يك فعال انجمن اسلامي دانشجويان در سالهاي 77 تا 80 گفت: ما مجموعه "تحكيم" را نسبت به ولايت بيقيد ميدانستيم و در نهايت همين موضوع بود كه سبب انحراف "تحكيم" شد.
خبرنگار فارس با روحالله حسينخاني از فعالين انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد در سالهاي 77 تا 80 گفتگويي داشت كه مشروح آن در ادامه ميآيد:
* چه سالي وارد دانشگاه و عضو انجمن اسلامي دانشجويان شديد؟
سال 76 و در رشته مديريت صنعتي وارد دانشگاه يزد شدم و همان اوايل ترم دوم يعني بهمنماه 76 وارد انجمن شدم.
*چرا بين مجموعههاي دانشجويي، انجمن اسلامي دانشجويان را انتخاب كرديد؟
فضاي دانشگاه به گونهاي بود كه عملاً دانشجوياني كه ما از رفتار و كردارشان بيشتر خوشمان ميآمد و داخل فضاي مسجد و نماز جماعتها آنها را ميديديم. بيشتر بچههاي انجمن اسلامي دانشجويان بودند كه ما را به آن سمت جذب كردند و به عضويت انجمن اسلامي دانشجويان درآمديم، البته اين برداشت نشود كه اعضاي تشكلهاي ديگر در مسجد حضور پيدا نميكردند بلكه به نسبت "انجمن" كمتر بودند.
*فضاي دانشگاهها براي مجموعههاي دانشجويي در آن سالها چگونه بود؟
وقتي در مهرماه 76 وارد دانشگاه شدم، هنوز خيلي با فضاي سياسي دانشگاهها آشنايي كامل نداشتم، اما كمكم كه وارد فضا شده و متوجه شدم، ديدم فضاي دانشگاهها دربست در اختيار دفتر تحكيم وحدت بود، يعني جو و صداي غالب در اختيار اينها بود، فضايي بود كه بچه حزباللهيها را تحويل نگيرند و بر آنها سخت بگيرند، البته در دانشگاه يزد شرايط متفاوت بود، چون هر چند انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد عضو دفتر تحكيم وحدت بود، اما فضاي دوم خردادي نداشت به همين خاطر آن فضاي غالب و تكصدايي دفتر تحكيم، در دانشگاه يزد خيلي محسوس نبود، نكته ديگر اينكه چون به واسطه اعتراضات و پيگيريهاي مجموعه "انجمن" در دانشگاه يزد، رئيس قبلي دانشگاه عوض شدهبود، رئيس بعدي خيلي نميتوانست مثل رئيس قبلي و با همان شدت و سختگيري با اين مجموعه دانشجويي رفتار كند، ولي چون جوّ كلّي شهر، استانداري، امام جمعه و ... به سمتي ديگر بود در دانشگاه نيز تاثير خود را ميگذاشت.
*سختگيريها و شدت برخورد با مجموعههاي حزباللهي فقط از سوي دفتر تحكيم وحدت بود يا از سمت مسئولين دانشگاه هم بود؟
بچههاي "تحكيم" در دانشگاه ما برش آنچناني نداشتند، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد هر چند عضو دفتر تحكيم وحدت بود، اما با اين مجموعه همخواني نداشت لذا اگر بچههاي "تحكيم" ميخواستند كاري بكنند يا از طريق مسئولين دانشگاه يا بعدها از طريق مجموعههاي جديدالتاسيس مانند انجمن توسعه اسلامي و انجمن دانشجويان پيرو خط امام(ره) انجام ميدادند، چرا كه مركزيت اين تشكلها با دفتر تحكيم وحدت در ارتباط بودند و ذهنيت دانشجويان هم همين بود كه از مجموعه "تحكيم" خط ميگيرند.
*دليل تشكيل مجموعههاي انجمن توسعه اسلامي و انجمن دانشجويان پيرو خط امام(ره) در دانشگاه يزد چه بود؟
اعضاي مؤسس اينها خيلي تلاش كردند تا وارد مجموعه انجمن اسلامي دانشجويان شوند و آن را به سرنوشتي مانند ساير انجمنها دچار كنند، اما وقتي مجموعه "انجمن" در دانشگاه يزد توانست با هوشياري، انتخابات سالانه خود را مديريت كند اينها چارهاي نديدند جز اينكه مجموعههايي جديد را با تفكراتي همراه با دفتر تحكيم وحدت در دانشگاه يزد راهاندازي كنند و چارهاي هم نداشتند جز اينكه از اسمهاي متناسب با اسلام و امام(ره) استفاده كنند. اتفاقي كه آن سالها و قبل از درگيري ما با دفتر تحكيم وحدت، در اهواز افتاد و دفتر تحكيم وحدت انتخابات آن دانشگاه را باطل و انجمني همراه و همفكر با خودش را حاكم كرد، قرار بود دقيقاً همين داستان در دانشگاه يزد نيز اتفاق بيفتد، حتي آقاي جلالي از بچههاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت كه معروف شده بود به «دكتراي بهم ريختن»، در آن مقطع يك هفته آمد در يزد مستقر شد و با بچههايي كه بعداً انجمن توسعه اسلامي و انجمن دانشجويان پيرو خط امام(ره) را تاسيس كردند جلسات شبانه داشت، برنامههايشان همان برنامهاي بود كه در اهواز اتفاق افتاد و اگر زيركي چند نفر از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد نبود، همان بلايي را كه بر سر بچههاي انجمن در اهواز آوردند، سر ما نيز ميآوردند و انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد را نيز با خودشان همراه و همفكر ميكردند. به هر حال چون نتوانستند در شوراي مركزي "انجمن" يزد نفوذ كرده يا انتخابات را باطل كنند، مجبور شدند مجموعههاي جديدي را تأسيس كنند.
*مجموعه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد تا سال 78 عضو دفتر تحكيم وحدت بود با اين وجود چه تفاوتهاي مبنايي بين شما و مركزيت تحكيم وجود داشت كه باعث خروج شما از اين مجموعه شد؟
عمده بحث ما خود رأيي بود كه "تحكيم" داشت و خودشان را عقل كل ميدانستند، بحث بسيار مهم ديگر بحث رهبري حضرت آقا بود كه كار رسيده بود به جايي كه علناً ميگفتند ما قبول نداريم و انتقادهاي بي در و پيكر ميكردند، بيشتر اختلاف در اين دو حوزه بود، چون ما حداقل، مجموعه "تحكيم" را بيقيد نسبت به ولايت ميدانستيم كه خوب اين اختلاف ريشهاي بود و در خيلي حوزههاي ديگر اختلافات متعددي را ايجاد ميكرد و در نهايت همين موضوع بود كه انحراف "تحكيم" را سبب شد؛ چرا كه اعتقاد به ولايت در ساير مسايل و مشكلات به انسان ديد ميداد.
*در بحث خروج انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد از مجموعه دفتر تحكيم وحدت، عدهاي معتقد به ماندن و اصلاح اين مجموعه بودند شما چرا بر خروج از اين مجموعه اصرار داشتيد؟
هر دو طيف معتقد به ماندن يا رفتن، بر سر اختلاف با تحكيم همعقيده بودند و معتقد بودند كه روند كاملاً نادرستي را "تحكيم" در پيش گرفتهاست لذا هر دو طيف بر سر انحراف دفتر تحكيم وحدت توافق داشتند منتهي عدهاي حرفشان اين بود كه در مجموعه بمانيم و آن را اصلاح كنيم و با همين حقرأيي كه داريم، كار كنيم و به نتيجه مطلوب برسيم، در مقابل طيف ديگر ميگفتند كه اينها به قدر كافي چاق شدهاند و آنقدر از اينها از بيرون حمايت ميشود كه ما با يك حقراي و يا چند حق رأي، عددي حساب نميشويم و جاي كاري در اين مجموعه به ما داده نميشود. ماها بحثمان با " تحكيم" بيشتر بحث ارزشي و بحث رهبري حضرت آقا بود و در آن شرايط تبليغاتي، حمايتي و ... كه از سوي وزارت علوم در قبال "تحكيم" صورت ميگرفت، اصلاح اين مجموعه را امكانپذير نميدانستيم. عقيده ما اين بود كه حرفها و اعتقادات "تحكيم" كه مشخص است، تريبونهاي عمدهاي هم در اختيارشان هست، اجازه كار و فضاي كار به بچههاي تيپ ما را هم كه نميدهند و حتي كار را به جايي رساندهاند كه بعضاً انجمنهاي دانشگاهها را مانند اهواز، قلع و قمع كرده بودند. در آن زمان بحث راهاندازي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل هم مطرح بود و ميشد تعدادي از انجمنها كه اجازه كار در "تحكيم" را نداشتند در كنار هم قرار گرفته و حرفي براي زدن داشته باشند.
ما بعد از خروج از دفتر تحكيم وحدت در سال 78، يك بيانيه 4 صفحهاي منتشر كرده و به صورت كامل روند خروج و دلايلمان را در آن بيانيه كالبدشكافي كرديم كه در برخي رسانهها هم منعكس شد.
*اختلاف و تفاوتي كه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد با دفتر تحكيم وحدت داشت در حد مسايل سياسي بود يا به مسايل اعتقادي هم بر ميگشت؟
ما در انجمن اسلامي دانشجويان درست است كه سياسي بوديم اما سياسي بودن ما در واقع يك فرعي بود از بحث اعتقادي و فرهنگي ما، منتهي دفتر تحكيم وحدت كاملاً وارد سياسيكاري شده، آرمانگرايي و پيشتاز بودن خود را از دست داده بود و وقتي عملكرد "تحكيم" را ميديدي انطباقي با مرامنامه آن نداشت.
*شما چه مسئوليتهايي در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد داشتيد؟
من دو سال عضو شوراي مركزي و يك سال معاون "انجمن" بودم.
*در جلساتي كه بعضاً به جاي مسئول "انجمن" در شوراي فرهنگي دانشگاه شركت ميكرديد فضا چگونه بود؟
در چند جلسهاي كه من شركت كردم بحث به درد بخوري انجام نميشد.
*نوع تعامل مسئولين دانشگاه با مجموعههاي دانشگاهي در آن سالها چگونه بود؟
اينها سيستم را به صورتي تعريف كرده بودند كه تشكلها چنان از لحاظ مالي در مضيقه باشند كه نتوانند كار زيادي انجام دهند و از سوي ديگر حتي سيستم اداري_مالي نيز به نحوي تعريف شدهبود كه تشكلهاي دانشجويي همان مبلغ كم را هم با دردسر فراوان دريافت ميكردند و چنان در بوروكراسي اداري گرفتار ميشدند كه فكر و وقت زيادي براي صرف در كارهاي اصلي پيدا نميكردند.
*وضعيت كنوني جنبش دانشجويي را چگونه ميبينيد؟
آن چيزي كه من ميبينم نقش مطلوبي نيست، شايد هم جو دانشگاهها شديداً علمي شدهاست و دانشجويان به بحث علمي بهاي بيشتري ميدهند.

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













