سه شنبه 30 تير 1405 04:49 ساعت
شناسه خبر : 389497
محمدمهدی مومنیها
نبض تجارت و امنیت جهان در قبضه تهدید
تنگه باب المندب امروز به کانونی راهبردی تبدیل شده که با شکست بازدارندگی نظامی آمریکا، کاهش ۵۵ درصدی عبور نفت و تهدید سناریوی بسته شدن همزمان با هرمز، معادلات انرژی، تجارت جهانی و امنیت بین الملل را به چالش کشیده و نشان داده که جنگهای نوین با اهرم هایی فراتر از میدان های نظامی کلاسیک رقم میخورند.
گذرگاهی که جهان را به لرزه درآورد
تنگه بابالمندب، این نوار باریک آبی به وسعت تنها ۲۶ کیلومتر، که از دل روزگاران باستان است، یادآور مسیری پرخطر با طوفانهای خروشان و صخره های خفته در کمین است؛ گذرگاهی که هزاران سال پیش، بازرگانان مصری، رومی و هندی از آن برای جابجایی ادویه، ابریشم و طلا بهره میبردند. اما نقطه عطف سرنوشت این آبراهه، سال ۱۸۶۹ و گشایش کانال سوئز بود؛ رویدادی که بابالمندب را به حلقه طلایی کوتاهترین مسیر دریایی میان آسیا و اروپا تبدیل کرد و دوران پرهزینه دور زدن قاره آفریقا را برای همیشه به تاریخ سپرد.
این تنگه که روزگاری صرفاً یک نقطه کور روی نقشههای دریانوردی بود؛ امروز به کانونی تبدیل شده که نه تنها جریان نفت و کالاهای جهان را کنترل میکند، بلکه معادلات راهبردی قدرتهای بزرگ را به چالش کشیده است.
آنچه در این آبراهه حیاتی در حال رخ دادن است، فراتر از یک مناقشه محلی یا تنش دریایی معمول است؛ این صحنه، رویارویی دو پارادایم متفاوت از قدرت است: بازدارندگی نظامی کلاسیک در برابر بازدارندگی مبتنی بر «هزینه-در-مقابل-هزینه».
گذار کیفی بابالمندب از گذرگاه به عامل بازدارنده
تحول در ماهیت استراتژیک تنگه
تنگه بابالمندب دیگر صرفاً یک «نقطه اتصال» میان دریای سرخ و خلیج عدن نیست. دادههای میدانی نشان میدهد که این آبراهه به یک «متغیر استراتژیک فعال» تبدیل شده که معادلات انرژی و تجارت جهانی را بازتعریف میکند. بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، حجم نفت عبوری از این تنگه از ۹.۳ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۳ به ۴.۲ میلیون بشکه در روز در نیمه اول ۲۰۲۵ کاهش یافته است. این کاهش ۵۵ درصدی، گویای دگرگونی بنیادین در کارکرد این مسیر حیاتی است.
برآوردهای بین المللی حکایت از آن دارد که در روزگار آرامش، سالانه میان ۲۰ تا ۲۶ هزار کشتی از دل این گذرگاه باریک می گذرند و نزدیک به یک چهارم تجارت کانتینری جهان، نفس خود را مدیون این آبراهه کهن است. حجم کالایی که از این مسیر به مقاصد جهانی روانه می شود، در سالهای اخیر به مرز یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تن رسیده است؛ آماری که گویای نقش بی بدیل این شریان دریایی در پیکره اقتصاد جهان است.
شکست پارادایم «بازدارندگی با زور»
آمریکا که همواره بر معادله «قدرت نظامی برای تأمین امنیت دریایی» تکیه داشته، این بار با پدیدهای ناآشنا مواجه شده است. علیرغم حملات هوایی مستمر در دریای سرخ و بابالمندب از سال ۲۰۲۴، نه تنها توانایی موشکی و پهپادی یمن تضعیف نشد، بلکه این کشور از یک «محصور در محاصره» به «طراح معادلات بینالمللی» تبدیل شد. این وارونگی راهبردی، یکی از واضحترین نشانههای افول رویکرد نظامیمحور در مدیریت بحرانهای منطقهای است.
معمای اقتصادی؛ وقتی دو شریان حیاتی در خطرند
سناریوی «خفهکننده مضاعف»
هشدار جدید سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، درباره پیامدهای بسته شدن بابالمندب، ابعاد جدیدی به این معادله افزوده است. آنچه کارشناسان را بیش از هر چیز نگران میکند، سناریوی «بسته شدن همزمان» بابالمندب و تنگه هرمز است. این دو آبراهه، بهمنزله «ریههای تنفسی» اقتصاد جهانی عمل میکنند و انسداد همزمان آنها به معنای «خفهکردن مضاعف» شریانهای انرژی جهان خواهد بود. در چنین وضعیتی، تنها مسیر جایگزین، دور زدن قاره آفریقا از طریق دماغه امید نیک است؛ سفری که هزاران مایل و روزها زمان اضافی به سفرهای دریایی تحمیل میکند.
هزینههای سرسامآور تجارت جهانی
پیامدهای اقتصادی این بحران، زنجیرهای و چندلایه است:
۱. افزایش هزینه سوخت و بیمه : تغییر مسیر کشتیها به دماغه امید نیک، مصرف سوخت را تا ۴۰ درصد افزایش میدهد و هزینه بیمهها را به شدت بالا میبرد.
۲. تورم جهانی : افزایش هزینه حملونقل مستقیماً به قیمت کالاهای مصرفی منتقل میشود و تورم را در سراسر جهان تشدید میکند.
۳. اختلال در زنجیره تأمین : صنایع خودرو، الکترونیک، ماشینآلات صنعتی و حتی مواد غذایی با تأخیر و افزایش هزینه مواجه میشوند.
بازندگان و برندگان؛ تحلیل منافع و هزینهها
آمریکا؛ گرفتار در تناقض راهبردی
اگرچه آمریکا با افزایش تولید نفت شیل، وابستگی مستقیم خود به انرژی خاورمیانه را کاهش داده، اما اقتصاد این کشور همچنان از سه کانال به بحران بابالمندب گره خورده است:
- فشار تورمی : افزایش قیمت نفت، زنجیره تولید تا مصرف را تحت تأثیر قرار داده و فدرال رزرو را در مسیر افزایش نرخ بهره نگه میدارد.
- افزایش هزینه کالاهای وارداتی : بسیاری از کالاهای مصرفی بازار آمریکا از مسیرهای دریایی تأمین میشوند.
- تضعیف جایگاه بینالمللی : ناتوانی در تأمین امنیت یک آبراهه حیاتی، وجهه آمریکا را به عنوان ضامن امنیت دریایی خدشهدار کرده است.
اروپا؛ آسیبپذیرترین قاره
اروپا که پس از کاهش دسترسی به انرژی روسیه، بیش از پیش به مسیرهای دریایی وابسته شده، در صدر فهرست آسیبپذیرترین مناطق قرار دارد. گاز طبیعی مایع، نفت و کالاهای واسطهای همگی از این مسیر عبور میکنند و افزایش هزینهها، صنایع اروپایی را در شرایطی که هماکنون با چالش رقابت جهانی دستبهگریبان است، زمینگیر خواهد کرد.
چین و هند؛ غولهای تشنه انرژی
این دو اقتصاد در حال رشد، با وابستگی روزافزون به واردات انرژی، در خط مقدم آسیبپذیری قرار دارند. هرگونه اختلال در مسیرهای انتقال، میتواند رشد صنعتی این کشورها را کند کرده و برنامههای توسعهای آنها را با چالش مواجه سازد.
ایران؛ بازیگر هوشمند و آگاه
در نگاه اول، ایران نیز از ناامنی در مسیرهای دریایی متأثر میشود؛ افزایش هزینه بیمه، دشواری تجارت خارجی و فشار بر مبادلات، همگی هزینههایی هستند که اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار میدهند. با این حال، تحلیل عمیقتر نشان میدهد که وابستگی ساختاری اقتصاد جهانی به این آبراهه، بهگونهای است که کشورهای صنعتی و مصرفکننده بزرگ انرژی، آسیبپذیری بسیار بیشتری نسبت به ایران دارند. به عبارت دیگر، در سناریوی بسته شدن بابالمندب، «سوختن خرمن جهانی» برای اقتصاد ایران هزینهآفرین است، اما برای رقبای منطقهای و قدرتهای فرامنطقهای، فاجعهبارتر خواهد بود.
جنگ مدرن؛ میدان نبرد از سنگر تا زنجیره تأمین
تحول در مفهوم جنگ
پیام آشکار تحولات بابالمندب این است که جنگهای مدرن دیگر صرفاً با ارتشها و در میدانهای نبرد کلاسیک انجام نمیشوند. امروز، «آبراههها»، «حق بیمهها»، «زنجیرههای تأمین» و «هزینههای حملونقل» به سلاحهایی راهبردی تبدیل شدهاند که میتوانند به اندازه موشکهای بالستیک، قدرتهای بزرگ را به زانو درآورند.
معادله جدید «هزینه در برابر هزینه»
آنچه در بابالمندب در حال شکلگیری است، پارادایمی نوین از بازدارندگی است: طرفی که هزینههای کمتری برای تداوم درگیری میپردازد، اهرم فشار بیشتری در اختیار دارد.
یمن با هزینه نسبتاً پایین موشکها و پهپادهای خود، توانسته است هزینههای سرسامآوری را بر اقتصاد جهانی و بهویژه بر آمریکا و متحدانش تحمیل کند. این وارونگی معادله هزینهها، یکی از مهمترین درسهای راهبردی این بحران است.
جهانی در انتظار شوک بزرگ
بابالمندب امروز به «قلب تپنده سیاست بینالملل» تبدیل شده است. هر جرقهای در این آبراهه، نه در سطح منطقهای، بلکه در وسعت جهانی طنینانداز خواهد شد. اظهارات لاوروف، دادههای EIA، تغییر مسیر کشتیرانیهای بزرگ و استقرار سامانههای موشکی یمن در ساحل تنگه، همگی نشانههایی از یک تحول بنیادین هستند؛ تحولی که میتواند نقشه انرژی و تجارت جهان را برای سالهای آینده بازتعریف کند.
آیا جهان برای سناریوی «خفهکننده مضاعف» آماده است؟ آیا قدرتهای بزرگ از شکست رویکرد نظامیمحور خود درس گرفتهاند؟ پاسخ به این پرسشها، نه تنها سرنوشت بابالمندب، بلکه معماری نظم نوین جهانی را تعیین خواهد کرد. یک چیز قطعی است: جهان دیگر نمیتواند این گذرگاه باریک را نادیده بگیرد؛ چرا که نبض اقتصاد جهانی در تنگهای به وسعت ۲۶ کیلومتر میتپد.

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/389497
لینک کوتاه کپی شد
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













