هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 8 مهر 1400
ساعت 11:04
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 20 اسفند 1399 ساعت 17:12
چهارشنبه 20 اسفند 1399 17:04 ساعت
2021-3-10 17:12:12
شناسه خبر : 345447
اگرما می خواهیم ملک الموت در حال احتضار با رفق و نرمی جان ما را بگیرد، راهش چیست؟ راهش این است که ایمان خودمان را درست کنیم، ایمان بیاورید، یعنی این ایمان ظاهری شما، همه اجزای وجودی شما را پر کند، یعنی شما بشوی مجسمه ایمان، مجسمه باور به مبانی دینی.
سلسله جلسات ماهانه شرح کلمات اخلاقی آیت‌الله بهجت(ره)؛ جلسه بیست و سوم

آیت‌الله مصباح(ره) شهیدپرور بود/ چه کنیم که ملک الموت در حال احتضار با رفق و نرمی جان ما را بگیرد؟

اگرما می خواهیم ملک الموت در حال احتضار با رفق و نرمی جان ما را بگیرد، راهش چیست؟ راهش این است که ایمان خودمان را درست کنیم، ایمان بیاورید، یعنی این ایمان ظاهری شما، همه اجزای وجودی شما را پر کند، یعنی شما بشوی مجسمه ایمان، مجسمه باور به مبانی دینی.

گروه معارف - رجانیوز: جلسه بیست و سوم از سلسله جلسات ماهانه شرح کلمات اخلاقی آیت الله بهجت(ره) به همت هیات کریم آل طاها(ع) (کانون دانش پژوهان نخبه) و مسجد لولاگر برگزار شد. این مراسم با بیان احکام و خوانش فرازهایی از صحیفه حضرت امام خمینی(ره) آغاز و با بیان نکاتی از مباحث اخلاقی ادامه یافت. متن مشروح این جلسه را از نظر می‌گذرانید:

 

اعوذبالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله الذی هدانا سبل السلام و نهانا عن اتباع خطوات الشیطان و الصلاه و السلام علی افضل من دعا الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد. (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک. الهی و اجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک و ناجیته سرا و عمل لک جهرا.

طبق روال گذشته آخرین چهارشنبه ( که حالا به خاطر شرایط خاص کرونا به جمعه منتقل شده است) ماه قمری را به شرح کلمات فقیه عارف مرحوم آیت الله العظمی بهجت، بر طبق کتاب "شط شراب" اختصاص دادیم.

کلماتی در جلسات گذشته مطرح شد، و رسیدیم به کلمه چهلم.

 

آثار وجودی بالقوه انسان و راه های بالفعل شدن آنها

ایشان در این بیانشان ما را به آثار وجودی انسان توجه می دهند، که هر انسانی آثار وجودی ای دارد که از این آثار بی خبر است، معنای کلام ایشان این است که هر انسانی این آثار وجودی را بالقوه دارد، اشکالی که هست این است که نمی داند چگونه این بالقوه ها را به فعلیت برساند.

 

راهش را مرحوم آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه در این کلامشان بیان فرمودند، که برای اینکه این استعدادهای بالقوه انسان، تبدیل به بالفعل بشود، و غنچه وجودی انسان شکوفا شود، می فرمایند راهش این است که انسان تحت تربیت قران و اهل بیت ع قرار بگیرد، انس با قران و انس با کلمات اهل بیت ع. این سبب می شود که آن استعدادهای بالقوه بالفعل شود و آثار وجودی انسان ظاهر شود.

 

بالفعل شدن آثار وجودی امام (ره)

بیان ایشان این است که می فرماید خدا می داند که آثار و منافع وجودی انسان تا چه حد است. یعنی هر کسی که واژه انسان بر او صدق می کند، این یک آثار بالقوه ای دارد که در حد و اندازه در نمی آید. مثالش هم خود حضرت امام رضوان الله تعالی علیه است، که ایشان هم کودکی بوده، شهرستانی بوده و بعد در دوران نوجوانی می آید و تحت تربیت قرار می گیرد،  از خمین به اراک می آید و از آنجا به قم منتقل می شود، این آموزه های دینی و عمل به لوازم دین و در تحت تربیت قران و عترت قرار گرفتن، امام ره به جایی می رسد که آن آثار وجودی اش در همه دنیا و عالم فراگیر می شود، که الان می بینیم 42 سال از انقلاب می گذرد و امام ره زنده است. در همه دنیا زنده است، نه فقط در این بخشی از جغرافیای این کره خاکی،  تمام معادلات را به هم ریخته است، و مستضعفان و کسانی که غربی ها منافعشان را می بردند، آنها را از خواب غفلت بیرون آورد.

 

مکتب شهید قاسم سلیمانی و آثار وجودی ایشان در امتداد آثار وجودی امام (ره)

شما الان ببینید یمن چه قوتی پیدا کرده، لبنان همینطور و جاهای دیگر و در کشور خودمان آثار وجودی امام ره در بعد معنوی چگونه بوده است، چه افرادی که در مسیر های انحرافی بودند که به برکت نفس الهی امام ره و ولایت امام ره، اینها توفیق پیدا کردند و به مقام شهادت رسیدند، و متخلق به اخلاق الهی شدند، درهایی از معرفت به روی اینها باز شد، همین شهید بزرگوار مرحوم حاج قاسم سلیمانی از آثار وجودی امام ره است، که حاج قاسم را از کرمان جذب می کند، که هیچ تناسبی هم با این کارهای نظامی و اینها نداشته است، مجذوب امام ره می شود و بعد هم جنگ و جبهه و انقلاب، در پرتو هدایت های امام ره که ریشه در قران و روایات اهل بیت ع دارد، خودش می شود یک کسی که حضرت آقا به عنوان یک مکتب سلیمانی از آن یاد می کند. شما الان ببینید در عراق چقدر عرض ارادت می شود به شهید سلیمانی، در لبنان هم همینطور، در یمن همینطور. پس ببینید، این یک آدم معمولی است، روستایی است، اما وقتی تحت تربیت قران و اهل بیت ع قرار گرفت، و به لوازم دین عمل کرد، خداوند دائم او را عروج می دهد و استعدادهای او را شکوفا می کند و آثار وجودی اش فراگیر و عالم گیر می شود.

 

کتاب و سنت، کافی برای بالفعل شدن آثار وجودی انسان

مرحوم آیت الله بهجت می فرماید که خدا می داند که آثار و منافع وجودی انسان تا چه حد است. از اینجا به بعد ایشان راه را نشان می دهد، خدا کند گرمی باطنی و انس باطنی به قران و دین و مقدمات و لوازم دین داری داشته باشیم.

 

گاهی ما دیندار هستیم، اما به لوازم دینداری ملتزم نیستیم، دینداری خودش لوازمی دارد، ایثار و فداکاری و مجاهدت می خواهد، ریاضت می خواهد، تحملات می خواهد، اینها لوازمات دینداری است.

 

آنهایی که به جایی رسیدند، رنج ها کشیدند، صبوری ها کردند. و کتاب و عترت کافی است، ایشان می فرماید کتاب و سنت کافی است و جای دیگر نمی خواهد برویم، این قران است و این هم کلمات اهل بیت ع است، این برای است که انسان استعدادهای بالقوه اش شکوفا شود و آثارش عالم گیر شود، کافی است.

 

علامه طباطبایی(ره) و آثار وجودی ایشان

در طول تاریخ هم زیاد داریم، شما مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه را ببینید، چه آثار و برکاتی دارد؟ اینطور پروفسور کوربن فرانسوی را جذب می کند، تا بیاید در محضر مرحوم علامه زانو بزند.

 

آقای جوادی آملی، آقای حسن زاده،مرحوم آقای پهلوانی، مرحوم آقای جعفری، مرحوم آقای خوشوقت، مرحوم آقای خسروشاهی، مرحوم شهید مطهری و دیگران، اینها همه از آثار وجودی مرحوم علامه طباطبایی هستند.

 

مرحوم آقای مصباح(ره) شهید پرور بود

و همینطور مرحوم آقای مصباح، که در جلسه قبل عرض کردم، مرحوم آقای مصباح در یک برهه ای تقریبا بیست و چند سال پیش، اینطور آبرو خرج نمی کرد و به میدان نمی آمد و از غیرت دینی دفاع نمی کرد، معلوم نبود که ما بعد از بیست سال، یعنی همین دوران، مدافعان حرمی می داشتیم. او دفاع جانانه کرد و نگذاشت حقایق دینی به انحراف کشیده شود، این هم آثارش است.

 

بایست اینها را دید، اینکه می فرمایند "مداد العلماء أفضل من دماء الشهدا" مرحوم آقای مصباح، شهید پرور بود.

 

بعد می فرماید که کتاب و عترت ما را کافی باشد تا حقانیت دین، نزد ما یقینی گردد، هم خودمان یقین داشته باشیم و هم قابلیت داشته باشیم دیگران را اهل یقین کنیم.

 

ببینید گاهی انسان فقط به فکر خودش هست، ایشان می فرماید اگر خودت اهل یقین هستی، سعی کن این یقین خودت را به دیگران منتقل کنی و او را هم یقینی کنی.

 

من همین چند روز قبل یکی از افراد که سوالاتی داشت، به ایشان عرض کردم ما الان در همین حوزه فرهنگی خودمان، چرا نمی آییم از همین مدل گلدکوئست استفاده کنیم، خب آن در مباحث مالی و مادی هست و آن تبعات و مشکلات، ولی در مسائل معنوی و اخلاقی و تربیتی، چرا این مدل را اختیار نمی کنیم؟ این مدلی است که جواب می دهد و در جاهایی که این مدل پیاده شده است، جواب داده است.

 

بنده تصمیم بگیرم امسال یکی از رفقای خودم را مسجدی کنم، یکی از رفقای خودم را اهل جلسه اخلاق کنم، یکی از رفقای خودم را اهل دعا و قران کنم، یک نفر را. اگر چهل نفر بشوند و هر کدام یک نفر را ارتباط بگیرد، می شود هشتاد نفر. آن هشتاد نفر سال دیگر تصمیم بگیرند هر یک، یک نفر را جذب مسجد و معنویت و قران و این جلسات کنند، می شود 160 نفر. چرا از این استعداد بالقوه ای که هست و می توانیم این کار را انجام دهیم، استفاده نمی کنیم؟ دشمن دارد این کار را می کند، خیلی از شما دوران منافقین یادتان نیست، ما آن دوران را درک کردیم، منافقین از همین مدل استفاده می کردند، هر کدام یک نفر را جذب می کردند، سه تا که می شدند، یک نفر می شد سر تیم اینها و همینطور قارچ وار در کشور رشد پیدا می کردند. گاهی هم پست می دادند، مثلا می گفتند چهارراه کارگر مسئولش فلانی است، میدان جمهوری مسئولش فلانی است و این طرف هم فکر می کرد بهایی به او داده شده و مسئولیتی گرفته است. ما برای حوزه معنویت بیاییم از همین مدل استفاده کنیم و افراد را جذب کنیم.

 

لذا مرحوم آقای بهجت می فرمایند که اگر خودت اهل یقین بودی، سعی کن دیگران را هم اهل یقین کنی.

این کلام چهلم ایشان.

 

کلام چهل و یک: اثر تکوینی رحمت و عذاب الهی

کلام چهل و یکم ایشان در رابطه با آثار تکوینی آیات رحمت و عذاب الهی در بین موحدان است. اثر تکوینی یعنی باید در من اثر بگذارد. شما هر صفحه قران را که تلاوت می کنید، یا با آیات مربوط به بهشت و رحمت الهی مواجه اید، یا با آیاتی درباره جهنم و عذاب الهی، این آیات خاصیتش اینگونه است که باید یک اثر تکوینی داشته باشد، یعنی در من یک تحولی ایجاد بکند. اگر این اثر تکوینی مشاهده نمی شود، نقص از قران نیست، بلکه نقص از قابل است، نقص از قاری قران است، و الا آیات قران،  این اثر را تکوینا دارد.

 

ایشان می فرمایند که خداوند در قران و غیر آن ( یعنی سنت) ، همین کلمات قدسی که از ناحیه اهل بیت ع نقل شده است، به حدی بهشت و بهشتیان را در توصیف بالا برده است که اگر کسی از شوق شنیدن آن وفات کند، استبعاد ندارد. این اثر تکوینی است. استبعاد برای آنجاست که این اثر تکوینی در ما دیده نمی شود، خاصیت آیات قران، آیات رحمت، آیات عذاب، این هست، اگر دیده نمی شود، باید بپرسیم که چرا دیده نمی شود؟ و الا اگر دیده شد این اثر تکوینی آیات قران است.

 

آیات جهنم نیز اینگونه است، بعد ایشان یکی از آیات را اشاره می کنند، که این آیه یک حکایت در دوران جناب سلمان فارسی دارد که ظاهرا ایشان می خواهند به آن جریان توجه بدهند.

 

قران می فرماید وَ لَهُمْ‏ مَقامِعُ مِنْ حَديد[1] روز قیامت کفار را با پتک های آهنین  به فرق سرشان می زنند. خب این آیه باید آدم را منقلب کند، این پتک ها، پتک های آهنی دنیا نیست، قیامت یک چنین وضعی دارد.

 

می فرماید که اگر انسان معاصی خود را در نظر بگیرد و بمیرد، مستبعد نیست. در خلوت من چه کردم؟ هیچ کس نمی داند، اما خدا که می داند. در جلوت چه کردم؟ فلان گناه را کردم، چشمم، گوشم، زبانم، پایم، دستم، انسان گناهان خودش را در نظر بیاورد، و این آیات عذاب را ملاحظه کنم " وَ لَهُمْ‏ مَقامِعُ مِنْ حَديد". آدم بمیرد هیچ استبعادی ندارد، این اثر تکوینی توجه به این آیه قران است.

 

حالا ممکن است شما بگویید بعضی از اولیای الهی، این ایات را می شنوند، منقلب می شوند اما نمی میرند، اینکه آنها نمی میرند برای این است که أجل آنها نرسیده است، و الا این اثر تکوینی هست، که این در کلام امیرالمومنین ع در نهج البلاغه هست که چون أجل اینها نرسیده، دارند زندگی می کنند، و الا اینها از شوق الهی جان دادند.

 

این آیه ای که ایشان فرمودند، حکایتی دارد که این حکایت را مرحوم شیخ مفید ره در کتاب أمالی نقل کرده است.

 

 

سلمان فارسی و حکایت اختیار کردن برادر جوانی برای خود

مرحوم شیخ مفید، نقل می کند: قَالَ أَخْبَرَنِي أَبُو الْقَاسِمِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع[2]

 

روایت از امام صادق ع است ، قَالَ: مَرَّ سَلْمَانُ‏ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَلَى الْحَدَّادِينَ‏ بِالْكُوفَةِ  در کوفه بازار آهنگر ها بود و جناب سلمان فارسی عبورش به بازار آهنگرها افتاد، فَرَأَى شَابّاً صَعِقَ، ببینید عزیزان، برادران، معنویت، اخلاق تهذیب، سیر و سلوک، بهترین دورانش همین دوران جوانی است که این روح دل پاک است، مزرعه دل بکر است و آماده است برای جذب بذرهای معنوی. سلمان فارسی که جزء معمرین بوده است، که بعضی گفتند تا سیصد سال ایشان زندگی کرده است، یک آدم پیرمرد مثلا دویست و چند ساله، آن هم چه کسی؟ سلمان فارسی، که عالم به ما کان و ما یکون و هو کائن بود، کسی که وقتی چند روزی نیامد، صدیقه طاهره س سراغش را گرفت، پیغام داد که بیاید محضر زهرای اطهر س، سلمان فارسی که "منا اهل البیت" بود، او می رود در بازار آهنگرهای کوفه و می بیند جوانی در زمین افتاده و بیهوش شده است،  وَ النَّاسُ قَدِ اجْتَمَعُوا حَوْلَهُ، مردم هم دور این جوان جمع شدند، فَقَالُوا لَهُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ هَذَا الشَّابُّ قَدْ صُرِعَ، وقتی چشمشان به سلمان خورد گفتند او غش کرده یا مثلا بیماری صرع دارد، و این جوان هم حرف های اینها را می شنید،فَلَوْ قَرَأْتَ فِي أُذُنِهِ‏، اگر می توانی چیزی بخوان و درستش کن، قَالَ فَدَنَا مِنْهُ سَلْمَانُ، سلمان آمد نزدیک جوان، فَلَمَّا رَآهُ الشَّابُّ أَفَاقَ، این جوان وقتی چشمش به سلمان افتاد، حال عادی طبیعی به خودش گرفت و به هوش آمد ( این مناسبات و هم سنخیت افراد هم مهم است) و از آن حالت خارج شد، وَ قَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَيْسَ بِي مَا يَقُولُ هَؤُلَاءِ  الْقَوْمُ، اینکه اینها می گویند که من صرع دارم و بیهوش شدم، اینها نیست، حال من به خاطر چیز دیگری است، وَ لَكِنِّي مَرَرْتُ بِهَؤُلَاءِ الْحَدَّادِينَ، من عبورم به بازار آهنگرها افتاد، وَ هُمْ يَضْرِبُونَ بِالْمِرْزَبَاتِ‏، دیدم اینها دارندگرزهای آهنین را همینطور می زنند و به این آهن ها می کوبند و پتک می زنند، فَذَكَرْتُ قَوْلَهُ تَعَالَى- وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ ، من یاد این آیه قران افتادم که روز قیامت پتک های آهنین را به فرق کفار می زنند، وقتی یاد این آیه افتادم، فَذَهَبَ عَقْلِي، عقل من دیگر پرید،  خَوْفاً مِنْ عِقَابِ اللَّهِ تَعَالَى، به خاطر ترس از عذاب الهی. این جوان با این حال و این روحیه وقتی این را به جناب سلمان عرض کرد، سلمان از این جوان خیلی خوشش آمد،  فَاتَّخَذَهُ سَلْمَانُ أَخاً، سلمان این جوان را به عنوان برادر خودش انتخاب کرد، خیلی است که سلمان مدال "منا اهل بیت" را دارد، این جوان را به عنوان برادر خودش اختیار کند. در جلسه قبل عرض کردم که حضرت حق وقتی بخواهد دستگیری کند، اینگونه می شود و اگر دستگیری نباشد به جایی نمی رسد، دستگیری اینطور می شود که آن جوان باید بیاید بازار آهنگرها منقلب شود، سلمان هم باید بیاید و این افتخار نصیبش شود که فَاتَّخَذَهُ سَلْمَانُ أَخاً، به عنوان برادر این جوان را اختیار کرد، وَ دَخَلَ قَلْبَهُ حَلَاوَةُ مَحَبَّتِهِ فِي اللَّهِ تَعَالَى، دل سلمان از محبت این شخص پر شد،  فَلَمْ يَزَلْ مَعَهُ حَتَّى مَرِضَ الشَّابُّ، سلمان تا آخر عمر این جوان با این جوان بود، تا اینکه این جوان مریض شد، فَجَاءَهُ سَلْمَانُ، سلمان او را به عنوان برادر اختیار کرد و با او بود تا اینکه این جوان مریض شد، و سلمان وقتی فهمید مریض است، آمد پیش او فَجَلَسَ عِنْدَ رَأْسِهِ، بالای سر آن جوان نشست، وَ هُوَ يَجُودُ بِنَفْسِهِ، یجود از ماده جود است، دید این جوان دارد جان می دهد، فَقَالَ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ، سلمان است و ارتباط دارد با فرشته مرگ، ارْفُقْ بِأَخِي با این برادر من مدارا کن، جان دادن سخت است، ما در ظاهر یه چیزهایی می بینیم اما چه عوالمی و چه سختی هایی که آن شخص در حال احتضار طی می کند، ما نمی فهمیم اینها را، مگر کسی که چشم حقیقت بین داشته باشد، و چشم دلش باز باشد. سلمان به ملک الموت می گوید که با این مدارا کن و راحت جانش را بگیر فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي بِكُلِّ مُؤْمِنٍ رَفِيقٌ. ملک الموت جواب سلمان را داد، که من ملک الموت با هر مومنی رفیق هستم.

 

چه کنیم که ملک الموت در حال احتضار با رفق و نرمی جان ما را بگیرد؟

اگرما می خواهیم ملک الموت در حال احتضار با رفق و نرمی جان ما را بگیرد، راهش چیست؟ "بکل مومن" راهش این است که ایمان خودمان را درست کنیم، این ایمان هم مراتب دارد، یک جایی می گوید يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُواای مومنان، و در جای دیگر می فرماید: " يا أَيُّهَا الَّذينَ‏ آمَنُوا آمِنُوا" ای مومن ها ! ایمان بیاورید، یعنی این ایمان ظاهری شما، همه اجزای وجودی شما را پر کند، یعنی شما بسوی مجسمه ایمان، مجسمه باور به مبانی دینی، مجسمه اینها بشوی. مجسمه ترس از جهنم، مجسمه شوق به بهشت، مجسمه شوق به لقای الهی. پس باید ایمان را درست کنیم، اگر ایمان را درست کردیم، اگر فرشته مرگ هم آمد سراغ ما که خودش این را به جناب سلمان گفته و امام صادق ع هم این جریان را نقل می کند، که إِنِّي بِكُلِّ مُؤْمِنٍ رَفِيقٌ.

کلام دیگری که مرحوم آقای بهجت دارند، در رابطه با بهشت و جهنم است.

 

راه شناخت بهشت و جهنم

می فرمایند که اگر کسی می خواهد بهشت و جهنم چیست و چگونه است؟ راهش مراجعه به قران است. به قران مراجعه کند، قران تصویر بهشت و جهنم آورده است؟

آتش جهنم چیست و چگونه است؟  قران می فرماید " فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتي‏ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة[3]" آتشش از سنگ ها و خود آدم هاست، یعنی هیزمش از سنگ ها و خود آدم هاست. این تصویری است که شده.

 

کلام بعدی ایشان یعنی کلام چهل و سوم، ایشان توجه می دهند به وجود مقدس امام عصر عج روحی و ارواح من سواه فداه، که یک مقداری بحث دارد، این که من تیترش را عرض کردم به خاطر ماه رجب است، در ماه رجب و شعبان و رمضان، صبح و شب توجه به حضرت صاحب ع داشته باشید، غفلت از امام عصر ع ما پیدا نکنیم.

 

ماه رجب و فرصتی برای بهره گیری از آثار این ماه

من چون امشب شب اول ماه است، از امشب در اعمال ماه رجب برای هر شب هزار لا اله الا الله وارد شده است، نشستید دارید اخبار می بینید، چه اشکالی دارد بگویید لا اله الا الله، استغفارات این ماه را ببینید، استغفارات ماه رجب، استغفارات توحیدی است، استغفر الله الذی لا اله الا هو، استغفر الله ذالجلال و الاکرام من جمیع الذنوب و الآثام.

 

از این ماه رجب استفاده کنید و بهره خودتان را ببرید، مهم ترین چیز این است که انسان تلاش کند و مراقب باشد که گناه نکند در درجه اول، و دعای هلال ماه رجب را که همین امشب شبش بود و باید خوانده می شد، این  مثل یک تابلویی جلویتان باشد و اصلا یادداشت کنید و صبح و شب نگاه کنید، این تابلوی کسی است که می خواهد از ماه رجب بهره ببرد.

 

در ماه رجب و شعبان چه کنیم و چگونه بهره ببریم؟

می آیند می گویند چه کنیم؟ چطور از ماه رجب بهره ببریم؟ راهش همین دعای هلال ماه رجب است، در دعای هلال ماه رجب اینطور عرض می کنیم اللهم بارک لنا فی رجب و شعبان، خدایا ماه رجب و شعبان را برای من مبارک قرار بده و مبارکی اش هم به همین است که از آن بهره ببرم، اما یکی نکته ای هست، رجب و شعبان، مقدمه است برای رمضان، و بلغنا شهر رمضان، در این دو ماه من باید آمادگی پیدا کنم برای ماه رمضان، ماه رمضان هم شب قدر، چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی ، آن شب قدر که این تازه براتم دادند. حالا اگر من بخواهم از ماه رجب و شعبان استفاده کنم، این "بارِک" چطور برای من محقق می شود؟ دو کار انجام دهند و دو کار نکنند.

 

أعنّا علی الصیام و القیام، خدایا من را کمکم کن برای روزه ماه رجب و یکی هم قیام، نماز، تهجد داشته باشم، در دل شب بلند شوم و یک راز و نیاز با خدا، یک نماز شبی، این دو را در ماه رجب خیلی اهمیت بدهم، لذا کسانی که نمی توانند روزه بگیرند، دعا در مفاتیح داریم، برای اینکه پاداش روزه را ببرند، آن روز صد بار این دعا را بخوانند، روزه آثاری دارد که چیزی جانشینش کردند که ما از دستمان نرود.

 

 دو کار هم نکنم " و حفظ اللسان و غض البصر" زبانم را ببندم و چشمم را هم مراقبت کنم، چون عمده آسیب های معنوی که می حوریم یا برای این زبان است، یا برای چشم ماست. این دو اگر کنترل شود، گوش باقی اعضا هم کنترل خواهد شد.

 

بعد یک هشداری می دهد و می گوید نشود ناگهان ماه رجب تمام شود و ما وقتی نگاه می کنیم می بینیم روزه گرفتیم اما بهره ای از روزه نبردیم غیر از تشنگی و گرسنگی، آن بهره های معنوی را نبردیم.

 

لذا در دعای هلال می فرماید " و لا تجعل حظنا من صیامنا الجوع و العطش"

 

توجه به حدیث ملک داعی

یک نکته دیگری هم هست که در ماه رجب به آن توجه کنید، توجه به حدیث "ملک داعی" است، که هر شب از غروب تا اذان صبح، مرتب پیغام الهی را می رساند که طوبی للذاکرین، طوبی للطائعین، تا می رسد به جایی که وعده الهی را می دهد که خداوند فرمود "أنا جلیس من جالسنی مطیع من أطاعنی" اگر کسی با من هم نشینی کنید با او همنشینی می کنم، اگر کسی مرا اطاعت کند، من فرمان او را می برم، به تعبیر دیگر شخص ولایت تکوینی پیدا می کند.

 

این است که از خداوند بخواهید توفیقتان بدهد و دیگر اینکه امواتتان را پدرها و مادرها و معلم های دبستان و پیش دبستان، چیزی به شما یاد دادند، حوزه و دانشگاه و اجداد، همه را در ثواب اعمال این سه ماه رجب و شعبان و رمضان، شریک کنید.

 

استاد بزرگوار ما می فرمودند که مرحوم علامه می فرمودند که این کار باعث می شود اموات در عالم برزخ خوشحال شوند، وقتی آنها خوشحال شدند، برای شما در عالم دنیا خوشحالی معنوی ایجاد می شود و برای شما دست به دعا بر می دارند، بعد می بینید چه موانعی برطرف می شود و چه مشکلاتی حل می شود و چگونه راه هموار می شود برای انسان.

 

 


[1] - سوره حج، آیه 21

[2] - أمالی(شیخ مفید) ص 136

[3] - سوره بقره، آیه 24

 



کلیدواژه ها »