هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 4 اسفند 1404
ساعت 02:03
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 4 اسفند 1404 ساعت 01:28
دوشنبه 4 اسفند 1404 01:25 ساعت
2026-2-23 01:28:47
شناسه خبر : 388491
در نهایت، انگلستان به این جمع‌بندی رسید که ادامه سلطنت در چارچوب پهلوی کم‌هزینه‌ترین گزینه است‌؛ مسیری که با به‌قدرت رسیدن محمدرضا پهلوی دنبال شد. به این ترتیب، انتقال قدرت با کمترین تغییر ساختاری در راس حکومت صورت گرفت.
در نهایت، انگلستان به این جمع‌بندی رسید که ادامه سلطنت در چارچوب پهلوی کم‌هزینه‌ترین گزینه است‌؛ مسیری که با به‌قدرت رسیدن محمدرضا پهلوی دنبال شد. به این ترتیب، انتقال قدرت با کمترین تغییر ساختاری در راس حکومت صورت گرفت.
گروه سیاست-رجانیوز: پس از اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰، روند تحولات سیاسی کشور با عزل رضاخان وارد مرحله‌ای تازه شد. سقوط رضاخان، مسئله «مدیریت ایران» را به یکی از دغدغه‌های اصلی بریتانیا تبدیل کرد. بر اساس اسناد منتشرشده، در کنار گزینه ادامه سلطنت در پهلوی، احیای سلطنت قاجار نیز مورد بررسی قرار گرفته‌‌بود. 
 
در این میان، نام محمدحسن میرزا و نوه‌اش حمید میرزا قاجار به‌عنوان یکی از وارثان خاندان قاجار در محافل انگلیسی مطرح شد. حمید میرزا سال‌ها خارج از ایران زندگی کرده بود، فارسی بلد نبود و هیچ پیوند فعالی با مردم نداشت. 
 
افزون بر این، خدمت او در نیروی دریایی بریتانیا، خطر شکل‌گیری تصویری از «شاه کاملاً وابسته به انگلیس» را تشدید می‌کرد. تصویری که در فضای اشغال نظامی ایران می‌توانست به تشدید نارضایتی عمومی و بی‌ثباتی سیاسی منجر شود. مجموع این عوامل سبب شد این گزینه از دستور کار متفقین کنار گذاشته شود. 
 
در نهایت، انگلستان به این جمع‌بندی رسید که ادامه سلطنت در چارچوب پهلوی کم‌هزینه‌ترین گزینه است‌؛ مسیری که با به‌قدرت رسیدن محمدرضا پهلوی دنبال شد. به این ترتیب، انتقال قدرت با کمترین تغییر ساختاری در راس حکومت صورت گرفت. 
 
اکنون و پس از گذشت ۸۰ سال از آن ماجرا، اپوزیسیون خارج‌نشین، پسر همان شاه دست‌نشانده را برای ایجاد نظم خیالی خود به میدان آورده است. هرچند اپوزیسیون در همین انتخاب نیم‌بند هم از حمایت خارجی و وحدت درون جبهه‌ای محروم است و نتوانسته تا به یک اجماع فراگیر در میان لابی‌های متعدد خود برسد.
 
اما پروژه آلترناتیو‌سازی از مردی چون رضا پهلوی بی‌شباهت به برنامه انگلیسی‌ها در سال ۱۳۲۰ نیست. محمدحسن میرزا قاجار هم که مهم‌ترین وارث حکومت پیش از پهلوی به شمار می‌رفت؛ مردی بی‌کاره در لندن بود که هرازگاهی با دیدن اوضاع آشفته ایران، دست به قلم می‌شد و در رسای الزامات انتخاب خود بعنوان شاه جدید بیانیه می‌نوشت. او چون نه تحصیلات منظم و نه آشنایی خاصی با ساختارهای حکومتی کشور داشت، فقط روی نیای سلطنتی‌ پافشاری می‌کرد. 
 
گفتنی‌ست او هم مانند رضا پهلوی، وارث قابل قبولی نداشت. حمید میرزا و نور پهلوی (دختر اول رضا) مگر تفاوتی هم با یکدیگر دارند؟ هر دو در غربت زاییده و رشد کرده‌اند. یکی افسر نیروی دریایی بریتانیا بود و دیگری متولد واشنگتن و روانشناسی خوانده است. نور پهلوی هم مانند حمید میرزا مرحوم فارسی نمی‌داند.
 
هنوز که هنوز است هیچ سند معتبری دال بر اینکه فرزندان رضا پهلوی می‌توانند به زبان ملت ایران مکالمه کنند وجود ندارد و چیزی هم از سمت خانواده شاه فراری منتشر نشده است. البته این موضوع، چندان هم عجیب نیست. در ایام اغتشاشات سال ۱۴۰۱ هم ناآشنایی یاسمین اعتمادامینی، همسر رضا پهلوی با سرود «ای ایران» به سوژه رسانه‌ها تبدیل شده‌بود. بی‌راه نیست اگر آن مادر و پدر، آموزش زبان فارسی به فرزندانشان را از سر باز کرده باشند. 
 
اما نکته اعجاب‌آور تمامی مطالب بالا این است که انگلستان بعنوان یک‌نیروی متجاوز خارجی فهمید که نمی‌توان کسی را که زبان ملت خود را نمی‌فهمد به‌ پادشاهی منصوب کرد اما هنوز هم اپوزیسیون خارج‌نشینِ جمهوری اسلامی انتظار دارد رضا پهلوی ۷۰ ساله که حتی میل چندانی هم به سلطنت ندارد را ساکن کاخ سعدآباد کرده و حتی بعد از آن هم نور پهلوی، فرزند ارشدش بعنوان ملکه ایران تاج‌گذاری منصوب کنند. 
 
باید پرسید که در انتهای این خیال‌پردازی‌ها قرار است آن دختر بیچاره با چه زبانی با ملت‌ ایران سخن بگوید؟ آیا اپوزیسیون می‌خواهد ذیل وزارت دربار، سازمانی برای ترجمان فرمایشات ملکه انگلیسی‌زبان خود تاسیس کند؟! 
 
هرچه از ابعاد و عمق این کمدی سیاه گفته شود باز هم حق مطلب ادا نشده است؛ اما مشخصا در این لحظه بیشتر از همیشه می‌توان به منزلت رهبری چون آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پی‌برد. او که هر پانزدهم رمضان با ادبا و شاعران فارسی‌زبان وعده دارد و بیش از ۴۰ سال است که این جلسات بی‌وقفه برگزار می‌شود. همچنین او رهبری است که دستی بر آتش شعر دارد و فی‌المجلس آثار شاعران کهنه‌کار را تصحیح و تنقید می‌کند و بارها در مورد حفظ میراث زبان فارسی تذکر داده است.
 
۴۷ سال زندگی در غربت، محاسبات اپوزیسیون حسرت‌به‌دلِ جمهوری اسلامی را مختل کرده است. شاید برای آن‌ها، بیکاره‌ای چون رضا پهلوی و همسر خیانتکاری مثل یاسمین و دختر زبان‌‌نفهمی مانند نور پهلوی، شایسته سلطنت باشد اما به یقین ملت ایران هیچ‌گاه حاضر نخواهد شد که کشور سعدی و حافظ و فردوسی‌ها به بلای ضحاک و اجنبی مبتلا شود.
 
انتهای پیام/


1
پسندیدم

-