هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 20 مهر 1405
ساعت 06:46
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 5 تير 1391 ساعت 08:08
دوشنبه 5 تير 1391 12:38 ساعت
2012-6-25 08:08:32
شناسه خبر : 113322

سعيد رضايي 

فيلم «كيميا و خاك» به كارگرداني عباس رافعي از معدود آثار سينمايي توليد شده با موضوع انقلاب اسلامي است كه به تازگي در سينماهاي كشور اكران شده است. 
 
عباس رافعي پيش از اين فيلم هاي «راز مينا»، «پروانه»، «آيه هاي زميني»، «راه طي شده»، «آفتاب بر همه يكسان مي تابد»، «گراناز» و «تولدي ديگر» را ساخته و «كيميا و خاك» هشتمين فيلم بلند سينمايي وي به شمار مي رود. 
 
وقتي براي يك فيلم از ساختار اپيزوديك استفاده مي شود كه نحوه روايت و نوع لحن و شكل بيان فيلم آن را بطلبد و در واقع، الزامات بياني كارگردان را وادار كند تا براي بهترين نوع روايتگري در قصه اش از اپيزودهايي استفاده كند كه گويايي كافي و اثرگذاري وافي بر مخاطب داشته باشند. در فيلم «كيميا و خاك» هم كه به نوعي اشاراتي به موضوع انقلاب اسلامي دارد و جزء فيلم هاي به اصطلاح معرفت آموز و تفكرآميز در اين جرگه محسوب مي شود چنين رويكردي براي بيان و بنان فيلم مورد توجه عباس رافعي كارگردانش قرار گرفته است. 
 
در اين فيلم اپيزوديك ما با مجموعه شخصيت ها و يا به عبارت بهتر تيپ هايي روبه روييم كه در يك موقعيت رفتاري و كاري در پرواز هواپيمايي به خارج از كشور در پنج گروه با موقعيتي ويژه روبرو مي شوند و همين موقعيت هم فضايي فراهم مي آورد تا مخاطب با كنش و واكنش هاي آدم هاي داستان اپيزوديك فيلم مواجه شود. 
 
و در اين ميان چند كاراكتر نقش آفريني و بسترسازي جدي تر و ويژه اي دارند كه علي القاعده يكي از آنها روحاني جوان فيلم است كه تبديل به يكي از تصاوير بكر و ماندگار فيلم در ذهن مخاطب شده است. 
 
البته وجه اين ماندگاري و بكر بودن، نه در ارزش فرمي و روايت داستاني و يا بازي چشمگير بهداد بلكه در لغزندگي و عدم تعادل و توازن اين كاراكتر و عنصر بنيادي فيلم است كه در واقع مي توان آن را به مثابه نشانه و مشتي نمونه خروار از ساير مولفه ها و عناصر فيلم در نظر گرفت. 
 
به عبارت ديگر بايد گفت فيلم «كيميا و خاك» به جهت شخصيت پردازي و به خصوص به لحاظ عنصر لحن، به شدت آسيب ديده و نتيجه اي معكوس به بار آورده به نحوي كه مخاطب نه فرصت مي يابد در بستر روايي فيلم قرار گيرد از بس كه نپخته و خام است و نه مي تواند از خاصيت هاي ساختاري اثر لذت ببرد، چرا كه به شدت ناهمگون و رهاست و اصلا به مرز اثرگذاري نزديك نشده و نمي شود. 
 
مثلا همان شخصيت روحاني كه بنا بود خاصيتي آشنازدايي شده و جلوه اي ويژه و بكر و بديع داشته باشد، اما متاسفانه بيشتر فانتزي و دفرمه شده تا بديع و جذاب! به نحوي كه مخاطب نه تنها وجهي از آشنايي قبلي با او - كه به عنوان روحاني، در جامعه نمونه هاي متنوع و عيني و قابل دسترسي دارد- نمي يابد بلكه در مقوله آشنايي زدايي هم كه نحوه اي از بيان جذاب هنري است هيچ قدرت و استحكامي در اين كاراكتر نمي بيند. 
 
تقريباً مي توان گفت ساير عناصر اين فيلم چه در بعد شخصيت ها و چه رويدادها از همين خطر و ابتلاي خام دستي و عجله و بي تدبيري در پرداخت، بي نصيب نمانده و اين شاخصه تبديل به عنصر جاري و ساري در متن و بطن فيلم «كيميا و خاك» شده است. 
 
آيا اين فيلم يك اثر انقلابي است؟ آيا براي مخاطب امروز سينماي ايران كه علاقه مند به سينماي انقلاب و معارف و مفاهيم و تاريخ آن باشد ارزشمند و قابل استفاده و لذت بردن است؟
 
آيا براي مخاطبي كه اين ويژگي ها را نداشته باشد و صرفاً به سينما و بهره هنرورزانه از آن بيانديشد، چيزي در چنته دارد؟
 
اين فيلم كداميك از اين دو دسته را راضي مي كند؟ و اساسا براي كدام مخاطب فرضي ساخته شده است؟ هر دو؟ يكي؟ يا هيچ كدام؟
 
از مقدورات و مشخصات و ويژگي هاي فيلم برمي آيد كه گزينه سوم به واقعيت نزديك تر است!


-