هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
شنبه، 7 شهريور 1405
ساعت 18:14
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 6 شهريور 1387 ساعت 08:08
چهارشنبه 6 شهريور 1387 12:38 ساعت
2008-8-27 08:08:19
شناسه خبر : 678

سيد حسين طاهري

بي ترديد مبدع و بنيان گذار روزنامه نگاري غربي ها هستند. هر چند تاريخ حكايت از سنگ نبشته ها در اعماق قرون ماضي در تمدن هاي مشرقي مي كند اما روشي كه بعد از اختراع چاپ و كاغذ به سبك جديد در اطلاع رساني رواج يافته، ساخته و پرداخته غربي ها است. البته راقم اين سطور از اين بابت كه روزنامه نگاري پديده اي است كه در مغرب زمين شكل و شمايل جديد خود را پيدا كرده و مورد اقتباس در ساير كشور ها قرار گرفته معترض نيست بلكه همه حرف اين است كه آموزه هاي ديني و قرآني متيني كه ما در عرصه تبلیغ داريم، حكم مي كند، خود سبك و سياقي متناسب با فرهنگمان در قالب هاي البته مدرن روزنامه نگاري اعم از چاپي و ديجيتال ابراز کنیم، باشد كه با اين حركت مانع تفرقه افكني هايي شويم كه معمولاً از طريق تيتر روزنامه ها به دليل محدوديتي كه در انتقال مطلب دارد و به همين دليل مورد سوء استفاده در جهت تحريف اظهارات اين و آن شخصيت واقع مي شود، گردد.

به عنوان مثال در شيوه مدرن گزارش نويسي، بر خلاف گذشته كه سير تا پياز را گزارشگران مي نوشتند، خلاصه نويسي به آن اندازه كه خواننده با جريان اطلاعات همراه شود، باب شده است. در همين خلاصه نويسي ها است كه بسياري از گفته هاي يك شخصيت و يا اتفاقات يك واقعه از قلم مي افتد و با اين اقدام هم امانتداري رعايت نمي شود و هم اين كه بسياري از گفته ها كه احتمالاً ناسخ گفته قبلي و يا مكمل و مبين آن بوده است، مغفول مي افتد و در نتيجه چيزي غير از آن چه گوينده قصد انتقال آن را داشته است دانسته و ندانسته سهواً و عمداً به مخاطب منتقل مي شود.

تا نيمه دهه 70، خبرگزاري آسوشيتدپرس دفتري محلي در نيويورک داشت و گزارشگرهاي خود را به ‏محله‌هاي نيويورک، دادگاه‌ها و کلانتري‌ها مي‌فرستاد. آنها ديوار به ديوار شهر را پوشش مي‌دادند. هر چيزي خبر ‏بود.

‏«و يک روز» چنانکه لوييس بوکاردي، رييس پيشين خبرگزاري آسوشيتدپرس مي‌گويد «نگاهي به دور و ‏بر انداختيم و متوجه شديم ديگر نيازي نيست، تقاضايي نيست و جايي براي اين جور خبرهاي روز به روز"امروز ‏در محله برانکس اتفاق افتاد"، نيست. براي همين همان دفتر محلي هم برچيده شد.»‏

همين نوع گزارش‌دهي زماني در سراسر امريکا و در سطح بين‌الملل يک استاندارد بود. آسوشيتدپرس هر ‏چيزي را گزارش مي‌داد، چون مثلا در بوندس‌تاگ (پارلمان آلمان) يا پارلمان ژاپن يا سناي امريکا گفته شده بود. ‏امروز چنين گزارش‌هايي شرح تفصيلات اضافي است. هر کسي که بخواهد بداند مو به مو در کنگره امريکا چه ‏گذشته است، مي‌تواند کانال تلويزيوني ‏c-span‏ را نگاه کند. بوکاردي مي‌گويد «سطح گزارش‌دهي ديگر مثل سابق ‏نيست.»‏

برخي از اين تغييرات به هجوم اطلاعات در عصر اطلاعات مربوط مي‌شود. سيلي که ابعاد آن وحشتناک ‏وسيع است، در حدي که چند سال پيش نمي‌شد حتي آن را تصور کرد.‏
پس اين وظيفه خبرنگارها شده که «توضيح و پيشينه در اختيار بگذارند و کاري کنند که خبر معنادار شود.» ‏تا همين چند وقت پيش «يک جورهايي بعضي‌ها عليه اين شيوه جديد بودند. شيوه قديمي صاف و پوست کنده بود ‏‏"وي گفت، وي افزود" و اين همان کاري بود که همه از آسوشيتدپرس انتظار داشتند.»‏

‏«ما از اين مرحله عبور کرديم... آنچه زمانه مي‌خواهد اين است که خواننده با جريان اطلاعات که کسي به ‏تنهايي نمي‌تواند با آن دست و پنجه نرم کند، همراه شود.»‏

همان طور كه لوييس بوكاردي رئيس پيشين آسو شيتدپرس در بالا اشاره كرده است، امروز ديگر از شيوه قديمي صاف و پوست كنده خبري نيست. يعني همه چيز خلاصه مي شود و در همين خلاصه نويسي ها است كه بخش هايي از گفته ها و مقاصد گوينده از اظهار آن مكتوم مي ماند و در نتيجه اين حركت، افراد بد معرفي مي شوند و مفاهيم مخدوش و مقلوب انتقال مي يابد. جناح هاي رقيب بُل مي گيرند و ترورهاي شخصيتي از اين طريق دامنه اش گسترده مي شود. اسم همه اين ها را هم مي گذارند ژورناليسم مدرن! غافل از اين كه اين نوع از مدرنيته حقايق را قلب كرده و وارونه جلوه مي دهد. اسم امانتداري در انتقال وقايع را مي گذارند اطاله كلام و يا شرح جزييات و يا تكرار مكررات حال آن كه چه در بسا همين بخش هاي محذوف، مكمل و يا روشنگر مطالب قبلي خود باشند. چه بسا "الا الله" براي "لا اله"اي باشد كه گوينده چندين جمله قبل گفته و به شرح آن پرداخته اما وقتي به "الا الله" رسيده، گزارشگر نقل آن را قرباني شيوه مدرن خلاصه نويسي كرده است.

بارها شنيده ايم شخصيت ها از گزارشگران شكايت داشته اند چون گفته هاي آن ها را آن گونه كه بيان شده منتقل نكرده اند، آن هم در ادبيات فارسي كه گاهي يك جمله با لحني خاص و يا يك مكث و اشاره كه هيچ يك قابل انتقال در گزارش نويسي نيست، معناي صحيح خود را آن گونه كه مورد نظر گوينده است، پيدا مي كند.
ما بايد متناسب با ساختار ادبيات فارسي و ميزان واژه هاي دو پهلو و داراي معاني مختلف، تعاريفي جديد ارائه دهيم. وقتي ‏يکي از اساتيد رويترز مي گويد، بايد صداي يک انسان را در خبرتان بياوريد؛ چون خبر درباره آدم‌ها است. ‏وی اضافه مي كند :حواستان بايد ‏جمع باشد تا اين جملات را صيد کنيد و به موقع در خبرتان به کار ببريد.‏

و يا روزنامه نگاري مدرن بر نقل قول هاي طلايي با مشخصات زير تأكيد مي ورزد :

نقل قول هاي طلايي،

‏- بايد کوتاه و تأثيرگذار باشند؛ چون اگر طولاني باشند، خواندن آن سخت و تأثيرگذاري‌شان کم مي شود.‏

‏- بايد به ارزش خبر اضافه کنند.‏

‏- بايد زواياي احساسي خبر را برجسته کنند.‏

بديهي است اين ساختار وقتي در فرهنگ ما مورد استفاده قرار مي گيرد، اگر به ارزش هايي چون امانتداري در انتقال گفته ها، حق مطلب را ادا كردن و مخدوش نكردن سخنان توجه نكند و با وسواس واژه هاي محكمي را به كار نبرد تا نشود براي قلب مقصود گوينده از آن سوء استفاده كرد، يقيناً زمينه را به عمد و يا سهو براي خدشه دار كردن گفته ها و نقل قول ها فراهم مي آورد. اين آفت بزرگي است كه امروز به جان روزنامه نگاري ما افتاده است. بخصوص كه جرايد ما بعضاً گرفتار در چنبره رقابت هاي گروهي و جناحي ناسالم و در جهت تخريب شخصيت رقيب هم باشند كه در آن صورت نور علي نور است.

بي ترديد غير از مشكلات ساختاري، ما اسير نواقص و آفات رفتاري در ژورناليسم خود هستيم. يكي از اركاني كه در نوشتن خبر و گزارش بر آن تأكيد شده است، اشاره به پيشينه خبر و گزارش است. بي‌توجهي به پيشينه و اتفاقات ‏پيرامون خبرها باعث انعکاس ‏مبهم اخبار مي‌شود. در نتيجه، اغلب، به جاي ‏بيان ‏شفاف و معنادار خبر، تکه پاره‌هايي از اطلاعات بي معنا به دست ‏خواننده مي رسد. ‏حال اگر خبرنگاري به عمد و يا سهو از ذكر پيشينه خود داري كند، اتفاقي مانند آن چه در جلسه علني مجلس هنگام معرفي 3 وزير كه اخيراً رأي اعتماد گرفتند، افتاد، مي افتد. دكتر احمدي نژاد بر اساس پيشينه اي كه عبارت بود از اشاره يكي از نمايندگان به نظر رهبري، مطلبي را در خصوص نظر ایشان به ناچار گفتند كه مطبوعات بدون ذكر پيشينه گزارش كردند. اين نحوه گزارش نويسي بر آمده از رفتار مغرضانه و يا جاهلانه اي است كه در افكار عمومي نتيجه اي واحد به جاي مي گذارد.

آن چه در بالا گفته آمد، خلاصه اي بود از يادداشت هاي راقم اين سطور در خصوص آفات عديده اي كه روزنامه نگاري ما به دليل ضعف هاي ساختاري و رفتاري گرفتار آن است و در نتيجه اين همه را به ذهن عموم جامعه و مخاطبان خود منتقل مي كند و شرايط را براي تضعيف دولت و مسئولان و در نتيجه شاكله نظام فراهم مي آورد. زمينه اي كه اگر شاخص هايي براي اندازه گيري آن پيدا كنيم، متوجه مي شويم از اين رهگذر چه ضربات سختي بر امنيت ملي، حوزه اجتماعي، سياسي، فرهنگي، دولت و ملت وارد مي شود.



-