به مرگ دریافت کرد.
 
فرانسه و بلژیک دو کشور دیگر هستند که به نظر می‌رسد حداقل در برخی موارد، مساعدت‌هایی با فلسطین دارند و در این کشورها درباره به رسمیت شناختن فلسطین صحبت‌هایی مطرح است. تاکنون چند تن از اندیشمندان این دو کشور که قصد به رسمیت شناختن فلسطین را داشته‌اند، به وسیله تروریست‌های زبردست و کارورزیده‌ای مورد حمله قرار گرفته‌اند. در نتیجه باید گفت پول و ترس نقش بزرگی در پشتیبانی از اسرائیل بازی می‌کنند، اما هنگامی که تعداد کشورهای بیشتری اسرائیل را محکوم کنند و فلسطین را به رسمیت بشناسند، این حمایت رنگ می‌بازد.
 
چگونه اسرائیل تسلیم خواهد شد؟
 
در اتحادیه اروپا، حرکت‌هایی برای برچسب‌گذاری محصولات ساخت اسرائیل شروع شده و تحریم‌های بیشتر علمی، اقتصادی و حتی در حوزه بازی و سرگرمی علیه اسرائیل و یا حتی سرمایه‌گذاران امریکایی-اسرائیلی، به رسمیت شناختن فعالیت‌های هسته‌ای ایران که اسرائیل بالغ بر 40 میلیون دلار در مخالفت با آن هزینه کرد، همگی گزینه‌هایی است که می تواند تغییرات اساسی در نگاه و فکر مردم جهان نسبت به این رژیم نژادپرست به وجود آورد.
 
نمونه‌ای از برچسب‌گذاری تحریم اسرائیل در اتحادیه اروپا
 
تحریم‌ و فعالیت‌های قانونی علیه اسرائیل که توسط دانشگاه‌ها، سازمان‌های مذهبی و اتحادیه‌های کارگری پیگیری می‌شود (همانند آنچه در مورد آفریقای جنوبی رخ داد) می‌تواند نمونه و روشی در جهت اتفاق رویدادی مشابه برای اسرائیل باشد. فدریک داگلاس که از بردگی فرار کرد و به عنوان رهبر مبارزه با برده‌داری و در قامت یک شخصیت سیاسی مطرح شد، روزی گفت: قدرت هرگز بدون خواست عمومی، هیچ چیز را تأدید نمی‌کند و این موضوع همیشه بوده و خواهد بود. اکنون جهان خواستار واگذاری قدرت به فلسطین توسط اسرائیل است. البته اسرائیل چند دهه مقاومت خواهد کرد، ولی با افزایش فشارها سرانجام سر تسلیم فرود خواهد آورد.
 


-