هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 17 ارديبهشت 1405
ساعت 08:48
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 8 ارديبهشت 1405 ساعت 19:56
سه شنبه 8 ارديبهشت 1405 13:31 ساعت
2026-4-28 19:56:05
شناسه خبر : 388932
آیا این رویکرد که خطوط قرمز رهبری را کم رنگ می‌کند پدیده‌ای جدید است؟ پرونده‌خوانی یک دهه اخیر نشان می‌دهد که این استراتژی، ریشه‌ای عمیق‌تر دارد و ماجرا از تئوری‌پردازی برای «عبور نرم» از همین خطوط قرمز در ماجرای برجام آغاز شد.
آیا این رویکرد که خطوط قرمز رهبری را کم رنگ می‌کند پدیده‌ای جدید است؟ پرونده‌خوانی یک دهه اخیر نشان می‌دهد که این استراتژی، ریشه‌ای عمیق‌تر دارد و ماجرا از تئوری‌پردازی برای «عبور نرم» از همین خطوط قرمز در ماجرای برجام آغاز شد.
گروه سیاست-رجانیوز: روز گذشته، دو رسانه اصولگرا، در اقدامی هماهنگ، شروط عزت‌مندانه و منطقی نظام برای پایان جنگ را با کلیدواژه تأمل‌برانگیز «لوبیای سحرآمیز» توصیف کردند. این تعبیر کنایه‌آمیز که مطالبات به‌حق مردم و رهبری را غیرواقعی جلوه می‌داد، موجی از خشم و انتقاد را در میان فعالان و توده‌های انقلابی برانگیخت به حدی که شب گذشته بنر بزرگی از «خطوط قرمز رهبری» را بر سردر ساختمان یکی از این دو رسانه توسط مردم نصب شد. 
 
اما آیا این رویکرد که خطوط قرمز رهبری را کم رنگ می‌کند پدیده‌ای جدید است؟ پرونده‌خوانی یک دهه اخیر نشان می‌دهد که این استراتژی، ریشه‌ای عمیق‌تر دارد و ماجرا از تئوری‌پردازی برای «عبور نرم» از همین خطوط قرمز در ماجرای برجام آغاز شد.
 
تئوری «انعطاف‌پذیری» خطوط قرمز
برای فهم منطق امروز این جریان، باید به یک دهه قبل بازگشت. پس از آنکه رهبر معظم انقلاب در آستانه توافق هسته‌ای، شروطی دقیق و خدشه‌ناپذیر همچون «لغو فوری و کامل تحریم‌ها»، «عدم پذیرش محدودیت بلندمدت» و «عدم وابستگی لغو تحریم‌ها به راستی‌آزمایی آژانس» و... را به‌عنوان «خطوط قرمز» نظام اعلام فرمودند، نشریه خط حزب‌الله وابسته به پایگاه اینترنتی خامنه‌ای دات‌آی‌آر در یادداشتی قابل تأمل، مسیری متفاوت برای تفسیر این خطوط گشود و نوشت: «خطوط قرمز، هدف مذاکره نبود، بلکه... «ابزار» رسیدن به هدف بود... به همین دلیل این خطوط مانند «مین» عمل نمی‌کنند که با یک اتفاق و جابه‌جایی بشود به قضاوت مطلق رسید.»
 
این تفسیر، عملاً راه را برای «انعطاف» در برابر خطوطی که صریحاً اعلام شده بود، باز کرد و این پیام را مخابره نمود که می‌توان به این حدود، نه به‌عنوان یک اصل ثابت، بلکه به‌عنوان یک ابزار تاکتیکی نگریست. 
 
یک نتیجه قابل پیش‌بینی: «خسارت محض»
نتیجه آن رویکرد، توافقی شد که سال‌ها بعد رهبر انقلاب آن را «خسارت محض» خواندند و حتی در مهرماه ۱۴۰۴، به نادیده گرفته شدن یکی از همان خطوط قرمز اشاره مستقیم کردند: «من گفتم بابا ۱۰ سال یک عمر است،‌ چرا ۱۰ سال را قبول میکنید شما؟... بنا شد ۱۰ سال را هم قبول نکنند اما  قبول کردند به هر حال...» این سخنان، تأییدی بود بر اینکه آن «انعطاف‌پذیری» نظری، در عمل به چه نتیجه‌ای منجر شده است.
 
از مین تا لوبیای سحرآمیز
حالا همان جریان فکری، در مواجهه با شرایط جنگ تحمیلی سوم، بار دیگر با همان منطق به میدان آمده است. در حالی که افکار عمومی و دلسوزان نظام بر شروط رهبر انقلاب و شروطی که شعام آنها را اعلام کرده است همچون «آتش‌بس کامل و پایدار» و «لغو تحریم‌ها» به‌عنوان خطوط قرمز هرگونه توافق تأکید دارند، این جریان رسانه‌ای، این مطالبات برحق را با کلیدواژه تأمل‌برانگیز «لوبیای سحرآمیز» توصیف می‌کند. این تعبیر، عملاً همان کارکرد تئوری «مین نبودن خطوط قرمز» را ایفا می‌کند: یعنی غیرواقعی و دست‌نیافتنی جلوه دادن شروطی که مبنای حرکت نظام است.
 
اما شاید عجیب‌تر از اصل ماجرا، واکنش این جریان به انتقادات بود. پس از آنکه فعالان رسانه‌ای مؤمن و انقلابی نسبت به این رویکرد جدید انتقاد کردند، جوابیه صادرشده، منتقدان را یک «گروه کوچک» که به دنبال «عملیات روانی» است معرفی کرده و در اقدامی بی‌سابقه، مطابه‌گری مردم را در ردیف عملیات تروریستی گروهک منافقین و واکنش‌های ارتش رژیم صهیونیستی قرار داد و نوشت: «سال گذشته گروهک منافقین تلاش کرد با یک عملیات تروریستی و انفجار یک بمب در مقابل خبرگزاری، خبرنگاران تسنیم را از پیگیری رسالت خود برای دفاع از جمهوری اسلامی منصرف کند و آنان را بترساند؛ در طول دو‌ماه گذشته نیز ارتش رژیم صهیونیستی با ۴ بار واکنش مستقیم علیه تسنیم، سعی کرد خبرگزاری را منفعل کند و نتوانست. حالا در این میان، عملیات سیاسی یک گروه کوچک نیز محلی از اعراب نخواهد داشت.»
 
خط رسانه‌ای نادیده گرفتن خطوط قرمز رهبری در سال ۹۴ زمینه‌ساز توافقی شد که رهبر انقلاب بعد‌ها آن را «خسارت محض» توصیف کردند. نکته قابل تأمل آن است که با وجود صدور بیانیه از سوی هر دو رسانه پس از انتقادات گسترده، هیچ‌کدام حاضر به عذرخواهی رسمی بابت به کار بردن این تعبیر عجیب نشدند و صرفاً به توجیه اقدام خود و حمله به منتقدان پرداختند؛ الگویی که نشان می‌دهد این جریان همچنان بر همان مسیر اصرار دارد.
 
انتهای پیام/


-