گروه سیاست_رجانیوز: سیاستورزی جریان غربگرا در ایران همواره با یک عارضه روبهرو بوده است: «مصادره به مطلوب تاریخ و ذبح باورها پیش پای منافع زودگذر سیاسی». هر بار که کفگیر توجیهات نظری این طیف برای توجیه دیپلماسی التماسی و انفعال در برابر جبهه استکبار به ته دیگ میخورد، سناریوی دستاندازی به میراث عاشورا و بازخوانیِ وارونه سیره سیدالشهداء (ع) روی میز قرار میگیرد.
در تازهترین نمونه، حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، با طرح ادعاهایی سراپا تحریف، مدعی شده است که حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در کربلا بارها با ابنزیاد، عمر سعد و شمر «مذاکره» کردند و حتی به دشمن پیشنهاد دادند که برای حلوفصل شخصِ مسئله بیعت نزد یزید بروند! او فراتر از این، عظمت قیام جاودانه عاشورا را نه در ایستادگی و ذلتناپذیری، بلکه در تلاش برای «جلوگیری از جنگ و پیشگذاشتن راهحل پیش روی دشمن» خلاصه کرده است.
این سخنان بازتولید همان خط مسمومی است که پیشتر در دهه نود توسط حسن روحانی هدایت شد؛ پروژهای که تلاش میکرد پیام کربلا را از «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» به «درسِ مذاکره» فروکاهد تا از آن نردبانی برای امتیازدهی یکطرفه به آمریکا بسازد. اما حقیقت تاریخ چیست و منطق عاشورا چه میگوید؟
۱. دروغِ شاخدار «دیدار با یزید»
ادعای اینکه سیدالشهداء (ع) پیشنهاد رفتن نزد یزید ملعون و مصالحه با طاغوت را داده باشند، یک دروغ آشکار تاریخی و برگرفته از نقلهای جعلی و مطرود است.
از مدینه تا مکه و از مکه تا گودال قتلگاه، فریاد صریح اباعبدالله (ع) این بود: «مِثْلِی لاَ یُبَایِعُ مِثْلَهُ» (مثل منی با مثل یزید هرگز بیعت نخواهد کرد) و «لاَ وَالله لاَ أُعطِیکُم بِیَدِی إِعطَاءَ الذَّلِیلِ وَ لاَ أَفِرُّ فِرَارَ العَبِیدِ» (به خدا سوگند دست ذلت به شما نخواهم داد و چون بردگان فرار نخواهم کرد). چطور کسانی به خود اجازه میدهند امامی را که برای نفی طاغوت و اصلاح امت جان فدا کرد، در جایگاه سیاستمداری پراگماتیست بنشانند که حاضر بود برای گریز از نبرد، دست در دست یزید بگذارد؟!
۲. نهیب و اتمام حجت، نه چانهزنی و معامله
مفهوم «مذاکره» در فرهنگ واژگان سیاسیِ مدرن یعنی بدهبستان، امتیاز دادن و امتیاز گرفتن. حال آنکه گفتوگوی اباعبدالله الحسین (ع) با عمر سعد، صحنه اتمام حجت، نصیحت، تذکر و نهیب برای نجات یک انسان سقوطکرده بود، نه چانهزنی بر سر اصول دین و منافع امت.
پاسخ این سناریوسازی تاریخی را رهبر معظم انقلاب در مهرماه سال ۱۳۹۴ به صریحترین شکل ممکن دادند و نقاب از این پروژه کشیدند: «میگویند چرا با مذاکره با آمریکا مخالفت میکنید درحالیکه امیرالمؤمنین با زبیر، و امام حسین با ابنسعد مذاکره کرد. امیرالمؤمنین و امام حسین در حرف زدن با زبیر و ابنسعد به آنها نهیب زدند و آنها را نصیحت کردند؛ بحث مذاکره به معنای امروزی نبود. مذاکره به معنای امروزی یعنی معامله و یک چیزی بگیر و یک چیزی بده؛ آیا امیرالمؤمنین با زبیر و امام حسین با ابنسعد معامله کرد؟ آیا تاریخ را اینگونه میفهمید و زندگی ائمه را اینگونه تحلیل میکنید؟»
تقلیل دادن حماسه بیبدیل عاشورا به «پیشنهاد راهحل برای جلوگیری از جنگ»، اوج ابتذال در تحلیل تاریخی و ناشی از رسوبِ تفکر سرمایهداری عافیتطلب است. تفکری که مفهوم شهادت، نفی طاغوت، اقامه حق و مبارزه با استکبار را فاقد عقلانیت میداند و ترجیح میدهد از حسین بن علی (ع) چهرهای اهل سازش بسازد تا انفعال خود در برابر کاخ سفید و تمنای مذاکره با دشمن غدار را توجیه کند.
انتهای پیام/

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













