دکتر محمود احمدینژاد روز گذشته در حالی چهارمین هفته دولت خود را با چهل و سومین سفر استانی آغاز میکند که سال گذشته پس از پایان دور اول این سفرها در نشست 3 ساعتهای با خبرنگاران تأکید کرده بود: سفرهاي استاني يك اتفاق بزرگ بود، يك توبه و استغفار از جانب دستگاههاي دولتي و مديران كشور كه به صورت متداول سالها در مركز متمركز شده و از مركز براي نقاط مختلف كشور تصميمگيري ميكردند.

شاید 10 خرداد 84 هنگامی که احمدینژاد در طولانیترین و پرشورترین نطق انتخاباتی خود در دانشگاه تهران وعده تمرکززدایی و مسافرت دولت به استانها را میداد و حتی هنگامی که پس از پیروزی در انتخابات، نخستین جلسه استانی دولت را در خراسان جنوبی (آبان 84) برگزار میکرد، کمتر کسی به ادامه و تکمیل این سفرها مطمئن بود، به طوری که حتی علاوه مخالفان دولت که انتظار الگو شدن این فرآیند ابتکاری برای سیستم مدیریتی کشور در جهت حل مشکلات کهنه مردم را نداشتند و بخشهایی از بدنه دولت که سالها با رکود و تمرکزگرایی در پایتخت خو کرده بودند، چشم انتظار عقیم ماندن این پروژه ملی بودند.
به هر حال، دیوار ضخیم دولت- ملت که احمدینژاد از شکستن آن به توبه و استغفار دولت یاد کرد، در شرایطی بنا شده بود که طرفداران لیبرالیزه کردن حاکمیت، نه تنها برای کوتاه کردن آن گام مؤثری برنداشته بودند بلکه با تأکید بر ضرورت ایجاد نهادهای واسط، اساس ارتباط مستقیم مردم و دولت را منتفی میدانستند. شاید از همین رو نیز بود که رئیسجمهور از این سفرها به اردوکشی پرزحمت دولت تعبیر کرد و گفت: « ما بايد تلاش ميكرديم ديواري كه بين مردم و مسوولان وجود داشت، برداشته شود ...در تاريخ كشورمان سابقه ندارد كه يك دولت چنين حركتي كرده باشد. سابقه ندارد يك رييس دولت تمام ايران را خودش ديده باشد ...اين اتفاق باعث تحول در سيستم اداري، تقويت اقتدار كشور، اتحاد ملي و همبستگي ملي است و آثار آن كمنظير و بيبديل است كه چيزي را نميتوان جايگزين آن كرد.»
سفرهای استانی اما علاوه بر آنکه مدل جدیدی از روابط دولت- ملت ارائه میکرد و به ارتقاء شاخصهای اقتصادی تمام نقاط کشور و مناطق محروم میانجامید، فصل جدیدی در مناسبات امنیت ملی نیز بود تا آنجا که احمدینژاد در جریان سفر خود به کردستان که به آن به عنوان استانی مرزی و ناامن نگریسته میشد، در تمام طول مسیر فرودگاه تا ورزشگاه محل سخنرانی بر بالای وسیله نقلیه حامل خود قرار گرفت و صحنههای به یاد ماندنی از ابراز احساسات مردمی که تا قبل از آن حتی عبور و مرور مقامات به مراتب رده پایینتر را نیز به خود ندیده بودند، آفرید.
علاوه بر تأثیرات قابل توجه این سفرها در امنیت داخلی در اثر فروریختن دیوار میان مردم و مسئولان، سفرهای استانی همواره شاهد مهمترین سخنرانیهای رئیسجمهوری نیز بوده است تا مدل امام خمینی(ره) در ارسال پیام به قدرتهای خارجی در این حوزه نیز احیا شود. به این ترتیب، احمدینژاد مهمترین سخنان خود را برای سفرهای استانی نگه میداشت و حتی مرداد ماه 85، هنگامی که خبرگزاریهای خارجی ادعای توافق ایران با مسئول کمیته سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای تعلیق کوتاه مدت غنیسازی را بر روی خروجی خود منتشر کردند، رئیسجمهور در پیامی آشکار به غرب اعلام کرد حتی یک روز هم تعلیق را نخواهیم پذیرفت.
از سوی دیگر، توبه دولت در طول این 3 سال با ملامت مخالفانش نیز شکسته نشد. ادعای تبلیغاتی و بیبرنامه بودن سفرها مهمترین حاشیهسازی مخالفان در مقابل این متن بیسابقه بود.
با این حال، پس از عبور دولت از نیمه سفرها و روشن شدن جدیت دولت، علاوه بر آنکه اتهام بدون برنامه بودن سفرها از سوی مقامات دولتی رد میشد و معاون اجرایی رئیسجمهور از صدها ساعت کار کارشناسی و مطالعه درباره نیازهای استان سخن میگفت، برخی جریانها و شخصیتهای سیاسی منصف غیرهمسو با دولت نیز، به ویژه آنها که در خارج از پایتخت حضور ثابت دارند، بر اثر مثبت این مدل تأکید کردند. حجتالاسلام صدوقی امام جمعه یزد از نزدیکان نسبی رئیسجمهور سابق، یکی از همین افراد بود که در اواخر سال 85 و پس از سفر دولت به این استان در جمع برخی خبرنگاران گفت من تا قبل از این سفر متعجب بودم که چگونه در عرض چند ساعت در جلسه استانی دولت بیش از 100 مصوبه مطرح و تصویب میشود اما با این سفر در جریان ساعتها کار کارشناسی و جلسات پیش از سفر قرار گرفتم.
اما عده دیگری از مخالفان دولت نیز با تیغ اتهامی پوپولیسم به استقبال توبه دولت آمده بودند و تمام تلاش خود را برای القاء تبلیغاتی بودن این سفرها بکار بستند. این انگارهسازی البته قبل از انتخابات ریاست جمهوری 84 نیز علیه احمدی نژاد به کار گرفته شده بود و رقبای انتخاباتی او عملکرد وی در شهرداری تهران و ارتباط نزدیک با مردم تهران را تبلیغاتی خوانده بودند، بی آنکه برای این پرسش، پاسخ روشنی داشته باشند که حتی بر فرض صحت این ادعا، چه ایرادی بر مدل جلب رضایت عمومی از طریق حل مشکلات عامه وارد است؟
دولت در موضوع هستهای نیز توبه کرد و در حالیکه تا قبل از مرداد 84، سه کشور طرف مذاکره با ایران حتی اجازه نصب و استفاده تحقیقاتی از 20 سانتریفیوژ را نیز به جمهوری اسلامی نمیدادند، به تعبیر رهبر انقلاب روند عقبنشینی در این دولت به روندی تهاجمی تغییر یافت. به طوری که غرب اکنون متوجه شده است رفتار ایران تابعی از تهدید نیست بلکه در مقابل هرگونه تهدید و فشار، جمهوری اسلامی نه تنها عقبنشینی نمیکند بلکه یک گام به پیش برخواهد داشت. آغاز به کار UCF اصفهان، رفع پلمپ از مجتمع نطنز، نصب 3 هزار سانتریفیوژ و سپس اعلام نصب 6 هزار سانتریفیوژ از همین سنخ اقدامات بود.
توبه دولت در این 3 سال اما به سفرهای استانی و سیاست خارجی نیز محدود نشد بلکه احمدینژاد در مقابله با ساختارهای معیوب کشور در حوزه اقتصاد مانند مدیریت مصرف سوخت، تغییر ساختار سازمان مدیریت و برنامهریزی، تغییر ساختار بودجهنویسی کشور و در آخرین گام، طرح بزرگ تحول اقتصادی نیز دست به اقداماتی زد که برخی معتقدند هرکدام از این پروژهها برای یک دولت کافی بوده است.
مردم هنوز با وجود همه مضیقهها به اینکه احمدینژاد توبه خود را نخواهد شکست، ایمان دارند. «بعضىها به من مىگويند چرا خود را به خطر مىاندازى ولى من به آنها مىگويم، ما براى كارهاى ساختارى آمدهايم.»

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













