پنجشنبه 18 تير 1394 12:48 ساعت
شناسه خبر : 216691
به بهانهی روز قدس و پخش دوبارهی فیلم «شکارچی شنبه»؛
برای مردی که به خاطر بازی در «شکارچی شنبه» از گرین کارتش گذشت/ روزگار محافظه کاری دو پاسپورتهها و دودی که از کنده بلند شد
دلیل این بازیگر مشهور و قدیمی و مدعی انقلابیگری برای انصراف از بازی در «شکارچی شنبه»، شنیدنی بود. او پاسپورت یکی از کشورهای اروپایی که جز صف اول حمایت از صهیونیستها در اروپاست را داشته و بعد از اینکه به اطمینان میرسد بازی در این فیلم ضدصهیونیستی ممکن است تابعیت دوم او را با چالش مواجه کند، کمی مانده به آغاز فیلمبرداری، از بازی در این فیلم انصراف میدهد.
گروه فرهنگی-رجانیوز: هر ساله روز قدس، مخاطبان تلویزیون شاهد بازپخش معدود فیلمهای سینمای ایران با موضوع فلسطین و جنایات صهیونیستها هستند.. از فیلم ماندگار و تکرار نشدنی «بازمانده» (مرحوم سیفالله داد) بگیر تا محصولات این چند سال اخیر مثل «سی و سه روز» و «ریسمانی نزدیکتر از رگ» و «فیلادلفی». اما قطعاً شاخصترین اثر ضد صهیونیستی سینمای ایران در سالهای اخیر، فیلم «شکارچی شنبه» است که تولید و اکران پرحاشیه و سختی را تجربه کرده است.
به گزارش رجانیوز، «شکارچی شنبه» (1388) به نویسندگی و کارگردانی «پرویز شیخطادی» با اینکه در جشنواره و در زمان اکران خود در دولت دهم قدر ندید و حتی با مخالفتها و سنگاندازیهای زیادی هم روبرو شد و به مذاق دولتیها خوش نیامد، اما بعد از پخش تلویزیونی و به خصوص پس از تقدیر رهبر انقلاب از این فیلم، جای خود را در میان مخاطبان تلویزیون پیدا کرد و حالا به پای ثابت کنداکتور روز قدس تبدیل شده است. گرچه حواشی «شکارچی شنبه»، فقط مربوط به دوران اکران آن نیست. چنانکه پروسهی انتخاب بازیگر این فیلم، خود داستان عبرتآموزی دارد.
برای توضیح این داستان عبرت آموز، باید ابتدا کمی در مورد بازیگران دوتابعیتی سینمای ایران توضیح داد. احتمالاً پیش از این، راجع به دوپاسپورتهها در سینمای ایران چیزهایی شنیدهاید. دوپاسپورتههای سینمای ایران چنان که از نامشان نیز پیداست، معمولاً در کنار تابعیت ایرانی، تابعیت کشور دیگری را نیز دارند. خب تا اینجای کار ماجرا ظاهراً شخصی است و به دیگران ارتباطی ندارد. اما داستان وقتی جالبتر میشود که بدانید همین پذیرفتن تابعیت کشور بیگانه، روی عملکرد و انتخابهای سینمایی این هنرمندان تأثیر میگذارد. به خصوص که در سالهای اخیر، رفت و آمدهای سینماگران ایرانی به سفارتهای خارجی چند برابر شده و متعاقباً پدیدهی دوپاسپورتهها نیز عمومیت بیشتری یافته است. چنانکه سال گذشته «ابراهیم حاتمی کیا» در برنامهی «راز» زبان به انتقاد از این پدیدهی رایج در سینمای ایران گشود و گفت: «این بحثی که امروز مطرح شده و افراد و هنرمندان دوپاسپورته در فرهنگ وجود دارند، نگران کننده است. چرا باید یک هنرمند و فیلمساز یک پایش در این ور مرز و یک پایش در آن ور مرز باشد؟»

حال تصور کنید در چنین وضعیتی با انبوهی از سینماگران دوپاسپورته و البته در میانهی هیاهوی اتفاقات سال 88، «پرویز شیخ طادی» تصمیم به تولید فیلم «شکارچی شنبه» با مضمونی تند و جسورانه علیه صهیونیستها را گرفت. طبیعی بود که نقش نخست این فیلم، نیاز به بازیگری توانا و قدرتمند داشت که توفیق او در بازی، بر روی توفیق فیلم تأثیر مستقیم میگذاشت و هر کسی نمیتوانست این نقش را بازی کند. مخصوصاً اینکه معمولاً در سنین بالا، کاندیداهای مناسب برای ایفای نقش محوری، در سینمای ایران زیاد نیستند. بنابراین کار سخت «پرویز شیخ طادی» شروع شد.
بالاخره اما یکی از بازیگران نام آشنای سینمای ایران که پیش از این هم سابقهی همکاری موفقی را با «شیخ طادی» داشت و البته در رسانهها به عنوان یکی از بازیگران طیف ارزشی شناخته میشد، قرارداد بازی در «شکارچی شنبه» را برای ایفای نقش خاخام یهودی به عنوان بازیگر نقش اول فیلم امضا کرد. بدین ترتیب، همه چیز داشت به خوبی پیش میرفت و پروسهی انتخاب بازیگران خارجی و بازدید از لوکیشنها در جریان بود که ناگهان، بازیگر مذکور از بازی در این نقش انصراف داد.
دلیل این بازیگر مشهور و قدیمی و مدعی انقلابیگری برای انصراف از بازی در این فیلم، شنیدنی بود. او اقامت دایم یکی از کشورهای اروپایی را داشته و بعد از اینکه به اطمینان میرسد بازی در این فیلم ضدصهیونیستی ممکن است تابعیت دوم او را با چالش مواجه کند، تصمیم میگیرد چند روز مانده به آغاز فیلمبرداری، از بازی در این فیلم انصراف دهد.

روز از نو و روزی از نو؛ دوبارهی پروسهی انتخاب بازیگر آغاز شد و کمی بعد، این بار، گروه به نام بازیگر شناخته شده و مطرح دیگری رسید که از هر جهت مناسب ایفای این نقش و حتی از بازیگر نخست نیز نامدارتر و کاربلدتر بود: «استاد علی نصیریان». اما او هم به شکل اولی، همان مشکل بازیگر اول را داشت.
به عبارت دقیقتر، «علی نصیریان» هم به سبب اقامت فرزندانش در آمریکا، دارای گرین کارت ینگه دنیا بود و بدتر اینکه، با ابطال این گرین کارت، ممکن بود از دیدار فرزندانش محروم شود. نکتهی دیگر اینکه لااقل در ظاهر، او به اندازهی بازیگر نخست به عنوان یک چهرهی ارزشی شناخته نمیشد. اما در شرایطی که اوضاع خیلی امیدوارکننده به نظر نمیرسید، گروه کارگردانی ترجیح داد تا شانسش را امتحان کند.
نتیجه اما کمی غافلگیرکننده بود. در عین ناباوری، این بازیگر مطرح، بازی در این نقش را پذیرفت و خیلی هم به تبعات ابطال گرین کارتش فکر نکرد. در نتیجه، «شکارچی شنبه» با بازی «استاد علی نصیریان» کلید خورد و در ادامه هم، بر خلاف انتظارها، از انصراف او خبری منتشر نشد و بالاخره فیلمبرداری این فیلم با همهی حواشی عجیب و غریبش و همهی مخالفان دولتی و غیر دولتی و شبه روشنفکری که داشت، به پایان رسید.
کمی بعد، فیلم با وجود همهی مخالفتها و بیمهریها، روی پرده رفت و با وجود سالنهای سینمای کم و سانسهای غیرمنظم، با استقبال طیف ارزشی و بیش از همه دانشجویان روبرو شد. چنانکه «شکارچی شنبه» جز نخستین فیلمهایی بود که اکرانهای دانشگاهی فراوانی برای آن برگزار شد و اصلا پس از این فیلم بود که بازار اکرانهای دانشگاهی فیلمهای سینمایی رونق گرفت. اما در میان همه این اکرانها، جالب اینجا بود که قاطبهی مخاطبان فیلم، نظر واحدی روی مهمترین نقطهی قوت «شکارچی شنبه» داشتند: بازی «استاد علی نصیریان».

کمی بعد، مقام معظم رهبری فیلم «شکارچی شنبه» را دیدند و آن را ستودند. اما در این میان، ایشان نظر ویژهای روی بازی «علی نصیریان» داشتند. چنانکه عزتالله ضرغامی ماجرا را این طور روایت میکند: «چندین بار -اگر نگویم مکرراً- به دلایلی که فرصت پیش آمد، از لسان رهبر معظم انقلاب شنیدم که ایشان بازی بسیار خوب آقای علی نصیریان را یادآوری کردند که چقدر فیلم «شکارچی شنبه» را باورپذیر کرد.»
حالا چند سالی از اکران فیلم میگذرد و «شکارچی شنبه» جای خود را در میان سینمادوستان باز کرده است. اما تاسف آور است اگر بدانید در میان نهادهای عریض و طویل فرهنگی این مملکت، هیچ گاه هیچ نهادی از «استاد علی نصیریان» به خاطر بازی در این فیلم تقدیر نکرد. آن هم در شرایطی که بعد از توقیف فیلم ضد ایرانی «خانهی پدری» به مدد خاصهخرجیهای سازمان سینمایی، هفتهای نبود که از «کیانوش عیاری» تقدیر نشود و یا بعد از اکران «قصهها»، هفتهای نبود که «رخشان بنیاعتماد» به خاطر ساخت این فیلم افسرده، روی سن همایشها و جشنوارههای دولتی و غیردولتی نرود!

این ماجرای عدم تقدیر، وقتی تأسفآورتر میشود که بدانید «استاد علی نصیریان» به خاطر بازی در این فیلم، قید گرین کارت خود را زد: «من گرین کارت هم داشتم و بهخاطر اینکه دیگر به آمریکا سفر نکردم باطل شد و من هیچ احتیاجی به سفر به این کشورها ندارم و این واکنشها برای من اصلاً هم مهم نیست.» (مصاحبه با خبرگزاری تسنیم-18 تیر 94)
شاید البته به نظر برخی که با فضای سینمای ایران آشنایی چندانی ندارند، اهمیت این کار ایشان چندان روشن نباشد. اما بد نیست بدانید که به طور مثال، یکی دو بازیگر مطرح سینمای ایران به خاطر همین دوپاسپورته بودن و داشتن همسر خارجی، با وجود عقد قرارداد حاضر به بازی در فیلم «روباه» به کارگردانی بهروز افخمی نشدند و در حین فیلمبرداری، از بازی در این فیلم انصراف دادند. یا اینکه سال گذشته در کوران حملات وحشیانهی رژیم صهیونیستی به غزه، چهرههای اسکاری سینمای ایران از ترس ابطال گرین کارتهای خود و بایکوت در جشنوارهها، کمپین حقوق بشری «هم غزه هم اسرائیل» تشکیل دادند و در میانهی لحاف خوابیدند تا خدایی ناکرده هزینهی انتقاد از رژیم کودک کش صهیونیستی را پرداخت نکنند. گرچه بعداً اعتراضات باعث شد تا صریحتر موضع بگیرند.
با چنین توصیفاتی و در روزهای سرایت محافظهکاری به بدنهی سینمای ایران، احتمالا شما هم موافقید که «علی نصیریان» فارغ از اینکه چه گرایش سیاسی دارد و به کدام دولت رای داده، دلواپس مذاکرات هست یا نیست، نظرش در مورد فتنهی 88 کدام است و ...، فقط و فقط به این دلیل که حاضر است به خاطر بازی در یک فیلم ضد صهیونیستی، بی سر و صدا و بدون ادعا، قید گرین کارت ینگه دنیا را بزند و تبعات بایکوت بعدیاش را در سینمای ایران بپذیرد و با وجود استادی در بازیگری، چند سالی کنار گود بنشیند تا متوجه باشد که دیگر نباید در آثاری از این دست بازی کند، شایستهی بالاترین تقدیرهاست.

حال اینکه وزیر فرهنگ و رئیس سازمان سینمایی کشور، خود در چنگال عدهای یأجوج و مأجوج گرفتار آمدهاند که با هیاهو کردن بر سر فیلمهای توقیفی و مسائل مربوط به ممیزی، فرصت اندیشیدن به تقدیر از امثال «علی نصیریان»ها را از سکانداران حوزه فرهنگ گرفتهاند، خود بحث دیگری است که در اینجا مجالی برای پرداختن به آن نیست.

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/216691
لینک کوتاه کپی شد
کلیدواژه ها »
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید














خداوند عاقبت همه به خیر کند
اینجا حکومت اسلامی داریم و مسولین فرهنگی در خدمت دشمنان اسلام هستند.
واقعا این مسولین فرهنگی چه کاری برای حمایت از فرهنگ یکتاپرستی و اهل بیت کرده اند و چه همایش و سمیناری برگذار کرده و در چه زمینه ای سیاست گذاری کرده اند؟
اگر کسی چیزی به ذهنش میرسه لطفا ذکر کنه!
نصیریان هنرمند قهرمانی است که با هنر خود به دفاع از مظلوم پرداخته است.
دکتر چمران دانشمند و در اوج قله علم فیزیک و پژوهشگر ناسا از زندگی سراسر آسوده در آمریکا گذشت و به یاری مردم مظلوم فلسطین شتافت. ایکاش همین آقایان نگران گرین کارت !!!!از دکتر جمران قهرمان کمی یاد می گرفتند.
درود بر استاد نصیریان ، خداوند یار و نگهدارش که اهنرمند قهرمان ماست قهرمان دفاع از مظلوم
اجرت با صاحب الزمان عج بزرگترین مظلوم مدافع مظلومان عالم
يك طلبه 36 ساله
شما میتوتین صفحه ای روتوسایت بذارین که مردم ازشون تشکر کنن بعد امارش رابدین به ایشون.فکرکنم تشکر مردمی با ارزش تر باشه
ما به این نوع فیلم ها نیاز داریم تاکی باید غربی ها فیلم های ضد ایرانی بسازن و ما در عوض شاهد فیلم های پوچ و بی محتوا و غالبا همراه با رواج و عادی نشان دادن مفاسد اخلاقی در سینمای خودمان باشیم
اما شما یه نکاتیو فراموش میکنید اینکه پاسپورت کشور ما بی ارزشه و هیچ کجا باهاش نمیشه رفت بدون ویزا چه ربطی به هنرمندا داره ! صرف اینکه تو این فیلم یا فیلمای دیگه بازی نکردن یعنی آدمای بدی هستن! این یه تصمیم شخصیه هیچکسم در مقامی نیست که قضاوت کنه در مورد بقیه!
فکر کنم این طیف ارزشی که گفتید برای نگارنده حکم انسانو دارن و بقیه احیانا چیز دیگه ای هستن! میگم اگه ناراحتید میخواید 80% مردم ایرانو بریزیم بیرون چون طیف ارزشی نیستن !!
اما در مورد فیلم وقتی فیلم ضعیف و سیاهی مثل خانه پدریو میکوبید باید فیلم ضعیفی مثل همین فیلمم بکوبید ، اینکه یه خاخامی هر روز بلند میشه و میره با ماشینش و کشت و کشتار راه میندازه ! و هزار و یک اتفاق عجیبه دیگه تو این سریال کجای واقعیت فلسطین و اسرائیلو بازگو میکنه !
این فیلم جز ضعیفترین فیلمایی بود که دیدم در واقع یه تله فیلم بود و اگه نبود بازی استاد ارزش دیدن هم نداشت !
باشد که خداوند شر تندروها و رادیکالهارو از سر این مملکت کم کنه
من به سهم خودم وبه عنوان یک مسلمان از آقای نصیریان تقدیر می کنم و دعا میکنم خداوند بر توفیقاتشان بیفزاید.
من به سهم خودم وبه عنوان یک مسلمان از آقای نصیریان تقدیر می کنم و دعا میکنم خداوند بر توفیقاتشان بیفزاید.
چه زیبا گفت خدای منّان:
انّا لا نُضیعُ اجر الصالحین ،
عندهُ اجراً عظیم ،
لهُم اجرٌ کبیر ،
لا نُضیعُ اجر المحسنین ،
یؤتون اجرهم مرّتیِن و . . .
تعجیل درظهور، صلوات.
بیایید خود شما با همکاری دوستان ارزشی مانند تلویزیون و گروه عمارو فارس نیوز و غیره این مراسم تقدیر رو برگزار کنید.
ارادتم به استاد نصیریان چند برابر شد
پایدار باشند انشاالله
اگر ایشان به فکر تقدیر بودند که این همه سال سکوت نمیکردند ولی شرمندگی برای مسئولان فرهنگی میماند که باید جوابگو باشند
فیلم از لحاظ داستان و روایت به واقعا روان جلو میره و هیچ نقطه کوری نداره و برخلاف خیلی از فیلم های ایرانی در روایتش دچار سکته نمی شه.
داستان فیلم در نوع خودش جدیده که این امر در آثار ایرانی به ندرت دیده میشه. بازی بازیگران هم بسیار باور پذیره و مخاطب به راحتی در فضای فیلم قرار می گیره و با شخصیت ها همزاد پنداری میکنه. از لحاظ فیلم برداری و جلوه های ویژه هم نمی توان ایراد خاصی به فیلم وارد کرد. کارگردانی، تدوین و موسیقی فیلم هم به راستی با فضای فیلم و داستان هم خوانی کامل دارد. دوستانی که نقدی بر این اثر دارن بهتره به جای کلی گویی نقد فنی بر این اثر ارائه بدن. صرف این که بگیم یه فیلم ضعیفه نمیشه نقد. هنوز هم معتقدم این فیلم بسیار بالاتر از سطح سینمای ایرانه چرا که دو کار اساسی یک فیلم یعنی سرگرم کردن و انتقال پیام رو به نحو احسن انجام میده.
اما استاد نقشش رو عالی بازی کرد
مشکل فیلنامه وضعف روایی و...
تعجب براینه دوستان جوگیرشدن وفیلم رودرحد...بالابردن!!
تعصب دینی خوبه اما جوگیرشدن ودروغ گفتن کار زشت وناپسندیه
متاسفانه فیلم خوبی نبود