يكشنبه 27 تير 1395 21:24 ساعت
شناسه خبر : 247713
سلسله نشستهای گفتمان انقلاب اسلامی در مصلای قم با سخنرانی حجتالاسلام صدوق/ 17
امروزه امّت اسلامی با کفر مُدرنیته مواجه شده است/ شرایط کنونی در کلام حضرت امام به «بتپرستی مُدرن» و در کلام رهبر انقلاب به «جاهلیت مُدرن» تعبیر شده است
بعد از رنسانس، شرایطی که منجر به قیام امام حسین شد، دوباره شکل گرفت و یزیدیان بر کرهی زمین تسلط پیدا کردند و علّت اسلامیتِ انقلاب امام خمینی و نظام جمهوری اسلامی به این مسألهی اساسی باز میگردد که کفرستیزی و دفاع از توحید و نبوّت در برابر کفار، توسط این انقلاب و نظام احیاء شده است. لذا طرح اسلامیتِ موضوعات مختلفی از قبیل دانشگاهها، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ، رسانه، مسائل زنان و خانواده و حتی تحوّل در حوزههای علمیه از الزامات تحقق و حفظ خداپرستی در مواجهه با تمدّن مُدرن محسوب میشوند.
گروه معارف – رجانیوز: سلسله نشستهای گفتمان انقلاب اسلامی همزمان با ایام ماه مبارک رمضان، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار شد.
به گزارش رجانیوز، سلسله نشستهای گفتمان انقلاب اسلامی از آغاز ماه مبارک رمضان، با حضور اقشار مختلف مردم در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار شد.
این نشستها پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری و با محوریت موضوعاتی همچون جهاد کبیر، اسلامیت انقلاب، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اقتصاد مقاومتی و منزلت زن و خانواده در اسلام و نظام و با ارائه و سخنرانی حجت الاسلام صدوق از استادان و فضلای حوزه علمیه قم برگزار شد.
از ویژگیهای این سلسله نشستها دوطرفه بودن آن بود، به نحوی که حضار در هر جای بحث می توانستند نسبت به مسائل مطروحه نظر خود را ارائه کنند.
در ادامه خلاصه و مهمترین محورهای جلسه هفدهم سلسله نشستهای «گفتمان انقلاب اسلامی» را از نظر میگذرانید:
1. اگر ادعا شد که مدیریت عرصهی میدانی در انقلاب اسلامی بر اساس فرهنگ مذهب و ادبیات وحی انجام شده، ضروری است تا این مطلب به صورت علمی اثبات شود و «اسلامیتِ انقلاب» به نحو استدلالی روشن گردد. همچنان که در عرصهی تخصصها و عقلانیتها اگر چالشی پیرامون «اسلامیتِ علوم» پدید آمده، باید نسبت آن با اجتهاد و تفقّه در حوزههای علمیه سنجیده شود. در این صورت، وظائف عموم مردم نسبت به ولایت و فقاهت معین خواهد شد و به روشنی خواهند دانست که با حضور و فعالیت و مشارکت در چه مسائلی است که میتوانند تکالیف خود را ادا نمایند.
بحث از اسلامیت انقلاب و تبیین این مهم که حرکت حضرت امام (قدسسره) و سایر فقهای مبارز شیعه در صدوپنجاه سال اخیر، چگونه در ادبیات قرآن و فرهنگ روایات ریشه دارد، در واقع تشریح بخشی از مباحثِ مربوط به «احکام حکومتی» است. در این زمینه باید توجه داشت که خداوند متعال سه خطّ اساسی در تاریخ را به موازات یکدیگر مدیریت کرده است: الف) فرهنگ تقیه که حتی در زمان انبیاء سلف نیز وجود داشته و مفصلا در تاریخ انبیاء ذکر شده است. قرآن کریم نیز با توصیف مؤمن آل فرعون به «یکتم ایمانه» صریحاً به این مسأله اشاره میکند و در روایات، عدم التزام به حکم تقیه، مساوی با بیدینی دانسته شده است. ب) مأموریت انبیاء و اوصیا برای مبارزه با کفر و نفاق که با ارسال رسل و تعیین جانشینان آنها از سوی خدای متعال و به نحوی علنی انجام میشود. ج) تعیین برنامهریزیشدهی نقاط و مراحل رشد برای دستگاه ایمان که بر مبنای مدیریت خدای متعال نسبت به سه نظامِ «کفر، نفاق، ایمان» شکل میگیرد و پس از تحقق هر مرحله از رشد، خدای متعال اجازه نمیدهد که مؤمنین به مرحلهی قبلی بازگردند و دچار ارتجاع شوند. در واقع اوصافی که برای انبیاء الهی در زیارات ذکر شده (آدم صفوهالله، نوح نبیالله، ابراهیم خلیلالله، موسی کلیمالله، عیسی روحالله و...) اشاره به نقاط رشدی است که با مجاهدات این پیامبران عظیمالشأن محقق شده است و وراثتی نیز که در زیارات برای ائمّهی هدی ذکر شده (السلام علیک یا وارث آدم صفوهالله و...) به حفظ و تداوم همین دستاوردهای ایمانی باز میگردد و وراثت علماء نسبت به انبیاء که در روایات ذکر شده، نیز بر همین اساس است. البته تبیین مإموریتهای هر یک از انبیاء و اولیاء الهی موکول به بحث «فلسفهی تاریخ انبیاء» است اما در هر صورت این مأموریتها به نحوی تنظیم میشود که کسی حق بازگشت به مرحلهی قبل نداشته باشد و مدیریت الهی در جهت بلوغ تاریخ دچار اختلال نگردد.
2. پس آنچه اهمیت اساسی مییابد، پاسخ به این سوال است که: نبیّاکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم چه مأموریتی داشتند و پس از بعثت خود، دستگاه ایمان را به چه نقطهای از رشد و بلوغ رساندهاند که نه تنها بازگشت و عقبنشینی از آن برای هیچکس جائز نیست بلکه مقتضای خداپرستی و توحید و تسلیمنشدن در برابر دستگاه ابلیس و فراعنه آن است که همگان از این دستاورد حفاظت کنند. روشن است که صدوبیستوچهار هزار پیامبر همواره وعده داده بودند که پیامبر خاتم در آخرالزمان خواهد آمد و بساط شرک و کفر جلیّ را از کرهی زمین بر خواهد چید و این وعده از نظر قطعیت و تکرار در فرهنگ دینی، همانند وعدهای بود که امروزه برای تمامی مسلمین در مورد ظهور حضرت ولیعصر و برپایی حکومت عدل جهانی ذکر میشود. لذا با بعثت نبیاکرم، وعدهی الهی مبنی بر برچیدهشدن شرک و کفر جلیّ از پهنهی گیتی محقق شد و با تصرف جزیرهالعرب و سپس فروپاشی دو امپراطوریِ ایران و روم، توحید و نبوّت امنیت پیدا کرد و مساجد جایگزین معابد و بتکدهها شد.
مأموریت دوم پیامبر اسلام، ختم نبوّت و تبیین تمامی اموری بود که بشر برای سعادت خود تا روز قیامت به آنها محتاج است و لذا شرع و کتاب الهی دیگری پس از اسلام نازل نخواهد شد بلکه سیر تکامل ادیان الهی به پایان رسیده و نقطهی نهایی کمال آن در دین محمّدی صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم تجلی یافته است. مأموریت سوم آن حضرت، عمل به حکم تقیه در موضوع امامت و تحمل ائمه نفاق برای بقای دین بود زیرا خدای متعال میدانست که مردم اسلام ناب را نخواهند پذیرفت بلکه دستگاه نفاق بر مسلمین حاکم خواهد شد و پس از رحلت نبیاکرم تا ظهور حضرت ولیعصر، دولتهای نفاق بر اریکهی قدرت تکیه خواهند زد و امر ولایت و امامت امنیت نخواهد داشت. لذا همانطور که خدای متعال به برخی انبیاء سلف در دورهی اول تاریخ دستور داد تا برای حفظ دین الهی، در برابر کفر تقیه کنند، پیامبر اکرم و ائمّهی معصومینصلواتاللهعلیهماجمعین نیز به تقیه در برابر نفاق مأمور شدند. بنابراین رفتار تمامی ائمّهی هدی بر مبنای عمل به تقیه تحلیل میشود و عملکرد نوّاب خاصّ و عامّ حضرت ولیعصر در دوران غیبت نیز به همین حکم باز میگردد.
3. در این میان تنها حضرت اباعبداللهالحسینعلیهالسلام است که در ماههای پایانیِ امامت، از تقیه خارج میشود و حتی به قیمت ریختن خون خود و خاندان و یارانش با حکومت جور بیعت نمیکند. علّت این مسأله را باید در هدفی جستجو کرد که یزید به دنبال تحقق آن بود که در کنار گذاشتن نفاق و بازگرداندن امّت پیامبر به کفر جلیّ و دوران جاهلیت خلاصه میشود. البته یزید در ابتدای حکومت خود، این هدف را به صورت آشکار اعلام نمیکند اما امام حسین به عنوان حجّت الهی که در شب قدر به تمام امور آگاه میشود، از اهداف کفرآمیز یزید نیز اطلاع داشت؛ اهدافی که حتی معاویه علیرغم عمق کفر و طغیان خود، جرأتی برای پیگیری آنها پیدا نکرد و هیچگاه در مقابل انظار عموم به هدم ظواهر اسلام و نفی وحی و علنیکردن کفر مبادرت ننمود. لذا امام حسینعلیهالسلام این حقیقت را به همگان اعلام کرد و با طرح مواضعی مانند «علی الاسلام السلام اذا بُلیت الامّه براعٍ مثل یزید» کفر یزید را به تمامی مسلمین گوشزد نمود ولی هیچکس سخنان امام را باور نکرد و مسأله در میان خواصّ و عوامّ به عنوان درگیری بین دو طایفه از مسلمین تلقّی شد. اما هنگامی که اباعبداللهالحسین به عنوان منادی فرهنگ بعثت به شهادت رسید و سکوت دنیای اسلام ادامه یافت، یزید اطمینان پیدا کرد که زمان تحقق هدف فرا رسیده و در مقابل کاروان اسرا در دمشق، بعثت و نبوّت و وحی را نفی کرد و از خون کشتگان بدر ـ که همان سران کفر جاهلی بودند ـ و گرفتن انتقام آن از فرزندان پیامبر سخن گفت و رسالت الهی نبیاکرم را به عنوان یک بازی قدرت بین بنیهاشم و بنیامیه معرفی نمود! این به معنای علنیکردنِ کفر و نابودکردن زحمات تمامی پیامبران الهی و از بینبردن ثمرهی مجاهدات بینظیر پیامبر اسلام و جانشینان بر حق او بود که در برچیدهشدن بساط کفر جلیِّ و امنیتیافتن کلمهی توحید و نبوّت در تمامی عالم تجلی مییافت. در واقع تا پیش از بعثت نبیاکرم، خداپرستی و پیروی از انبیاء الهی جرمی نابخشودنی محسوب میشد که مجازاتی چون قتل و سوزاندن و شکنجه و... در پی داشت اما با سیلی محکمی که توسط پیامبر اسلام بر صورت کفر و شرک نواخته شد و جنگهای متعددی که کفار را به خاک مذلت نشاند، جزیرهالعرب به تسخیر اسلام درآمد و فرهنگ کفرستیزی به نحوی در میان مسلمین نهادینه شد که در ادامه، به فروپاشی دو امپراطوری ایران و روم منتهی گردید.
لذا ائمّهی معصومین مأموریت داشتند تا برای حفظ نام خدای متعال و پیامبر اکرم و تداوم فرهنگ جهاد با کفار در جهت برچیدهشدن شرک جلیّ از کرهی زمین، در مقابل دولتهای نفاق اقدام به تقیه کنند؛ همچنان که طبق نقل، امیرالمؤمنین با اشاره به اذانی که در مأذنهها گفته میشد، حضرت زهرا را بر همین اساس به صبر دعوت کردند. اما از آنجا که یزید تصمیم گرفته بود ادبیات نفاق را کنار بگذارد و امت پیامبر را به کفر و شرک جلیّ بازگرداند و دستاورد تمامی انبیاء را از بین ببرد، اباعبداللهالحسین به قیام تا سر حدّ شهادت مأمور شد و با خون آن امام مظلوم و افشاگری اسراء اهلبیت، یزید راهی جز عقبنشینی از این هدف شوم پیدا نکرد و مسئولیت جنایات خود را به گردن دیگران انداخت و کاروان اسراء را با احترامات و تشریفات به مدینه فرستاد. البته این فریبکاریها اثری نداشت و قیام حسینی، طومار حکومت اموی را در هم پیچید و بنیمروان و بنیعباس را مجبور کرد تا بر سر فرهنگ بعثت بایستند و با تکیه به ادبیات نفاق، ظواهر اسلام را ـ علیرغم بدعتها و تأویلات ـ حفظ کنند و نشر دهند و با تداوم فرهنگ جهاد با کفار و بتپرستان و محافظت از بلاد اسلامی، امنیت توحید و نبوّت را فراهم نمایند؛ گرچه باطن تمامی این حکومتها بر فرهنگ مادّیِ امپراطوری ایران و روم و تکمیل آن استوار شده و به لهو و لعب و کاخنشینی و انواع مفاسد و شهوات مبتلا بود و فرهنگ امامت و ولایت در این حاکمیتها مورد هجمه قرار میگرفت و امنیت نداشت. این روند در سایر امپراطوریهای اسلامی ادامه پیدا کرد تا در حدود صدوپنجاه سال پیش، تحوّلاتی در جوامع اسلامی رخ داد که نشإتگرفته از «رنسانس» بود.
4. در نتیجهی «رنسانس»، زندگی مادّی بشر متحوّل شد و ظرفیت و مقیاسِ شهوت ارتقاء یافت و شکل جدید از تولید ثروت و سلاح و روابط اجتماعی باعث شد تا امپراطوریهای اسلامی در شرق دچار فروپاشی و تجزیه شوند و قدرت جهانی از دولتهای نفاق به حاکمیتهای کفر در غرب منتقل گردد. البته باید توجه داشت که هجمهی مدرنیته به بلاد اسلامی ابتدائاً در قالب لشگرکشی نظامی و استعمار علنی ساماندهی شده بود و علیرغم تسلیم برخی امراء و سلاطین در برابر آن، واکنش برخی علمای اهلسنت و صدور فتوای جهاد از سوی بعضی مفتیان را در پی داشت اما هنگامی که این استعمار شکلی پیچیده به خود گرفت و به استعمار پنهان تبدیل شد و شعار دموکراسی، آزادی ادیان و توافق جهانی برای زندگی مادّیِ بهتر را سر داد، توان و انگیزهای برای مقاومت باقی نماند. در واقع از آنجا که ریشهی کفر و نفاق به یک نقطهی واحد باز میگردد، امپراطوریهای اسلامی به سبک زندگی جدید دلبسته شدند و روابط نوینی که توسط کفار ارائه شده بود، پسندیدند و لذا با وادادگی آنان، تنها قدرتی که از اسلام و بلاد مسلمین در برابر کفار دفاع میکرد، سرنگون شد و امّت اسلامی اعمّ از شیعه و سنّی با کفر مدرنیته مواجه شدند. یعنی شرایطی که منجر به قیام امام حسین شد، دوباره شکل گرفت و یزیدیان بر کرهی زمین تسلط پیدا کردند. فقهای شیعه نیز که تا پیش از این، تحت حاکمیت دولتهای نفاق زندگی میکردند و به دلیل مقابلهی این دولتها با سلطهی کفار مأمور به تقیه بودند، با ملاحظهی خلأ ناشی از سرنگونی امپراطوریهای اسلامی، پرچم مبارزه با کفر و جلوگیری از ارتجاع امّت دینی را با غیرت حسینی خود به اهتزاز درآوردند که این مسیر نورانی در جنبشهای مختلفی همانند نهضت تنباکو، نهضت مشروطه و نهضت ملّیشدن صنعت نفت و سپس انقلاب اسلامی از سال 1342 تا 1357 تبلور یافت.
5. از اینرو، شرایط کنونی در کلام حضرت امام به «بتپرستی مدرن» و در کلام مقام معظم رهبری به «جاهلیت مدرن» تعبیر شده و علّت اسلامیت انقلاب امام خمینی و نظام جمهوری اسلامی به این مسألهی اساسی باز میگردد که کفرستیزی و دفاع از توحید و نبوّت در برابر کفار، توسط این انقلاب و نظام احیاء شده است تا ارادهی الهی مبنی بر حفظ دستاوردهای فرهنگ بعثت و عدم ارتجاع به مرحلهی قبلی تاریخ محقق گردد. لذا هیچکس حتی برای یکروز حق تنازل از آرمانهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ندارد و همه باید بدانند که رهنمودهای امام و رهبری برای دفاع از اسلام و حل مسائل نظام اسلامی، برگرفته از ارتزاق علمیِ این بزرگواران از نور علم حضرت ولیعصر در شبهای قدر است و اساساً منزلت «نیابت عامّهی حضرت ولیعصر» بر همین مبنا تعریف میشود. به عبارت دیگر، طرح اسلامیتِ موضوعات مختلفی از قبیل دانشگاهها، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ، رسانه، مسائل زنان و خانواده و حتی تحوّل در حوزههای علمیه، همگی به یک نقطهی واحد باز میگردند و تمامی آنها از الزامات تحقق کلمهی توحید و حفظ خداپرستی در مواجهه با تمدّن مدرن محسوب میشوند و این مجموعه از سفارشها اگر به مرحلهی عمل نرسد، اساسِ دینداری و اعتقادات امّت محمد و آل محمّد ضربه خواهد خورد. به همین دلیل دلخوشکردن به عبادات و اعمال فردی بدون حساسیت و اعتناء به این امور حیاتی، نمیتواند از مصادیق ایمان و دینداری محسوب شود.
پس همانطور که اباعبداللهالحسین برای حفظ کلمهی توحید، حتی فرزند ششماههی خود را فدا کرد، همگان از پیر و جوان و کوچک و بزرگ در مورد تداوم پرستش خدای متعال بر کرهی زمین در این دوران، مسئول و مکلّفاند و کوچکترین تعلّل در این موضوع، از هیچ فرد و صنف و قشر و امّتی پذیرفته نیست. همچنانکه در ماجرای اصحاب اخدود نقل شده که موحّدان را در گودال بزرگی از آتش میافکندند اما مادری که طفلی کوچک به همراه داشت، از روی دلسوزی برای فرزندش به تردید افتاد تا شاید با دستبرداشتن از خداپرستی، جان او را نجات دهد اما آن طفل به ارادهی الهی به تکلّم درآمد و از مادرش خواست که در راه پرستش خدای متعال تردید نکند و وارد آتش شود. پس در این مرحله از تاریخ، حفظ کلمهی توحید و خداپرستی تقیهبَردار نیست و عقبنشینی نسبت به این مسألهی اساسی ابداً جائز شمرده نشده و نباید از رشد و قدرتی که پس از بعثت برای دستگاه ایمان محقق شده، دست کشید و نمیتوان در برابر از بین رفتن زحمات صدوبیستوچهار هزار پیامبر و مجاهدات یازده امام معصوم و مرارتهای خیل عظیمی از فقهاء و علماء شیعه ساکت نشست یا به نظاره ایستاد. همچنانکه کفار نیز در تکامل مادّی خود، عقبگرد را نمیپذیرند و حاضر نیستند که دستاوردهای زندگی مدرن را رها کنند و به نحوه زندگی در پیش از رنسانس بازگردند. عمل به این حکم اعتقادی حتی به حضور و یاری مردم نیز مشروط نیست و پرچمداران توحید در هر عصر موظفاند و لو به تنهایی و با مظلومیت و شهادت، در مقابل کفر بایستند و با خون خود، ادامهی راه را برای پرچمداران بعدی روشن کنند؛ همانطور که امام حسین علیهالسلام به تنهایی در مقابل یزید ایستاد و نفس نفیس خود را در این راه فدا کرد.
البته در تحلیل مردمشناسی از مردم ایران ذکر شد که ملّت ایران با تکیه به مدیریت خدای متعال برای جریان فرهنگ ناب اسلامی (تشیع) به همراهی با علمای شیعه پرداختند و پای قیام آنان ایستادند و مقاومت کردند و جان عزیزان خود را در طبق اخلاص نهادند تا وعدهی الهی و دعای پیامبر محقق گردد و از سلطهی کفر بر محبین اهلبیت ممانعت شود. همچنین باید توجه داشت که انقلاب اسلامی و مقاومت نظام جمهوری اسلامی و بیداری امّت دینی توسط حضرت امام خمینی باعث شد تا استعمار پنهان افشاء گردد و برای حفظ منافع خود مجدّداً مجبور به برخورد نظامی و لشگرکشی و استفاده از روشهای مربوط به استعمار علنی شود که این روند در برابر نظام اسلامی در ایران تجربه شد و امروزه در نقاط مختلف دنیای اسلام در حال تحقق است.
6. بر اساس مباحث فوق، اسلامیت انقلاب امام خمینی و نظام جمهوری اسلامی و الهیبودنِ مدیریت میدانی آن به صورت استدلالی و از منزلت فلسفهی تاریخ روشن میشود و ارتباط قاعدهمند آن با فرهنگ قرآن و روح تمامی روایات ائمّهی معصومین مدلّل میگردد و وراثت علماء از انبیاء به اقامهی کلمهی توحید در برابر کلمهی کفر (در شکل مبارزه) و در مواجهه با کلمهی نفاق (در شکل تقیه) معنا میشود. همچنان که بیانات حضرت امام دربارهی تقدم حفظ نظام اسلامی بر تمامی احکام اولیه و امثال آن توضیح دقیقی پیدا میکند؛ زیرا پرستش خدای متعال و عدم تبعیت از طاغوت، بر همهی عبادات و احکام و اخلاقیات حاکم است. به عبارت دیگر، ادلّهی نقلی برای اثبات ولایتفقیه و حکومت اسلامی در دوران غیبت، به چند روایت معدود که دلالتاً یا سنداً قابلیت خدشه داشته باشند، محدود نمیشود بلکه روح تمامی صحف الهی و کتب نازلشده از سوی خدای متعال ـ که در همهی آنها به بعثت پیامبر اکرم و ظهور حضرت خاتمالاوصیاء وعده داده شده ـ حکم میکند که پرچمداران توحید و به تبع آنان امت دینی، اجازهی عقبنشینی نسبت به دستاوردهای جبههی ایمان و دینداری را ندارند. در واقع پرستش خدای متعال، امری مطلق و غیرقابل تقیید است و به همین دلیل، ولایت فقیه نیز ـ که به معنای حفاظت از کلمهی خداپرستی توسط علمای شیعه و دفاع از اعتقادات امّت اسلامی در برابر کفر است ـ قابل تقیید نیست. پس باید توجه داشت که ولایت فقیه به اجرای اوامر و نواهیِ فقهی در زندگی مردم منحصر نمیشود بلکه اگر پرستش خدای متعال و حفظ کلمهی توحید و نبوّت، ملازم با ارتقاء سطح فقاهت و تکامل قاعدهمند در فهم از دین بود، نباید از این تحوّل ابایی داشت.
البته اگر دولتهای نفاق، به دفاع از اسلام در برابر کفر ادامه میدادند، شیعه مسئولیتی برای قیام نداشت و به تداوم تقیه مکلف بود اما خدای متعال تقدیر کرده تا باطن کفرآمیزِ منافقین افشاء شود و اتحاد مرتجعین منطقه با اسرائیل و امریکا برای هجمه به شیعه، نقاب را از هویت واقعی آنان کنار زند و پشتکردن به فرهنگ بعثت توسط حکّام و مفتیانِ به ظاهر سُنّی، باعث شود که اغلب اهل تسنّن از آنان فاصله بگیرند؛ یعنی گرچه شرایط برای دعوت عموم اهلسنّت به مذهب شیعه مناسب نیست اما تکیه به فرهنگ کفرستیزی به عنوان رکن فرهنگ بعثت، میتواند وحدت امّت اسلام را تقویت کند. لذا امروز نظام مبارک جمهوری اسلامی، آیهی الهی است که وسیلهی اتمام حجت بر کفّار، اهلسنّت و حتی شیعیانی شده که رفتارشان به نفع دستگاه کفر تمام میشود چرا که شکلگیری جریانهایی مانند تشیّع انگلیسی ـ که عملاً تقیه در برابر کفار و درگیری با اهل سنّت را ترویج مینماید و به نظام اسلامی برای دفاع از اسلام در برابر کفار هیچ کمکی نمیکند ـ از امتحانات سخت و بزرگی است که شیعه با آن روبروست. در روایات نیز ذکر شده که خدای متعال از میان دعاهای پیامبر اکرم در مسجد مباهله تنها یک دعا را اجابت نکرد و آن دعای حضرت برای ورود امت خود به بهشت بدون قرار گرفتن آنان در معرض امتحانات الهی بود.
--------------------------------------------
مطالب مرتبط:

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/247713
لینک کوتاه کپی شد
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













