هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 21 مهر 1405
ساعت 02:18
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 20 مهر 1405 ساعت 10:03
دوشنبه 20 مهر 1405 09:57 ساعت
2026-10-12 10:03:04
شناسه خبر : 390581
اصلاح‌طلبان از صلح سخن می‌گویند اما ابزارهای تحقق آن را نادیده می‌گیرند. از مذاکره دفاع می‌کنند اما هزینه‌های شکست متداوم آن را به جای گردم خود، بر دوش ملت می‌گذارند.
اصلاح‌طلبان از صلح سخن می‌گویند اما ابزارهای تحقق آن را نادیده می‌گیرند. از مذاکره دفاع می‌کنند اما هزینه‌های شکست متداوم آن را به جای گردم خود، بر دوش ملت می‌گذارند.

گروه سیاست-رجانیوز: در ادبیات انتخاباتی و شعارهای اصلاح‌طلبان در سال‌های اخیر، آن‌ها همواره خود را پرچمدار صلح‌طلبی و ضدجنگ معرفی کرده‌اند؛ گفتمانی که در ابتدا جذاب به نظر می‌رسد، اما در عمل نتیجه‌ای جز طولانی‌تر شدن جنگ و ماندگاری سایه تهدید بر سر ایران نداشته است. تجربه ماه‌های اخیر و جنگ رمضان پرده از این واقعیت برداشت که شعارهای صلح‌طلبانه‌ای که بر پایه درکی فانتزی از دیپلماسی بنا شده بودند، امنیت ملی را تقویت نکردند و برعکس، زمینه‌ساز تداوم و تعمیق بحران جنگی شدند.
مشکل اصلی در این است که جریان اصلاح‌طلب هنوز به‌دنبال «اعتمادسازی» با آمریکاست؛ آن هم در شرایطی که پس از یک جنگ وجودی، صحبت از اعتمادسازی با نادیده گرفتن ماهیت طرف مقابل است. اعتمادسازی فرآیندی دوطرفه است که پیش‌شرط آن وجود اراده واقعی در طرف دیگر است، اما واشنگتن در تمام این سال‌ها نشان داده که از هر فرصتی برای وقت‌کشی و پیشبرد منافع ملی خود دریغ نمی‌کند. در چنین شرایطی، اصرار بر اعتمادسازی، نوعی خودفریبی است که هزینه آن را ملت ایران می‌پردازند.
دستگاه دیپلماسی دولت پزشکیان با ادامه این رویکرد، اتفافی رقم زدم که جنگ، که معمولاً یک «اتفاق» محسوب می‌شود، به یک «روند» ادامه‌دار تبدیل شود. این تغییر ماهوی بسیار خطرناک است، زیرا در حالت نخست، بحران نقطه پایانی دارد و می‌توان برای پس از آن برنامه‌ریزی کرد؛ اما در حالت دوم، جامعه در وضعیت تعلیق دائمی قرار می‌گیرد. هر روز پالس‌های تازه از احتمال درگیری، نگرانی مردم و مسئولان را افزایش می‌دهد و فضای روانی جامعه را فرسوده‌تر می‌کند.
آمریکا به‌خوبی از این وضعیت بهره می‌برد. سیاست وقت‌کشی و ارسال پالس‌های متناقض مذاکراتی و جنگی، ابزاری شده است برای آنکه بازارهای ایران در وضعیت یک بام و دوهوا باقی بمانند. نه خبری از توافق پایدار است و نه زمینه‌ای برای آرامش اقتصادی فراهم می‌شود.در چنین فضایی، سرمایه‌گذاری، تولید و حتی زندگی روزمره مردم تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و این دقیقاً همان چیزی است که طرف آمریکایی از آن سود می‌برد.
اصلاح‌طلبان در این میان، به‌جای آنکه واقعیت‌های میدانی و موازنه قدرت را بپذیرند، همچنان بر طبل شعارهایی می‌کوبند که خارج از واقعیت است. آنها از صلح سخن می‌گویند اما ابزارهای تحقق آن را نادیده می‌گیرند. از مذاکره دفاع می‌کنند اما هزینه‌های شکست متداوم آن را به جای گردم خود، بر دوش ملت می‌گذارند. از تنش‌زدایی می‌گویند اما در عمل، با تداوم رویکرد اعتمادسازی یک‌طرفه، تنها تنش را مدیریت‌شده‌تر و طولانی‌تر به نفع طرف آمریکایی می‌کنند.
نکته مهم‌تر آنکه این رویکرد، اعتبار دیپلماسی کشور را نیز خدشه‌دار کرده است. وقتی دشمن متوجه شود که ایران در هر شرایطی به‌دنبال مذاکره و اعتمادسازی است، انگیزه‌ای برای عقب‌نشینی یا دادن امتیاز نخواهد داشت. در واقع، اصرار بر مذاکره، به تقویت موضع طرف مقابل و تضعیف موضع کشور منجر می‌شود.
صلح واقعی با شعار و اعتمادسازی فانتزی به دست نمی‌آید. صلح ایده‌آل برای ایران، محصول بدست آوردن مجدد بازدارندگی مرزهای ایران، تقویت شرایط امنیت در صورت تکرار حمله به کشور است. تا زمانی که این درک واقع‌بینانه جایگزین رویکرد فعلی وزارت امور خارجه نشود، سایه جنگ از سر ایران کوتاه نخواهد شد.
تجربه جنگ رمضان نشان داد که صلح‌طلبی بدون  اعمال قدرت و زبان زور، صلح نمی‌آورد؛ و جنگ را طولانی‌تر می‌کند. این درسی است که اصلاح‌طلبان باید آن را بپذیرند، پیش از آنکه هزینه‌های بیشتری بر کشور تحمیل شود.

انتهای پیام/



1
پسندیدم

-