هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 22 مهر 1405
ساعت 23:45
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 22 مهر 1405 ساعت 23:44
چهارشنبه 22 مهر 1405 21:38 ساعت
2026-10-14 23:44:17
شناسه خبر : 390638

متنی که روبیو ارائه کرد، مرا به یاد سخنرانی پاپ در آستانه جنگ‌های صلیبی و نیز سخنرانی قیصر آلمان (در حضور هنرمندان) در ۱۹۰۷ یعنی در آستانه جنگ‌های جهانی اول انداخت. این سخنرانی سراسر احیاء متافیزیک جنگ بود؛ ادبیاتی که در سال‌های جنگ جهانی دوم اوج گرفت و خود را در اس‌اس هیتلر نمایان کرد. ستودن فرهنگ جنگاوری، اراده‌ورزی برای تعیین سرنوشت و پایه‌گذاری بنیان سیاست بر فضائل جنگاورانه همان چیزهایی بود که اشترائوس آن را اساس نیهیلیسم آلمانی می‌دانست. جنگیدن برای بقا و «کشتن دیگران برای زنده‌ماندن خود» در ژنوم اندیشه و زندگی غربی حضوری پررنگ دارد؛ گاهی در صورت‌های فلسفی در قالب «دیالکتیک و نبرد تضادها» درآمده و گاهی در علوم طبیعی به طرح زیستی «تنازع برای بقا» رسیده و نیز گاهی در صورت «سیاست استعمار و استبداد» بروز تاریخی و عینی پیدا کرده است. این طرح هر آنقدر هم ادبیات و سازمان ذهنی-فلسفی ساخته باشد، تولید نفس انسانی است در مرتبه حیوانی‌اش و از ظهورات نفس اماره است. روبیو به هم‌کیشان غربی‌اش می‌گوید؛ «ما زیادی اخلاقی برخورد کردیم و کار متاسفانه به جایی رسید که از به‌دست آوردن کشورها، شرممان گرفت، حال آنکه ما لایق این کشورگشایی‌ها بودیم، چون قدرتمند بودیم.» این ملت‌ها و مردم مستعمرات بودند که زیربار این کشورگشایی‌های استعماری می‌مردند، به ذلت کشیده می‌شدند و از شأن انسانی‌شان هر روز بیشتر تخلیه می‌شدند؛ چون لیاقتشان همین بود. 

در متن این سخنرانی نام فیلسوفان زیادی را شنیدیم (آگوستین،آکوئیناس، ارسطو و افلاطون) و از دست‌آوردهای مختلف انسان غربی به عنوان نشان و شاخص «تمدن» سخن گفته شد. اما نکته مهم این جا بود که تمامی این دستاورد‌ها در متنی عاری و منقطع از ایدئال‌های به راستی اخلاقی و انسانی به میان آمده بود. جنگ موجه شد، چرا که «مسابقه بهترین بودن در همه چیز» برقرار است و این بهترین بودن را باید بشنویم «قدرتمندترین» بودن. در عرف آنان مهمترین واقعیت موجود همین مسابقه قدرت است و روبیو ما را دعوت می‌کند تا از گفتن این واقعیت خجل نشویم! پس تمامی دستاوردهای بشر و تمامی تلاش‌های فیلسوفان و دانشمندان در سخنرانی روبیو، شایسته ستودن بود، از آن رو که مقدمه‌ای بر یا نشانه‌ای از قدرت‌اند.
غرب پس از مدتی اخته شدن اندیشه و سیاستش یعنی همان «اراده معطوف به قدرت» در اثر تظاهر به اخلاقی‌بودن (که خود را در ظاهر حقوق بشر و شعارهای لیبرالیِ جهانی مخفی کرده بود) ، حالا خود را در صورت اراده‌ آمریکایی دوباره بازیابی کرده و مشغول فراخوان مادر اروپایی‌اش شده است. تمام دعوت روبیو یک جمله بود: «بیایید دوباره اراده کنیم! اراده‌ای معطوف به قدرت.» این دعوت قبلا تمدنی ساخته است و عالمی را به نابودی کشانده. حالا دوباره همان دعوت با صراحتی از همیشه بیشتر- حتی صریح‌تر از هیتلر- از زبان سیاستمداری آمریکا و درکنار پسماندهای تمدن شیک اما وحشیانه یونانی سرداده شده است.
این دعوت آن‌ها است. دعوت جمهوری اسلامی ایران چیست؟ آیا ما در بیانیه‌های سیاسی خود به همان ارزش‌های حقوق بشری و لیبرالی که همین غرب برایش پشیزی ارزش قائل نیست، اتکا خواهیم کرد؟ یا دعوت اساسی خود را که دعوت به توحید و دعوت به دیدن عجز و فقر بشر در برابر الله است را سر خواهیم داد؟! به ما امر کرده‌اند که «فاستبقوا الخیرات» و لابد می‌دانیم که بالاترین خیر همین فقر و افتقار در درگاه احدیت است. آیا ما با صراحت به افتخاری که در مسابقه فقر و سبقت در اذعان بندگی است دعوت خواهیم کردو معنا جنگ خود را هم متکی به تنازع برای بقا، توضیح خواهیم داد؟ در جهان مسابقه‌ای برپا است؛ اما غایت و متاع و جزای این مسابقه چیزی غیر از آنی است غرب گمان می‌کند. تنها راه شکست غرب سردادن دعوت ممتاز و اختصاصی و حقیقی ما است. جنگ موجود اساسا جنگ میان این دو دعوت است؛ پس شکست اصلی ما هم ممکن است در همین نقطه واقع شود. ما آنجایی شکست خورده‌ایم که بجنگیم و دعوت نکنیم؛ خاک از دست ندهیم، اما معنا، چرا.



-