خطاب به جناب آقای مهندس محمدرضا باهنر:
آقای باهنر! توقعی نیست این کمینه را بشناسید که البته شناختن شما برای من هم فخری نیست. بنا بر دِینی که از جانب برادر مؤمن بر عهده برادرش است، با شما چند جملهای سخن میگویم، باشد که به دستتان برسد؛ هرچند روی سخن با همه سیاسیون و همقطاران شماست و چه بسا برخی برای شنیدن این جملات بر شما اولویت داشته باشند.
چند روز پیش در گعدهای رسانهای، اتهامی متوجه یکی از مؤمنان و نوامیس امیرالمؤمنین کردید و با خنده، تحقیر و اطمینان در بیان، سرکار خانم زینب ابوطالبی را به خروج از ایران متهم ساختید و بر ایشان افترا زدید. مانند برخی سیاسیون، تلخندی تحویل مخاطب دادید و از شبکه فعالتان در کسب و اطمینان از خبر سخن گفتید.
از همان لحظه بر حقیر روشن بود که کلام شما صادقانه نیست. همان ایام با خود خانم ابوطالبی گفتگو کردم، اما شکیبایی ورزیدم تا ابتدا خود ایشان موضع شفاف بگیرند و سپس با شما سخن بگویم.
آقای باهنر! سن شما از هفتاد گذشته یا بدان نزدیک شده است. به تعبیر مولا، آدمی در این سنوسال باید زراعتش را درو کرده، گندمش را آرد نموده، آردش را الک کرده، الکش را آویخته باشد و بر سر زمین خویش، چشمانتظار مرگ بنشیند. هیهات که در شما نشانهای از این انتظار—که لازمهاش ورع و احتیاط در عمل و بیان است—به چشم نمیخورد.
در حکمتی امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: اگر آدمی سخنش را از جنس عملش به حساب میآورد و میدانست باید پاسخگوی آن باشد، جز به ضرورت سخن نمیگفت. در موضعی دیگر حضرت میفرمایند: هیچ توانگر و صاحبمقام را از چنگال مرگ گریزی نیست؛ و چون اجل فرا رسد، نه از طبیب کاری ساخته است و نه از کسان و دوستان.
آقای باهنر! شما که قطعاً به معاد باورمندید، میدانید که باید بابت تمام کلمات و مواضعتان در پیشگاه خدای عزیز حساب پس بدهید. اکنون به ناموس شیعه اهانت و افترا زدهاید و ماجرایی را از نو زنده کردهاید که در همین چند روز بارها موجبات آزار و هتک حیثیت ایشان را فراهم آورده است. به سیل محتوای منتشرشده در فضای مجازی بنگرید؛ به طعنهها و تمسخرهای گزنده سرک بکشید؛ بانی اصلی این هتکها تهمت نسنجیده شماست. از خاطر مبرید که شکستن دل مؤمن و تحمیل فشار روانی بر دیگری، شریک جرم ساختن خویش در تمام پیامدهای آن است.
گذشته از این، پیداست زحمت تماشای اصل کلام سال ۹۸ ایشان را هم به خود ندادهاید؛ چراکه مخاطب خانم ابوطالبی هرگز «مردم» نبودند، بلکه مسئولان و متنفذین همقطار شما بودند که از همان ساعات پس از شهادت سردار رشید، حاج قاسم سلیمانی، تا به امروز در پی بستن پرونده انتقام، خاموش کردن خشم مقدس ملت و مصالحه با دشمن شقی بودهاند و پشت نام «مردم» سنگر میگیرند؛ در حالی که دستکم بر ما روشن است که همپیمانان شما نسبتی با متن مردم ندارند.
به هر روی، این میدان آزمون شماست. مولا فرمودند هیچ شفیعی کارسازتر از توبه نیست، و در معارف اسلامی آمده است که حتی فیض شهادت نیز رافع حقوق تضییعشده مردم نخواهد بود. اکنون باید دید در این ادعاهای اسلامی تا چه پایه صادقید؛ آیا به توبه عملی که همانا دلجویی رسمی و جبران خسارات معنوی واردشده به خانم ابوطالبی است تن خواهید داد، یا آنکه این شعارها در تمام این سالها پوششی بیش نبوده است؟
ما داوری پیشرس نمیکنیم؛ چشم به راه اقدام مردی هفتاد ساله میمانیم تا ببینیم در برابر ستمی که بر آبروی مؤمنی روا داشته، چگونه ادای دین میکند.
بسمالله اگر حریف مایی؛ آقای باهنر!

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













