چهارشنبه 13 خرداد 1405 18:51 ساعت
شناسه خبر : 389138
حجتالاسلام طباخیان در گفتگو با رجانیوز؛
تطبیق وضعیت امروز با زمان صلح امام حسن(ع) و حدیبیه و توابین غلط و خطرناک است/ وظیفه ما عبرتگیری از تاریخ است نه مصادرهبهمطلوب سیره ائمه!
برخی برای حل بحرانهای اجتماعی، بیش از حد به تطبیقهای تاریخی پرشمار و پرتکرار متوسل میشوند. برخی جریانها از شرایطی مانند صلح امام حسن(ع)، حدیبیه یا سایر مقاطع تاریخی برای تحلیل وضعیت امروز استفاده میکنند. در حالی که این رویکرد، سادهسازی تاریخ است.
گروه تاریخ-رجانیوز: برخی از جریانهای سیاسی علاقه وافری به استفاده از وقایع تاریخی برای توجیه افکار و کارنامه خود دارند، بهنوعی که در جهان فکری سازشطلبان و غربگراها، ایرانِ امروز در وضعیت صلح امام حسن و حدیبیه است. حتی برخی هم برای توجیه انفعالطلبی خود، جریان انقلابی را با دچارشدن به عاقبت توابین تهدید میکنند. اما مطالعه دقیق تاریخ اسلام، منطق حاکم بر این گفتارها را به چالش میکشد. رجانیوز در گفتگو با حجتالاسلام والمسلمین محمدمهدی طباخیان، پژوهشگر تاریخ اسلام و سیره اهل بیت(علیهم السلام) به بررسی ابعاد و زمینههای شکلگیری این موضوع پرداخت.
نظر شما در مورد توضیحات ارائهشده و تلاش برخی از گروههای معلومالحال برای استفاده ابزاری از تاریخ و تطبیق وقایع با آرزوهای سیاسیشان چیست؟
تطبیق تاریخ در عرصه پژوهشهای تاریخی، نادرست و بهنوعی مسخرهترین و عامیانهترین رویکرد بوده و فاقد پشتوانه علمی مشخص است. «تطبیق» عمدتاً یا از سر جهل و عدم آشنایی با فضای تاریخ، یا از سر هیجان و یا تحت تأثیر مطامع اجتماعی و سیاسی انجام میشود. طبقهبندی دیگری برای آن نمیتوان ارائه داد.
آنچه من بر آن تأکید دارم «عبرت از تاریخ» است، نه تطبیق تاریخ. میان این دو یک فرق بنیادین وجود دارد. وقتی تطبیق تاریخی انجام میدهیم، یعنی میگویم شرایط امروز ما دقیقاً مشابه فلان دوره تاریخی است و بنابراین باید همان رفتارها را تکرار کنیم؛ در حالی که تجربه تاریخی و تحقیقات تاریخپژوهان نشان میدهد که موضوعات تاریخی بهشدت یونیک و منحصربهفرد هستند و بهسادگی قابل تکرار نیستند.
در جهان غرب نیز دستکم دو قرن است که پژوهشهای جدی و گستردهای در این زمینه انجام میشود و بر این نکته تأکید دارد که وقایع تاریخی تکرارپذیر نیستند.
حال ممکن است این سؤال پیش بیاید که پس قرآن، امیرالمؤمنین(ع) و رهبری در بحث تاریخ چه میفرمایند؟ پاسخ این است که ما از تاریخ باید عبرت بگیریم، نه تطبیق. یعنی چه؟ یعنی باید حوادث تاریخی را بررسی کنیم و از دل آنها فرمول استخراج کنیم؛ همان کاری که یک پزشک انجام میدهد.
قرآن نیز دقیقاً همین کار را میکند. قرآن برای تطبیق دورهها نیامده، بلکه برای ذکر «عبرت» آمده است. به همین دلیل به آن «احسن القصص» گفته میشود یا رهبر شهید هم به آن لفظ سنن تاریخی را اطلاق میکردند. امام مجتبی(ع) نیز میفرمایند: من با مردم هر عصر زندگی کردهام؛ یعنی از تاریخ فرمول استخراج نموده و بهکار گرفتهاند. اگر جامعهای دچار الف و ب شود، پیامد آن ج خواهد بود. این همان فرمولسازی از تاریخ است.
عبرتهای تاریخی نیز در سطح ملموس اینگونهاند، برای مثال: هر جا بشر در برابر زورگویی و سلطه قدرتطلبان مقاومت کرده، پیروز شده است. مقاومت از سازش کمهزینهتر است. هر جا در برابر طاغوت کرنش و تواضع صورت گرفته، این روند ادامهدار شده و پیامدهای خود را داشته است.
اما مسئله این است که ما نمیتوانیم بهسادگی دورهها را تطبیق دهیم. این کار به همان اندازه خطرناک است که بخواهیم با استنادهای سطحی بگوییم امروز شبیه دوره امام حسن مجتبی(ع) است یا شرایط ما مشابه حدیبیه یا توابین است. این نوع تطبیقها خطرناکاند.
اگر قرار باشد تطبیقی هم انجام شود، برخی میگویند شرایط امروز شبیه جنگ احزاب است. در این نگاه، حکم اولیه مقاومت است و باید دانست که دشمن غیرقابل اعتماد است و باید بر گفتمان مقاومت تأکید کرد. اما حتی این نوع تطبیق نیز محل مناقشه است و من خودم با احتیاط درباره آن صحبت میکنم، چون اساساً این حوزه بسیار خطرناک است.
مشکل اینجاست که برخی برای حل بحرانهای اجتماعی، بیش از حد به تطبیقهای تاریخی پرشمار و پرتکرار متوسل میشوند. برخی جریانها از شرایطی مانند صلح امام حسن(ع)، حدیبیه یا سایر مقاطع تاریخی برای تحلیل وضعیت امروز استفاده میکنند. در حالی که این رویکرد، سادهسازی تاریخ است.
بهنظر شما ایراد اصلی این جنس از روایت و استنتاجهای تاریخی چیست؟
در واقع ما باید تاریخ را بدون پیشفرض بخوانیم. کسی که پژوهشگر تاریخ است نباید با ذهنیت سیاسی یا اجتماعی سراغ تاریخ برود. باید سیره نبوی و تاریخ اهلبیت را بدون پیشفرض بررسی کند، از آن عبرت و فرمول استخراج کند و سپس در موقعیتهای مختلف از آن فرمولها استفاده کند.
اگر بگوییم که ما اکنون در برابر یک دشمن قدرتمند قرار گرفتهایم، خب پیامبر اکرم(ص) هم در جنگ احزاب در مقابل یک دشمن قدرتمند قرار داشت، امیرالمومنین(ع) هم در جنگ صفین و جمل مقابل یک دشمن قوی حاضر بود و در هر دو نمونه تاریخی معصومین دستور به مقاومت دادند.
خب باید پرسید که چرا به عبرت جنگ احزاب و صفین رجوع نمیکنیم؟ چرا در استدلالهایمان این عبرتها را نادیده میگیریم و فقط از سنت امام سجاد(ع) استفاده میکنیم و مردم را از همعاقبتشدن با نوابین میترسانیم؟ باید به سنت نبی اکرم(ع) و امام علی(ع) برگردیم و مراقب باشیم که جزو تارکین جهاد قرار نگیریم.
آیا معیار تشخیص، ذوق شخصی و علاقه سیاسی است؟ نباید تاریخ را ابزار توضیح ذهنیت خود قرار بدهیم و در وقایع تاریخی بهدنبال پیدا کردن یک وضعیت مشابه ذوق و سلایق خود باشیم. باید بدون پیشفرض به بررسی و عبرتگیری از تاریخ پرداخت.
برخی از آقایان که شرایط امروز را با حدیبیه و توابین مقایسه میکنند، آیا میدانند که صلح حدیبیه در چه سالی اتفاق افتاد؟ آیا میدانند که پیامبر اسلام در قبل و بعد حدیبیه چه سریههایی انجام دادند و روند تاریخی منتهی به این صلح چه بود؟
وقتی افراد بدون شناخت دقیق از کل سیر تاریخی، تنها یک مقطع را انتخاب و بر اساس آن حکم صادر میکنند، در واقع مثل کسی هستند که فقط یک سکانس از یک سریال طولانی را دیده و درباره کل داستان و کارگردان اظهار نظر میکند. این روش، غیرعلمی و نادرست است. مخاطبان باید مراقب باشند که در دام این تطبیقها و ترفندهای رسانهای نیوفتند.
از سوی دیگر، این نوع برخوردهای سطحی باعث میشود ما وارد دعواهای کور شویم؛ یکی بگوید شرایط حدیبیه است، دیگری بگوید غلط است و باید به امام مجتبی(ع) استناد کرد، و در نهایت بحث از مسیر علمی خارج میشود.
نکته اصلی این است که اهلبیت (ع) هیچگاه تاریخ را به این شکل ابزار تطبیق مستقیم به کار نبردهاند، بلکه بر «عبرت» و «سنن الهی» تأکید کردهاند. خداوند فرموده است: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ». باید به همین ادبیات بازگردیم.
انتهای پیام/

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/389138
لینک کوتاه کپی شد
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













