گروه فرهنگی- امیر ابیلی: بعد از اتمام بحث و جدلهاي مربوط به انتخاب شهردار جديد تهران و انتخاب مجدد «محمدباقر قاليباف» به عنوان شهردار، به نظر ميرسد حالا و در روزهاي نخست دورهي جديد مديريت شهري تهران زمان مناسبي باشد براي بيان برخي انتقادات به رويكردهاي مديريتي دورهي پيشين شهرداري تهران، انتقاداتي كه اگر ملاحظات سیاسی روزهاي قبل از انتخاب مجدد شهردار بيان آنرا دشوار می کرد و به سیاسی و جناحی بودن متهم می شد، اما حالا و در روزهاي نخست آغاز به كار مجدد محمدباقر قاليباف ميشود آنها را گفت و در مورد آنها بحث كرد و مطالبه اصلاح آنها در دورهي جديد را به صورت جدی از شهردار قدیمی تهران داشت.

در اين ميان اما مهمترين مسئلهاي كه شايد به آن پرداخت و جزو وظايف اصلي شهرداري هم هست، بحث «معماري شهري»ست و دغدغهي «معماري اسلامي». اين اهميت اما از كجا مشخص ميشود؟ از آنجايي كه رهبر معظم انقلاب هم بعد از اولين ديدارشان با تيم شهرداري تهران در سال 84 زماني كه تنها 5 ماه از شهردار شدن جناب قاليباف ميگذشت بر اين موضوع تاكيد ميكنند و اين را جزو محورهاي اصلي بحث قرار ميدهند و ميفرمايند: «تهران باید به شهری با هویت ایرانی و اسلامی، زیبا و روح نواز، دارای رفاه عمومی، و مقاوم تبدیل شود. باید با برنامهریزی بلندمدت و با پیگیری مجدانه، هویت ایرانی و اسلامی در تهران متجلی شود.»( ۱۳۸۴/۱۲/۱۳ دیدار اعضای شورای اسلامی و شهردار و شهرداران مناطق مختلف تهران با رهبر انقلاب)
با اين وجود با اين بيان صريح اما عملا در 8 سال گذشته چه اتفاقي افتاد؟ كار به جايي كشيد كه حتي ساخت مساجد تهران نيز كه عملا نمادهاي معماري اسلامياند به دست معماران غربزده افتاد و رفتهرفته شاهد رنگ باختن هويت اسلامي حتي از مساجد بوديم. اين را ميشود با مصدايق مختلفي بررسي كرد اما به نظر مسجد پرحاشيهي وليعصر(عج) گزينهي مناسبي باشد براي پي بردن به اصل بحث و اتفاقي كه در حال وقوع است.
یک نمونه: سرگذشت مسجد ولیعصر(عج)
مسجد ولیعصر(عج) که اين روزها درصد زيادي از مراحل ساخت آن سپري شده است و با حضور در محل ميتوان به تصوير كلي مسجد ساخته شده رسيد نمونهی بسیار خوبی است برای بررسی دغدغههای فرهنگ ایرانی- اسلامی در نگاه مدیرانی که به دلیل نگاه «پیمانکاری» و همچنين مديريت «تکنوکراتمآبانه»-كه در زمان انتخابات بطور مفصل بر روي آن بحث شد- تنها بر «کمیت» کارهای اجرایی تکیه میکنند و به دلیل فقدان «اندیشه» و «تفکر» و «منظومه فکری» مشخص و دقیق، حتی جایی مثل مسجد را نیز از اصول اسلامیش خالی میکنند و آن را به یک معماری غربی بدون روح تبدیل مینمایند.
اما ماجرای مسجد ولیعصر(عج) چه بود؟ مسجد ولیعصر(عج) در سال 60 به اعتبار سخن حجهالاسلام میرحیدر جعفری، امام جماعت مسجد، و به همت مومنین محل، با اقامه نماز در چادر و سپس سوله، به راه افتاد و پس از 23 سال در سال83 و در دوران مدیریت «محمود احمدینژاد» بر «شهرداری تهران» از چنگ کسانی که می خواستند آن مکان را به مجتمع تجاری تبدیل کنند خارج شد و تصمیم به ساخت آن گرفته شد.
پس از تصمیم به ساخت مسجد در ابتدا طراحی آن به «عبدالحمید نقرهکار» که پیش از این مسجد قبا، مسجدالرسول(ص) و دهها مسجد دیگر در تهران و شهرستانها را طراحی و نظارت بر اجرا نموده بود و جزو معتبرترین معماران ایرانی به حساب میآمد سپرده شد و مقرر شد که مسجد ولیعصر(عج) در پنچ طبقه و با پارکینگ مجهز با منارههایی با شکوه ساخته شود. تدوین نقشه این مسجد بیش از یک سال به طول انجامید و قرار بود یکی از بزرگترین مساجد ايران منطبق با معماری اسلامی _ ایرانی در این مکان ساخته شود.
اما با تمام این مقدمات و برنامهریزیها این طرح به مذاق هنرمندانی که تئاترشهر خانهشان بود خوش نیامد و شروع کردند به اعتراض که؛ ارتفاع مسجد، ساحت تئاترشهر را مورد تعرض قرار میدهد و نباید این بنای مهم را کوچک شمرد. این اعتراضات، ساخت مسجد را سه سال به حاشیه برد و دست آخر نیز «محمدباقر قالیباف» شهردار تازهی تهران کار را از «عبدالحمید نقرهکار» گرفت و برای گرهگشایی مشکلات پیش آمده آن را به مهندس «رضا دانشمیر» و همسرش «کاترین اسپریدونف» سپرد.
مهمترین اثر «رضا دانشمیر» و «کاترین اسپریدونف»، پیش از سپرده شدن طراحی مجدد مسجد ولیعصر(عج)، طراحی و اجرای «سینما گالری ملت» بود که حتی به مدل طراحی آن نیز نقدهای بسیاری وارد بوده و هست. سینمای الگوی ساخته شده توسط «شهرداری تهران» که به جای اتکا به نشانهها و مفاهیم ایرانی به شکل یک «پاپیون» ساخته شده است.
بگذریم. در اینجا مهم اشاره به این نکته است که طراحی بنای پاپیونی سینما ملت به اندازهای عنایت شهردار را درپی داشت، که طراحان آن را نزد کارفرمای مشترک هردو پروژه شایسته طراحی مسجد ولیعصر(عج) نمود و سازمان توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران (کارفرما) در نهایت طراحی مسجد را به دانشمیر و همسرش واگذار کرد.
«دانشمیر» در گفتگو با روزنامه شرق در 14 اردیبهشت سال 89 با اشاره به طرح قبلی این مسجد و همچنین طرح جدید خود میگوید: «کانسپتی که من برایش پیشبینی کردم، این بود که خوب، تاترشهر ساختمان اصلی هنرمندان تاتر مملکت است و از این بابت ساختمان خیلی با ارزشیست. نقطهای هم که درش واقع شده، نقطهی خیلی کلیدیای هست که این طرفش پارک دانشجوست. این یک طرف دانشگاه امیرکبیر، آن طرف دانشگاه تهران. خیابان انقلاب. موزه هنرهای معاصر. وقتی نگاه میکنید، میبینید که مجموعهای از اماکن فرهنگی پرارزش توی این محدوده هستند که سایت را خیلی پراهمیت میکنند. ما چه کاری میبایست میکردیم که بتوانیم شان این مجموعهای را که در اطرافش هستند، حفظ بکنیم؟ و درعین حال بتوانیم آنجا مسجدی به وجود بیاوریم که این مسجد- به دنبال همان ایدهای که داشتیم- مربوط باشد به زمان حال، در عین حال که یک پایش هم در تاریخ باشد.
پرديس سينمايي ملت
اول خواستیم ایده را از وضع موجود برداشت کنیم که دیدیم وضع موجود غلط است. بنابراین وضع موجود را کات کردم. به ایده لنداسکیپ رسیدم. اگر قرار است کنار تاتر شهر مسجدی ساخته شود، این مسجد می بایست لنداسکیپ باشد و میبایست با پارک دانشجو کار کند. این ایده را رویش کار کردیم. در واقع یک سطح پوسته لنداسکیپ را پیشبینی کردیم که میآید در قسمتی که باید با پارک دانشجو مواجه شود، به زمین میرسد؛ و در قسمتی که به خیابان ولیعصر و تاترشهر منتهی میشود، یک تحدبی را به خودش میگیرد که بتواند آن حالت فضاهای محدب گنبدی شکل را به خودش بگیرد و یک جوری یک دیالوگ تاریخی هم برقرار کند. در این ایده، ارتفاع مسجد در حد همین تاج تاتر شهر هست. بنابراین یک توازنی با آن دارد؛ نه خیلی پایینتر است و نه خیلی بالاتر. شهردار این را دید و خیلی پسندید.»
با این توضیحات در واقع مسجد ولیعصر(عج) که قرار بود یکی از بزرگترین مساجد تهران باشد و طراحی اولیهی آن با توجه به میراث بزرگ و باشکوه ایرانی- اسلامی در طراحی مسجد انجام گرفته بود، به مكاني در رديف موزهي هنرهاي معاصر و ..... تزل يافت و درنهايت به یک «لنداسکیپ» تبدیل شد. «لنداسکیپ» در واقع به معنای «پرداخت منظر و چشمانداز زمینی» است و توضیحات دانشمیر به این معناست که با مسجد باید به مثابه چمن و محوطهسازی اطراف تئاتر شهر برخورد شود!
به این ترتیب با این ایده، مسجد ولیعصر(عج) به جرم آنکه در مقابل تئاتر شهر قد برافراشته بود به پای آن ذبح شد و به صورت زیر طراحی گردید:
با این همه اما مهمترین مسئله این است که «رضا دانشمیر» اعتراف میکند که: «شهردار این را دید و خیلی پسندید». حتی بعدها مدیران شهرداری تهران، نقد معماران انقلابی و دلسوز را که نسبت به تحقیر این مسجد اعتراض نموده بودند مانند باقی اعتراضات و انتقادات از عملكرد شهردار تهران، اقدامی سیاسی علیه خود قلمداد کردند و آن را دفاع از «احمدینژاد» تفسیر کردند و با رسانههای پرشمارشان شروع کردند به تخریب منتقدین.
به اين ترتيب ساخت مسجد-با بي توجهي به انتقادات- ادامه پيدا كرد و دوستان شهرداری با سپردن طراحی مسجد به یک آرشیتکتِ از غرب برگشته و همسر فرنگياش، با صرف چندین میلیارد تومان مسجدی ساختند که فضای داخلی مسجد حتی فاقد محراب است. نکته مهم این است که محراب تنها عنصری از معماری مسجد است که لزوما باید رعایت شود و بدون آن اساسا مسجد محقق نمیشود. به عبارت دیگر مسجد بدون گنبد و مناره و حوض و صحن و رواق و هشتی و دهلیز و ایوان و ..... ممکن میشود، اما بدون محراب هرگز!
نماي داخلي مسجد
جز این حجتالاسلام جعفری، امام جماعت مسجد در نکتهای مهم به این مسئله اشاره کرده است که: «مشکلی که در حال حاضر با آن مواجه هستیم، بیتوجهی به نقشه اولیه این مسجد است. در نقشه اولیه، برای مسجد مناره جانمایی و طراحی شده بود به گونهای که رییس دفتر مقام معظم رهبری در مراسم کلنگزنی بر لزوم ایجاد منارههای بلند و باشکوهی که از چهار طرف تهران قابل رویت باشد، تاکید کردند...... در حال حاضر مسئولین شهری اصرار میکنند که این مسجد باید بدون مناره ساخته شود.....یکی از دلایل مخالفت با ساخت مناره، همجواری مسجد با مجموعه تئاترشهر است. وجود مسجد در کنار تئاترشهر هیچ مغایرتی با فعالیتهای این مجموعه ندارد چرا که آنها برنامههای خود را اجرا میکنند و مسجد نیز با توجه به ضرورت این منطقه مسایل دینی را دنبال میکند. مسئولین شهری در نقشه جدید مسجد، مناره را حذف کردند و معتقدند ساخت منارههای بلند برای این مسجد، مجموعه تئاترشهر را تحت شعاع قرار میدهد در حالی که وجود مناره برای مسجد هیچ منافاتی با این مجموعه ندارد.»
کلام آخر:
صحبتهای حجتالاسلام جعفری از این منظر مهم است که نشان میدهد با وجود تاکید رئیس دفتر رهبر انقلاب بر وجود مناره و گنبد در طراحی مسجد ولیعصر(عج) مدیران شهرداری به دلیل اعتراضات چند شبهروشنفکر، مسجد را قربانی کردند و با تمام اعتراضات معماران جبهه انقلاب حاضر به تغیر موضع خود نشدند. این تازه درصورتیست که بگذریم و به این نکته اشاره نکنیم که اساسا در حال حاضر فرم تئاترشهر، که در سال 1346 با حمایت فرح پهلوی ساخته شد، بیشتر به معماری ایرانی- اسلامی شبیه است تا فرم پستمدرن فعلی مسجد ولی عصر(عج).
روند تغيرات طراحي مسجد از طراحي اوليه تا طرح انتهايي
این از پیامدهای مدیریت «تکنوکراتمآبانه» در عرصه شهرسازی و معماری و اساسا هرچیزیست که دارای بعد فرهنگی و هنریست است. «مسجدسازی» از میراث گرانبهای 1400 ساله در هنر ایرانی- اسلامیست و تازه مانند حوزههای دیگر معماری هم نیست که در تهران امروز قابلیت اجرای آن کم و سخت باشد، اما با این حال اینطور توسط طراحیهای پستمدرن دستهچندم جایگزین میشود.
در اندیشه اسلامی خداوند معماران مساجد را اینچنین وصف می کند که:« إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَـئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ (آیه 18 سوره توبه) / همانا مسجدهاى خداى را آن كس آباد كند كه به خداى و روز بازپسين ايمان آورده و نماز برپا داشته و زكات داده و جز از خدا نهراسيده است؛ پس اميد است كه آنان از راهيافتگان باشند.» اما ظاهرا در اندیشهی «مدیریت کارآمد جهادی» طراحی چنین جایی را میتوان به دست چند آرشیتکت از غرب برگشتهی شبهروشنفکر سپرد.
با اين همه اما اميدواريم تيم مديريتي شهرداري در دوره جديد كاريشان روند اصلاح رويكردهاي گذشته- به خصوص بحث هاي مربوط به معماري و شهرسازي- را در پيش گيرند و اجراي خط مشي هاي رهبر انقلاب را كه در ديدارهاي مختلف شان با شهرداران بيان شده است در دستور كار قرار دهند.
«خدمات متنوع در شهرها و روستاها از جمله ساختمانسازیها، احداث خیابانها، نامگذاریها و زیباسازیها باید ضمن همخوانی با پیشرفتهای روز، با معماری ایرانی، اعتقادات دینی، بافت اجتماعی و شرایط آب و هوایی هر منطقه نیز متناسب باشند. ما به بركت اسلام توانستهایم هویت ایرانی خود را حفظ كنیم و این حقیقت، باید در همه خدمات و امور شهری خود را نشان دهد.»(۱۳۹۰/۰۲/۱۰ دیدار اعضای شورای عالی استانها و شهرداران مراكز استانها با رهبر انقلاب)