هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
شنبه، 19 ارديبهشت 1405
ساعت 14:54
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت 21:34
سه شنبه 18 آبان 1395 20:07 ساعت
2016-11-8 21:34:32
شناسه خبر : 259643
الان كه پس از مرگش به روايت هاي تاريخي او مي نگرم، او را از منظر راستي و خود انتقادي، در رتبتي بس فراتر از بسياري از صاحبان عنوان مي يابم كه گاه بديهيات رفتارهاي خود در چند دهه گذشته را منكر مي شوند! با او مي شد درباره همه چيز سخن گفت و پاسخ هاي واقعي و صريح شنيد، پاسخ هايي كه گاه به ضرر او تمام مي شد و سياستمداراني كه معمولاً سعي مي‌كنند صاحب تمامي فضايل كون و مكان باشند، از آن گريزانند.
الان كه پس از مرگش به روايت هاي تاريخي او مي نگرم، او را از منظر راستي و خود انتقادي، در رتبتي بس فراتر از بسياري از صاحبان عنوان مي يابم كه گاه بديهيات رفتارهاي خود در چند دهه گذشته را منكر مي شوند! با او مي شد درباره همه چيز سخن گفت و پاسخ هاي واقعي و صريح شنيد، پاسخ هايي كه گاه به ضرر او تمام مي شد و سياستمداراني كه معمولاً سعي مي‌كنند صاحب تمامي فضايل كون و مكان باشند، از آن گريزانند.
گروه تاریخ انقلاب رجانیوز - محمدرضا كائيني*ابناء بشر دراين دوره و هر دوره، قاعدتاً براي مهر و قهر خود ملاك هايي دارند. منفعت شخصي، منفعت گروهي، گرايش و واگرايي هاي قبيله اي، امروزه سكه رايج اين ملاك‌ها هستند. راقم اين سطور كه هم اينك وارد چهارمين دهه از زندگي خود شده، خواسته يا ناخواسته و البته پس از سروكله زدن با بسياري از اصحاب فرهنگ و سياست، آدميان را به «صداقت» و «مهر» مي سنجد و صدالبته كه مرزبندي‌هاي عقيدتي وفكري درجاي خويش محفوظ است. زبان مهر و راستي– كه از قضا ديرزماني است از زندگي روزمره ما حذف شده- ازجمله اصيل ترين وموثرترين پيونددهندگان انساني اند. چه بسيار بوده‌اند همفكراني كه جز فريب و دغل از آنان نديده‌ايم و چه فراوان آنان كه به رغم مخالفت، خاطره نيكي از سلوك و منش آنان داشته‌ايم. آنچه امروز موجب شده كه نويسنده در اين باب قلم بفرسايد، تكريم يكي از متصفان به «صداقت» و«مهر»است.
 
***
 
مرحوم شيخ جعفر جوادي شجوني را از زماني شناختم كه درخود علايق تاريخي يافتم، يعني از اولين ساليان نوجواني، چه اينكه زندگي او با تاريخ معاصر پيوند يافته بود. بعدها خود به من گفت كه: «درآغاز نهضت امام خميني در سال 41، روزي درقم و به مزاح به ايشان گفتم: آقا، من 10 سال از شما زودتر مبارزه را آغاز كردم، شما از سال 41شروع كرديد و من از سال 31!» كه اين مطايبه جدي، تبسم و تشويق و حتي هديه ايشان را به دنبال داشت.
 
آغاز گفت وگوهاي تاريخي و نيز نگارش مقاله دراين حوزه، مرا از نزديك با او «آشنا» كرد و پس از چندي «دوست». دوستي‌اي كه تا پايان حياتش تداوم يافت و حاصل آن خاطراتي كه درصورت نگارش، به مثنوي هفتادمن كاغذ مبدل خواهد گشت! الان كه پس از مرگش به روايت هاي تاريخي او مي نگرم، او را از منظر راستي و خود انتقادي، در رتبتي بس فراتر از بسياري از صاحبان عنوان مي يابم كه گاه بديهيات رفتارهاي خود در چند دهه گذشته را منكر مي شوند! با او مي شد درباره همه چيز سخن گفت و پاسخ هاي واقعي و صريح شنيد، پاسخ هايي كه گاه به ضرر او تمام مي شد و سياستمداراني كه معمولاً سعي مي‌كنند صاحب تمامي فضايل كون و مكان باشند، از آن گريزانند. اين جماعت اما، روزي متوجه خواهند شد كه قافيه را باخته‌اند، چه اينكه حقايق از جاي ديگري نشت خواهد كرد! درآن روز همه آنان آرزو خواهند كرد كه چون شجوني، خود ماجراهاي مگوي زندگي خويش و نيز تاريخ را واگويه كرده بودند. 
 
***
 
نگارنده در عداد خاطرات خويش از آن زنده ياد، كردار جوانمردانه‌اي نيز سراغ دارد كه زمانه را براي قدرداني ازآن مغتنم مي شمارد. دنبال كنندگان سياست در كشور ما مي‌دانند كه صاحب اين قلم در پاسخ به يكي از متهمان  وقايع سال 88، به قلمي كردن چند خط و پاره‌اي اشارات تاريخي مبادرت كرد كه در داخل و خارج از كشور، بازتاب‌هايي نمايان يافت. دراين ميان، مناديان «سكولاريزاسيون»، «عرفي شدن» و حتي «رؤياهاي رسولانه»، به ناگاه به مدافعان سينه چاك رهبر كبير انقلاب مبدل و فرياد «وااماما»سردادند! توپي كه به هدف نخورد و دم خروسي كه سال‌ها از زير قباي غوغائيان بيرون آمده بود، مانع از آن شد كه كسي چنين ادعايي را در باور خويش بنشاند. دراين ميان روزنامه شرق كه به يكي از كانون‌هاي «مويه» بدل شده بود، چند روزي، تقريباً يك صفحه را بر عليه نگارنده سياه مي كرد و البته و در مجموع، جز مصاحبه گران حرفه‌اي و دائم خويش، كسي حاضر به شماتت از اين كمترين نشده بود. در يكي از آن روزها (25 فروردين 1395) گزارش نويس روزنامه شرق كه از خبرنويسي از زبان ساير چهره‌هاي اصولگرا نااميد شده بود، به سراغ مرحوم شجوني رفت و عباراتي را بدين شرح از او منتشر ساخت:
 
«اين مملكت بي حساب و كتاب نيست، يعني عنوان‌هايي دارد كه بايد كار خودشان را بكنند. كروبي يا ميرحسين كارهايي كردند كه شوراي امنيت كشور آنها را حصر خانگي كرده است. امام اين قدر جمهوري اسلامي را دوست داشت كه به اين افراد ميدان نمي داد. روش رهبري درباره اين افراد، روش رأفت و مهرباني بوده. من نمي‌دانم كه اگر زمان امام بود ايشان چه برخوردي مي‌كرد، اما مي‌دانم كه امام رحم نمي كرد به كسي. او را خرد مي كرد. البته آن زمان هنوز اين ارگان هايي مثل شوراي عالي امنيت ملي جان نگرفته بود. الان هم حصر، نظر شوراي عالي امنيت ملي است...»
 
درآن روز هم شرق و هم نگارنده، گفته‌هاي شجوني را تأييدي فراتر از گفته‌هاي صاحب اين قلم قلمداد كردند كه البته نمادي از صداقت، صراحت و جوانمردي او بود، همان گوهري كه درصدر اين نوشتار، او را بدان ستودم ودربسياري ديگر، يافت مي‌نشود.
 
يادش گرامي باد.
 
* نویسنده و پژوهشگر تاریخ


-