هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 21 ارديبهشت 1405
ساعت 03:35
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 9 آذر 1390 ساعت 17:57
چهارشنبه 9 آذر 1390 21:27 ساعت
2011-11-30 17:57:11
شناسه خبر : 92674
مشهور بين اولياى خدا و علما اين است كه زيارت عاشورا حديث قدسى است و از سوى خداوند تبارك و تعالى به جهت عظمت سيدالشهدا و واقعه عاشورا و نيز ضرورت شناخت ابعاد مختلف اين روز عظيم و وظيفه‏اى كه بندگانش در قبال امام و عاشورا دارند، توسط فرشته وحى جبرئيل «علیه‏السلام» به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اعطا شده است و به وسيله امام باقر «علیه‏السلام» پس از واقعه كربلا در اختيار مردم قرار گرفته است.

گروه فرهنگی- بی معرفتی است وقتی از زمین و آسمان، انس و جان، نبات و حیوان و هر ذره ای ناله "یا حسین" بلند است، از این گوشه شبکه مجازی نوایی شنیده نشود. پرچمی بر افراشتیم و سیاهی زدیم در و دیوار را؛ گلاب پاشیدیم و آب و جارو زدیم راه را تا این کلبه درویشی رنگ و بوی خیمه عزای فرزند غریب زهرا(س) را بگیرد. این حسینیه مجازی هر روز میزبان شماست تا کمی از کربلا بگوییم و برای سردار بی یاورش نوحه سر دهیم:

امروز در کربلا چه خبر است/4

بر لشکریان کوفه و شام افزوده می‌شود

در روز چهارم محرم الحرام، عبیدالله بن زیاد مردم را در مسجد کوفه جمع کرد و خود بر منبر رفت و گفت: ای مردم شما آل سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید یافتید و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکوست، و به زیر دستان احسان می‎کند و عطایای او به‌جاست و پدرش نیز چنین بود و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت کنم و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم. این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.

سپس از منبر پایین آمد و برای مردم شام نیز عطایایی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کردند و حصین بن تمیم و حجار بن ابجر و شیث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا فرستاد تا عمر بن سعد را در جنگ با حضرت سيد الشهدا عليه السلام کمک کنند.

پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا، شمر بن ذی الجوشن اولین فردی بود که با چهار هزار نفر سپاهی آزموده برای جنگ با امام حسین علیه السلام اعلام آمادگی کرد و بعد یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر و حصین بن تمیم با چهار هزار نفر و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر و نصر بن حرث با دو هزار نفر که جمعا 19 هزار نفر می‎شدند را فرستاد.

در تعداد کل لشکریانی که به همراه عمر بن سعد در کربلا حضور پیدا کردند تا با امام حسین علیه السلام بجنگند، اختلاف است ولی نکته‌ای که نباید فراموش کرد، این است که تعداد نظامیان جیره‌خواری که از حکومت وقت، حقوق و لباس و سلاح و لوازم جنگی دریافت می‌کردند، 30 هزار نفر بوده است.

منبر

رجانیوز بر اساس ذائقه‌های مختلف خوانندگان هر روز فایل صوتی سه سخنران مطرح و برجسته کشور حجج اسلام انصاریان، پناهیان و هاشمی نژاد را که به صورت سلسله‌ای در ایام محرم ایراد کرده‌اند، منتشر می‌کند.

شب چهارم سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حسین انصاریان در خصوص اصحاب حضرت سید الشهداء عليه السلام و مصداق ارزش‌ها در دهه اول محرم سال گذشته در هیئت صاحب الزمان تهران

 

 

 

Get the Flash Player to see this player.

 

 

شب چهارم سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان با موضوع "گامی به سوی جامعه مهدوی" در دهه اول محرم سال گذشته در مهدیه تهران

 

 

 

Get the Flash Player to see this player.

 

 

شب چهارم سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین هاشمی نژاد در مورد "سیره اخلاقی امام حسین علیه السلام"

 

 

 

Get the Flash Player to see this player.

 

 

سخنرانی مکتوب/ 4

چرا سيّدالشّهدا (ع) تنها شد

در طي روزهاي گذشته، سه بخش از سخنرانی حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد مهدی ميرباقری که در آن در ضمن تحلیل و تفسیر عبارت "و الوتر الموتور" زیارت عاشورا، عوامل تنهایی حضرت سیدالشهدا(ع) را به دو دسته شبهه‌ها و فتنه‌ها تقسیم کرده و به حقیقت اصلی این شبهات اشاره کرده بود، منتشر شد. قسمت چهارم از این سخنرانی در ادامه می‌آید:

4/2 ـ بالا بودن هدف در دستگاه اولياي الهي

يكي ديگر از عوامل تنهايي وليّ خدا اين است كه در كار اولياي خدا هدف، خيلي بالاتر از آن است كه اهل دنيا تعقيب مي‌كنند. هدفي را كه سيّدالشّهدا(ع) تعقيب مي‌كنند، اين نيست كه انسان‌ها را به رفاه و عيش دنيا يا حتّي به آن چيزي كه توسعه مادي و تكامل مادي ناميده مي‌شود، برساند؛ اگر هدف اينها بود، خيلي زود انسان‌ها همراه مي‌شدند؛ تأمين شهوات و ارضاي غرايز مردم، هدف اصلي نيست، اگرچه نياز مادي مردم در حكومت ديني و در جامعه‌اي كه بر محور اولياي خدا شكل مي‌گيرد به بهترين وجه و در شكل معقول تأمين مي‌شود ولي هدف برتر از رفاه و امنيت مادي و حتي برتر از آزادي مطلوب تمدن‌هاي مادي و بالاتر از توسعه‌اي كه آنها تعقيب مي‌كنند، است.

لذا هيچ‌كدام از اولياي الهي در آغاز دعوت‌شان به رفاه دنيا دعوت نكردند، با اينكه اغلب بعثت‌شان در جوامعي بود كه وضعيت مادي بسياري از آنها، وضعيت مناسبي نبوده است. نمونه‌اش جامعه جاهلي قبل از نبي مكرم اسلام(ص) كه از نظر امنيت و رفاه خيلي عقب افتاده بودند. ولي حضرت در بدو بعثت نفرمودند: اي مردم وضعتان بد است، دور هم جمع شويد، زندگي‌تان را سامان دهيد، امنيّت اجتماعي براي خودتان ايجاد كنيد، بلكه فرمودند: «قولوا لا إله إلّا ‌الله تفلحوا» و بلافاصله دعوت به معاد كردند، دعوتي كه براي انبيا بسيار سنگين تمام مي‌شد، لذا در جوامعي كه ادراكشان ضعيف و تعلّقشان به دنيا شديد بود، دعوت‏كننده به معاد و اينكه بعد از مردن، زنده شدني هست،‌ متّهم به جنون مي‌شد.

اين جريان در آيات متعددي از قرآن آمده است. با همه‌ي اين زحمات، شروع دعوتشان از اينجا بود؛ چرا؟ به دليل اينكه مي‌خواهند انسان را به مقام توحيد، زهد، يقين و رضا برسانند. اين هدف بدون يقين به آخرت، بدون ايمان به الله ممكن نيست. البته وقتي هدف رفيع شد طبيعي است كه همراهان واقعي ديرتر و كمتر پيدا مي‌شوند، چون همه براي آن هدف‌هاي رفيع آماده نيستند و همت ندارند.

5/2‍ـ نبود تزوير در منطق اولياي الهي 

از جمله عوامل تنهايي اولياي خدا اين است كه نمي‌خواهند با هر قيمتي شده ـ ولو با حيله و تزوير ـ مردم را به طرف خود بكشانند و به هدف برسانند، مي‌خواهند اگر مردم مي‌آيند،‌ از سر بصيرت و آگاهي و فهم باشد، چون فقط اين نوع آمدن به طرف خداي متعال درست است « و هديناه النّجدين»[7] طوري مديريت و رهبري مي‌كنند كه حق و باطل روشن شود، مردم با بصيرت و آگاهي تصميم بگيرند.

لذا اگر موارد زيادي در حكومت اميرالمؤمنين(ع) يا در كلّ بر خورد اولياي الهي مي‌بينيد كه ظاهراً چرا اميرالمؤمنين(ع) به طلحه و زبير اجازه دادند از مدينه خارج شوند؟ گفتند: مي‌خواهيم عمره برويم، حضرت فرمودند: مي‌خواهند بروند مكر كنند، دنبال فتنه هستند. حضرت با اينكه مي‌دانست، جلوي آنها را نگرفت. يا مي‌دانستند امشب بنا است ابن ملجم ايشان را ترور كند ولي مانع نشدند؟ مسلم بن عقيل(ع) مي‌دانست ابن زياد داخل خانه آمده ولي ترورش نكرد! و داستان‌هاي متعدد ديگر، معلوم مي‌شود ترور و فريب، مشكلي را حل نمي‌كند، اگر بنا است مردم به بصيرت برسند بايد طوري عمل كرد كه حق و باطل روشن شود و مردم انتخاب كنند،‌ قدرت اختيار حق و باطل معلوم شود تا تكليف و رشد معني‌دار شود. لذا سيّدالشّهدا(ع) طبق بعضي از نقل‌ها در بين راه مكرر خطبه خواندند و هشدار دادند، عده‌اي هم پراكنده شدند، هر چه مخاطرات شديدتر مي‌شد عده بيشتري مي‌رفتند،‌ حتي حضرت در شب آخر نيز فرمودند: برويد. البته مورخان نوشته‌اند در آن شب با اينكه حضرت بيعت را از آنها برداشتند، كسي نرفت همگي التماس كردند و ماندند.

در حكومت ديني هدف اين نيست كه به هر قيمتي شده ـ ولو با دروغ و تزوير ـ مردم را نگه داريم؛ بلكه هدف روشن شدن حق و باطل است. به طوري كه حجّت تمام شود و بر سر ايمان انسان‌ها مانعي وجود نداشته باشد، براي رسيدن به اين هدف شياطين و فتنه‌ها لازمند؛‌ لذا خداوند متعال در قرآن به پيامبرش مي‌فرمايند: 

«وكذلك جعلنا لكلّ نبيٍّ عدوّاً شياطين الإنس و الجنّ».  براي هر پيامبري دشمن قرار داديم،  اعم از شياطين انسي و جني. كه الهاماتي نيز در بين خود دارند؛ يوحي بعضهم إلي بعضٍ زخرف القول غروراً.[8]

حرف‌هايي كه زخرف القول يعني ظاهر فريب و خوش ظاهر است، بين خودشان رد و بدل مي‌كنند. بعد خداوند متعال به پيامبرش مي‌فرمايد: «ولو شاء ربّك ما فعلوه» اگر خداوند متعال مي‌خواست، نمي‌توانستند چنين كارهايي انجام دهند؛ يعني خداوند متعال محكوم آنها نبوده، در مقابل فتنة‌ آنها، دست خدا بسته نيست.

***

[7]  ـ سوره بلد (90) آيه 10؛ انسان را به راه خير و شر هدايت كرديم.

[8]  ـ سوره انعام (6)، آية 112.

روضه/4

پیش کش خواهر به آستان برادر

شریف کاشانی می‏نویسد: حضرت زینب سلام الله علیها پس از شهادت حضرت قاسم، موهای عون و محمد را شانه کرد و چشمان‎شان را سرمه کشید و لباس نو به آنان پوشانید و شمشیر به کمرشان بست.

سپس آن دو نوجوان شجاع را نزد برادر برد و برایشان اجازه‏ مبارزه طلبید. امام فرمود: شاید عبدالله راضی نباشد.  خواهر عرض کرد: عبدالله راضی است. او خود به من سفارش کرده است که اگر جنگ روی داد، فرزندان من پیش از فرزندان برادرت باید به میدان بروند و جانشان را نثار کنند.

پس از اصرار زیاد و سوگند دادن امام به مادر و پدر و جد بزرگوارش، حضرت اجازه فرمود.

محمد و عون، شمشیر بر دوش، به میدان آمدند. تا چشم عمر سعد به آن دو طفل افتاد، گفت: عجب محبتی این خواهر به برادرش دارد! او دو نوجوان خود را فدای برادر می‏کند.

هنگامی که عون وارد میدان جنگ شد شروع به رجز خوانی کرد و در راه خدا شمشیر زد.

ان تنكرونى فأنا ابن جعفر                                                   

شهيد صدق في الجنان ازهر

اگر مرا نمى‏شناسيد، بدانيد من «عون» هستم، فرزند جعفر؛ همان شهيد راستين و سرافرازى كه در بهشت پر طراوت و زيباى خداست و در آن با دو بال سبز رنگ پرواز مى‏كند و در اين جهان و سراى آخرت همين افتخار مرا بسنده است.

در حمله‌ای كه عون برادر محمد و فرزند حضرت زینب علیهاالسلام به شهادت رسید، محمد فرزند دیگر عبدالله بن جعفر وارد میدان شد. سروی، ورود محمد به میدان رزم را پیش از برادرش عون دانسته است.

رجزهای محمد این‌گونه است:

اَشکوا اَلَی الله من العدوان

 فعال قوم فی الرّدی عمیان

  قد بدّلوا معالم القرآن

و محکم التّنزیل و التّبیان

از این دشمنان به خداوند شکوه می‌برم؛ این قوم و مردمی که در گمراهی و کوردلی به سر می‌برند.

اینها که روشنگری‌های قرآن را تغییر دادند، و به ترک محکمات قرآن و بیاناتش پرداخته‌اند.

به گفتة مورّخان زمانی که خبر شهادت امام حسین(ع) و عون و جعفر به مدینه رسید، عبدالله بن جعفر درخانه‌ي خود نشست و مردم برای عرض تسلیت نزد وی می‌آمدند. غلام او ابوسلاس گفت: این مصیبت از ناحیه حسین بر ما وارد شده است! عبدالله لنگ کفش خود را به سوی او پرتاب کرد و گفت: فرزند لَخناء،‌ تو به حسین چنین نسبت می‌دهی؟! به خدا سوگند! اگر در خدمت آن بزرگوار بودم هرگز از او جدا نمی‌شوم تا کشته شوم. به خدا سوگند! من اززندگی فرزندانم در راه حسین گذشتم، آنچه مصیبت آن‌ها را برایم آسان می‌کند این است که فرزندان من همراه برادر و پسر عمویم به شهادت رسیدند و آنان را یاری کرده و صبر و شکیبایی ورزیدند و آن گاه رو به حاضران کرد و گفت: سپاس خدای را که مرا با شهادت حسین سربلند ساخت، اگر خویشتن نتوانستم حسین را یاری کنم، با تقدیم فرزندانم او را یاری رساندم.

فایل صوتی روضه و مداحی حضرت رقیه حاج محمود کریمی (شب چهارم محرم سال 1390)

 

 

 

Get the Flash Player to see this player.

 

 

پیر غلام

هر روز به یاد پیرغلامان اهل بیت(ع) یک مداحی از دهه‌های گذشته را منتشر می‌کنیم:

 

 

 

Get the Flash Player to see this player.

 

 

حاج اکبر ناظم از مداحان قديمي و صاحب سبک تهران است که در سال 1363 از دنيا رفت. صوت بالا و زير مربوط به مرحوم ناظم است.

 

 

 

Get the Flash Player to see this player.

 

 

گفت‌وگوی عاشورایی

انحراف از سیره و سنت رسول خدا(ص) بعد از رحلت آن بزرگوار از جمله واقعیات تاریخ است که محققان و پژوهشگران نسبت به آن تردیدی ندارند. این انحراف اگرچه با رحلت پیامبر اکرم(ص) آغاز شد اما ظهور و بروز آن در فاجعه سال 61 هجری و شهادت حضرت سید الشهدا(ع) به اوج خود رسید.

این انحراف اصل دین خدا را نشانه گرفته بود و تا آنجا پیش رفت که حاکم مسلمانان یزیدی شد که به صراحت می‌خواند: " لعبت هاشم بالملك فلا / خبر جاء و لا وحي نزل" و در مسند خلافت مسلمین دین خدا را انکار می‌کرد و در نهایت نوه رسول خدا(ص) را که نوای "و علی الإسلام السلام إذا بلیت الأمة براع مثل یزید" سر داده بود، به فجیع ترین وضع ممکن به شهادت رساند.

عوامل و زمینه‌های وقوع این انحراف، نقش نخبگان و صاحب مسندان در آن، معیارهای تشخیص و راه‌های مقابله با آن از جمله مواردی بود که در ایام عزای سالار شهیدان با حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضي آقاتهرانی به بحث و گفت‌وگو گذاشتیم.

متن كامل گفت‌وگو را از اينجا بخوانيد.

عزادار حقیقی/4

مروری بر مراتب عزادارن اباعبدالله الحسین(ع) از کتاب عزادارن حقیقی نوشته استاد محمد شجاعی

مرتبه چهارم (شناخت معصومين علیهم‏السلام و انواع مصائب آنها)

اساساً آنچه عزادار را از مرتبه سوم كه مرتبه مشترك بين مسلمين و غيرمسلمين است، بالاتر مى‏برد و در گروه عزاداران و شيعيان حقيقى معصومين علیهم‏السلام وارد مى‏سازد، صفاى باطن و بالا رفتن ميزان محبت و معرفت او نسبت به حقايق جهان است.

عزادار در مرتبه سوم با تجليات گوناگونى از عظمت امام حسين علیه‏السلام و خاندان و اصحابش آشنا مى‏شود. در اين حال احساس مى‏كند كه ماندن در مرتبه سوم او را اشباع و راضى نمى‏كند و به همين خاطر در اين مرتبه عطش و ظرفيت بيشترى براى درك عظمت محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم و به‏خصوص سيدالشهدا علیه‏السلام در خود احساس مى‏كند، كه ديگر توجيه‏ها و توضيح‏هاى مداحان و بعضى گويندگان و نويسندگان كه خود نيز در مرحله سوم قرار دارند، روح تشنه او را سيراب و قانع نمى‏كند.

بنابراين عزادار پس از مدّتى كه از سلوكش در مرتبه سوم مى‏گذرد و مجهولات و پرسش‏هايش به اوج مى‏رسد، و او را تحت فشار قرار مى‏دهد، به سراغ خداوند تبارك و تعالى كه خالق محمّد و آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم است و نيز به سراغ خود حضرات معصومين «علیهم‏السلام» مى‏رود و از آنها استمداد مى‏كند تا او را به معرفت جديد برسانند و عطش او را برطرف نمايند. او پس از جستجوى صادقانه و با پرهيز از تنبلى و كسالت و تلاش پيگير و نيز مشورت با اهل علم و دانش، به‏خصوص روحانيّت و علماى دين، كه آشناترين مردم به خدا و دين خدا و معصومين علیهم‏السلام هستند - و خود مراتب چهارم و پنجم را طى كرده‏اند - به منابع معرفتى و اطلاعاتى مهمى دست مى‏يابد.

مهمترين منابع شناخت معصومين "علیهم‏السلام"

1. قرآن كريم

قرآن كريم كتاب آسمانى است كه از سوى خداوندى نازل شده كه آفريننده انوار طيّبه معصومين علیهم‏السلام و آفريننده دنيا و آخرت است. بنابراین حتما می توان از قرآن برای شناخت ائمه استفاده کرد.

2. زيارت عاشورا

مشهور بين اولياى خدا و علما اين است كه زيارت عاشورا حديث قدسى است و از سوى خداوند تبارك و تعالى به جهت عظمت سيدالشهدا و واقعه عاشورا و نيز ضرورت شناخت ابعاد مختلف اين روز عظيم و وظيفه‏اى كه بندگانش در قبال امام و عاشورا دارند، توسط فرشته وحى جبرئيل «علیه‏السلام» به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اعطا شده است و به وسيله امام باقر «علیه‏السلام» پس از واقعه كربلا در اختيار مردم قرار گرفته است.

زيارت عاشورا منشور و آيين‏نامه زندگى يك شيعه و عزادار حقيقى و يك مؤمن راستين است.

3. جامعه كبيره

اين زيارت كه از معتبرترين زيارات است عالى‏ترين و كامل‌ترين متن امام‏شناسى است كه توسط وجود مقدس امام هادى علیه‏السلام در اختيار شيعيان قرار گرفته است.

مرحوم شيخ عباس قمى در كتاب شريف مفاتيح‏الجنان پس از نقل زيارت جامعه كبيره، داستان جالب و آموزنده‏اى به نام «حكايت سيّد رشتى» آورده است كه از آن اهميّت و جايگاه زيارت عاشورا و نيز زيارت جامعه كبيره در نزد وجود مقدس حضرت بقيةالله‏الاعظم - ارواحنا فداه - به خوبى فهميده مى‏شود.

4. زيارت ناحيه مقدسه

اين زيارت، سوگنامه تنها بازمانده آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم و منتقم اصلى آنها يعنى وجود مقدس امام زمان علیه‏السلام براى جدّ مظلوم و غريبش و شهدا و بازماندگان كربلاست.

در اين زيارت با ابعاد گوناگون مصائب اهل بيت علیهم‏السلام آشنا مى‏شويم. اين زيارت در حقيقت گزارشى مبسوط درباره واقعه كربلاست و به نحوى مى‏توان آن را شرح زيارت عاشورا دانست كه اطّلاعات و روشن‏گرى‏هاى بسيار باارزش و دقيقى از حماسه حسينى در اختيار ما قرار مى‏دهد.

"عزادار حقيقى" در سايه معرفتى كه از منابع اصيل اسلامى و با راهنمايى علماى دين‏شناس به‏دست آورده، به درك دو نوع "مصيبت" براى حضرات معصومين علیهم‏السلام، به‏خصوص وجود مقدس حضرت سيدالشهدا علیه‏السلام، نايل مى‏شود كه هر چند هر دو بزرگ هستند؛ ولى يكى از ديگرى بزرگتر است.

يكى مثبت و نزديك‏كننده و ديگرى منفى و دوركننده است. ما در اينجا اين دو مصيبت را با نام‏هاى «مصيبت عظيم» و «مصيبت اعظم» شرح خواهيم داد.

در یک قدمی بهشت و جهنم/4

شرحی مختصر بر زندگی یکی از یاران و دشمنان امام حسین(ع)

گاهی وقت‎ها آدم در می‌ماند در حکمت خدا و ماجرای تاریخ. اینکه فردی مثل زهیر که اصرار داشت با امام برخورد نکند، با یک دیدار شیفته پسر رسول خدا شد و جانش را نثار او کرد، و اینکه از طرفی ضحاک نامی درست در لحظه تنهایی امام او را رها کرد و رفت دنبال کار و بار خود.

بهشت/ زهیر بن قین

"زهیر بن قین بن قیس انماری یجلی" از مردان شریف و بزرگ قبیله خود بود که در کوفه در میان قوم خود می‌زیست او مردی شجاع بود و دلاوری‌های وی در جنگ‌ها مشهود و معروف بود، زمانی که اعراب به ایران حمله کردند، زهیر جوان بود. روزی از سلمان شنید که هیچ افتخاری بالاتر از این نیست که آدم در کربلا، به نوه پیامبر کمک کند.

زهیر در ابتدا عثمانی و از طرفداران عثمان بود، ولی پس از آن که در سال 60 هجری با خانواده‌اش از سفر حج باز می‌‌گشت تلاش می‌کرد تا کاروانش با کاروان امام در یک‌جا منزل نکند. او دوست نداشت با امام دیداری داشته باشد، ولی به خاطر اصرار همسرش و یادآوری حرف سلمان، پیش امام رفت و شیفته امام شد.

در اثر هدایت الهی از عقیده خود دست کشید و از شیعیان علی و اهل بیت علیهم السلام شد و با امام حسین علیه السلام همراه شد و به کربلا آمد.

وی از حامیان و یاران درجه اول سیدالشهداء علیه السلام بود و سخنان و مبارزات وی به آن گواهی می‌دهد، زهیر از فرماندهان بزرگ سپاه امام علیه السلام است که حضرت وی را به فرماندهی میمنه (سمت راست) سپاه خود گمارد وی چندین بار سپاه دشمن را نصیحت کرد و آنان را از رو در رویی با امام علیه السلام بیم داد.

هنگامی که شمر و همراهانش به خیمه‌های امام حسین علیه السلام حمله کردند، زهیر بن قین و چند تن از یاران امام، شمر و اصحابش را از خیمه‌ها دور ساختند و چند تن از آنها را کشتند، و نیز بعد از آنکه حبیب بن مظاهر به شهادت رسید و آتش جنگ شعله‌ور شد، زهیر به همراه حر بن یزید مبارزه ای دلاورانه کرد و هر گاه یکی از آنان در محاصره دشمن قرار می‌گرفت، دیگری وی را نجات می داد.

پس از مبارزه حر، پس از آنکه امام علیه السلام نماز ظهر را به جا آورد، زهیر دوباره به میدان رفت و دلاورانه جنگید و کسی همانند مبارزه و دلاوری‌های زهیر را کسی ندیده و نشنیده است. می‌گویند زهیر در این مبارزه 120  نفر را به هلاکت رساند تا آنکه شهید شد.

ضحاک بن عبدالله مشرقی

ضحاک فرزند عبدالله مشرقی همراه با پسر عمویش عمروبن قیس مشرقی، در دهکده «قصربنی مقاتل» با حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بین راه کربلا ملاقات کردند، امام آنها را به یاری طلبید، "عمرو" عذر خواهی کرد و گفت: من مردی عیال وار و سال‌خورده و بدهکار به مردم هستم و اموال مردم نزد من است من باید بروم. ولی ضحاک، دعوت امام را قبول کرد و گفت: ای پسر پیغمبر به شرط اینکه هرگاه که یاری من دیگر بی نتیجه بود، و نفعی نداشت، بیعت خود را از من بردارید. حضرت هم قبول کردند.

این‌چنین ضحاک با قافله اهل بیت وارد کربلا شد، در صبح روز عاشورا در حمله اول شرکت کرد و نماز ظهر را همراه امام به جای آورد. او وقتی که دید سپاه بنی امیه با اسب های خود در یک هدف گیری، اسب های اصحاب امام را هدف قرار داده و از پای در می آورند، اسب خودش را در یکی از خیمه ها پنهان کرد و پیاده جنگید. در مقابل امام علیه السلام، دو نفر از دشمن را که پیاده می جنگیدند به قتل رساند و دست یکی دیگر را از تنش قطع کرد که حضرت هم درحق او دعا کردند و فرمودند: خداوند دست تو را قطع نکند و خدا در دفاع از اهل بیت پیغمبرت، جزای خیر به تو عطا نماید.

ضحاک زمانی که دید که بیشتر اصحاب به شهادت رسیدند و جز یکی دو نفر باقی نمانده اند، خدمت ابا عبدالله آمد و عرض کرد: یابن رسول الله، به خاطر دارید که بین من و شما چه شرطی بود؟ حضرت فرمودند: آری. من بیعت خود را از گردن تو برداشتم ولی تو چگونه می توانی از بین سپاه دشمن فرار کنی؟ ضحاک گفت: من اسب خود را در خیمه ای پنهان کردم و به همین جهت هم بود که پیاده می جنگیدم. سپس از حضرت اجازه گرفت از ادامه جنگ منصرف شد و به پشت جنگ برگشت و اسب خود را برداشت و عصر روز عاشورا، خاندان وحی را رها کرد. او که مردی شجاع و جنگجو بود سوار بر اسب شد، به قلب سپاه بنی امیه حمله نمود و لشگر دشمن را شکافت و عده ای را به قتل رساند و عده ای را زخمی کرد و از بین آن لشگر عبور کرد تا به شهر و دیار خود برگردد. پانزده نفر از سپاه بنی امیه، او را تعقیب کردند.

رسم ارادت /4

طوق بندان در روز «یا عباس یا عباس»

مروری بر آیین‌های عزاداری در استان سمنان

مانند سایر شهرهای در حاشیه کویر ایران، در استان سمنان نیز مراسم نخل گردانی یکی از آیین های ثابت عزاداری محرم است. "نخل گردانی" به خصوص در شهرهای سمنان و شاهرود مرسوم است که نمادی از تشییع جنازه امام حسین (ع) است، همچنین حرکت شتران با کجاوه‌ها که نمادی از کاروان کربلا و اسرا است. مردم استان سمنان نخل را بر روي دستان خود بلند و با طي مسافتي قابل توجه در سطح شهر حمل مي‌كنند و در نقاطي آن را مي‌گردانند.

در اين سنت مردم حاجت‌مند و نيازمند درگاه حسيني، سيب‌هاي سرخ و سفيد خود را در محفظه‌اي كه در نخل وجود دارد قرار مي‌دهند و در پايان مراسم تعدادي از آن را براي تبرك و شفاي بيماران پس مي‌گيرند و تعدادي را نيز جهت كمك به حسينيه‌ها و عزاداري‌ها به مسئول هيئت مي‌دهند تا با فروش آن به دوستداران حسيني، كمكي به حسينيه كرده باشند.

مردم شهر شاهرود نیز از دوران قدیم در روز پنجم محرم به یاد جان‌فشانی‌های حضرت ابوالفضل العباس(ع)، آیین طوق بندان (علم بندان) را با شور و احساسات مذهبی خاصی برگزار می‌کنند.

پنجمين روز از ماه محرم هر سال در شهر شاهرود روز «يا عباس يا عباس» ناميده شده و مراسم طوق‌بندان در اين روز بر پا مي‌شود. اين نشانه از سه قسمت پايه چوبي، بدنه فلزي سيني‌مانند مشبک به شکل قلب و زبانه‌ فولادي به عرض تقريبي 10 سانتي‌متر و طول يک متر تشکيل مي‌شود. در باور اهالي منطقه، اين نشانه، نمادي از علم و بيرق علمدار واقعه کربلا حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) است. پس از جامه به تن کردن بدنه طوق با پارچه‌هاي مشکي، سبز و غيره در اين روز توسط سادات و پيرغلامان اباعبدالله الحسين(ع) انجام مي‌شود. بزرگ‌ترين و سنگين‌ترين طوق شهر که طوق «بابا علي» نام دارد. اگر در هنگام حمل طوق به طور ناگهاني تيغه آن بر زمين بيفتد، بلافاصله گوسفندي را در همان محل قرباني مي‌کنند. در غير اين صورت معتقدند که پيشامد ناگواري براي شخص حامل طوق اتفاق خواهد افتاد. هر طوق بنا بر سال‌هاي گذشته در مقابل خانه افرادي که نذر دارند با حضور عزاداران و با ذکر سلام و صلوات توسط سادات يا پيرغلامان تکايا و مساجد ادا مي‌شود؛ پس از جامه شدن همه طوق‌ها، در ساعت چهار بعد از ظهر، عده‌اي از بزرگان تکيه‌ها در حالي که اشعار محتشم کاشاني را زمزمه مي‌کنند در جلوي ديگر عزاداران به حرکت در مي‌آيند؛ در مقابل آنها بيرق سفيدي توسط يکي از خادمين تکيه بازار حمل مي‌شود. اين بيرق به حضرت عباس (ع) منتسب بوده و رنگ سفيد آن از عزيمت آن حضرت براي آوردن آب و نه جنگ‌طلبي حکايت دارد.

کتاب /4

در مسلخ عشق

تألیف: حجت الاسلام و المسلمین روح الله حسینیان

کتاب «در مسلخ عشق» روایتی داستانی از شهادت امام حسین (ع) است به قلم حجت الاسلام و المسلمین روح الله حسینیان که توسط انتشارات علیون منتشر شده است.

این کتاب روایت داستان عاشورا را از آستانه مهاجرت شروع می‌کند و پس از روایت داستان گونه در سفر امام در مکه و سپس حرکت کاروان به سمت عراق، او راوی رویارویی سپاه امام حسین (ع) با سپاه دشمن است و سپس داستان به استقرار کاروان در کربلا می‌رسد و داستان با روایت شب عاشورا و روز عاشورا اوج می‌گیرد.

از ویژگی‌های این کتاب کلمه نگاری‌های دقیق و مستند، استفاده از نقل قول‌های مستقیم میان داستان و بررسی وصیت امام در گیر و دار داستان است.

در قسمتی از مقدمه کتاب آمده است: 

راستی‌ شهادت‌ چیست‌ که‌ تنها نردبان‌ ترقی‌ فرزندان‌آدم‌ است‌؟ این‌ چه‌ اکسیری‌ است‌ که‌ حتّی‌ پسر پیامبر نیز به‌ آن‌ محتاج‌ است‌؟ 

شهادت‌، شهد پیمانه‌ی‌ اَلَست‌ است‌ که‌ جرعه‌ای‌ از آن‌آدمی‌ را در وادی‌ بیخودی‌ آزاد و رها می‌کند. آن‌ چنان‌ خودها را می‌شکند، می‌کشد،محو می‌کند که‌ به‌ محض‌ بلی‌' گفتن‌ ترنم‌ «انّا الیه‌ راجعون‌» با شتاب‌ این‌نفخه‌ی‌ الهی‌ را به‌ اصلش‌ می‌رساند و سرانجام‌ محو وصال‌ می‌گردد. 

حسین‌ هر چه‌ به‌ عصر عاشورا نزدیک‌تر می‌شد، شاداب‌تر،بی‌قرارتر و واله‌تر می‌شد و بیشتر شیدایی‌ می‌کرد؛ زیرا به‌ جانان‌ نزدیک‌تر می‌شد...



-