هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 22 مهر 1405
ساعت 02:15
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 21 مهر 1405 ساعت 19:01
سه شنبه 21 مهر 1405 18:55 ساعت
2026-10-13 19:01:28
شناسه خبر : 390590

 در شرایطی که نفت به دلیل افزایش تنش اخیر در تنگه هرمز گارد صعودی گرفته و در حال عبور از سطوح مهمی است، ترامپ برای کنترل قیمت نفت و گازوییل دست به دامان‌ پوتین شد و از توافق با وی جهت افزایش عرضه جهانی گازوییل توسط روسیه خبر داد؛ که این خبر موقتا روند صعودی نفت را متوقف کرد.‌ 
این خبر در کنار خبر رفع محدودیت صادرات فراورده توسط چین، نوع ارتباط ترامپ با روسیه و چین را نشان می‌دهد.
و اینکه در صورت بالا بودن تنش نفتی، ترامپ از اینکه دست نیاز به سمت پوتین یا شی دراز کند ابایی ندارد و این مطلبی است که بارها و بارها توسط ما تذکر داده شده است: اگر تنش نفتی از حدی بالاتر رود، امکان پذیرش میانجی‌گیری پوتین و شی توسط ترامپ منتفی نیست‌. 
پوتین تاکنون شخصا و توسط واسطه‌ها چندین بار به‌شکلی صریح پیشنهاد وساطت به تهران را داده اما پاسخ روشنی دریافت نکرده است.
این در حالی‌ست که جریانی در کشور اولاً معتقد است که برای معامله با ترامپ باید بدوا تنش را کاهش داد، که دیدیم کاهش تنش در تنگه هرمز باعث شد ترامپ در سخنرانی خود در صحن مجمع عمومی سازمان ملل، ایران را مجددا تهدید به نابودی کند و در مذاکرات نیز موضعی سرسختانه اتخاذ کرد و این اواخر نیز حجم تهدیدات نظامی بشدت افزایشی بوده است.
همچنین این کاهش تنش قطعا انگیزه ترامپ را برای پذیرش وساطت مسکو یا پکن یا هردو شدیدا کاهش می‌دهد، که این امر بر انگیزه پکن و مسکو جهت وساطت نیز تاثیر منفی زیادی دارد.
از طرف دیگر، همان جریان معتقد است که تهران برای نتیجه گرفتن از مذاکرات با ترامپ نیازی به میانجی ندارد، که این هم بارها پیش از این آزموده شده است. 
توافق اسلام‌آباد به این دلیل ذاتا ناپایدار بود که ترامپ از پذیرش این حقیقت که روی کاغذ به تهران امتیاز داده است، روی‌گردان بود و در تلاش بود تا در میدان و با جلوگیری از انتفاع تهران اثبات کند به ایران امتیازی نداده است، و این حقیقتی بود که برخی از بانیان و حامیان توافق اسلام آباد از پذیرش آن ابا داشته و هنوز هم دارند.
لذا برخی از آنها با فرافکنی به جای پذیرش اشتباه خود در محاسبات، به دنبال مقصر جلوه‌دادن کسانی هستند که تلاش کرده اند جلوی نقض توافق را در میدان بگیرند.
مشخص نیست دلیل این لج‌بازی و اصرار به مسیرهای پیشتر آزموده شده، نظیر مذاکرات هسته‌ای با ویتکاف چیست. 
اینکه پیشنهاد چندباره روس‌ها در مورد میانجی‌گری با بهانه‌هایی چون «روسیه خودش درگیر جنگ است» بی پاسخ بماند، یا هیچ اقدامی جهت فعال‌ترکردن نقش چین در مذاکرات با کشورهای عربی و معماری نظم آینده خاورمیانه نشود، آن‌هم با ادله‌ای چون «چین برای خاورمیانه برنامه‌ای ندارد» در شرایطی که طرح چهارماده‌ای شی عملا چین را در قامت یک نظم‌ساز معرفی می‌کند، همگی نشان از آن دارد که نظرات و بهانه‌های جریان یادشده، هیچ سنخیتی با واقعیات صحنه و تجربیات پیشین اخیر ندارد.
این فرصت‌سوزی‌ها، صرفا به ترامپ مجال بیشتری داده و می‌دهد که برای انهدام اقتصاد ایران، تشدید فشار بر مردم ایران و تحمیل جنگی مجدد برنامه‌ریزی کند.‌
نگارنده معتقد نیست که مذاکره با پکن یا مسکو یا هردو جهت ساماندهی دور جدیدی از مذاکرات با آمریکا کار راحتی است یا قطعا نتیجه‌بخش است یا پکن و مسکو از نمد این مذاکرات و وساطت کلاهی برای خود نخواهند دوخت، اما این مسیر هرچه که هست، قطعا بر اساس تجربیات پیشین مذاکره با افراد مذبذبی چون ترامپ، ویتکاف و کوشنر یا ونسی که برای هر مرحله از مذاکره باید دهها بار از رییسش اجازه بگیرد، به ثمردهی نزدیک‌تر است.
نظریه بدبینانه این است که جریان مذکور به این امید دارد که با گذر زمان و افزایش فشارهای داخلی، نظام در نهایت مجبور شود از خطوط قرمز خود تدریجا عقب‌نشینی کرده و فضا را برای اعطای امتیازات گسترده هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای هموار سازد، که مسلما چنین‌ فاجعه‌ای زمینه‌ساز دورهای بعدی جنگ هم در دوره ترامپ و هم در ادوار روسای جمهور بعدی ایالات متحده آمریکا خواهد بود!



1
پسندیدم

-