دوشنبه 20 بهمن 1393 17:44 ساعت
شناسه خبر : 198262
جشنواره سیوسوم فجر در رجانیوز/15/نگاهی به فیلم «حکایت عاشقی »
«دوران عاشقی»؛ یک فیلم تاریخ مصرف گذشته
اولین نکتهای که در مواجهه با ساختهی جدید علیرضا رئیسیان به ذهن میرسد این است که دوری چندسالهی او از جریان فیلمسازی احتمالا نه فقط دوری از ساخت فیلم، بلکه دوری از کلیت «سینمای ایران» بوده است و به همین دلیل او با یک تاخیر فاز چندساله به سوژهای رسیده است که دو-سه سالی است از مد افتاده و حالا دیگر جنسی نیست که خریداری در میان مردم و یا منتقدان داشته باشد.
میر ابیلی- گروه فرهنگی رجانیوز: اولین نکتهای که در مواجهه با ساختهی جدید علیرضا رئیسیان به ذهن میرسد این است که دوری چندسالهی او از جریان فیلمسازی احتمالا نه فقط دوری از ساخت فیلم، بلکه دوری از کلیت «سینمای ایران» بوده است و به همین دلیل او با یک تاخیر فاز چندساله به سوژهای رسیده است که دو-سه سالی است از مد افتاده و حالا دیگر جنسی نیست که خریداری در میان مردم و یا منتقدان داشته باشد.
این موضوع مهمی است و باید قبل از ورود به وجوه ساختاری خود فیلم به ان پرداخت. انتخاب سوژه درست و پرداختن به مسائل اساسی جامعه اولین قدم در ساخت فیلم خوب است و باید گفت «خیانت» حالا از مد افتادهترین و مستعملترین سوژه سینمای ایران است و اینکه فیلمسازی با ادعای علیرضا رئیسیان حالا بیاید و سراغ مطرح کردن مسئلهای برود که پیش از این چندده بار از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است خود به خود یک امتیاز منفی بزرگ برای فیلم است و در همین اغاز به مقدار قابل توجهی از اهمیت و اعتبار «دوران عاشقی» میکاهد.
«دوران عاشقی» جز این در قصهپردازی هم چیزی اضافه بر فیلمهای مشابه خود ندارد. «مردی به زنش که از قضا وکیل متبحری هم هست خیانت میکند و همسر دومش با راهنمایی مرد دیگری که پرونده خیانتش زیردست همین خانم وکیل بوده برای شکایت از مرد سراغ زن اول او میرود و ..........».
«دوران عاشقی» قصه چند خیانت است در سطحیترین حالت ممکن، بدون هیچ اسیبشناسی یا رفتن از سطح به عمق. روایت صرف یک مشکل بارها گفته شده بدون هیچ خلاقیتی که ان را از اثار قبلی متمایز کند. پس فیلم رئیسیان یک اثر تاریخ مصرف گذشته است که اگر سه سال قبل ساخته میشد شاید به فیلمی قابل اعتناتر تبدیل میشد اما حالا فیلمی است که خیلی نباید رویش وقت گذاشت و دربارهاش بحث کرد. معلوم نیست فایدهی چند سال دوری رئیسیان از سینما چه بوده و این وسواس در فیلمسازی دقیقا کجا قرار است اهمیت خود را نشان دهد، جز در انتخاب یک سوژه یا حداقل یک فیلمنامه پروپیمانتر و دقیقتر؟
فیلم البته یک حسن هم دارد و ان اینکه نوع مواجههاش با مسئلهی «خیانت» از جنس مواجهه فیلمهایی مثل«من مادر هستم» نیست و نگاه اخلاق مدارانهتری نسبت به موضوعی که سراغش رفته است دارد و نمیخواهد با نشان دادن«کثافت»، مثلا «کثافت کاری» را نقد کند. این تنها حسن فیلم است، فیلمی که حتی اشارههای اجتماعیاش هم سردستی و سادهانگارانه است، چه انکه جنوب شهر را با دزدی تصویرکردن ساده انگارانهترین برخوردی است که میتوان با اقشار اجتماعی داشت و تنها از کسی برمیاید که تا به حال پایش را به مناطق جنوبی تهران نذاشته است و فقط شنیده است که آنجا خلافکار زیاد است و جوانها همه لاتاند و عجیب حرف میزنند. 5-6 سال دوری از فیلمسازی احتمالا فرصت کمی برای یک تحقیق حداقلی درباره جزئیات فیلمنامه بوده است.
با این اوصاف باید گفت «دوران عاشقی» هم مانند بسیاری از فیلمهای پربحث جشنواره اخیر فیلم بیخودی مهم شدهایست که با رونماییاش حبابش هم ترکید و قدرت کارگردانی سازندهاش هم مشخص شد، کارگردانی که همواره ادعایش بیش از تواناییهایش بوده است و معلوم نیست چرا حتی نمیتواند از ستارگان فیلمش هم بازیهای قابل قبول بگیرد. این فیلمی سطحی و سردرگم است که هیچ چیز برای عرضه به مخاطب ندارد، جز یک سوژهی نخنما و پرداختی نخنماتر.

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













