چهارشنبه 29 بهمن 1404 18:30 ساعت
شناسه خبر : 388476
جهان، صحنه بازیگرانی است که هر یک در پی حداکثر کردن منافع خود هستند و این منافع گاه در تقابل آشکار با یکدیگر قرار میگیرد. آنچه دیروز برای کشوری مانند آلمان هزینه سنگین نظامی تلقی میشد، امروز به هزینه ضروری بقا تبدیل شده است.
گروه بینالملل-رجانیوز: در سال ۱۳۹۵، مرحوم هاشمی رفسنجانی در سخنانی که بعدها قسمتهایی از آن جنجالی شد، آینده جهان را دنیای گفتمانها خواند، نه دنیای موشکها. او با استناد به تجربه ژاپن و آلمان پس از جنگ جهانی دوم استدلال کرد که محرومیت این دو کشور از نیروی نظامی گسترده، منابع مالی هنگفتی را آزاد کرد تا به جای هزینههای دفاعی صرف پیشرفت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان شود. به عبارتی دیگر، رفسنجانی، هزینههای نظامی را به جای یک ضرورت برای یک دولت-ملت مدرن، بیشتر بار اضافی بر دوش توسعه میدانست.
البته پروژهی خلع سلاح ایران به سرعت و با تدبیر رهبر معظم انقلاب خنثی شد. ایشان در اولین سخنرانی خویش پس از اظهارات رفسنجانی، فرمودند:« اینکه بگویند فردای دنیا، فردای مذاکره است، دنیای موشک نیست، این اگر از روی ناآگاهی گفته شود که ناآگاهی است؛ اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است». ایشان ادامه دادند:« این حرف ها شبیه حرف های برخی اعضای دولت موقت است که اوایل انقلاب می گفتند جنگنده های اف - ۱۴ را که خریده ایم به آمریکا پس بدهیم، به دردمان نمی خورد! در آن موقع ایستادگی و افشاگری کردیم و چندی بعد که صدام به ایران حمله کرد معلوم شد چقدر به این ابزارهای دفاعی نیاز داریم.»
اما کمتر از ۱۰ سال بعد، دقیقاً همان کشوری که الگوی این استدلال بود، مسیر کاملاً متفاوتی را اعلام کرد. دیروز، فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، در سخنرانی افتتاحیه شصتودومین کنفرانس امنیتی مونیخ صراحتاً گفت: «نظم قدیم جهانی دیگر وجود ندارد و جهان وارد دورهای شده که بار دیگر با سیاست قدرت و رقابت قدرتهای بزرگ تعریف میشود».
او با اشاره مستقیم به نظم پس از جنگ جهانی دوم افزود:« این نظم تحت سلطه آمریکا، به اروپا امکان داده بود تا در سایه امنیت واشنگتن از تاریخ جهان استراحت کند؛ اما اکنون این دوره به پایان رسیده است». مرتس اعلام کرد که برلین ارتش آلمان را به «قویترین ارتش اروپا» تبدیل خواهد کرد و کشورهای اروپایی، از جمله آلمان، در حال تقویت جدی جناح شرقی ناتو هستند.
در محافل سیاسی، این چرخش ۱۸۰ درجهای در سیاستگذاری آلمانی را «گسست از هویت استراتژیک آلمان پس از ۱۹۴۵» توصیف میکنند. آلمانی که دههها خود را به عنوان قدرت مدنی (Zivilmacht) تعریف میکرد و سیاست خارجی خود را بر پایه تجارت و دیپلماسی اقتصادی نهاده بود، اکنون برنامه سرمایهگذاری ۳۷۷ میلیارد یورویی برای خرید تسلیحات و تبدیل بوندسور به مجهزترین ارتش اروپا را در دستور کار دارد.
تجربه تاریخی نشان داده است که خلع سلاح تنها زمانی معنا دارد که نظم بینالمللی با ثباتی وجود داشته باشد که تضمینکننده امنیت همه بازیگران باشد. وقتی آن نظم فرو میریزد، یا بازیگری بدون افسار گردنکشی میکند، حتی صلحطلبترین دولتها نیز ناگزیر به سمت مسابقه تسلیحاتی حرکت میکنند.
شاید بتوان گفت مهمترین درس این ماجرا برای ایرانیان و بخصوص پیروان آن مرحوم در گور، توجه به این نکته است که سیاست خارجی و راهبردهای امنیتی را نمیتوان بر پایه خوشبینی و مفروضات آرمانگرایانه بنا کرد.
جهان، صحنه بازیگرانی است که هر یک در پی حداکثر کردن منافع خود هستند و این منافع گاه در تقابل آشکار با یکدیگر قرار میگیرد. آنچه دیروز برای کشوری مانند آلمان هزینه سنگین نظامی تلقی میشد، امروز به هزینه ضروری بقا تبدیل شده است.
چه کشوری که در قلب اروپا و در همسایگی قدرتهای بزرگ قرار دارد؛ و چه کشوری که در جنوب غربی آسیا و در استراتژیکترین نقطهی زمین قرار دارد، دیر یا زود به این درک میرسد که «گفتمان» زمانی کارآمد است که پشتوانهای از «قدرت» داشته باشد. در وضعی که بقای یک کشور مدام در تهدید و ریسک قرار دارد، سخن گفتن از تزهای توسعهطلبانه، تنها یک سادهاندیشی است که موجب ارسال پالس ضعف در عرصهی سیاستورزی میشود.
انتهای پیام/

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/388476
لینک کوتاه کپی شد
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













