سه شنبه 22 تير 1395 17:23 ساعت
شناسه خبر : 247179
سلسله نشستهای گفتمان انقلاب اسلامی در مصلای قم با سخنرانی حجتالاسلام صدوق/ 15
در مسئله «ریزشهای انقلاب» همگان به مواضع امام و رهبری امتحان میشوند/ کسانی که از نورانیت و حقانیت این مواضع درکی پیدا نمیکنند مردود میشوند
تبیین عقلانی و تخصصی از چگونگی تبدیل مواضع و جهتگیریهای حضرت امام و مقام معظم رهبری به مدیریت کلان و خُرد در صحنهی عمل، ضرورتی است که غفلت از آن، «خطر تحریف شخصیت حضرت امام» را شدّت خواهد بخشید و موجب عدم فهم خواصّ و نخبگان از تصمیمات فعلیِ مقام معظم رهبری و اعتراض و هجمه به ایشان خواهد شد.
گروه معارف – رجانیوز: سلسله نشستهای گفتمان انقلاب اسلامی همزمان با ایام ماه مبارک رمضان، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار میشود.
به گزارش رجانیوز، سلسله نشستهای گفتمان انقلاب اسلامی از آغاز ماه مبارک رمضان، با حضور اقشار مختلف مردم در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار میشود.
این نشستها پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری و با محوریت موضوعاتی همچون جهاد کبیر، اسلامیت انقلاب، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اقتصاد مقاومتی و منزلت زن و خانواده در اسلام و نظام و با ارائه و سخنرانی حجت الاسلام صدوق از استادان و فضلای حوزه علمیه قم برگزار میشود و شرکت در این برنامه برای عموم مردم آزاد است.
یکی از ویژگیهای این سلسله نشستها دوطرفه بودن آن است، به نحوی که حضار در هر جای بحث میتوانند نسبت به مسائل مطروحه نظر خود را ارائه کنند.
در ادامه خلاصه و مهمترین محورهای جلسه پانزدهم سلسله نشستهای «گفتمان انقلاب اسلامی» را از نظر میگذرانید:
1. بیان شد که قیام حضرت امام خمینی بر مبنای اقامهی کلمهی حق در برابر کلمهی باطل استوار بود و مدیریت ایشان نیز از فرهنگِ «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» نشأت میگرفت که سه نوع موضعگیری و برخورد با «جامعهی مومنین و شیعیان»، «مسلمانان جهان» (اهل سنّت) و «کفّار» را در پی داشت و لذا عملکرد ایشان برخاسته از روح قرآن و فرهنگ انبیاء الهی بود.
یک نوع از برخورد با راه حضرت امام و اندیشه و عملکرد ایشان، همان روند مرسوم در جامعه است که در ایام و مناسبتهای خاصّ، به گرامیداشت یاد و خاطرهی امام و شهداء و زندهنگهداشتن وقایع مربوط به انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و... مبادرت میشود. این برخورد در جای خود، ضروری و لازم است و آثار و برکاتی در پی دارد. اما آنچه ادامهی حیات انقلاب و نظام اسلامی را رقم میزند، بهرهگیری از منش و روش حضرت امام برای مدیریت حوادث جدید است که این مهم، دستور کار اصلی مقام معظم رهبری حفظهالله به شمار میرود. در واقع ایشان بمثابه ذخیرهی الهی، تنها شخصیتی هستند که میتوانند از آیه بودنِ رفتار حضرت امام استفاده کنند و با تطبیق آن راه نورانی بر موضوعات نوین، به راهبری انقلاب ادامه دهند. در این میان، خواصّی که بتوانند خود را در این افق از ادراک و عمل انقلابی قرار دهند، توفیق پیدا میکنند تا با تبعیت از رهبری، منویّات ایشان را در عرصهی عمل پیاده کنند که نمونهی آن، جریان فرهنگ دفاع مقدس در عرصهی دفاع از سوریه و عراق و موضوع بیداری اسلامی است.
2. اما آنچه برای تداوم این مسیر اهمّیت بنیادین دارد، «تئوریزهشدن راه حضرت امام» و روشن شدنِ عجز ادبیات تخصصیِ حوزه و دانشگاه در برابر نورانیت مواضع و عملکرد ایشان است؛ در غیر اینصورت ادبیات و گفتمان انقلاب اسلامی حتی در عرصهی سیاسی، امنیتی، دفاعی مورد هجمه واقع میشود. البته هشدارهای مقام معظم رهبری پیرامون «خطر انقلابزدایی» از نهادهای مختلف مانند حوزه، دانشگاه، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان و...، نشاندهندهی این حقیقت است که چنین هجمهای آغاز شده است. این هجمه از آنجا ناشی میشود که ادبیات تخصصی موجود، به آنالیز و تحلیل از راه گذشتهی انقلاب میپردازد و خسارتهای مادّی آن را بر میشمارد! این در حالی است که انقلاب اسلامی، یک آیهی الهی است که حجت را بر تمامی اهل دنیا تمام کرده و همگان را به توحید و خداپرستی و حقائق عالم دعوت مینماید. لذا در اینجا به نمونههایی عینی از مدیریت میدانی حضرت امام و ارائهی تحلیلی نوین از آنها پرداخته میشود تا مقصود از ضرورت «تئوریزهشدن انقلاب اسلامی» واضحتر شود.
3. به عنوان نمونه در موضوع جنگ تحمیلی، عرف متداول در دکترین جنگ و عقلانیت نظامی حکم میکرد که قدرت دفاعی ایران و سختافزارهای نظامی آن، قدرت مقاومت در برابر ارتش عراق و قدرتهای جهانی و ارتجاع منطقه را ندارد؛ همانطور که از نظر نرمافزارهای دفاعی نیز رابطهی کشور با قطبهای نظامی و اطلاعاتی در دنیا و منطقه قطع شده بود. در طرف مقابل، تمامی قدرتهای جهانی و کشورهای منطقه با حمایت از صدام در عرصههای تسلیحاتی، اطلاعاتی، مالی، نیروی انسانی و...، عملاً یک جنگ جهانی را در مقابل نظام جمهوری اسلامی طراحی کرده بودند. در نتیجه، دانش تخصصی در موضوع جنگ، همان راهی را در مقابل حضرت امام قرار میداد که بنیصدر نیز به آن معتقد بود: تسلیم و پذیرش وضعیت موجود و حفظ باقیماندهی سرزمین از طریق مذاکرات دیپلماتیک و ارتباطات سیاسی. روشن است که حضرت امام به چنین راهکاری تن نداد ولی بسیار مهم است که مشخص شود در عمل، چه اتفاقی افتاد که پس از هشت سال جنگ جهانی بر ضدّ ملّت ایران، قدرتهای مسلّط جهانی در قالب سازمان ملل مجبور شدند قطعنامهی آتشبس را بپذیرند و با مأیوسشدن از برخورد نظامی با جمهوری اسلامی، از ایران بخواهند تا این قطعنامه را بپذیرد؟! یعنی در صحنهی میدانی، سختافزارها و ادوات نظامی ـ که از نظر تخصصی قابلیت مقاومت در برابر ارتش دشمن را نداشتند ـ چگونه به کار گرفته شدند و چه نوع سازماندهی نسبت به نیروی انسانی و چه شکل از سیستم اطلاعاتی محقق شد که در نهایت، جنگ را از نظر سیاسی و بینالمللی به سود نظام اسلامی پایان داد و مانع تسلیم جمهوری اسلامی در برابر ابرقدرتها و سرنگونی این نظام نوپا و تنها شد؟! هزینههایی که برای تأمین نیروی انسانی جهت حضور در میدان جنگ انجام شد، چگونه بود؟!
هنگامی که ارتش پهلوی تصمیم به مداخله در ظفار عمان گرفت، پرداختی به هر سرباز دواطلب برای جنگ، بیست هزار تومان بود که با قیمت خرید یک خودرو در آن زمان برابری میکرد. البته این رقم برای درجهداران، سیوپنجهزار تومان و برای افسران، به بیش از پنجاه هزار تومان میرسید که هزینهی خرید یک باب منزل در آن زمان را تأمین میکرد. در واقع هزینههای متداول جنگ در دنیا بسیار سنگین و سرسامآور است و این در حالی بود که وجه پرداختی به نیروهای داوطلب برای شرکت در شکست حصر آبادان، به ازای هر نفر سیصد تومان بود! همچنین علیرغم تفاوت نظام پرورشی در ارتش و سپاه، ایجاد ستاد مشترک و حضور برادرانهی این دو قشر در کنار یکدیگر و مشارکت فعال در طراحی عملیاتها و مدیریت آن، یکی از اتفاقات استثنائی است که نحوهی عملی شدن آن، جای تحقیق و بررسی بسیار دارد. خصوصاً با توجه به اینکه عقلانیت تخصصی جنگ و دانش نظامی که در ارتش تدریس میشد، همواره نگاه دیگری به وضعیت دفاع مقدّس داشت و کارشناسان آن بر اساس هویت علمی خود، تا انتهای جنگ نیز از ابراز دیدگاههای کارشناسی مخالف ابایی نداشتند. این نمونهها نشان میدهد که دانشگاههای دفاعی کشور باید هزاران پایاننامه با موضوع مدیریت عرصهی میدانی در جنگ تحمیلی تولید کنند تا با تئوریزهشدنِ فرهنگ دفاع مقدس در تمامی ابعاد از تدارکات و تخریب و اطلاعات تا سختافزارها و نرمافزارها و نیروی انسانی، به نحوی تخصصی روشن شود که در عمل از چه دکترین الهی برای مدیریت جنگ استفاده شده و چگونه انقلاب اسلامی توانسته یک سبک زندگی جدید در عرصهی نظامی و دفاعی تولید کند و با به عجز رساندن ابرقدرتها از این طریق، به یک آیهی الهی تبدیل گردد. در غیر اینصورت، محاسباتِ مبتنی بر چارچوبهای تخصصی موجود و تحلیلهای مادّی، خود را به جامعه تحمیل خواهند کرد و رفتار الهی امام و یاران ایشان در این عرصه را محکوم خواهند نمود و در قالب چالش و اشکال و سوال در برابر مدیریت جنگ، حتی در رسانهی ملّی نیز انعکاس مییابند!
4. رفتار حضرت امام در بخش سیاسی نیز بر همین منوال بود. به عنوان نمونه، هنگامی که هیأت حاکمهی جدیدی بر سر کار میآید، درگیر امور مربوط به قدرت و مناصب میشود و نحلههای مختلفی پدید آمده و جناحهای درون حاکمیت در مقابل یکدیگر صفآرایی میکنند. این وضعیت در ابتدای رنسانس یا در اوان پیروزی انقلاب فرانسه به نحوی بوده که کشمکش و خشونت تا حدود صد سال ادامه پیدا کرده و این کشور تا چند دهه روی آرامش به خود ندیده است. اما در انقلاب اسلامی ایران و با گذشت سه تا چهار سال از پیروزی، نظام اسلامی ابتدائاً با گروههایی درگیر بود که نقشی اساسی در انقلاب نداشتند و برخلاف آرمانهای نهضت به دنبال تکامل مادّی بر اساس نسخههای غربی یا شرقی بودند و هنگامی که با یقین پولادین حضرت امام برای پیگیری تکامل معنوی روبرو شدند، دست به سلاح بردند و با دست خود، از صحنهی قدرت حذف شدند. پس از آن بود که جامعهی مؤمنین و انقلابیون تازه به قدرت رسیدند و به دو جناح تقسیم شدند. حضرت امام برای مدیریت این اختلاف به اخوّت اسلامی تکیه میکنند و در «منشور برادری» تأکید میکنند که علت وحدت هر دو جناح، اسلام است؛ یعنی هر جناحی که به ولایت مطلقهی فقیه و راهبریهای معجزگون آن در برابر کفر و شرک جهانی ملتزم باشد، دارای سلامت و تقوای سیاسی بوده و در قدرت حضور خواهد داشت و هر جناحی که از آن فاصله بگیرد، حذف خواهد شد.
در نمونهای دیگر، سفر محرمانهی مشاور امنیت ملی رییس جمهور امریکا برای ارتباط با یک کشور، امری است که هر نظام سیاسی برای حل مشکلات خود، مترصّد دستیابی به آن است؛ خصوصاً برای کشوری مانند ایران که درگیر جنگی سنگین و بیامان بود و حتی برای تأمین بسیاری از نیازهای اولیه مانند سختافزار دفاعی، ارزاق عمومی، برق و... چالشهای زیادی پیشرو داشت. ولی امام خمینی نه تنها پاسخی مثبت به این حرکت نداد بلکه با افشای آن در برابر افکار عمومی، اعلام کرد که این امریکاست که علیرغم ادعای قدرت، به رابطه با جمهوری اسلامی نیاز دارد و الهیبودنِ قدرت نظام اسلامی را در مقابل چشم جهانیان به نمایش گذاشت. اما بر اساس ادبیات تخصصی و عقلانیت سیاسی دانشگاه، چنین رفتاری یک اشتباه بزرگ ارزیابی میشود که فرصتهای مهمّی را از بین برده و هزینههای زیادی را بر کشور تحمیل کرده است! در واقع کشورها در عرصهی سیاسی، همواره در برابر «تهدیدها» و «فرصتها» قرار دارند و باید تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و از فرصتها حداکثر بهره را ببرند اما برای این مهم دو نگاه «الهی» و «مادّی» وجود دارد که هر یک، رفتار متفاوتی را نتیجه خواهد داد. البته نگاه الهی در این زمینه، نانوشته بود و شکلی آکادمیک و تخصصی نداشت اما در بیانات مبارک حضرت امام جاری میشد و به ایمان مردم و بسیجیان و ارتشیان و پاسداران بدل میگشت و حتی بسیاری از متخصصین را جذب مینمود و رفتار آنان را بر اساس مبانی نوین الهی سامان میداد و زمینه را برای پیروزیهای آینده فراهم میکرد.
5. پس تحلیل الهی و غیرمادّی از مواضع و عملکرد حضرت امام، از یکسو باید در حوزههای علمیه پیگیری شود و با بحثهای تخصصی، استناد آن به آیات و روایات روشن شود و در قالب رسالههای عملیه برای احکام حکومتی، در دسترس خواصّ و عوامّ قرار بگیرد. از سوی دیگر در دانشگاهها نیز لازم است تا با بحث استدلالی، مادّی بودنِ دکترینهای سیاسی، امنیتی، دفاعی موجود اثبات شود و به جای اکتفاء به شعارهای سیاسی ـ که در جای خود ضرورت دارد ـ دانشجویان و اساتید مؤمن بر محور فعالیت علمی و فرهنگی برای شکستن استدلالهای مادّی بسیج شوند و الا «اسلامیشدن دانشگاهها» و «حوزهی انقلابی» محقق نخواهد شد و به جای تربیت طلاب و دانشجویان انقلابی، فرهنگ انقلابی از این نهادهای مهم رخت بر خواهد بست. انجام دقیق این تحقیقات و ورود فرهنگ انقلاب اسلامی به عرصهی تخصص و استدلال علمی، نشان خواهد داد که مدیریت حضرت امام (قدسسره) جریان آیات الهی را به نمایش گذاشته و نور قرآن و فرهنگ نبوی و علوی را به مواضعی تبدیل میکرده که جریان آنها در عرصهی میدانی، رفتار جدیدی را در امور سیاسی و امنیتی و دفاعی پدید میآورده است. تبیین عقلانی و تخصصی از چگونگی تبدیل آن مواضع و جهتگیریها به مدیریت کلان و خُرد در صحنهی عمل، ضرورتی است که غفلت از آن، «خطر تحریف شخصیت حضرت امام» را شدّت خواهد بخشید و نه تنها این هشدار رهبری را به بوتهی فراموشی خواهد سپرد بلکه موجب عدم فهم خواصّ و نخبگان از تصمیمات فعلیِ مقام معظم رهبری و اعتراض و هجمه به ایشان خواهد شد. اساساً «ریزشهای انقلاب» به همین نکته باز میگردد که همگان به مواضع امام و رهبری امتحان میشوند و کسانی که از نورانیت و حقانیت این مواضع درکی پیدا نمیکنند، در این امتحان مردود میشوند. همانطور که در سالهای پایانی جنگ، همین مسائل بود که زمینهی مخالفت قائم مقام رهبری با تصمیمات حضرت امام را فراهم کرد و اعتراض به تداوم جنگ و نگرانی از نابودی زیرساختها و نیروی انسانی نخبهی کشور، در نهایت به جدایی او از حضرت امام منجر شد.
6. البته همانطور که همگان در برابر تصمیم و اقدام و عملِ حضرت امام و مقام معظم رهبری بمثابه آیهی الهی برای حفظ امّت اسلامی در برابر کفر، مکلّف به همراهی و تبعیت هستند، مواردی نیز وجود دارد که باید در فضای تأمّل و بررسی مورد تحلیل قرار گیرد. به عبارت دیگر اگر در ابتدای این سلسله مباحث اشاره شد که انقلاب اسلامی همانند ناقهی حضرت صالح یک آیهی الهی است و حکم خداوند این بود که مردم یک روز از شیر ناقه ارتزاق کنند و یک روز از آب نهر استفاده نمایند، در انقلاب اسلامی ایران نیز هنگامی که حضرت امام با عزمی راسخ تصمیم نهایی خود را میگرفت، همهی اقشار و صنوف و دستگاهها و عناصر با ارتزاق از عقلانیت نورانی ایشان باید وارد صحنهی عمل میشدند اما برای رتق و فتق امور جاری و نیازهای روزمرّهی نظام، اجازه داشتند تا از عقلانیت حوزه و دانشگاه استفاده کنند و همانند قوم صالح به استفاده از آب نهر و زندگی طبیعی خود بپردازند. زیرا موضوعات متعدّدی در سطح ساختارها وجود داشت که فقدان نسخهای الهی برای مدیریت آن، نظام اسلامی را در اضطرار علمی قرار میداد و فضایی فکری و علمی پدید نیامده بود تا شرایط برای ارتزاق از عقلانیت وحی و نور قرآن فراهم شود. به عنوان مثال، جهتگیری الهی امام در مدیریت جنگ بر اساس فرهنگ شهادتطلبی و ایمان به وعدهی الهی و نصرتهای غیبی استوار بود اما در سختافزارها و نرمافزارهای جنگ، به تخصص و «بکارگیری اسلامی» از دکترین جنگ مدرن نیاز داشت که امروز باید تئوریزه و به صورت علمی تدوین شود. لذا نظام اسلامی ناچار است تا در تمامی مسائل، یک روز از کلام امام و رهبری در سطح «حفظ جهت» ـ که ریشه در نور قرآن دارد ـ ارتزاق کند و روز دیگر در «موضوعات ساختاری» از علوم دانشگاه و تکنولوژی روز استفاده نماید تا تحقق اهداف الهی امکانپذیر شود. این همان مقولهای است که تفاوت مدیریت امام و رهبری با طالبانیزم و تحجر را تبیین میکند زیرا توجه به واقعیتهای موجود باعث میشود تا از تمامی توانمندیهای تمدّن مدرن در راستای حرکت نظام اسلامی و آرمانهای آن بهرهبرداری شود.
--------------------------------------------
مطالب مرتبط:

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/247179
لینک کوتاه کپی شد
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













