شنبه 20 شهريور 1395 16:31 ساعت
شناسه خبر : 254515
چنان که همه می دانیم و در ادبیات از ابتدایی ترین آموزه ها است، فعل مُضارع ،دلالت بر زمان حال و همین طور آینده می نماید و استفاده از این فعل نشان می دهد که این امر یعنی شب پُر برکتی که شب رقم خوردن امور مادّی و معنوی برای بشر است تا قیامت استمرار و تداوم دارد و تا آن زمان قطع شدنی نیست.
گروه معارف رجانیوز - سیّد مرتضی میرسراجی*: خداوند متعال در قرآن کریم به صراحت و روشنی چنین فرموده است : « اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»( النساء /59) ( از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر اطاعت کنید و[ از] صاحبان امر از شما [ نیز اطاعت نمایید!])
پس با توجه به این آیه شریفه اطاعت از امامان معصوم(ع) یا همان جانشینان واقعی پیامبر (ص) از حضرت امیرالمومنین علی (ع) گرفته تا امام عصر حضرت مهدی (عج) در هر مکان و در هر زمان واجب و همچون اطاعت از خدا و رسول (ص) است زیرا آنان به حق، صاحبان امرِ هدایت و ولایت بر مردم از ناحیه خداوند تبارک و تعالی هستند.
پس باید در هر دوره ای حتّی دوران ما یک ولی امر وجود داشته باشد که از طرف خدا مامور به هدایت خلق بوده و ما مکلّف به اطاعت از وی باشیم.
قطعاً با توجّه به اعتقادات حَقّه و راسخ تشیّع، امام زمان ما حضرت مهدی (عج) است ولی آیه یا آیاتی وجود دارد که مُویّد این اعتقاد باشد و چه طور قرآن ما را به سوی او راهنمایی و دلالت می نماید؟
برای تعمّق و فهم بیشتر و رسیدن به این پاسخ مهم به آیات(2-6) سوره مبارکه« دُخان» توجّه نمایید:
«والکتاب المبین» ( قسم به کتاب آشکار [یعنی : قرآن])
«انا انزلنه فی لیلة مبارکة انا کنا منذرین» ( ما آن کتاب را در شبی پر برکت نازل کردیم ، ما همواره بیم دهنده بوده ایم)
«فیها یفرق کل امر حکیم» (در آن شب پر برکت هر امری [ اعمّ از مادّی و معنوی] بر طبق حکمت [ خداوندی] جدا می گردد.)
«امرا من عندنا انا کنا مرسلین» ( امری از جانب ما که ما فرستنده آن بوده ایم)
«رحمة من ربک انه هو السمیع العلیم» ( رحمت و بخشایشی از جانب پروردگارت که او شنوا و دانا است)
با توجه به این آیات که بیان شد، چنین برداشت و فهمیده می شود که شب با برکت به تعبیر این سوره که در ادامه بدان «شب قدر» نیز خواهیم گفت از دو جنبه قابل بررسی و تامّل ویژه است.
یکی این که این شب فرخنده، شب نزول قرآن است و دیگری آن که در این شب، امور الهی اعمّ از مادّی و معنوی برای بشر رقم می خورد و جدا می گردند.
نکته مهم که باید به آن حتما توجّه شود این است که خداوند متعال در مورد این شب مبارک و پُر برکت از فعل مُضارع « یفرق » استفاده نموده است.
چنان که همه می دانیم و در ادبیات از ابتدایی ترین آموزه ها است، فعل مُضارع ،دلالت بر زمان حال و همین طور آینده می نماید و استفاده از این فعل نشان می دهد که این امر یعنی شب پُر برکتی که شب رقم خوردن امور مادّی و معنوی برای بشر است تا قیامت استمرار و تداوم دارد و تا آن زمان قطع شدنی نیست.
با این اوصاف جدا شدن یا به عبارتی تدبیر امور الهی پیوسته و مستمر به اذن خداوند متعال در این شب هر ساله انجام می شود که اتّفاقا با شب نزول قرآن هم یکی شده است.
این شب بر طبق آیه 158 سوره بقره باید در ماه مبارک «رمضان »باشد چنان که خدا فرموده است:
« شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن ...» ( ماه رمضان [ همان ماهی است] که در آن قرآن نازل شده است)
که بر طبق روایات معتبر شیعی یکی از شب های 19 یا 21 یا 23 از این ماه است.
باز برای فهم بیشتر و تعمّق بیشتر به آیات سوره مبارکه «قدر» نیز توجّه نمایید:
«انا انزلناه فی لیلة القدر و ما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر»
( ما قرآن را در شب قدر ( اندازه گیری) نازل کردیم و تو چه می دانی که شب قدر [ از لحاظ فضیلت و برتری] چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است . فرشتگان و « روح» در آن شب به اذن پروردگارشان برای [ تدبیر و جدا شدن] هر امر [ اعمّ از مادّی و معنوی] نازل می شوند.[ بنا بر این این شب با برکت ] سلامت است تا طلوع صبح)
از آیات شریفه سوره مبارکه قدر در می یابیم که نام دیگر« لیله مبارکه» یا همان شب پر برکت که در سوره «دُخان» آمده بود لیلة القدر یعنی همان شب قدر و اندازه گیری نیز است.
در این سوره اخیر علاوه بر شاخصه ها و فضائلی که خداوند برای شب قدر در سوره دخان فرموده نزول فرشتگان و روح را نیز بدان افزوده و تذکّر داده است.
علاوه بر این ها خداوند دوباره از فعل مضارع در وصف این شب استفاده نموده است آنجا که می فرماید:
«تنزل الملائکه و الروح...» یعنی : فرشتگان و روح نزول پیدا می کنند
این جا هم از فعل مضارع «تنزّل» استفاده شده است که این استعمال درکلام، تاکید مجدّدی بر استمرار و پیوستگی این امر مهم است. یعنی به این معنا نیست که شب پر برکت قدر با نزول فرشتگان و روح و رقم خوردن تقدیر مردمان فقط در زمان گذشته واقع می شده مثلا فقط در زمان رسول اکرم (ص) بوده و دیگر تداوم ندارد یا به عبارتی در زمان ما نیست.
روایت جالب و به جایی از حضرت امام جواد(ع) در کتاب« الکافی» اثر گرانقدر «شیخ کلینی» ( متوفّای 329 ق.) در رابطه با این موضوع به دست ما رسیده است که باز به تعمّق و فهم ما برای رسیدن به مقصود نهایی و حکم اصلی این مقال کمک فراوان و بسزایی می نماید.
این امام هُمام در کلامی راستین و استوار چنین فرمودهاند:
« ای گروه شیعه ! با سوره« انا انزلناه » مباحثه کنید تا پیروز شوید. به خدا قسم که آن سوره بعد از رسول الله(ص) حجّت خداوند (تبارک و تعالی) بر مردم است و این سوره سَروَر دین شما است [ یعنی بزرگترین دلیل بر حقّانیت شما شیعیان است] و نهایت دانش ماست[ چون هر ساله بنا بر این آیات در شب قدر همه امور مادّی و معنوی یک ساله که محتوم و قطعی هستند به اذن خدا توسط فرشتگان و روح بر امام همان عصر نازل میشوند و به وی ابلاغ می گردند.] ای گروه شیعه! با آیات «حم و الکتاب المبین انا انزلناه فی لیلة مبارکة انا کنا منذرین» [یعنی آیات ابتدایی سوره مبارکه دُخان که پیشتر عرض شد] مُخاصمه کنید. زیرا این آیات مخصوص والیان امر ( ائمه هُدی) بعد از رسول خدا (ص) است.)1
با این اوصاف با توجه به نصّ قرآن باید همه مسلمانان باور کنند که هر ساله و به طور مستمر امر خداوند از طریق فرشتگان و روح در زمین نازل می شود.
اگر این را باور و قبول کنیم سپس الزاما این حقیقت را نیز می پذیریم که امر خداوند را باید صاحب الامری لایق و شایسته در زمین هر ساله دریافت نماید.
در زمان پیامبر(ص) شایسته ترین شخص برای این کار همان پیامبر عظیم الشان(ص) بود و بعد از ایشان امیرالمومنین علی(ع) و سپس به ترتیب بقیه امامان(ع) و از سال 260 ق. که حضرت مهدی به امامت رسیدند تا اکنون، شخص شخیص ایشان عهده دار این مقام هستند. به همین جهت نیز هست که یکی از القاب حضرت صاحب الزّمان (عج) ، «صاحب الامر» نیز می باشد.
پس هیچگاه زمین از صاحب الامر و اولوا الامر واقعی و منصوب از طرف خداوند خالی نیست.به خصوص آن که در روایات معتبر از پیامبر بر خالی نبودن زمین در هیچ دوره ای از ولی و حجّت خدا ،تاکیدات فراوان شده است و قطعا نزول ملائکه و روح نیز مختص به زمان پیامبر (ص) نبوده و نیست و همان گونه که در ابتدای بحث از قول خداوند آوردیم اطاعت از «اولوا الامر» هم که همان دوازده امام شیعه است و اطاعت و فرمانبرداری از آنها برابر و همپایه با اطاعت از خدا و رسول (ص) است فقط مختص به ادوار گذشته نخواهند بود زیرا عقلا و شرعا خداوند زمین را از حجّت خود خالی نمی گذارد.
هر دوره، امام زمان خاص خود را دارد مثلا دوران امام علی(ع) یعنی بعد از رحلت پیامبر (ص) ایشان امام و صاحب الامر یا به عبارت قرآنی ولی امر زمان بودند و در زمان امام صادق(ع) ایشان امام زمان بودند یا در دوران امام هادی(ع) ایشان امام عصر بودند و در دوران ما حضرت حجّت ابن الحسن العسکری(عج)، امام زمان یا به عبارتی همان امام عصر هستند.
مع الوصف با این توضیحات وجود امام عصر(عج) در همه دوره ها به خصوص در دوره ما و همچنین حیات و زندگانی ایشان از طریق قرآن اثبات می شود.
مثلا اگر اهل سنّت حالا بیایند و ادّعا کنند که خلفای سه گانه اولوالامر بعد از رسول هستند صحیح نیست چون اصلا آنها ادّعایی در مورد شب قدر و نزول فرشتگان و ابلاغ امر از سوی خدا به سوی خود نداشته اند و همین طور اطّلاع از این که حتّی بدانند دقیقا شب قدر کدام شب است، چه برسد به این که بیایند و ادّعا کنند همه امور مادّی و معنوی خلائق بر آنها هر ساله نازل می شود.
حالا اگر بیایند و بگویند که آنها صاحب امر در شب قدر بوده اند ولی بعد از خلافت آنها به اضافه حضرت علی(ع) این باب بسته شده است که باز این هم با آیات قرآن تضاد دارد زیرا خداوند در سوره های مبارکه «دُخان» و« قَدر» آشکارا از فعل مُضارع استفاده نموده که با اندکی تعقّل در مییابیم که این کار قاعدتاً باید در همه اعصار و ازمان تداوم داشته باشد.
اما اگر بگویند صاحب الامر- یا به تعبیر ما شیعیان همان حضرت مهدی(عج) و امام عصر که از منظر ما دین پیامبر را در آخرالزمان احیا می کند- هنوز به دنیا نیامده، باز در خطا هستند زیرا باید به آنها گفت پس در شب قدری که خدا فرموده این فرشتگان و روح نازل می شوند پس الان پیش چه کسی می روند و چه کسی با صلاحیت تر از فرزند حضرت امام حسن عسکری(ع) که از همه ابعاد ثابت است که امام عصر و حاضر است؟
یا اگر ادّعا کنند که فرشتگان نازل نمی شوند و امر شب قدر هم محقّق نمی شود که این هم با همان فعل مضارع پاسخ می یابد و به خودی خود و از اساس گفتارشان باطل می شود و هیچ دلیل محکمی بر قطع شدن شب قدر ندارند.
اگر بیایند و بگویند فرشتگان و روح نازل می شوند و امور مادّی و معنوی هم رقم می خورند ولی پیش هیچ کس نمی روند آن وقت است که ما می گوییم : پس چه لزومی به این همه تشریفات و فضیلت برای این شب بوده است؟ چه لزومی به انزال فرشتگان بوده است؟ و باید پرسید امری که خدا در سوره دخان و قدر فرموده چرا با اولوا الامر که در سوره نساء فرموده با یکدیگر سازگاری و وفق ندارند؟ یعنی چرا اولوا الامر را خداوند صاحبان امر نامیده است و اطاعت از ایشان را برابر با اطاعت از خدا قرار داده ولی امر پروردگار به ایشان ابلاغ نمی شود اگر واقعا حائز جایگاه اولوالامری هستند ؟ چنان که خداوند در سوره یس فرموده است :
«کل شی احصیناه فی امام مبین» (یس/12)
(همه چیز را در نزد امام مبین (امام آشکار) بر شمرده ایم)
اگر آخر سر اعتراف کنند و بگویند فرشتگان نازل می شوند و امور را به دست شخصی که صلاحیت دارد و صاحب الامر است می رسانند و ابلاغ می کنند آنگاه ما می پرسیم پس او کیست؟
--------------------------------------
پی نوشت
1. الکلینی الرازی، محمد بن بن یعقوب (م.329 ق.) ، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران – ایران ، ط 4، ج 1، باب فی شان انا انزلناه ، ح 6، ص 249.
--------------------------------------
*(کارشناس علوم حدیث، پژوهشگر مهدویت) mirseradji@gmail.com

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/254515
لینک کوتاه کپی شد
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













