هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 30 شهريور 1405
ساعت 00:42
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 14 تير 1395 ساعت 15:04
دوشنبه 14 تير 1395 14:54 ساعت
2016-7-4 15:04:39
شناسه خبر : 246553
حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب در سطح «جهت‌گیری نظام» بر مبنای اسلام و فرهنگ مذهب عمل کرده‌اند. اما در شرایطی که «تئوری مادّی در تولید قدرت، تولید اطلاع و تولید ثروت» پیش از انقلاب و پس از آن در سطح «ساختارهایِ» جامعه جریان داشته و دارد، پدیدآمدنِ ناهنجاری‌ها و مشکلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادیِ کشور امری قهری و اجتناب‌ناپذیر است و انتساب آن به مدیریت الهیِ امام و رهبری، یک ظلم نابخشودنی محسوب می‌شود.
حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب در سطح «جهت‌گیری نظام» بر مبنای اسلام و فرهنگ مذهب عمل کرده‌اند. اما در شرایطی که «تئوری مادّی در تولید قدرت، تولید اطلاع و تولید ثروت» پیش از انقلاب و پس از آن در سطح «ساختارهایِ» جامعه جریان داشته و دارد، پدیدآمدنِ ناهنجاری‌ها و مشکلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادیِ کشور امری قهری و اجتناب‌ناپذیر است و انتساب آن به مدیریت الهیِ امام و رهبری، یک ظلم نابخشودنی محسوب می‌شود.
گروه معارف – رجانیوز: سلسله نشست‌های گفتمان انقلاب اسلامی هم‌زمان با ایام ماه مبارک رمضان، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار می‌شود.
 
به گزارش رجانیوز، سلسله نشست‌های گفتمان انقلاب اسلامی از آغاز ماه مبارک رمضان، با حضور اقشار مختلف مردم در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار می‌شود.
 
این نشست‌ها پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری و با محوریت موضوعاتی همچون جهاد کبیر، اسلامیت انقلاب، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اقتصاد مقاومتی و منزلت زن و خانواده در اسلام و نظام و با ارائه و سخنرانی حجت الاسلام صدوق از استادان و فضلای حوزه علمیه قم برگزار می‌شود و شرکت در این برنامه برای عموم مردم آزاد است.
 
یکی از ویژگی‌های این سلسله نشست‌ها دوطرفه بودن آن است، به نحوی که حضار در هر جای بحث می‌توانند نسبت به مسائل مطروحه نظر خود را ارائه کنند.
 
در ادامه خلاصه و مهم‌ترین محورهای جلسه دوازدهم سلسله نشست‌های «گفتمان انقلاب اسلامی» را از نظر می‌گذرانید:
 
1. در مباحث گذشته، به تبیین مدیریت الهیِ حضرت امام خمینی و اصالت‌دادن به اسلام و نفی مدل‌های متداول برای اداره‌ کشور توسط ایشان پرداخته شد، اما سئوالی که ممکن است در کنار این بحث مطرح شود آن است که مسلّماً در دوران مدیریت حضرت امام، برای اداره‌ کشور از کارشناسی شرقی استفاده شده و به همین دلیل، اختیار بسیاری از امور به دولت سپرده شد. همچنان که پس از جنگ تحمیلی و با فروپاشی بلوک شرق، نظام اسلامی به کارشناسی غربی تغییر رویکرد داد و تاکنون نیز از در بسیاری عرصه‌ها از مدل‌های غربی استفاده می‌کند. در این صورت چگونه می‌توان ادعا کرد که امام و رهبری با نفی مدل‌های موجود، کشور را به شکل اسلامی اداره کرده‌اند و مدیریتی الهی را به نمایش گذاشته‌اند؟! این پرسش زمانی پررنگ‌تر می‌شود که ناهنجاری‌ها و مشکلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادیِ کشور نیز لحاظ شود؛ زیرا چگونه ممکن است که علی‌رغم وجود این ناهنجاری‌ها، از اجرای دین مبین اسلام و جریان مدیریت الهی سخن گفت؟! 
 
در پاسخ به سوال نخست، باید توجه داشت که بنابر اعتقادات حقّه، با پیامبریِ نبیّ‌اکرم «ختم نبوّت» محقق شده و هر چیزی که برای سعادت بشر ضرورت داشته، توسط خدای متعال تشریع و به مردم ابلاغ شده است. اما ظرفیتی که فقهای عظام شیعه به عنوان نوّاب عامّ حضرت ولی‌عصرعجل‌الله‌تعالی‌فرجه، بر مبنای آن به استضائه از قرآن و روایات و استنباط از منابع دینی پرداخته‌اند، برای تحلیل از قیام و مدیریت حضرت امام و مقام معظم رهبری کفایت نمی‌کند. با این حال، هم قیام ملّت ایران اتفاق افتاده و هم مدیریتی نوین توسط امام و رهبری شکل گرفته و گام اول در این مسیر برداشته شده و «انقلاب سیاسی» به پیروزی رسیده و حفظ و تثبیت شده است. اما در گام دوم، «انقلاب فرهنگی» به معنای «تحوّل در حوزه، تحوّل در دانشگاه و تحوّل در مدیریت نظام» ضروری است و پس از آن در گام سوم، «انقلاب اقتصادی» و تغییر در سخت‌افزارها و تکنولوژی مطرح می‌شود. یعنی برای تحقق آرمانِ «تمدّن نوین اسلامی» باید دو گام بزرگ دیگر برداشته شود و لذا تا آن زمان، نظام اسلامی در «اضطرار علمی» به سر می‌برد و ناچار است تا برای اداره‌ی کشور، از تکنولوژی و علوم دانشگاهی و نسخه‌های شرقی (در گذشته) و غربی (در حال) استفاده کند و قهراً با تبعات و آثار آن مواجه شود چرا که ساختارهای تمدّن مدرن، بر تعریف مادّی از انسان و جامعه و تاریخ استوار شده و فرهنگ مادّی آن، چالش‌های مهمّی را در کشور پدید می‌آورد.
 
 بنابراین شیعیان اهل‌بیت عصمت و طهارت برای بسترسازی در جهت ظهور حضرت ولی‌عصرعجل‌الله‌تعالی‌فرجه، باید به مرحله‌ای جدید از بلوغ اجتماعی برسند و ظرفیت استضائه‌ی خود را از قرآن و روایات ارتقاء دهند تا با افزایش ظرفیت علوم دینی، زمینه برای خدمتگزاری به آستان مقدس معصومین صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین در دوران ظهور و عالَم رجعت فراهم شود. این حرکت باید از تحوّل در حوزه‌های علمیه آغاز شود و فقاهت به جای اکتفاء به پاسخگویی در برابر مسائل فردی و مسائل مستحدثه، «فقه فرَج» را تبیین نماید. البته در سلسله مباحث دیگری روشن شده که عقلانیت غیرمعصوم (یعنی فقها و مراجع در گذشته و حضرت امام و مقام معظم رهبری در دوران کنونی) دارای یک سیر تطوّر در طول تاریخ است؛ یعنی فقاهت در مراحل مختلفی از جمله «نطفه، کودکی، تمییز و بلوغ» قابل تحلیل است. در واقع سطح تقرّب عقلانیت غیرمعصوم به علم معصومین و دست‌گیری آن ذوات مقدّس از خدمتگزاران خود، در طول تاریخ در حال رشد و تکامل بوده و قبل از ظهور با دستیابی به توانایی علمی برای ساخت یک «تمدّن مقاومتی» به اوج خود خواهد رسید. لذا فقهای شیعه، ظرفیت فقاهت خود را متناسب با هر دوره‌ی تاریخی به‌کار گرفته‌اند و با عمل به مسئولیت خود در قبال حفظ دین‌داری مردم در دوران غیبت، تکالیف جامعه‌ی مؤمنین را مشخص کرده‌اند و همزمان نسبت به آینده، دچار اضطرار بوده‌اند اما با تمسک و توسل به ولایت معصومین، از آن مرحله عبور کرده‌اند و با دستیابی به بلوغ جدید، از حالت اضطرار خارج شده‌اند. پس معارفی که تاکنون لازم بوده، به مجتهدین شیعه اعطاء شده اما برای حرکت آینده، تلاش‌های جدیدی ضرورت دارد تا علماء و حوزه‌های علمیه و بالتبع عموم محبّین، مراحل پیش‌رو را به خوبی طیّ کنند.     
 
 
با این توضیحات روشن می‌شود که حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در سطح «جهت‌گیری نظام» بر مبنای اسلام و فرهنگ مذهب عمل کرده‌اند اما به دلیل اضطرار علمی در سطح «ساختارها»، نظام به نسخه‌های غربی و شرقی مبتلا بوده و دچار آثار سوء آن نیز شده و آنچه در صحنه‌ی عمل محقق می‌شود، ترکیبی از جهت‌گیری‌های الهی و کارکرد ساختارهای مادّی است.
 
2. اما در پاسخ به پرسش دوم پیرامون ناهنجاری‌های موجود، باید توجه داشت که قیام‌ها و نهضت‌های دینی حتی در صورتی که به پیروزی برسند، با فرهنگ گذشته ـ که ریشه در کفر و شرک داشته ـ مواجه‌اند و مردم به وجدانیات و ارتکازات و رفتارهایی خو گرفته اند که از روابط اجتماعیِ قبلی نشأت گرفته است. در واقع اولین مقوله‌ای که توسط اولیاء الهی دستخوش تغییر می‌‌شود، «جهت‌گیری حاکم بر جامعه» و خارج ساختن آن از هیمنه‌ی کفر و شرک است و تنها پس از این مرحله است که می‌توان در طول زمان، به تغییر در ساختارهای اجتماعی و هماهنگ‌سازی رفتارهای جامعه مبادرت کرد. به همین دلیل مشاهده می‌‌شود که تا مدّتی پس از بعثت پیامبر نیز فرهنگ‌های فاسد گذشته از قبیل برهنگی، مسکرات و... در میان مسلمانان مدینه وجود دارد. حتی علی‌رغم تشریع تدریجی اموری مانند وجوب حجاب و حرمت خمر و عملی شدن آن در جامعه‌ی اسلامی، پس از رحلت پیامبر به تدریج همان روابط غیرشرعی به سطح جامعه باز می‌گردد و با ممانعت از جانشینی امیرالمومنین علیه‌السلام، تمامی مفاسد جاری در امپراطوری ایران و روم با روکشی از مذهب وارد فرهنگ مسلمین می‌شود. جامعه‌ی ایرانی نیز در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به وجدانیات و ارتکازات و رفتارهای مادّی خو گرفته بود و واضح است که با پیروزی انقلاب، فرهنگ مدرنیته و روابط اجتماعی گذشته یکسره نابود نمی‌شد بلکه آثار آن در ساختارهای اجتماعی و حیات عمومی تداوم داشت. البته حضرت امام، تدابیر متعدّد و مختلفی را بکار بردند تا رسوخ فرهنگ قبلی، باعث شکست انقلاب و بازگشت ضدانقلاب نشود و این در حالی است که فقدان توجه به این مقوله و عدم مقابله با روابط فاسد گذشته، موجب نابودی سریع انقلاب‌های اخیر در منطقه شد.
 
 اما در هرحال حلّ ریشه‌ای چالش‌ها در تمامی ابعاد نظام، امری زمان‌بَر است که به تحلیل‌های نورانی و برگرفته از قرآن و روایات احتیاج دارد و باید ظرفیت تولید تحلیل از مسائل به وجود بیاید. به همین دلیل است که از ابتدای این سلسله مباحث، انقلاب اسلامی به عنوان یک آیه و معجزه معرفی شد زیرا حضرت امام بدون آن‌که ادبیات کاربردی در دانشگاه‌ها را تحصیل کرده باشد به مقابله با این ادبیات در عرصه‌های سیاسی و امنیتی و دفاعی پرداخت علی‌رغم آن‌که ظرفیت موجود در حوزه‌های علمیه، فاقد توانایی برای چنین مواجهه‌ای بود. هنوز نیز با وجود صدها فقیه و مجتهد تراز اول در حوزه و استقبال نظام از مشارکت آنان در اداره‌ی کشور، بسیاری از پست‌ها و مناصب کلیدی نظام در اختیار تحصیل‌کردگان دانشگاه‌هاست و علماء با تکیه به تقوای خود و به دلیل عدم آشنایی با مدیریت ساختارهای اجتماعی، صادقانه از به عهده‌گرفتن مسئولیت‌ها اجتناب می‌کنند و موضوع کار خود را به تدریس، تربیت طلاب و تبلیغ دین برای عموم منحصر می‌دانند و توانی برای «رهبرپروری» در حوزه‌های علمیه مشاهده نمی‌شود. حال چگونه باید ظرفیت علمی برای «تحلیل دینی از مشکلات نظام و ارائه‌ی راه حلّ الهی برای مرتفع کردن آنها» به وجود بیاید؟! آیا اگر این نهضت به پیروزی نمی‌رسید و با مدیریت الهیِ حضرت امام و مقام معظم رهبری به پیش نمی‌رفت و در خلال آن، خلأهای فکری رخ نمی‌نمایاند و موجب طرح سفارش‌های علمی از سوی امام و رهبری به حوزه و دانشگاه نمی‌شد، فضایی برای ارتقاء ظرفیت و تحوّل تدریجی در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها فراهم می‌گشت؟! 
 
بنابراین در شرایطی که مفاسد بزرگی از قبیلِ «تئوری مادّی در تولید قدرت، تولید اطلاع و تولید ثروت» پیش از انقلاب و پس از آن در جامعه جریان داشته و دارد و حوزه‌های علمیه به جای رهبرپروری، به تربیت فقیه و مبلّغ مشغول‌اند و دانشگاه‌ها نیز فرزندان انقلاب را با علوم و محاسبات و تحلیل‌های مادّی پرورش می‌دهند، پدیدآمدنِ چنین ناهنجاری‌هایی امری قهری و اجتناب‌ناپذیر است و انتساب آن به مدیریت الهیِ امام و رهبری، یک ظلم نابخشودنی محسوب می‌شود بلکه راهبری‌های اعجازآمیز این دو بزرگوار در میان این حجم از خلأهای فکری و علمی، موجب دوام انقلاب اسلامی در این معرکه‌ی پرچالش شده است.
 
3. در اینجا ممکن است این سوال مطرح شود که: به چه مقدار زمان برای حلّ ریشه‌ای این ناهنجاری‌ها نیاز است و بالاخره چه هنگامی ظرفیت علمی برای این کار فراهم خواهد شد؟! در این زمینه باید توجه داشت که در طول 6800 سال از ابتدای هبوط تا بعثت نبیّ‌اکرم، صدوبیست‌وچهار هزار پیامبر از سوی خدای متعال فرستاده شده اما به دلیل ضعف مؤمنین، غلبه و تسلط همواره با حکومت‌های کفر بوده و شرایط برای هر نوع جنایت و تعدّی آنان مهیا بوده است. پس از بعثت نیز شیعیان و محبّین اهل‌بیت عصمت و طهارت بمثابه امّت محمّد و آل محمّد، تنها امّت هدایت‌یافته تلقّی می‌شوند که پس از رحلت پیامبر اکرم شکل گرفته‌اند و در طول 1400 سال به عنوان یک اقلّیت کوچک و در اوج ضعف و مظلومیت، مسیر هدایت را حفظ کرده‌اند. اما در طول این هشت هزار سال، کفار و منافقین به چه اموری مشغول بوده‌اند؟ حتی اگر این سعه‌ی تاریخی در نظر گرفته نشود، می‌توان به بررسی وضعیت کفر در دوره‌ی پس از رنسانس پرداخت و به این نتیجه رسید که دستگاه کفر در دوران کنونی به کارآمدی بی‌سابقه‌ای دست یافته و به جای تکیه به تجارب مفرده، به جمع‌آوری استعدادهای برتر از میان تمام اقوام پرداخته و با پرورش نخبگان، آنان را در تحقیقات سازمانی بکار گرفته که حاصل آن در تکنولوژی‌های برتر و قدرت اقتصادی و نظامی غرب قابل مشاهده است. اما این دستاوردها ریشه در ریاضت‌های علمی و عملی دارد که در زمانی در حدود «پانصدسال» به درازا کشیده است. لذا اگر مؤمنین از خود صبر و استقامت نشان دهند، طبق آیه‌ی شریفه‌ی «إن یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین» به زمانی در حدود یک دهمِ این مدّت (یعنی پنجاه سال) نیاز دارند تا توانایی مقابله کسب کنند و اگر از خود ضعف و فتور نشان دهند، طبق آیه‌ی شریفه‌ی «الان خفف الله عنکم و علم أنّ فیکم ضعفاً فإن یکن منکم مأه صابره یغلبوا مأتین»  این نسبت به یک دوم (یعنی دویست‌وپنجاه سال) افزایش خواهد یافت. 
 
بنابراین نوّاب عامّ حضرت ولی‌عصر در زمان غیبت باید سینه به سینه بایستند و در طول چندین دهه، یقین پولادین خود و عموم مؤمنین را در مقابل کفار حفظ کنند؛ زیرا مقیاس کفر تغییر کرده و به شدت عمق یافته و با برداشتن هر لایه از آن، لایه‌های پیچیده‌تری آشکار می‌شود و اقیانوسی از سطوح فساد و ظلمت نمایان می‌گردد. به عنوان نمونه مقام معظم رهبری در سفر خود به قم، علوم انسانی غربی را علومی ذاتاً مسموم دانستند  اما بسیاری از نخبگان انقلابی و فداییان رهبری حتی جرأت تکرار این مطلب را پیدا نکرده‌اند و بیت‌المال کشور همچنان صرف تحصیل و تدریس این علوم می‌شود. البته اگر رویکرد امام و مقام معظم رهبری همانند طالبان مبتنی بر تحجر بود، دانشگاه‌ها تعطیل می‌شدند اما با چنین رویکردهایی نمی‌توان به مبارزه با کفر مدرنیته پرداخت و فرهنگِ ناشی از آن را از زندگی اجتماعی حذف کرد بلکه آنچه به کار می‌آید، جبهه‌گیری استدلالی و صف‌بندی علمی در برابر علوم مادّی غرب است تا در برابر میلیون‌های پایان‌نامه‌ی موجود در موضوعات مختلف، کمّاً و کیفاً نقد‌های متناسب ارائه شود و سپس تولید مفاهیم کاربردی و جایگزین در دستور کار قرار گیرد. روشن است که چنین مسیری دارای سختی‌های بسیاری است و وساوس زیادی درباره‌ی سختی و طول زمان آن ایجاد می‌شود اما اگر به کشیدگیِ تاریخی مبارزات علمای شیعه توجه شود، معلوم خواهد شد که این مرارت‌ها چه برکات و پاداش‌های بزرگی را برای محبّیت اهل‌بیت عصمت و طهارت به ارمغان آورده و خواهد آورد. به عنوان مثال اگر در دوران نهضت تنباکو مشخص می‌شد که این مواجهه، در صد سال آینده منجر به ایجاد یک حکومت شیعه خواهد شد که اهل‌سنّت نیز برای حیات خود به آن پناه می‌آورند، قیام با امید و اشتیاق بسیار بیشتری پی‌گیری می‌شد.
 
 امروز نیز اگر شیعه بداند مبارزه‌ی علمی با علوم مادّی غرب و فتح این سنگرها به صورت تخصصی و آکادمیک برای ارائه‌ی راه‌حل در جهت رفع مشکلات نظام اسلامی، جامعه‌ی مؤمنین را در آستانه‌ی ظهور موفور السرور حضرت ولی‌عصر قرار خواهد داد، تمامی مشکلات و چالش‌ها به شیرینی و بهجت تبدیل می‌شود. در واقع از آنجا که کفر از غفلت مؤمنین استفاده کرده و صدها سال به کسب قدرت پرداخته و عقبه‌های بسیاری را تصرف کرده و عقاید باطل خود را در تمامی ابعاد و زوایای حیات جوامع جریان داده و ظرفیت خود را به سطح یک تمدّن همه‌جانبه رسانده، محبّین و شیعیان باید وفای به قرآن و طواف بر محور ولایت معصومین را در مقیاس یک تمدّن محقق نمایند و اثبات کنند که توان همراهی با امام معصوم برای مدیریت یک حکومت جهانی را دارا هستند و از ارتکازات کودکانه درباره‌ی ظهور دور شده و فراهم‌کننده‌ی مقدمات آن قرار گرفته‌اند. پس حرکت در این مسیر، خوان پرنعمتی است که برای رشد شیعیان گسترده شده و حاصل آن، تقرّب به آستان مقدس اهل‌بیت و معارف حقّه و تحقق وعده‌ی الهی مبنی بر زندگی آسمانی بر روی کره‌ی زمین در دوران رجعت و حیات مجدّد اهل ایمان در آن عصر است. در روایات نیز ذکر شده که بالاترین منزلت و بیشترین پاداش برای امّتی است که بدون رابطه‌ی مستقیم با امام حقّ و در زمان غیبت او، ناچار است تا با تلاش عقلانی خود، بستر تقرّب و تکامل را فراهم کند و از این طریق، ظرفیت اجتماعی را با حوائج نورانی او هماهنگ نماید.  
 
--------------------------------------------
 
مطالب مرتبط:
 
 
 
 
 
 
 

 

 
 

 



-