تفسیر نور: طبق آیه 141 سوره نساء، هر طرح،عهد نامه ،رفت و آمد و قراردادی که راه نفوذ و تسط کفّار بر مسلمین را باز کند هم، حرام است/ رهبر انقلاب: آن اسلامى که تا چشمش به قدرتى بیفتد رنگش بپرد و خودش را کنار بکشد، اسلام نیست
گروه معارف - رجانیوز: جامعه ی اسلامی جامعه ای است تا همه ی مسائل و مشکلاتش را به قرآن و معارف اسلامی ارجاع می دهد و پاسخ سوالات و مشکلاتش را از اقیانوس بی کران ثقلین بر می گیرد. این روز ها اولا به مناسبت سالروز قیام حضرت امام(ره) علیه لایحه ی ننگین کاپیتولاسیون که مظهر استکبار ستیزی و قاعده نفی سبیل است و ثانیا به دلیل بحث هایی که حول نظر شورای نگهبان در موضوع جواز و یا ممنوعیت حضور غیر مسلمان ها در شوراهای اسلامی شهر و روستا صورت می پذیرد، شایسته است به محضر قرآن کریم مشرف شده و آیه ی 141 سوره مبارکه نساء را مورد تامل قرار داده و مروری بر قاعده ی نفی سبیل داشته باشیم.
آیه:
اَلَّذِینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِنْ کانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللّهِ قالُوا أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ وَ إِنْ کانَ لِلْکافِرِینَ نَصِیبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَ نَمْنَعْکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَاللّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً
ترجمه:
(منافقان)کسانی اند که پیوسته(از سر بدخواهی)مراقب شما هستند تا اگر از سوی خدا برای شما پیروزی باشد،گویند:آیا ما با شما نبودیم؟ (پس باید در افتخارات و غنائم شریک شویم)اگر برای کفّار بهره ای(از پیروزی)بود،(به کفّار)گویند:آیا ما مشوّق شما (برای جنگ با مسلمانان) و بازدارنده شما از گزند آنان و عدم تسلیم در برابر)مؤمنان نبودیم؟پس خداوند روز قیامت،میان شما داوری خواهد کرد.و خداوند هرگز راهی برای سلطه ی کفّار بر مسلمانان قرار نداده است.
تاملی بر آیه از گذر تفسیر نور - حجت السلام والمسلمین استاد محسن قرائتی
نکته ها:
قرآن،از پیروزی مسلمانان با کلمه ی «فَتْحٌ» و پیروزی کفّار با واژه ی «نَصِیبٌ» شاید به این جهت تعبیر کرده است که بفهماند رونق کفر،زودگذر است و فرجام نیک و پیروزی واقعی،با حقّ است.
«نَسْتَحْوِذْ» از ریشه ی«حوذ»به معنای عقبِ ران آمده است.زیرا شتربان برای سوق و حرکت دادن شتر،به آن قسمت ضربه می زند و در اینجا مراد،تشویق کفّار به جنگ علیه مسلمانان است.
فقها در مسائل مختلف فقهی،برای اثبات عدم تسلّط کفّار بر مؤمنان،به جمله ی «لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ» استناد می کنند.البتّه رفت و آمد و کسب اطلاع و آموزش دیدن و تبادل فرهنگی و اقتصادی،اگر سبب سلطه کفّار و ذلّت مؤمنان نباشد مانعی ندارد.چون در روایات می خوانیم:آموزش ببینید،گرچه به قیمت مسافرت به کشور چین باشد.و یا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:هر کافر اسیری،ده مسلمان را آموزش دهد او را آزاد می کنم.و در زمان معصومین علیهم السلام معاملات میان مسلمانان و دیگران انجام می شده است.
پیام ها:
1-منافقان فرصت طلبند واز هر پیشامدی به سود خود بهره می گیرند. یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ ...
2-منافقان،جاسوسان کفّار و مشوّق آنان برای جنگ با مسلمانانند. «نَسْتَحْوِذْ»
3-روز قیامت،با داوری به حقّ خدا،همه ی نیرنگ ها و نفاق ها آشکار می شود. «فَاللّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ»
4-مؤمنان،حقِ پذیرفتن سلطه کافران را ندارند،و سلطه پذیری نشانه نداشتن ایمان واقعی است. «لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»
5-باید کاری کرد که کفّار از سلطه بر مؤمنان برای همیشه مأیوس باشند. لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ...
6-هر طرح،عهد نامه،رفت و آمد و قراردادی که راه نفوذ کفّار بر مسلمانان را باز کند حرام است.پس مسلمانان باید در تمام جهات سیاسی،نظامی،اقتصادی و فرهنگی از استقلال کامل برخوردار باشند. لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ ...
قاعده ی نفی سبیل در کلام رهبر انقلاب
- براى امریکا، سیاست کور کردن نقطهى امید جمهورى اسلامى، یک سیاست بسیار جدى است. براى اروپا، براى صهیونیسم، براى شبکههاى ناشناختهى اختاپوسى استکبار جهانى، براى همان پیرمردهاى جاافتادهى گروه سیاست خارجى امریکا که مىنشینند مباحث سیاست خارجى را تحلیل مىکنند و به دست کارشناسان مىدهند تا به تصویب و به مرحلهى اجرا برسد؛ یا همینطور براى انگلیس، این سیاست، یک سیاست اصلى است. کدام سیاست؟ نقش اسلامى را از پیشانى جمهورى اسلامى زدودن! ما در مقابل این، بایستى با تمام قوا مبارزه کنیم. اسلام و نظام اسلامى و حاکمیت اسلامى، آن هم به صورت قرآنىاش؛ یعنى به همان صورت «و لن یجعل اللَّه للکافرین على المؤمنین سبیلا(۱).» اینگونه؛ متعرضانه؛ یعنى به صورت «الاسلام یعلوا و لایعلى علیه(۲)». اسلام این است. آن اسلامى که تا چشمش به قدرتى بیفتد رنگش بپرد و دست به سینه ببرد و متواضع شود و «بنده قابل نیستم» بگوید و خودش را کنار بکشد، اسلام نیست. اسلام قرآنى! همان اسلامى که وقتى آمد، انقلاب شد و جمهورى اسلامى به پاشد. ما باید این را نگه داریم. (۱۳۷۱/۰۵/۱۹)
- امروز دنیای اسلام برای به دست آوردن عزّت و موجودیّت و هویّتِ خود یک راه بیشتر ندارد و آن برگشت به اسلام است؛ البته اسلام واقعی، نه یک اسلام متحجّرِ آمیخته با خرافات که دشمنان اسلام تبلیغ میکنند و میگویند اسلام این است- اینطور اسلامی کارآمد نیست- و نه اسلامِ تطبیقدادهشدهی با اصول امریکایی و مورد نظر غربیها که آن هم اسلام نیست؛ هر دوی اینها اسلام امریکایی است، که امام بزرگوار ما تقابل ایجاد کردند و فرمودند: «اسلام امریکایی» و «اسلام ناب محمّدی». اسلام ناب و خالص، اسلامِ توحید و وحدت بین امّت اسلامی، اسلامِ «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا »، اسلامِ «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه »، اسلامی که میگوید: «و لو انّ اهل القری آمنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الأرض ». برگشت به این اسلام، تنها علاج و نسخهی درمان امّت اسلامی است و این ممکن است. امروز حرکت به سمت این اسلام، از شرق تا غرب دنیای اسلام، همه جا را فراگرفته و این همان چیزی است که دشمنان اسلام را دستپاچه کرده است.( ۱۳۸۲/۰۲/۲۹)
لذا اسلام دین عزت است و کافران هیچ راهی بر مسلمانان ندارند و هرگونه حاکمیت و سلطه ای از طرف کفار بر مسلمین حرام شرعی است و همه موظف اند در راه استکبار ستیزی و نفی سلطه دشمنان تلاش کنند . حال که نگاهی گذرا بر آیه ی شریفه ی فوق داشته ایم لازم به ذکر است مباحث فراوانِ تفسیری، فقهی، حقوقی و ... ذیل این آیات شریفه و خصوصا قاعده ی نفی سبیل مطرح است اما طرح همه ی مباحث در رسالت این نوشتار نیست و باید به منابع موجود و معتبر رجوع کرد لکن به طرح اجمالی چند مبحث در باب قاعده نفی سبیل برای علاقه مندان می پردازیم.
امروز یکی از مشکلات کشورهای اسلامی، سلطه قدرت های غیرمسلمان بر آنهاست. اسلام، چاره این مشکل را اجرای قاعده نفی سبیل می داند. قاعده نفی سبیل و نفی سلطه در حقوق و علوم سیاسی اسلام، یکی از مهمترین قواعد فقهی است که مورد توافق فریقین است و تا حدود زیادی پاسخگوی سؤالات فوق در هزاره سوم میلادی می باشد.
تعریف قاعده نفی سبیل
چند تعبیر در آیات و روایات اسلامی، سبب شده است تا مسلمانان به اصطیاد قاعده «نفی سبیل از کفّار» پی برند و معتقد به لزوم نفی سلطه از اسلام و کشورهای اسلامی شوند. اهم این تعابیر عبارتند از:
عدم جعل سبیل برای کافران بر علیه مؤمنان در وحی الهی.
علوّ اسلامی در قوانین موضوعه رسول خدا صلی الله علیه و آله .
تلقی شدن کفر در فرهنگ توحیدی به عنوان عدم زندگی معنوی.
عزت اسلام و ذلّت کفر.
برتری حیات بر مرگ در روایات اسلامی.
مسلمانان از این تعابیر و با تکیه به متن وحی در آیه 141 سوره نساء که فرموده است: «و لَنْ یَجْعَلِ اللّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی المُوْمِنینَ سَبیلاً»، نفی «وضع قوانین به نفع کفّار و بر ضرر مسلمین» و هرگونه تسلط و حاکمیت کفار بر مسلمین را استنباط نموده اند و آن را منافی با حیات معنوی مسلمانان و عزت اسلامی دانسته اند.
ادلّه قاعده نفی سبیل
دلایل قاعده نفی سبیل، به اختصار از این قرار است:
«و لن یجعَلَ اللّه للکافرین علی المؤمنین سبیلاً(1)»: «و خداوند کافران را بر مومنان سلطه نداده است».
«یا ایُّهَا الَّذینَ آمنوا لاتَتَّخِذوا الکافِرینَ اَوْلیاء مِنْ دونِ المُوْمِنینَ(2)»: «ای کسانی که ایمان آورده اید کافران را بدون مؤمنان، دوست و سرپرست قرار ندهید».
«و لللّه العِزّة و لِرَسولِهِ و لِلْمُوْمِنینَ(3)»: «و عزت، برای خدا و رسولش و برای مؤمنان است».
برخی از فقیهان از آیه فوق نیز قاعده نفی سلطه را فهمیده اند(4).
قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «الاسلام یَعْلو و لایُعْلی عَلَیْهِ و الکُفّارُ بِمَنْزَلَة المَوْتی لایَحْجِبونَ و لایورَثونَ(5)»: «اسلام برتر است و بر آن چیزی برتری نخواهد یافت و کافران به منزله مردگان می باشند و مانع از ارث نمی باشند و ارث نیز نمی برند».
تحلیل ویژگی های قاعده نفی سبیل
برخی از مهمترین شاخصه های نفی سلطه که در قاعده نفی سبیل مطرح است عبارتند از:
- منظور از سلطه نفی شده، اعم است از سلطه واقعی، فیزیکی، سلطه ادعایی، سلطه در استدلال، سلطه حاکمیّتی، حقوقی، تکنولوژیکی، اطلاعاتی، امنیّتی، اقتصادی، وکالتی، قهری، قیمومیّتی، خانوادگی، باواسطه و بی واسطه و خلاصه سلطه مطلق.
- قاعده نفی سبیل، ظهور در نفی سلطه «تشریعی» کفار بر مسلمین دارد و در مقام بیان سلطه در تکوین نیست.
- قاعده نفی سبیل شامل کفار معترف به کافر بودن و کفاری که مدعی اسلامند (مثل خوارج و بغاة و...) نیز می گردد. یعنی کفر واقعی، ملاک است، اعم از اینکه کافر علم به کفر خود داشته باشد یا نداشته باشد.
- کفار، نه بر امت اسلامی حق سلطه دارند، نه بر دولت های اسلامی، و نه بر احزاب اسلامی. همان گونه که حق حاکمیّت بر Ngoe شرکت های اسلامی و ائمّه مسلمین را هم ندارند.
- نفی سبیل، شامل نفی فضاسازی های عرفی، فرهنگی، هنری، آداب و رسومی، متدولوژیکی و علمی است.
- قاعده نفی سلطه از قواعد اجماعی، بلکه ضروری میان همه فرق اسلامی است و اختلافی نیست و مفادش بیانگر حکم است نه حق.
- قاعده نفی سبیل، قاعده آمره است نه تفسیری-تکمیلی. لذا برخلاف آن نمی توان با کفار، توافق نمود یا قرارداد، منعقد کرد و نیز با همه پرسی نمی توان آن را تصویب کرد.
- قاعده نفی سبیل بر قواعد ضرورت، اضطرار و اکراه و تقیّه، مصلحت و ولایت مقدم نیست. ولی شاید هیچ مصلحتی اقوا از نفی سلطه کفر نباشد.
-نفی سلطه کفار بیانگر هم حکم وضعی و هم حکم تکلیفی می باشد. لذا هم تحمّل سلطه کفار و هم تحمیل سلطه بر مسلمین، حرام است و هم مقررات سلطه آمیز، باطل است.
- ضمانت اجرای قاعده نفی سلطه کفار، علاوه بر عدم نفوذ و بطلان، ایجاد مسؤولیّت مدنی و کیفری است، همچنانکه علاوه بر حرمت و عدم جواز آن سبب عقوبت اخروی است.
- بسیاری از فقها، قاعده نفی سبیل را به صراحت، در ابواب ارث، ضمان، رهن، حواله، اجاره، عاریه، تولیت، وقف، وکالت، بیع، نکاح، شفعه، لقطه، قضاوت، نذر، دیات و قصاص مطرح کرده و پذیرفته اند.
- قلمرو کاربرد قاعده نفی سبیل، هم در حقوق خصوصی است (اعم از قراردادها و سایر حقوق مالی) و هم در احکام کیفری (دیات و قصاص).
- یک مسلمان در حالت عادی، حق ندارد وصی و شاهد بر اعمال خود را از کافر برگزیند.
- زن مسلمان حق انتخاب شوهر کافر، در زوجیّت دائم و موقّت (و هرجا صدق سلطه نماید) ندارد و برعکس، مرد مسلمان حق داشتن زوجه موقّت را (که جزئیات آن در کتب فقها بیان شده است) دارد.
- کافر از مسلمان، ارث نمی برد و اگر وارثِ مسلمان وجود نداشته باشد، ارث مسلمان به امام مسلمین می رسد.
- نفی سبیل، نفی علوّ و برتری کفار بر مسلمین است و نفی برتری کفر بر اسلام می باشد.
- قاعده نفی سبیل در حالت عادی، هم در بلاد کفر جاری است، هم در بلاد اسلامی و هم در مناطق آزاد. مگر از باب ضرورت، تقیه، اضطرار و اکراه.
- قاعده نفی سبیل هم در احوال شخصیه و هم در حقوق عمومی هر دو اجرا می گردد.
- در جایی که عرف مسلمانان (نظیر قسامه) وجود دارد نمی توان تمسّک به عرف کفار نمود و از ادلّه تساوی دم و غیردم در ادله اثبات نمود.
- به استناد قاعده نفی سبیل جایز نیست مسلمان مجرم را تحویل دولت های کفر نمود ولو به درخواست پلیس بین الملل.
- اقرار مسلمان به نفع کافر نافذ نیست زیرا برخلاف قاعده نفی سبیل است.
- بیّنه کفار بر علیه مسلمانان قابل پذیرش نیست چون کافر در مظانّ اتّهام است و پذیرش دلیل و بیّنه او برخلاف قاعده نفی سبیل است.
- هیچ کافر یا دولت کفری حق مجازات ، زندانی کردن، تبعید یا جریمه انسان مسلمان یا شرکت های اسلامی را ندارد و هیچ دولت کافری حق مصادره اموال مسلمان را ندارد.
- کودکان و اطفال مسلمین از جنبه «حکمی» قاعده نفی سبیل نسبت به خودشان مستثنی هستند چون شرط تکلیف، بلوغ است. اما دول کفار حق سلطه بر کودکان مسلمان را ندارند.
-منظور از نفی سبیل، نفی سلطه بر همه مسلمانها، اعم از شیعه و فرق آن، سنی و فرق آنها، اعم از زن و مرد و اشخاص چندجنسیّتی می باشد.
-شمول نفی سلطه کفار در قاعده نفی سبیل، بر منافقان جای تردید دارد.
- الحاق کشورهای اسلامی به کنوانسیون هایی که سبب سلطه کفار و نظام سلطه بین المللی بر مسلمین است، حرام و باطل است و قضات اسلامی می توانند اقدامی را تعقیب قضایی کنند.
- قاعده نفی سبیل در همه امور عبادی، سیاسی، معاملاتی و احکام، اجرا می شود و نباید کفار بر مقررات اسلام، سلطه یابند.
- قاعده نفی سبیل، حکومت واقعی بر احکام اولیّه فقهی دارد.
- قاعده نفی سبیل، مالکیّت اختیاری و اجباری کفار را نفی می کند.
- قاعده نفی سبیل در اعمال حقوقی و وقایع حقوقی اجرا می شود که سبب سلطه کفار باشد ولی اگر موجب سلطه نشود یا موجب سلطه مسلمان بر کافر گردد، اجرا نمی شود.
- عمل برخلاف قاعده نفی سبیل را برخی باطل، برخی حرام و برخی مکروه دانسته اند و این اختلاف، به تفاوت در مصادیق برمی گردد.
- برخی، برای اجرای قاعده نفی سبیل، شرط کرده اند که عمل باید موجب ذلت مسلمان باشد و این را از ادله عزت مؤمن و نفی ذلت مسلمانان، استنباط نموده اند.
- پذیرش داوری های بین المللی و آژانس های بین المللی، شورای امنیّت و سازمان های وابسته به سازمان ملل اگر سبب سلطه کشورهای غربی، ناتو و کشورهای اروپایی بر ممالک اسلامی شود به دلیل قاعده نفی سبیل اولاً حرام ثانیا غیرنافذ و ثالثا باطل و بی اثر است و موجب ضمان و مسوؤلیّت صادرکنندگان مجوز آن می باشد.
- مصوبات محاکم بین المللی، سازمان های بین المللی و حاکمیّت عرفهای بین المللی اگر موجب سلطه و حاکمیّت فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و یا... کفار بر مسلمانان گردد، حرام، غیرنافذ و باطل است و هیچ شخص حقیقی یا حقوقی اسلامی حق اطاعت از آن را ندارد. زیرا این امر، اطاعت از طاغوت و برخلاف قاعده نفی سبیل و مشمول حرمت عون ظلمه و... است.
- نفی سلطه کفار بر مؤمنان شامل سلطه دیجیتالی و الکترونیک و مجازی نیز می شود.
کاربرد قاعده نفی سلطه در حقوق ایران
نخست- در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران مفاهیم زیر می تواند با قاعده نفی سلطه، ارتباط یابد:
اسلامی بودن موازین و مقررات. (اصل چهارم، بند 16 از اصل سوم، اصل یکصد و شصت و هفتم).
چون آیات قرآن مجید، روایات، اجماع فریقین، قاعده نفی سبیل را پذیرفته است بنابراین یکی از موازین اسلامی است. بر اساس اصل چهارم قانون اساسی، همه قوانین در جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس موازین اسلامی باشد. پس قوانین جمهوری اسلامی ایران، قاعده نفی سبیل را پذیرفته و در بند 16 از اصل سوم، دولت را موظف به تنظیم سیاست خارجی بر اساس موازین اسلامی نموده است. پس دولت، موظف است بر اساس قاعده نفی سلطه کفار از مسلمانها، سیاست خارجی را تنظیم نماید.
اگر فرض شود که در قانون ایران، قاعده نفی سبیل طرح نشده باشد، قاضی باید بر اساس قاعده نفی سبیل، به استناد اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رأی صادر کند؛ همانطور که اگر فرض شود این قاعده با سایر اصول و مواد قانونی، منافات داشته باشد. (به استناد بند ج - 6 از اصل دوم، اصل هشتاد و یکم و هشتاد و دوم، اصول یکصد و چهل و پنجم و یکصد و چهل و ششم، اصل یکصد و پنجاه و چهارم).
اصل 152 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر می دارد:
«سیاست خارجی ایران بر نفی سلطه جویی و سلطه پذیری و حفظ استقلال همه جانبه و تمامیّت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهّد در برابر قدرت های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیرمحارب، استوار است».
اصل 153 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: «هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شؤون کشور گردد، ممنوع است».
مفهوم «بیگانه» در حقوق موضوعه جهان، به معنای کسانی است که تابعیّت کشوری را ندارند، اعم از آنکه ساکن آن کشور باشند یا نباشند. در مفهوم اسلامی، «بیگانه» به معنای غیرمسلم است. اعم از اینکه ایرانی باشد یا نباشد. به استناد ذیل اصل چهارم قانون اساسی جمهور یاسلامی، مفهوم دوم از بیگانه را باید پذیرفت. بنابراین، به استناد بند ج - 6 از اصل 2 و اصول 81 و 82 و 145 و 146 و 154، محدودیت هایی برای کفار و بویژه کفار کشورهای خارجی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وضع شده است که با اساس قاعده نفی سبیل کفار، سازگاری کامل دارد.
دوم- قاعده نفی سبیل در قوانین عادی ایران نیز به کار رفته است که از ذکر آن می گذریم.
قاعده نفی سبیل در فقه اسلامی (شیعه)
در کتاب های فقهی شیعه، نظیر سرائر، انوارالفقاهه، الکافی، الغنیه، المقنعه، المراسم، النهایة، شرایع الاسلام، قواعدالاحکام، المقنعه، الخلاف(20)، جواهرالکلام(21)، نهایة، از عدم سلطه کفار بر مسلمانان به عنوان قاعده نفی سبیل یاد شده است.
مرحوم میرفتاح(ره)، فروع فقهی قاعده نفی سبیل را به شرح زیر می داند:
1. ولایت برای کفار در زمین موات نیست و اولویّت در میراث ندارد.
2. کافر، حقی از حقوق الهی (مثل زکات، خمس، کفاره) بر ذمّه مسلم ندارد.
3. ولد در نذر، عهد و یمین، نیاز به اذن از ولیّ کافر ندارد.
4. نیاز به اذن از کافر در عبادت برای زوجه نیست.
5. عدم لزوم اطاعت از کافر در مقاماتی که اگر مسلم بود اطاعت از او لازم بود.
6. عدم نفوذ قضاوت کافر.
7. عدم جواز تولیت وقف مسلمانها از سوی کافر.
8. تملّک کافر از مسلم با قرارداد بیع، صلح، هبه و صداق و... صحیح نیست.
9. مالکیّت قهری کافر بر مسلم، مثل ارث، صحیح نیست.
10. عاریه و رهن مسلم برای کافر جایز نیست.
11. حواله کافر بر مسلم جایز نیست.
12. کافر، بر صغیر یا مجنون یا سفیه در نکاح یا اموال، ولایت ندارد.
13. استیجار کافر برای مسلم در عین، جایز نیست.
14. اجاره عبد مسلم برای کافر جایز نیست.
15. وکالت کافر بر مسلم نیست.
16. عدم ثبوت شفعه برای کافر بر علیه مسلم.
17. عدم جواز نکاح مسلمه ابتدائا و استدامة.
----------------------------------------------------------------
منابع:
تفسیر نور
khmenei.ir
پایگاه اطلاع رسانی حوزه

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













