هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 4 مرداد 1405
ساعت 02:31
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 30 تير 1405 ساعت 19:59
سه شنبه 30 تير 1405 19:51 ساعت
2026-7-21 19:59:16
شناسه خبر : 389501
ظریف در مقاله جدید خود در نشریه فارین افرز نشان داد که قصد پذیرش مسئولیت ایده‌های مخرب خود را ندارد و در عوض با ورژن‌های جدیدتری از سازش‌طلبی به میدان بازگشته است.
ظریف در مقاله جدید خود در نشریه فارین افرز نشان داد که قصد پذیرش مسئولیت ایده‌های مخرب خود را ندارد و در عوض با ورژن‌های جدیدتری از سازش‌طلبی به میدان بازگشته است.

گروه سیاست-رجانیوز: محمدجواد ظریف در یادداشت اخیر خود برای نشریه آمریکایی «فارن افرز»، بار دیگر ایده‌های شکست‌خورده و خسارت‌بار خود را این بار در بسته‌بندی جدیدی عرضه کرده است. او عامل شکست تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را به مسائل فنی مانند «ابهام» و «نبود ضمانت» تقلیل می‌دهد؛ این یک فرار به جلوی آشکار برای شانه خالی کردن از مسئولیت فاجعه‌ای است که تفکر او بر سر کشور آوار کرد.

 
توهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای اخیر، ترجمه عملی همان ایده‌هایی است که ظریف طی مقاله‌ای، درست پیش از پایان جنگ، در همین نشریه مطرح کرده بود. از طرح «مدیریت مشترک تنگه هرمز با عمان» و «رقیق‌سازی اورانیوم» گرفته تا «شبکه امنیتی منطقه‌ای» و الگوی «تعلیق در برابر تعلیق»، همگی همان مواردی هستند که پیش‌تر به‌عنوان راهی به سوی صلح پایدار قلمداد می‌شدند، اما امروز عملاً به مسیری برای جنگ جدیدی علیه کشور بدل گشته‌اند. لذا، بن‌بست و ابهام فعلی را نباید صرفاً ناشی از ساختار فنی سند تفاهم دانست. این وضعیت ریشه در بن‌بست ذاتی تفکرات رمانتیکی دارد که جواد ظریف آن را نمایندگی می‌کند.
 
خطای همیشگی ظریف، چشم بستن مطلق او بر واقعیت‌های سخت منطقه و ذات نظام بین‌الملل است. او گمان می‌کند صلح را می‌توان با چند ماده و تبصره حقوقی و لبخندهای دیپلماتیک مهندسی کرد. ارائه دوباره پیشنهادهایی مانند «کنسرسیوم غنی‌سازی» یا «ترتیبات امنیتی با مشارکت همسایگان»، چیزی جز کپی‌برداری از الگوهای شکست‌خورده غربی نیست که در دنیای واقعی غرب آسیا، که منطق آن «قدرت» است، یک شوخی تلخ محسوب می‌شود.
 
ظریف تلاش می‌کند منطق ورشکسته لیبرالیسم دهه ۹۰ میلادی را به زور به واقعیت‌های سال ۲۰۲۶ تحمیل کند. تاریخ بارها به ما ثابت کرده است که نه اقتصاد، نه سازمان ملل و نه مذاکره، هیچ‌کدام جلوی خوی استکباری و زورگویی آمریکا را نمی‌گیرد.
 
مضحک‌ترین بخش یادداشت آنجاست که شکست تفاهم را به «اختلاف بر سر معنای عبور از تنگه هرمز» ربط می‌دهد! او یک مسئله حیاتیِ حاکمیتی و امنیتی را به یک بازی با کلمات تقلیل می‌دهد تا از این سوال اساسی فرار کند: چرا مهم‌ترین اهرم قدرت و شاهرگ حیاتی کشور را در یک توافق سست و پر از ابهام قرار دادید که دشمن به راحتی آن را زیر پا بگذارد؟
 
سیاستی که مبتنی بر توهم «اعتمادسازی» و بی‌اعتبار کردن ابزارهای قدرت سخت خود باشد، مستقیماً به دشمن سیگنال ضعف می‌فرستد. بی‌خاصیت خواندن توان هسته‌ای، التماس برای عدم استفاده از اهرم تنگه هرمز و گره زدن سرنوشت کشور به اراده دشمن برای لغو تحریم‌ها، دعوتنامه فرستادن برای جنگ است، نه صلح.
 
جنگ سومی که ظریف از آن حرف می‌زند، محصول طبیعی و قطعی همین تفکر واداده و همین دیپلماسی التماسی است که قدرت واکنش کشور را تحلیل می‌برد و راه را برای فاجعه هموار می‌کند.
 
انتهای پیام/ 


2
پسندیدم

-