سه شنبه 30 تير 1405 04:41 ساعت
شناسه خبر : 389495
حسین عابدینی
پایانی بر طلسم شکست ناپذیری آمریکا
جنگ تحمیلی سوم بی تردید در دهه سوم قرن بیست و یکم پیامدهای شگرفی را در حوزه های میدانی، نظری، دیپلماسی و افکار عمومی ملی،منطقه ای و بین لمللی در بر داشته البته این هنوز از نتایج نخستین دمیدن سحر است.
بعثت مردم مقاوم و حق طلب در خیابان و ایجاد نفس مطمئنه در مردان میدان از مولفه های بی بدیلی است که در این نبرد رخ نمایانده است. تاریخ سراغ ندارد که 140 شب ، بیرق بیعت با رهبری ، پرچم حمایت از رزمندگان میهن و علم خونخواهی رهبر شهید در هر کوی و برزن برافراشته شده باشد.
دشمن تصور کرده بود که جنگ 12 روزه و کودتای دی ماه پارسال بقدری جمهوری اسلامی ایران را تضعیف کرده است که ساختار کشور با یک شوک نظامی منجر به ترور رهبر معظم و فرماندهان ارشد طی دو سه روز از هم فرو خواهد پاشید.دنیا به چشم خویش دید که اراده و توان ایرانیان در رهبری، مدیریت و سازماندهی در دوران بحران فراتر از براوردهای مادی است.
ایران که پیش از نبرد حتی موشک هایش را فتوشاپ و سامانه های پدافندی اش را بلوف نظامی می دانستند چنان جایگاهش را در جنگ با دو قدرت اتمی که البته دو سه قدرت اتمی دیگر هم از انان پشتیبانی می کردند تثبیت کرد که تشت رسوایی جنگنده های f35 پنهانکار ، سامانه های افسانه ای تاد و رادارهای فرا افق امریکایی از پشت بام به زیر افتاد.
دنیا اعتراف کرد که ایرانیان به تنهایی مقابل قرارگاه شرارت پیشه غربی ، عربی و عبری که نقطه تلاقی زر و زور و تزویر جهانی است ایستادند و خم به ابرو نیاوردند. در این نبردها نه فقط رژیم های امریکایی و صهیونی و پادوهای عربی که ناتو هم با همه توان به میدان امد اما کاری از پیش نبردند.
پایگاه های امریکا در منطقه که با هزینه های چند صد میلیاردی 80 ساله و فناوری های نوین بصورت دژهای تسخیر ناپذیر جلوه داده شده بودند در برابر موشک های ایرانی فرو ریختند. این اقدام ، نظریه چتر امنیتی بر سر کشورهای اقماری عربی را ناکارامد نشان داد که دامنه اثر پروانه ای ان تا ژاپن و کره جنوبی در شرق دور کشیده شده است.
مدیریت ایرانی بر تنگه هرمز که روزگاری امکان تحققش ناممکن تلقی می شد ، بیش از 4 ماه است که همرزمان شهید تنگسیری ان را عملیاتی کرده اند. بلایی که پیشتر بر سر پرتغالی ها و انگلیسی ها آمد در حال تحمیل بر کابوهای امریکایی است.
تنگه هرمزی که پیشتر برای امد و شد انواع شناورها باز بود حال اما صاحب دروازه ای شده است که برای گذر از ان نوع کشتی ، مالکیت و محموله هر شناور را باید به نوادگان رئیسعلی دلواری گزارش دهند. این همان نبرد نامتقارنی است که باذن الله دیر یا زود ، کاخ سفید چاره ای جز تن در دادن به مدیریت ایرانی ان ندارد و تاثیر گذاری بیشتر از بمب اتم بر مبنای این واقعیت به تنگه هرمز داده شده است.
اثر این رویداد دست کم دو گزاره را نزد افکار عمومی اثبات کرد که امپراتوری هزار توی رسانه ای بعید است دیگر بتوانند ان را از ذهن ها بزداید که نخستین گزاره ان فروپاشی " افسانه شکست ناپذیری" امریکاست.افسانه ای که با حقه های سینمایی هالیوودی و طرح های بلندپروازانه جنگ ستارگان به ذهن مخاطبان القا شده بود.
امریکا به عنوان یک " قدرت مشروعیت ساز "برای دخالت در کشورهای دیگر هم به عنوان دومین گزاره اساسی است که متاثر از تحولات کنونی رنگ باخته است. اشغال افغانستان با ادعای مبارزه با تروریسم در سال 2001 و تجاوز به عراق برای ازادی مردم در سال 2003 که روزگاری سر خط خبرها بود دیگر کسی باور نمی کند.
ترامپ جنایتکار شاید هیچ کاری مثبتی برای بشریت نکرده باشد اما دو اقدامش در روابط بین الملل برجسته است :
نخست اینکه نقاب دمکراسی را برای همیشه از چهره امریکا برداشت انگونه که با به زیر کشیدن تابلوی وزارت دفاع از سر در پنتاگون و جایگزینی وزارت جنگ صورت گرفت.
دوم هم با تصمیم هایش فرایند افول امریکا و انتقال قدرت از غرب به شرق بود را سرعت بخشیده است. ... و این شروعی برای پایان قدرت سخت و نرم امریکاست که سال ها به ان می نازید.

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/389495
لینک کوتاه کپی شد
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













