استقبال گسترده بينندگان تلويزيوني از سريال "به كجا چنين شتابان؟" نشان داد كه برخلاف نظر برخي مديران سيما را مبني بر اينكه مجموعههاي تلويزيوني بدون تمسخر سنتها و چاشني كردن لودگي در جذب مخاطب موفق نخواهند بود، ابطال كرده و بهدليل بهرهگيري واقعي از فضاي خانوادههاي ايراني، گويا از دل خانواده ايراني برميآيد و لاجرم بر دل نيز مينشيند تا اعضاي خانواده به صورت دستهجمعي پاي سريال بنشينند.
به گزارش رجانيوز، مجموعه تلويزيوني "به كجا چنين شتابان؟" كه روزهاي فرد از شبكه تهران و تكرار آن در روزهاي زوج از شبكه دوم سيما پخش ميشود، در حال تبديل شدن به الگويي فراموش شده از حيث فرهنگ سازندگان مجموعههاي تلويزيوني است، بهطوري كه تأكيد اين سريال بر اصالتهاي خانوادگي و سنتها در ضمن بهرهگيري از فيلمنامه پركشش، بازيگران توانا و مشهور و كارگرداني حرفهاي، توجه منتقدان فرهنگي رسانه ملي را بهعنوان اثري درخور پس از مدتها به خود جلب كرده است.
در اين زمينه يك استاد دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه با اشاره به اينکه اکثر برنامه هاي نمايشي شکاف، چالش و واگرايي بين نسلي را به تصوير مي کشند، معتقد است: تفاهم و همدلي بين نسلي مهمترين نقطه قوت مجموعه تلويزيوني "به کجا چنين شتابان" است.
دکتر علي جعفري ميافزايد: در سريال "به کجا چنين شتابان" به طور کامل همدلي، همگرايي، تعاملات عاطفي، درک و احترام متقابل موج مي زند که آن را بدون تنش، شيرين، روان و آموزنده کرده است.
وي تفاوت عمده اين سريال را با ساير برنامه هاي نمايشي، بازگشت مجدد به خانواده عنوان و خاطرنشان ميكند: آنچه که "به کجا چنين شتابان" را با ساير سريال هاي دهه اخير تلويزيون البته به جز سريال هاي تاريخي مذهبي چون يوسف پيامبر (ع) متفاوت کرده، خانواده محور بودن آن است.
اين استاد دانشگاه ادامه ميدهد: ظرفيت و فضايي در اين سريال وجود دارد که همه اعضاي خانواده کنار هم جمع مي شوند و براي هر کدام حرفي براي گفتن و جذابيتي دارد. در واقع تماشاي اين سريال کاملا حالت خانوادگي پيدا کرده و خانواده را در خانواده بازتوليد مي کند.
جعفري بازگشت از طبقه مرفه و اشرافي به طبقه متوسط شهري و پايين تر از متوسط را نقطه ديگر موفقيت "به کجا چنين شتابان" ذکر و تصريح ميكند: در حقيقت زندگي اکثريت افراد جامعه را در برمي گيرد و دغدغه آنها را متبلور مي کند.
به گفته وي، تلويزيون با پخش اين مجموعه از فضاي اشرافي بيرون آمده و مردمي تر عمل کرده است.
اين استاد دانشگاه معتقد است: "به کجا چنين شتابان" يادآوري سريال هاي تلويزيوني دهه 60 نظير "آيينه" است که با سريال هاي قبل از انقلاب اسلامي تفاوت شگرفي داشت و با فرهنگ جامعه نيز نزديک تر بود.
جعفري توجه به زندگي واقعي به جاي زندگي تخيلي را از ديگر نقاط مثبت اين مجموعه تلويزيوني برشمرده و ميافزايد: مسائل و مشکلات مطرح شده در مجموعه "به کجا چنين شتابان" دغدغه تماشاگر نيز هست و بدور از موضوعات تخيلي است که شايد در يک ميليون نفر يک نفر مصداق اين اتفاق نباشد. از اين جهت نيز سريال نويني در تلويزيون ايران است.
همچنين جبار آذين معاون سردبير مجله نقد سينما با بيان اين که اين روزها تلويزيون ايام خوشي را سپري مي کند، ميگويد: ابوالقاسم طالبي فيلمساز متعهد و معتقدي است که مجموعه خوب "به کجا چنين شتابان" نشان مي دهد که او علاوه بر پايبندي بر اعتقادات و تعهد، مسئله تخصص را هم به کمک دانش و تجربه بر قابليت ها و توانايي هاي خويش افزوده است. اين مجموعه اجتماعي- خانوادگي، درام انتقادي خوبي را شکل داده که قابل توجه و پي گيري است. هدايت خوب بازي ها و پرداخت باورپذير شخصيت ها و ماجراها از امتيازات مجموعه «ابوالقاسم طالبي» است که انتظار ديدن آثار قوي تر و پر محتواتر از او را معقول مي نمايد.
طاهره آشتياني نيز در نقدي بر اين مجموعه مينويسد: سريال «به كجا چنين شتابان»، ساخته ابوالقاسم طالبي مدتي است روي آنتن رفته است. به كجا چنين شتابان را ميتوان در رديف سريالهاي خانوادگي جاي داد؛ سريالي كه با محور قرار دادن جوانان سعي دارد نشان دهد اولين چالشي كه خانوادهها با آن روبهرو هستند، جوانان و خواستههاي آنان است كه با تمناها و خواستههاي جوانان ديروز كاملا متفاوت است.
وي درخصوص طرح قصه و فيلمنامه ميافزايد: در تيتراژ سريال به كجا چنين شتابان نام 2 نويسنده ديده ميشود. يكي خود طالبي كه ديالوگها را نوشته و ديگري ليلي كريمان كه گويا اصل فيلمنامه را نوشته است. حضور يك زن در تركيب نويسندگان فيلمنامه را ميتوان دليلي دانست بر اينكه سريال به كجا چنين شتابان توانسته روابط ميان خانوادهها را بخوبي ترسيم كند و نقش عزيز به عنوان بزرگ خانواده را پررنگ و باورپذير جلوه دهد. فيلمنامه به كجا چنين شتابان خوب آغاز شد. مرگ پدر بزرگ باعث شد همه اعضاي خانواده دور هم جمع شوند. خانوادهاي كه به سنتها پايبند هستند و در محلهاي قديمي زندگي ميكنند. داماد خانواده كه از قماشي ديگر است و پولش از پارو بالا ميرود نيز به مراسم عزاداري ميآيد و بيننده متوجه ميشود كه پسر بزرگ خانواده با داماد كينه قديمي دارد و اصلا نميتواند او را تحمل كند. در همان قسمت اول، جناحبندي شخصيتها شكل گرفت و آدمهاي خوب و آدمهاي بد مشخص شدند و بيننده متوجه شد كه از همين ابتدا بايد حق را به چه كسي بدهد و حتي حضور عزيز هم نخواهد توانست باعث تلطيف اين مرزبندي سياه و سفيد شود. عزيز هم به مرور تبديل به شخصيتي شد كه طرفدار خوبهاي مطلق بود و به نوههاي خود مدام گوشزد ميكند كه از بدهاي مطلق دوري كنند.
وي ادامه ميدهد: اصل موضوعي كه فيلمنامه به كجا چنين شتابان طرح ميكند، اصالت دارد. بيشترخانوادههاي ايراني هنوز در دام مدرنيسم نيفتادهاند و به شيوه سنتي زندگي ميكنند. در اين سنت، حرمت به بزرگتر حرف اول را ميزند كه در سريال به كجا چنين شتابان اين موضوع بهخوبي پرداخته شده است. اما اشكال كار از جايي شروع ميشود كه اصالت خانواده ايراني و خطراتي كه اين اصالت را تهديد ميكند در دام شعارهايي ميافتد كه از طريق ديالوگها به بيننده منتقل ميشود.
اين منتقد سينما در خصوص كارگرداني سريال نيز معتقد است: طالبي در عالم كارگرداني كم تجربه نيست. او تاكنون فيلمهاي ويرانگر، آقاي رئيسجمهور، عروس افغان، جنگ كودكانه، نغمه و دستهاي خالي را براي سينما كارگرداني كرده است كه از اين ميان ميتوان فيلم نغمه را جزو بهترينهاي او دانست. طالبي در نغمه زندگي زني را به تصوير كشيد كه عاشقانه كنار همسر جانباز خود زندگي و با تمام توان از او مراقبت ميكرد. طالبي در اين فيلم بدون افتادن در دام شعار، قصه خود را تعريف كرد و چون سراغ موضوعي تازه رفته بود، مورد ستايش منتقدان سينما هم قرار گرفت. به كجا چنين شتابان اولين سريالي است كه طالبي آن را كارگرداني ميكند، اما در اين سريال از تجربيات سينمايي خود استفاده كرده و دكوپاژ و ميزانسن قابل قبولي را براي سريال طراحي كرده و بازيهاي قابل قبولي را هم از بازيگران گرفته است؛ هرچند در بازي گرفتن از بازيگران هم خط سياه و سفيد را رعايت كرده و با بزرگنمايي رفتار و كنش شخصيتهاي منفي آنها را تا حدودي غيرقابل باور كرده است.
وي انتخاب بازيگران سريال به كجا چنين شتابان را خوب دانسته و مينويسد: آهو خردمند را ميتوان بهترين گزينه براي نقش عزيز دانست. بازيگري كه تاكنون او را در نقش مادر بزرگ نديدهايم. خردمند حسهاي مادري دلسوز را كه ميخواهد با كلام خود فرزندان و نوههاي خود را از ناهنجاريها دور كند بخوبي به بيننده منتقل ميكند. خردمند، رضا رويگري و بابك حميديان از بازيگراني هستند كه در به كجا چنين شتابان توانستهاند بازيهاي خود را كاملا كنترل كنند و غلوآميز ظاهر نشوند.
آشتياني ادامه ميدهد: آنها هرچند بايد ديالوگهايي را كه كارگردان به آنها داده مقابل دوربين بگويند، اما تجربه سالها بازي در نقشهاي مختلف به آنها كمك كرده كه نوع بيان، نوع نگاه و كنشهاي خود را كنترل كنند تا بتوانند شخصيتي قابل باور به مخاطب ارائه كنند؛ شخصيتي كه بيننده با او همذات پنداري كند و او را تقلبي و ساختگي نداند.
وي ادامه ميدهد: علي عمراني از بازيگران تئاتر است كه او را در مجموعههايي مانند نيمكت و در گوش سالمم زمزمه كن كه محمد رحمانيان براي تلويزيون كارگرداني كرده است، ديدهايم. تجربيات تئاتري، عمراني را در اجراي نقش هاتف كمك كرده، چون به نظر ميرسد كارگردان از او در اجراي نقش هاتف كه كينه ديرينه از فريدون به دل دارد، ري اكشنهاي غلو شده خواسته كه عمراني بهخوبي از پس آنها برآمده است. بازيگران جوان هم تا اينجاي كار ضعيف ظاهر نشدهاند، اما در ميان همه اين بازيگران و شخصيتها نميتوان بهسادگي از پسر بچهاي كه نقش پسر هاتف (اميرعلي) را بازي ميكند، گذشت.
اين منتقد اضافه ميكند: گويا طالبي خواسته با طراحي شخصيت اميرعلي، شخصيتي بيرودربايستي را به بيننده نشان دهد كه بدون ملاحظه بزرگتري، كوچكتري يا ملاحظاتي كه بزرگان دارند، هر چه در دل و فكر دارد بيان كند. البته اميرعلي را نماد كارگردان سريال به كجا چنين شتابان نيز ميتوان دانست. طالبي هر جا كه نتوانسته شعارهاي خود را در قالب ديالوگهايي در دهان ديگر شخصيتها بگذارد از طريق اميرعلي به مخاطبان ميگويد بدون اينكه فكر كند كودك تبديل به شخصيتي بيادب ميشود كه بيشتر مردم دوست ندارند كودكان آنها اين شخصيت را ببينند، چون براين باورند كه نشان دادن چنين كودكاني در يك سريال نمايشي، بدآموزي دارد و كودكان آنها را پررو و گستاخ ميكند.

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













