گروه سیاست_رجانیوز: سخنان اخیر رئیس مجلس مبنی بر اینکه «تفاهم، هم نیروهای نظامی و حزبالله را قویتر کرد و هم فرصت و منابع برای تقویت مؤلفههای قدرت پدید آورد»، پردهبرداری از یک عقبنشینی آشکار و دستاوردسازی کاذب برای مسیرهای به بنبست رسیده است.
جریانی که روزی این توافق را «سند شکست آمریکا» معرفی میکرد، امروز که دستش از نتایج ملموس خالی مانده، ادبیات خود را تغییر داده و از موضع پیروزی قطعی به توجیه «فرصت تنفس» رسیده است. اما این ادعا با واقعیت در تضاد بنیادین قرار دارد.
در شرایطی که رهبر معظم انقلاب با صراحت این تجربه را مصداق «نقض عهدهای مکرر شیطان بزرگ»، گواهی بر «بیارزش و نامعتبر بودن امضای رئیسجمهور آمریکا» و «سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی، غیرقابل اعتماد و پلید بودن آمریکا» نامیدهاند، چسباندن برچسب «فرصتسازی» و «تأمین منابع» به یک تفاهم عملاً مرده، نسبتی با واقعبینی ندارد.
اگر توان دفاعی ایران ارتقا یافته و حزبالله مقتدر مانده است، ثمره مجاهدت میدان و اتکا به توان درونزا و موشکی است، نه نتیجه عهدشکنیهای دشمن. پیوند زدن قدرتِ زاییده از ایستادگی به یک تفاهمنامه بیضمانت، دادن آدرس غلط و تقلیلدادن اقتدار جبهه مقاومت است.
از همه مهمتر آنکه اگر این تفاهمنامه واقعاً متضمن منافع ملی، گشایش منابع و تقویت محور مقاومت بود، چرا درست پس از انعقاد همین تفاهم، رهبر معظم انقلاب تنها ۳ ماه پس از انتصاب ذوالقدر به عنوان نماینده خود در شعام، حکم به عزل او دادند؟!
به نظر میرسد این تصمیم معنادار توسط رهبر انقلاب خط بطلانی بر تمام بافتهها و توجیهات مسئولان حامی تفاهمنامه است.
پناه بردن به توجیه «تنفس»، خطای محاسباتی تکراریِ جریان غربگرا و تکنوکرات است که پیشرفت کشور را معطل امضای بیارزش واشنگتن میخواهد. این سیگنالها نهتنها دستاوردی ندارد، بلکه دشمن را در فشار و عهدشکنی جریتر میسازد. اقتدار ملی محصول تغییر محاسبات دشمن در میدان است، نه دستاوردتراشی از مسیرهای آزموده و ابطالشده.
انتهای پیام/

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













