هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
شنبه، 3 مرداد 1405
ساعت 17:54
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 28 تير 1405 ساعت 21:01
يكشنبه 28 تير 1405 20:57 ساعت
2026-7-19 21:01:00
شناسه خبر : 389479
۱) درباره حملات نظامی یک هفته اخیر آمریکا و پاسخ‌های متقابل ایران، چه قضاوتی باید کرد؟ چشم‌انداز میدان چگونه است؟ تجاوزات نظامی آمریکا، پس از سه هفته اجرای نیم‌بند تفاهم‌نامه «خاتمه جنگ» رخ داد (و این، بیدارباشی برای هر فرد خوش‌بین است). آمریکا به همراه اسرائیل، چهل روز جنگید. اما وقتی از عهده پیامدهای طاقت‌فرسای جنگ از جمله نفت در حال تصاعد به ۱۳۰ دلار برنیامد، در میانه فروردین‌ماه درخواست آتش‌بس کرد (آمریکا بلافاصله پس از توافق ایران با آتش‌بس، آن را زیر پا گذاشت و اعلام محاصره دریایی کرد). مذاکرات اسلام‌آباد، سرانجام به تفاهم‌نامه‌ای انجامید که اجرای آن بیش از سه هفته دوام نیاورد، هر چند که در حین اجرا نیز بارها از سوی آمریکا و اسرائیل نقض شد.
 
۲) آمریکا و اسرائیل، ۱۴۰ روز قبل، به قلب پایتخت حمله کردند و همزمان چهار گوشه ایران را با بمباران و موشک‌باران سنگین کوبیدند، با این برآورد که دو-سه روزه یا نهایتاً ظرف چهار هفته، کار ایران را تمام می‌کنند. پنج ماه بعد، نه‌تنها آن پروژه بزرگ برای بلعیدن ایران پیش نرفته، بلکه تنگه هرمز همچنان بسته مانده و آمریکا با بزرگ‌ترین تحقیر نظامی و سیاسی تاریخ ۲۵۰ ساله خود دست‌به‌گریبان است.
 
۳) تمامیت ارضی ایران، شمال و جنوب، و شرق و غرب یا مرز و مرکز نمی‌شناسد و یک کل یکپارچه و محترم است که هر جای آن مورد تعرض قرار گرفت، برایش جان‌فشانی می‌کنیم. خاک گلگون خوزستان و ایلام و کرمانشاه، مقتل رزمندگان و سرداران بسیاری است که در دفاع مقدس از سراسر ایران شتافتند و گور صدام را در همان دفاع مقدس کندند (این، همان زمانی بود که سلطنت‌طلبان و منافقین و کومله و دموکرات، پااندازی ارتش متجاوز بعث را می‌کردند).
 
۴) در عین حال، مقایسه وضعیت میدان به فاصله ۱۴۰ روز نشان می‌دهد، دشمنی که دی‌ماه و اسفندماه اراده کرده بود پایتخت را قبضه و اعلام کشورگشایی کند و به غارت منابع و قتل‌عام نفوس بپردازد، اکنون در خلیج‌فارس درمانده شده است. ترامپ تاکنون چندین بار تلاش کرده تا با تهدید و حمله و تفاهم و توافق، سلاح قدرتمند تنگه هرمز را از پنجه ایران بیرون بکشد و نتوانسته است.
 
۵) او در جنگ ۴۰ روزه شکست خورد و عقب نشست، چرا که اسیر مهندسی حکیمانه رهبر شهید ایران شد و چندین ضربه را یک‌جا خورد.
 
۶) دور جدید حملات به مناطق جنوبی ایران و پژواک و روایت سوگیرانه ماجرا از سوی یگان‌های رسانه‌ای وابسته به سیا و موساد و ام‌آی‌سیکس، قرار است همه این فتوحات بزرگ را بپوشاند و آمریکای درمانده را در موقعیت ابتکار عمل و تسلط بر میدان نشان دهد! هدف، شکستن اراده قاهره ملت/حاکمیت ایران است.
 
۷) احتمالاتی که امروز (در پایان هفته بیستم جنگ) درباره چشم‌انداز حملات هفته اخیر مطرح است، تقریباً همان‌هایی است که از هفته‌های اول مطرح بود و به جایی نرسید.
 
۸) در مقابل تحرکات دشمن، نه باید دست‌پاچه و منفعل شد، و نه از این تحرکات غفلت کرد و کوچک شمرد. دشمن بیش از فشار نظامی برای پیشبرد اهداف، به اخلال در اِدراکات و محاسبات طرف ایرانی امید بسته است. برنامه موازی دشمن، شکاف انداختن در انسجام و اتحاد قدرتمند ملت ایران است که از طریق بازی دوگانه مذاکره - فشار و تهدید، انجام می‌شود.
 
۹) آخرین ارزیابی‌ها در آمریکا، از درماندگی راهبردی دولت ترامپ در جنگ حکایت می‌کند. چنان که نیویورک‌تایمز نوشت: «ترامپ در جنگ با ایران در سردرگمی مطلق است. رئیس‌جمهوری که به تحمیل اراده بر سایر کشورها عادت دارد، در پیشبرد جنگ علیه ایران کاملاً سرگردان مانده است». بنابراین، اولاً باید این روایت درست و دقیق را دائماً با جزئیات به افکار عمومی منتقل کرد. ثانیاً بسیار اهمیت دارد که از بازی در زمین دشمن و با قواعد مطلوب او پرهیز شود. طرف ایرانی باید در میادین گوناگون، رفتار فعال و ابتکار عمل پویای خود را داشته باشد.
 
۱۰) هیچ دلیلی ندارد در حالی که دشمن برای چندمین بار زیر میز مذاکره و توافق زده و تمام تهدیدها را برگردانده، ما در وارد کردن تمام فشار ممکن بر او تعلل و تردید کنیم. مسئولان ارشد باید درباره پایان تفاهم‌نامه و مذاکره، صریح و قاطع حرف بزنند و نتیجه این قاطعیت را در فشار بازار نفت بر دشمن ببینند. آرام کردن بازار نفت، نیاز دشمن است و نه ما. باید دست او را در تحرکات نظامی اخیر خواند و هر جا لازم است، قدرتمندانه پیش‌دستی کرد. باید سقف‌های تهاجمی را شکست. ضربات متقابل نباید متوازن و متناسب با حملات حریف باشد.


-