هاشمي در جريان جزئيات تشکيل حز
«حزب كارگزاران بر خلاف اراده من بهوجود آمد.» اين پاسخ حجتالاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني به سؤالي بود كه درباره رابطه وي با حزب كارگزاران و اينكه گفته ميشود هاشمي پدر معنوي حزب كارگزاران است، در همايش 30 سال انقلاب دستاوردها، آسيبها و فرصتها كه در دانشگاه صنعتي شريف برگزار گرديد، داده شد.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در تشريح پاسخ خود افزود: حزب كارگزاران بر خلاف اراده من به وجود آمد، خوب است كه تاريخ آن را بدانيد. در انتخابات مجلس پنجم ما در شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز تصميم گرفتيم تركيبي از دو جريان چپ و راست آن روز را بياوريم. آن موقع من رئيسجمهور بودم. آنها در غياب من تصميم گرفتند كه فقط راستها باشند. دكتر حبيبي از طرف بخشي از كابينه نزد من آمد و گفت كه دوستان ميگويند اگر ليست جامعه روحانيت كامل نباشد، ما خودمان ليست جداگانه ميدهيم. اين موضوع را با آقايان در ميان گذاشتم و گفتم اين مصوبه را اجرا كنيد اما قبول نكردند.
وي يادآور شد: آن موقع والده من تازه فوت كرده بود و من به اين كارها نميرسيدم. به آقاي ناطق نوري گفتم برويد پيش رهبري و در اين باره سؤال كنيد. آقاي ناطق آمدند و گفتند رهبري به دلايلي موافقند كه آنها ليست بدهند؛ يكي براي پر رونق شدن انتخابات، از زاويه شور انتخاباتي و ديگر به خاطر تفاوت سليقهها. من گفتم پس من دخالتي نميكنم. جواب آقا كه رسيد اين آقايان اولين بيانيه را به نام كارگزاران منتشر كردند كه در جامعه خوب گرفت.
وي گفت: رهبري گفتند كه وزرا حق ندارند ليست بدهند اما معاونين ميتوانند و اين شد كه ٦ نفر معاون با شهردار وقت يك جا جمع شدند. برخي وزرا به من گفتند كه ظاهراً آقا ناراضي هستند كه ما ليست بدهيم. من اين موضوع را تلفني از رهبري پرسيدم. ايشان گفتند، لازم ميدانم كه آنها ليست بدهند و اين گونه بيانيه دوم حزب كارگزاران خلاف ميل من صادر شد. بعداً هم افرادي كه هرچه ميخواهند مينويسند ما را پدر معنوي اين حزب ناميدند. اگر من پدر باشم، پدر همه احزابم. ولي پدر نيستم. برادرشان هستم.
هاشمي رفسنجاني درباره حزب كارگزاران ادامه داد: درباره مواضع اين حزب و ساير احزاب هم بايد بگويم من با خيلي از نقطه نظرات احزاب نظر موافق ندارم. اما به هر حال آنها حزب هستند و شوراي مركزي دارند. من نه در جهت اصولگراها و نه در جهت اصلاحطلبان همه نقطه نظراتشان را با هم قبول ندارم. هيچكس هم نميتواند همه را با هم قبول و همه را با هم رد كند.
صحبتهاي حجتالاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف، در ميان فعالان سياسي و اعضاي جامعه روحانيت مبارز بازتاب ديگري داشت.
اسناد و مدارك تاريخي موجود در اين زمينه، اما گوياي واقعيت ديگري است.
تصميم تشكيل كارگزاران از قبل گرفته شده بود
حجتالاسلام والمسلمين ناطق نوري در بخشي از خاطرات خود كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده ميگويد: بحث كارگزاران را آقاي هاشمي رفسنجاني با حسن نيت مطرح كرده بود و تحليل من اين است كه بحث پنج نامزد بهانه بود. تصميم تشكيل كارگزاران از قبل گرفته شده بود. مقام معظم رهبري هم با كارگزاران برخورد كرده و فرموده بودند آنهايي كه وزير هستند و مسئوليت دارند نميتوانند در اين تشكيلات باشند.
وي ميگويد: معمولاً آقاي هاشمي كه عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت هم هستند، به طور فعال در جلسات جامعه روحانيت شركت نميكردند؛ مگر اين كه جلسه نزد ايشان و با ميزباني ايشان تشكيل ميشد. غير از فصل انتخابات و نزديك شدن به انتخابات هم، ايشان كمتر حضور پيدا ميكردند. ميگفتند: «از لحاظ امنيتي براي شما مشكل است، چون محافظين ميآيند و همه چيز را به هم ميريزند و من از اين وضع ناراحت ميشوم، اجازه بدهيد من نيايم»؛ اما در مقطع انتخابات به طور جدي ميآمدند.
در رابطه با مجلس پنجم، قبلاً كار كارشناسي انجام و ليست هم تهيه شده بود. هم چنين قرار شد در شوراي مركزي جامعه روحانيت، رأيگيري مخفي يا علني هم براي انتخاب عدهاي انجام شود. تا اين كه مطرح شد جريانهاي ديگري هم هستند و ميخواهند ليست بدهند. استنباط من اين است كه ـ ظاهراً با آقاي هاشمي ـ صحبت كرده بودند و تصميم داشتند كه يك تشكيلاتي راه بيندازند و فقط به دنبال بهانه بودند كه توجيهي براي تشكيلاتشان بيابند. آقاي هاشمي گفتند: «يك عدهاي هستند كه خواستهايي دارند و اگر شما به خواستههايشان عمل كنيد، آنها ليست نخواهند داد. در غير اين صورت، آنها اقدام به تهيه ليست ميكنند». خواسته آنها اين بود كه حداقل پنج نفر از افرادي را كه معرفي ميكنند ما در ليست خودمان قرار دهيم.
واقعيت اين است كه از قبل برنامهها رديف بود و آنها هم كساني را پيشنهاد داده بودند كه ما نميتوانستيم همه را به راحتي قبول كنيم. آقاي هاشمي ادامه دادند: آقايان امامي جماراني، توسلي، محمدعلي انصاري، محجوب و يك نفر ديگر كه بعداً گفتند عبدالله نوري. ابتدا اعضاي جامعه روحانيت اين اسامي را نپذيرفتند و بيان كردند كه بعضي از اينها از مجمع روحانيون هستند، مگر آنها كسي از ما را در ليستشان ميگذارند، ولي در عين حال ميگفتيم اگر هم قرار شد اينها بيايند، يك هماهنگي ميشود و جرياني به وجود نميآيد. به دنبال اين رفتيم كه ببينيم جريان چيست؟ خودم به آقاي امامي جماراني تلفن كردم. ايشان گفت: «من اصلاً كانديد نيستم و نميخواهم به مجلس بيايم»؛ آقاي توسلي و آقاي انصاري هم همينطور.
بنابراين معلوم شد كه اصلاً موضوع چيز ديگري بوده و آن بحث كارگزاران بود كه آقاي هاشمي آنها را مطرح كرده بود. آقاي محجوب ميپذيرفت و رد نميكرد، ايشان در ليست آن طرف بود و خوب چه بهتر كه در ليست اين طرف هم باشد. آقاي عبدالله نوري را هم آقاي هاشمي ـ در مجلس ختم مادرشان ـ گفت كه در ليست بگذاريد. در شوراي مركزي جامعه روحانيت، اين مسئله مطرح شد و تأكيد گرديد كه اين افراد را آقاي هاشمي معرفي كردهاند. پس از رأيگيري در شورا، آقاي محجوب رأي آورد، اما آقاي عبدالله نوري رأي نياورد كه در ليست قرار بگيرد و آقايان ديگر هم در جامعه روحانيت اصلاً آن را نپذيرفته بودند.
آقاي هاشمي از اين قضيه متأثر شدند، اما من گفتم كه در جامعه رأي نياورد. بالاخره ما يك جهت داريم، يك خط داريم، به آنها ميگفتم: «اگر ميخواهيد كار سياسي كنيد، بايد جهتدار حركت كنيد...» و همين بهانهاي شد كه كارگزاران اعلام موجوديت كنند. يقيناً در مورد اين جريان، قبلاً برنامهريزي و مطالعه شده بود زيرا يك حزب به اين زودي تشكيل نميشود و نميتواند به اين سرعت آن چنان سريع وارد ميدان شود و تبليغات گستردهاي راه بيندازد. آقاي هاشمي در يك مقطعي، به من گفتند: «فائزه ـ دختر ايشان ـ را هم در ليست بگذاريد». من گفتم اصلاً جامعه روحانيت با اين تفكر نميسازد، آقاي مهدوي كني و ديگران ايشان را قبول نميكنند؛ در واقع معرفي اين نامزدها بهانهاي براي اعلام موجوديت كارگزاران بود.
هاشمي رفسنجاني در تشكيل كارگزاران نقش داشت
در اين خصوص يك عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز نيز با تأييد روايت علي اكبر ناطق نوري از تأسيس حزب كارگزاران در آستانه انتخابات مجلس پنجم، گفت: هاشمي رفسنجاني نگاه مثبتي به تحزب دارد و در شكل گيري «كارگزاران» نقش داشت، اما كارگزارانيها با سوء رفتار خود ضربه سنگيني به وي زدند.
جعفر شجوني اظهار داشت: هاشمي رفسنجاني شخصيتي فراجناحي است و معتقد است بايد در سايه سياست صلح كل و تسامح مخالفان را رام كرد، ولي متأسفانه از اين نگرش متحمل ضررهاي فرواني شده است.
وي افزود: هنگامي كه در آستانه انتخابات مجلس پنجم قرار داشتيم، هاشمي رفسنجاني بر اساس نگاه مثبتي كه به تحزب دارد، تلاش كرد كه زمينه براي حضور صاحبان سلايق مختلف در انتخابات فراهم شود و از اين رو در تشكيل كارگزاران نقش آفريني كرد، اما بعد از مدتي كارگزارانيها با تغييراتي در رويكردها به او ضربه زدند و فعاليتهاي انتخاباتي آنها در انتخابات رياست جمهوري نهم باعث شكست هاشمي رفسنجاني شد.
اين عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز در عين حال با بيان اينكه هاشمي رفسنجاني مؤيد همه تصميمات و رفتارهاي كارگزاران نيست، تصريح كرد: «در يكي از ملاقاتها به آقاي هاشمي رفسنجاني گفتم چرا به كارگزارانيها به خاطر رفتارهايي كه انجام ميدهند و به ضرر شماست، تذكر نميدهيد و حتي براي نمونه به سخنان حسين مرعشي در حمايت از او در انتخابات رياست جمهوري گذشته كه يك ضد تبليغ بود، اشاره كردم، ولي ايشان به صراحت گفتند من حريف آنها نيستم».
هاشمي رفسنجاني طرف مشورت و رابط كارگزاران با روحانيت مبارز بود
همچنين عضو ديگر شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز هم ميگويد كه هاشمي رفسنجاني در آستانه تشكيل كارگزاران هيچگاه در موافقت يا مخالفت با اين حزب سخن نگفت، اما طرف مشورت و رابط آنها با روحانيت مبارز بود.
حجتالاسلام والمسلمين سيدرضا تقوي متذكر شد: اعضاي مؤسس كارگزاران نزديكي فكري با هاشمي رفسنجاني داشتند و مديران دولت سازندگي بودند و حتي برادر ايشان نيز، جزو پايهگذاران حزب بود.
وي افزود: گر چه هاشمي رفسنجاني هنگام شكل گيري كارگزاران در آستانه انتخابات مجلس پنجم، هيچگاه در موافقت يا مخالفت با اين حزب سخن نگفت، اما نزديكي موسسان اين تشكل سياسي به وي و ارتباطي كه ميان او و اعضاي حزب ايجاد شد، شرايط را اينگونه ترسيم كرد كه رئيس جمهور اسبق مخالفتي با تأسيس كارگزاران ندارد.
اين عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز در توضيح بيشتر «تعامل كارگزاران با هاشمي رفسنجاني» اظهار داشت: هنگامي كه پيشنهاد كارگزارانيها مورد قبول سران روحانيت مبارز قرار نگرفت، آقاي هاشمي رفسنجاني پيام رسان ما به آنها بود و پس از مدتي هم كارگزاران سازندگي اعلام موجوديت كرد كه شايد اين واسطهگري در آن شرايط اينگونه به نظر رسيد كه هاشمي رفسنجاني موافق تشكيل كارگزاران است.
قرار ندادن اسامي بهانهجويي و توجيه براي تأسيس كارگزاران بود
در اين زمينه دبير كل جامعه اسلامي مهندسين معتقد است كه قرار ندادن اسامي كانديداهاي مجلس در ليست جامعه روحانيت بيشتر نوعي بهانه جويي و توجيه براي تأسيس حزب كارگزاران بود. اين طبقه تكنوكرات با رانت و مواضع وابسته به آقاي هاشمي شكل گرفته بود.
محمد رضا باهنر در تبيين جريانات و مواضع سياسي همچنين گفته است: من قرار ندادن اين اسامي را در ليست جامعه روحانيت و در نتيجه به وجود پديدهاي به نام كارگزاران سازندگي را بيشتر نوعي بهانه جويي و توجيه ميدانم چرا كه اين طبقه تكنوكرات در طول برنامه اول و اواسط دوره كابينه آقاي هاشمي با بنيه قوي اقتصادي و بهرهمندي از رانتهاي حكومتي و مواضع سياسي اما وابسته به آقاي هاشمي شكل گرفته بود و دنبال بهانه براي نمود و عينيت بخشيدن به خود بود كه اين بهانه با نگنجانيدن اسامي كه غالباً ارتباطي با كارگزاران نداشتند در ليست روحانيت محقق گشت. آنها دير يا زود تشكيل ميشدند.
سيد مرتضي نبوي نيز در كتاب «تبيين جريانات و مواضع سياسي» در اين خصوص ميگويد: در مورد نحوه ارائه ليست از سوي تشكلهاي همسو به جامعه روحانيت مبارز از ميان اسامي ارائه شده در نهايت جامعه روحانيت 30 نفر را اعلام كرد، ما ليست پيشنهادي خود را ارائه نموده بوديم و آقاي هاشمي نيز نظرشان اين بود كه براي جلوگيري از تفرق و ارائه ليست مجزا از سوي اين گروه 5 نفره از جمله آقايان محمدعلي انصاري، توسلي، عبدالله نوري و دو نفر ديگر كه در حال حاضر به ياد نميآورم به شوراي مركزي جامعه روحانيت ارائه ميشود كه با وجود توافقات به عمل آمده مذاكره انجام ميشود و ظاهراً به نتيجه نميرسند، يعني آنها خودشان قبول نميكنند، مجدداً افراد ديگري پيشنهاد ميشوند كه ظاهراً شوراي مركزي روحانيت اين اسامي را نميپذيرند.
هاشمي دچار پارادوكس شده بود
در همين حال نيز يك عضو ارشد كارگزاران سازندگي
وي در تبيين شكلگيري حزب كارگزاران ميگويد: آقاي هاشمي در آن زمان دچار يك پارادوكس شده بود، از يك طرف معتقد به اين بود كه جامعه آن روز بايد از يك حالت تكصدايي و يكنواختي بيايد بيرون و هم در عين حال، جامعه روحانيت مبارز تضعيف نشود كه آقاي هاشمي هم خود روحاني هستند و هم اينكه جزو جامعه روحانيت مبارز و از اينكه يك جريان مستقل از روحانيت مبارز بخواهد شكل بگيرد و مبارزه سياسي بكند، مخالف بودند.
وي در ادامه ميگويد: راهحل اين بود كه يك عدهاي از نيروهاي مدير و اجرايي كشور وارد اين ليست شوند، خيلي جامعه روحانيت مبارز، چترش را باز كند، وي آن موقع برخي افراد، جامعه روحانيت را به سمت انحصارگرايي برده بودند كه يكي از آن افراد، همين آقاي باهنر بود كه مخالف ورود اين افراد به ليست بود.
اين عضو ارشد كارگزاران با بيان اينكه آقاي ناطق خلاف واقع نگفتهاند، خاطرنشان كرد: آقاي هاشمي در جريان تشكيلات كارگزاران بود، ولي قبلاً معتقد به تلفيقي از تشكيل اين دو جريان بود و در جلسه جامعه روحانيت نيز از اينكه بهتر است يك ليست ارائه بدهيم دفاع كرد.
از سوي ديگر در اين طرف هم آقاي هاشمي افراد را قانع كرده بود كه با 5، 4 نفر راضي شوند.
وي در پاسخ به اين سؤال كه بعد از تشكيل حزب كارگزاران نحوه برخورد و حمايت آقاي هاشمي به چه شكل شد، خاطرنشان كرد: برخورد آقاي هاشمي با كارگزاران مثل ساير احزاب بود. منتها طبيعتاً ايشان در مقام اجرا، طرفدار حرفهاي معتدل و منطقي بودند و حرف افراد تندرو در دو جناح را قبول نداشتند.
***
اما در وراي تحليل ماجراها و اظهارنظرهاي تاريخي كه در اين زمينه وجود دارد، يك سؤال پيش ميآيد كه چرا هاشمي در ديدار با دانشجويان بيان كرد كه كارگزاران برخلاف اراده من بهوجود آمد؟ آيا وي قصد بازسازي چهره مخدوش شده خويش كه بسياري معتقدند كارگزاران، يكي از دلايل آن بوده است را داشته و يا اينكه هاشمي با بيان اين جمله ميخواسته از كارگزاران اعلام برائت كند؟

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













