هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
شنبه، 7 شهريور 1405
ساعت 03:32
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 22 مرداد 1387 ساعت 17:44
سه شنبه 22 مرداد 1387 22:14 ساعت
2008-8-12 17:44:41
شناسه خبر : 63

رئیس شورای نظارت بر سازمان صداوسیما در نامه ای به رئیس این سازمان با اشاره به نامه جواد شمقدری مشاور هنری رئیس جمهوری در اعتراض به تحریف صورت گرفته در فیلمنامه و اشکالات موجود در انیمیشن "دست‌های کوچک، قلب‌های بزرگ" که در سالگرد حادثه جنایتکارانه امریکا در ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایرباس ایران از شبکه دوم سیما پخش شده بود، تأکید کرد: متأسفانه ساخت ظاهری، دیالوگ ها و مونولوگ ها و دیگر اجزای فیلمنامه نه تنها در خدمت محتوا و پیام اصلی قرار نگرفته بلکه بعضاً در تعارض آشکار و تحریف با حقیقت جنایتکارانه‏ی امریکایی‏ها قرار گرفته است.

به گزارش رجانیوز، حسین مظفر در ادامه این نامه با اشاره به اینکه موضوع توسط کارشناسان شورای نظارت مورد بازبینی و تحلیل و ارزیابی قرار گرفت، نتایج کارشناسی انجام شده را بیان کرده است.

وی در این خصوص می افزاید: اگر چه در ساخت ظاهری این برنامه سعی گردیده از شیوه های هنری و فنی برای ایجاد جاذبه و سهولت فهم و درک مخاطبان بهره گیری شود ولی متأسفانه ساخت ظاهری، دیالوگ ها و مونولوگ ها و دیگر اجزای فیلنامه نه تنها در خدمت محتوا و پیام اصلی قرار نگرفته بلکه بعضاً در تعارض آشکار و تحریف با حقیقت جنایتکارانه‏ی آمریکایی‏ها قرار گرفته است.

رئیس شورای نظارت بر سازمان صداوسیما در ادامه "ایجاد تصویری غلط و اغراق آمیز از شیطان و عوامل او"، "تقلیل اقدام جنایتکارانه آمریکایی ها در حد اشتباه شخصی"، "سهل انگاری و فریب خوردن سربازان امریکایی"، "غیرعمدی و ناخواسته نشان دادن شلیک موشک توسط فرمانده ناو جنگی و رفع اتهام تقصیر و مسئولیت زدایی از جنایتکاران"، "عدم ارائه تصویر سازی مثبت از نیروهای ایرانی و حتی نشان دادن آغاز حمله به ناوهای آمریکایی توسط نیروهای ایرانی را از جمله نکاتی دانسته است که پیام های غلط و انحرافی را در مخاطبان بویژه کودکان القاء می نماید.

وی در پایان نامه درخواست بررسی موضوع و انعکاس نتیجه از سوی سازمان صداوسیما به شورای نظارت را مطرح کرده است.

گفتنی است جواد شمقدری پیش از این در نامه‌اي به رئيس سازمان صدا و سيما نسبت به ساخت ديرهنگام انيميشن حمله ناو آمريكايي به ايرباس ايراني در سيما و انعكاس نادرست اين حادثه در انيميشن يادشده واكنش نشان داده بود.

جواد شمقدري در اين نامه آورده بود: حقير در اين سطور در پي آن نيستم كه ميزان موفقيت يا شكست حضرتعالي و همكاران سخت كوشتان را ارزيابي و قضاوت كنم، اما مي‌خواهم با اشاره به يك مصداق عملي كه در دوران مسئوليت شما تحقق يافته نشان دهم كه چگونه اكثر دلسوزيها، فعاليتها و برنامه‌ريزيها به سرنوشت «هباء منثورا» تبديل مي‌شود و گاه نتيجه همه اين خلاقيتها، تلاشها و سياستگذاريها در مقام عمل به سرنوشت محتوم «فاحبط اعمالهم» مي‌رسد و نه تنها اجري نخواهد داشت كه بايد پاسخگوي تحريفها، تخريبها و ضرباتي بود كه بر باورها و ارزشها زده شده است.

وي افزوده بود: پس از گذشت بيست سال از حادثه دردناك و ددمنشانه ساقط كردن هواپيماي مسافربري ايران در خليج فارس توسط ناو وينسن آمريكايي، امسال شاهد بوديم سيما با يك فيلم سينمايي انيميشن به انعكاس اين حادثه پرداخت. اقدامي كه بايد سالها پيش صورت مي‌گرفت تا امروز در بيستمين سالگرد اين جنايت ضدبشري، شاهد حداقل بيست اثر سينمايي تلويزيوني در اين موضوع باشيم كه اين گونه نشد.

اگرچه اين اقدام يعني پرداختن به يكي از جنايات شيطان بزرگ در خور تقدير است و اتفاقا فيلم نمايش داده شده در استاندارد هنري و زيباشناسي از يك سطح مطلوب برخوردار است اما آنچه همه اين زحمات وتلاشها را بر باد داد، رويكرد و نگاه سازنده اين اثر و نوع روايت او از اين حادثه دردناك بود.

شمقدري گفته بود: كارگردان اين فيلم كه در بازنويسي نهايي فيلمنامه نيز نقش اساسي را داشته نه تنها نخواسته است عمق جنايت را در ذهن مخاطب خود جا بيندازد كه اتفاقا تلاش كرده عاملان اين حادثه يعني سربازان و فرماندهان آمريكايي را از هرگونه اتهام ضدبشري پاك و پيراسته كند.

به اعتقاد شمقدري سازندگان اين فيلم انيميشن همذات پنداري مخاطب را با مظلوم و ظالم به يك ميزان پرداخته‌اند و اتفاقا عناصر و عواملي كه باعث اين دردسرها شده اند نيروهاي سپاه و بسيجي هستند كه با قايق‌هاي تندروي خود در منطقه خليج فارس به شكل مرموزي براي همه مزاحمت ايجاد مي‌كنند و باعث بر هم خوردن نظم و آرامش همه شده اند و البته در چنين موقعيتي هر اتفاق ناگواري ممكن است رخ دهد كه بديهي است پاسخگوي اصلي همان كساني هستند كه با نظم نوين جهاني كنار نمي آيند!

اين كارگردان در ادامه از رئيس سازمان صدا و سيما پرسيده بود: جناب آقاي ضرغامي چه اتفاقي مي افتد كه فيلمنامه مصوبي كه آمريكا را شيطان بزرگ نشان مي‌دهد پس از دريافت بودجه در مسير ساخت و توليد، تبديل به فيلمي مي شود كه همه مسئوليت اين جنايت بزرگ بر گردن شيطانك‌هايي مي افتد كه مأموريت فريب آدمها را دارند، آدم هايي كه حتي در وقت قريب خوردن نيز اراده از آنها سلب مي شود. آدم‌هاي خوبي كه با يك افسون شيطانك ناخواسته كنترل اراده خود را از دست مي دهند و دست به خطا مي زنند. به راستي اگر پنتاگون قرار بود فيلمي در خصوص اين حادثه بسازد و در عين حال اصل واقعه را منكر نشود جز اين داستان سرايي مي كرد؟!

شمقدري تصريح کرده بود: مشكل صدا و سيما اين نيست كه مديريت دلسوز و ارزشگرا در رأس آن ندارد بلكه سيستم نظارت و ارزيابي تحليل آثار و مخاطب شناسي و تأثيرگذاري توليدات يا فشل است و يا اصلا وجود ندارد. در واقع به مانند آن شهري است كه علايم و تابلوها بر اساس قوانين راهنمايي و رانندگي در هر كوي و برزن و بزرگراه نصب شده اما هيچكس به آن اعتنايي نمي‌كند و پليس نيز با فرض اين كه همه اصول و قواعد رانندگي را رعايت مي‌كنند به مرخصي رفته و يا اساسا پليس براي اين نظارت هيچ برنامه و دستور كاري ندارد.

به گفته وي ما امروز با يك تشتت بياني و ارزشي در ميان توليدات هنري رو به رو هستيم. امروز نقاط سياه و سفيد در بعضي آثار خاكستري شده و در مواردي متأسفانه جابه جا گشته است. اگرچه هنرمندان و به خصوص نخبگان آنان، مقصرند و به تاريخ و نسل‌هاي آينده بايد پاسخگو باشند، اما نمي‌توان از بي‌برنامگي و بي تدبيري و از آن بدتر ناآگاهي مديريت‌هاي فرهنگي غافل ماند. مديريت‌هايي كه گرفتار روزمرگي شده و اولويت‌هاي كاري خود را فراموش كرده‌اند و دوست و دشمن را عوضي مي‌گيرند و گردنه‌هاي مهم فرهنگي را به عناصر خود باخته و بعضا بي اراده و سست عنصر مي‌سپارند و بودجه‌ها و اعتبارات را به چاه ويلي مي ريزند كه نه تنها هيچ گاه پر نمي‌شود كه اگر هم ثمري داشته باشد دريغ كه آب گوارا به جان تشنه مخاطبان خود بنوشاند.

شمقدري در اين نامه يادآور شده بود: امروز عرصه مديريت‌هاي فرهنگي ما در صدا و سيما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمانها و نهادهاي ديگر فرهنگي بايد در پرتو شعار امسال رهبر معظم انقلاب اسلامي به نوآوري و شكوفايي روي آورند و راه‌هاي جديدي را در مسير خالق ايده، تصويب آثار، نظارت و حمايت توليدات بجويند و از همه مهمتر بايد بيش از آنكه بخواهند به يادداشت‌هاي كاغذي اعتنا كنند به پاسداشت‌هاي ذهني و آرماني هنرمندان اهميت بدهند



-