هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 20 شهريور 1395 ساعت 12:37
شنبه 20 شهريور 1395 12:17 ساعت
2016-9-10 12:37:18
شناسه خبر : 254450
تعبیر حدیث به "خسف" در مناطقی از دمشق سوریه (جابیه و حرستا) قبل از ظهور، نیز همچون واژه "رجفۀ"، کماکان مبهم است؛ به هر حال، هر آنچه باشد، نشان از حادثه ای در سطح زمین، در محور جابیه-حرستا نزدیک دمشق در کشور سوریه، خواهد بود. بنابراین، شایسته است، در بیان منتظران و مشتاقان ظهور امام عصر، به جای زلزله دمشق، عبارت "خسف دمشق" استعمال گردد تا زین پس، موجب اشتباه در فهم احادیث اهل بیت، نگردد.
تعبیر حدیث به "خسف" در مناطقی از دمشق سوریه (جابیه و حرستا) قبل از ظهور، نیز همچون واژه "رجفۀ"، کماکان مبهم است؛ به هر حال، هر آنچه باشد، نشان از حادثه ای در سطح زمین، در محور جابیه-حرستا نزدیک دمشق در کشور سوریه، خواهد بود. بنابراین، شایسته است، در بیان منتظران و مشتاقان ظهور امام عصر، به جای زلزله دمشق، عبارت "خسف دمشق" استعمال گردد تا زین پس، موجب اشتباه در فهم احادیث اهل بیت، نگردد.

گروه معارف رجانیوز- مصطفی امیری*: نشانه‌های ظهور از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین بخش‌های معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمده‌ای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است. این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می‌شود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه مناسب برای ورود خرافات، طمع شیادان را برای جعل و تحریف روایات را، دو چندان می‌کند. از این‌رو، نظر به فقدان پژوهش‌های مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی احادیث صحیح از ضعیف و مطالب مستند از غیرمستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینه‌های سوءاستفاده از این موضوع نیز، از میان برداشته شود.

 

در سلسله مقالات مباحث مهدویت، تلاش خواهد شد كه با اعتماد به روایات و احادیث اسلامی، تصویری کامل، منسجم و معقول از نشانه های حتمی ظهور و رخدادهای مرتبط، ارائه شود. کم‌ترین نتیجه این تلاش، این است که محققان خواهند توانست در خصوص مباحث مهدویت، مطالب مستند را از مطالب غیرمستند تمیز بدهند و در مقام قضاوت و تحلیل، از استناد به مطالب غیرمستند بپرهیزند.

 

در مقاله ششم، به وجوب فقهی شناخت نشانه های حتمی ظهور، اشاره شد. و در مقاله هفتم، به این پرسش، پاسخ داده شد که آیا در نشانه های ظهور و بخصوص در نشانه های حتمی ظهور از جمله یمانی، سفیانی و ...، امکان بداء، تغییر و بلکه عدم وقوع، مطرح است یا نه؟ و در مقاله هشتم، به اهمیت فراوان جایگاه شورش سفیانی به عنوان بزرگترین دشمن امام عصر و اولین نشانه حتمی ظهور، که به نوعی تمام علائم حتمی ظهور با این نشانه در ارتباط هستند، پرداخته شد و به این نکته مهم، اشاره گردید که یکی از اساسی‌ترین اهداف قیام سفیانی، حمله به مناطق شیعه‌ نشین، کشتار شیعیان و حمله به مراکز مقدسه شیعه در کشور عراق، است. 

 

و تأثیر این رخداد عظیم در کیان تشیع و تهدیدی که از ناحیه سفیانی متوجه شیعیان جهان می‌شود، بررسی ابعاد این ماجرا و آگاهی از زوایای مختلف آن را ضروری می‌نماید. در مقاله نهم به معرفی مختصات اولین نشانه حتمی ظهور، سفیانی و ابعاد گسترده این رخداد و ارتباط آن با حوادث کشور سوریه در آخرالزمان و منطقه شام، پرداختیم.

 

و در مقاله دهم، به این پرسش، پاسخ داده شد که آیا سفیانی، نماد است یا حقیقت؟ به عبارت دیگر، می توان به سفیانی به عنوان نماد تفکر حاکم و جریان مخالف شیعه نگریست؟ و یا در عین حال اینکه در گستره جهان اسلام، یک تفکر ضد شیعی قلمداد میشود، هیچ استبعادی ندارد که رهبر این جریان، شخصی واحد و از خاندان ابوسفیان باشد. در مقاله یازدهم، به تبیین ویژگی های شخصی، جسمانی و اوصاف شخصی بزرگترین دشمن امام عصر، خواهیم پرداخت.

 

در مقاله دوازدهم، به دین، مذهب و گرایش سفیانی به دنیای غرب و پیمان مشترک نظامی سفیانی با تمدن غرب اشاره شد. در مقاله سیزدهم، به زمان خروج سفیانی در سال ظهور امام مهدی، و قیام یمانی و خراسانی نیز اشاره گردید و برای اولین بار به معنای صحیح و تفسیر خروج همزمان این سه جریان (خراسانی از ایران و یمانی از یک سو و سفیانی در سوی دیگر) در گستره جهان اسلام، اشاره شد. در مقاله چهاردهم، به فاصله بین خروج سفیانی در ماه رجب از سوریه تا قیام امام عصر در عاشورای ماه محرم از مکه و فاصله 15 ماه بین خروج سفیانی و ظهور امام عصر، تثبیت شد و نیز اشاره ای به فرق بین ظهور، قیام و خروج امام عصر، گردید. در مقاله پانزدهم، به کلید طلایی شناخت سفیانی، آخرین حاکم سوریه و حمایت نژاد بنی کلب از وی، محل و آغاز کودتای احتمالی سفیانی علیه حاکم سوریه در سال ظهور، از منطقه وادی یابس و استان درعا در جنوب سوریه، به تفصیل اشاره گردید و نیز بیان شد، ممکن است اشاره به نام عثمان، کنایه و رمز آلود باشد.

 

در مقاله شانزدهم، به ورود نظامی پرچم های زرد رنگ از غرب شام به صحنه تحولات میدانی جنگ سوریه، اشاره شد و در ضمن آن، اثبات گردید که قبل از ظهور، نظامیان کشورهای غربی، به پایتخت سوریه، دمشق، وارد نخواهند شد و اصولا، غربی ها قبل از ظهور در دمشق و قلب سوریه مداخله نظامی مستقیم نخواهند کرد.

 

اکنون و در ادامه این نوشتار، ادامه سیر رویدادهای آخرالزمانی سوریه "قبل از خروج جریان سفیانی" بررسی شده و بدون هیچ تطبیق و قضاوتی، در انتظار تغییرات و تحولات مورد نظر در حدیث امام باقر که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، خواهیم بود و با نگاه آینده‏ پژوهی، این حوادث را بررسی خواهیم کرد.

 

اشاره

 

چند کانون مرکزی در تحولات و حوادث قبل از ظهور و آینده جهان وجود دارد که شناخت آنها و رصد کردن تحولات مربوط به آنها از اهمیت زیادی برخوردار است و می تواند ما را در تحلیل درست رویدادها و مباحث مرتبط با آخرالزمان و ظهور امام زمان(ع) یاری دهد. این کانون های مرکزی عبارت است از: سوریه، ایران، عراق، یمن، فلسطین و عربستان (حجاز). کشورهای مذکور، مرکز تحولات و رویدادهای مهمی خواهد بود که تاثیرات داخلی و منطقه ای و حتی جهانی خواهد گذاشت و در آینده این کشورها، قبل از ظهور، اتفاقاتی بسیار سریع و شگفت آور خواهد بود. بنابراین دیده بانی سیاسی و نظامی این کشور در هر برهه ای از زمان، می تواند اهمیت استراتژیک و آینده پژوهانه مهدوی، داشته باشد. و این امر محقق نخواهد شد جز با رصد تحولات و نشانه های ظهور و بویژه حوادث در "احادیث تمهید مباشر"- احادیثی که به حوادث و اتفاقات قبل از علائم و نشانه های حتمی ظهور، در کشور سوریه، عربستان و عراق - اشاره دارند.

 

به عنوان مثال، اگر حوادث منطقه شام و سوریه در زمان معاصر، به "ترتیب" ذکر شده در حدیث امام باقر و به فاصله "زمانی معین"، رخ دهد، و با دلایل متقن علمی و مستند به احادیث معتبر، ثابت گردد، به این معنا خواهد بود که وارد تحولات عصر ظهور در سوریه، شده ایم و وظایفی متوجه شیعیان می گردد؛ از اینرو، شناخت این علائم از دیدگاه علم آینده پژوهی، تکلیف آور می‏باشد.

 

وجوب فقهی شناخت نشانه‌های حتمی ظهور

 

برخی از فقهاء، یادگیری نشانه های ظهور را از باب جلوگیری از سقوط در وادی هلاکت و ضلالت عصر غیبت و دفع ضرر محتمل، واجب دانسته اند. آیۀ الله صافی گلپایگانی، در کتاب ارزشمند منتخب الأثر في الإمام الثاني عشر، چنین می فرمایند:

 

هل يجب معرفة علائم الظهور، ليعلم به عند وقوعه، و يعرف المحقّ من المبطل، و يميز بين الخبيث و الطيّب؟ الظاهر هو وجوبها؛ حذرا عن الوقوع في الضلالة، و دفعا للضرر المحتمل.[1]

آیا شناخت و معرفت نشانه های ظهور، واجب است؟ تا اینکه هنگام وقوع نشانه ها، علم و آگاهی به آن حاصل شود و بین حق و باطل، تمییز و تشخیص قائب شوند؟ آری. ظاهر بر وجوب یادگیری و تعلیم نشانه های ظهور است تا اینکه در ضلالت و گمراهی عصر غیبت، دچار نشویم. علاوه براین، دفع ضرر احتمالی ناشی از عدم شناخت نشانه های ظهور، واجب است.

 

بدین‏سان، پیشوایان معصوم، برای ظهور امام مهدی، نشانه های فراوانی را بیان فرموده اند و از طرح و ذکر آنها، اهدافی داشته اند و محال است در کلمات معصومین، حرف لغو و بی هدفی، وجود داشته باشد.

 

فوائد شناخت نشانه های ظهور

 

در اندر فوائد شناخت نشانه های ظهور، اینکه، برخی از نشانه های ظهور، به صورتی هستند که هم تطبیق صحیح آن، دارای آثار مفید و اثربخشی است و هم تطبیق نادرست آن، ما را دچار خسران و زیان خواهد کرد. به عنوان مثال، خراسانی و یمانی، به عنوان پرچم های هدایت و نشانه های حتمی ظهور، اگر قیام کنند و ما موفق به شناسایی شان نشویم، نمی توانیم در حرکت و قیام شان، یاری کنیم و اصولا آیا همراهی و تبعیت از قیام های هدایت، بدون آگاهی از شناخت نشانه های ظهور و حوادث مرتبط به آنها، ممکن و میسر است؟

 

عمار یاسر و نشانه های حتمی ظهور، در امتداد تاریخ

 

برای درک لزوم و فوائد آگاهی از نشانه های ظهور، به گذشته و تاریخ اسلام، بر می گردیم. چنان‌که می‌دانیم رسول گرامی اسلام، بارها، درباره امامت و جانشینی امیرالمؤمنین سخن گفت و با بینات و هدایت‌های خود این مسئله را برای مردم توضیح داد و حقانیت امام علی و لزوم پیروی مردم از ایشان پس از رحلت خود را تا آن‌جا که میسور بود، بازگو کرد. این هدایت‌ها و بینات آن‌قدر زیاد بودند که اگر کسی واقعاً به دنبال شناخت حق بود، با مراجعه به برخی از آن‌ها، می‌توانست بدان دست يابد.

 

با این حال، آن حضرت در کنار این روشن‌گری‌ها و ارائه ضوابط، نشانه‌هایی نیز بیان فرمود. براي مثال، از عمار به عنوان نشانه جبهه حق یاد کرد و با جمله معروف «تَقْتُلُ عَمَّاراً الْفِئَةُ الْبَاغِيَة»[2] به مسلمانان فهماند که هر گاه در فضای فتنه از شناخت حق و باطل ناتوان شدند، بدانند گروهی که عمار را به قتل می رساند، جبهه باطل است.

 

و به‌راستی چقدر تفاوت است، میان آنان‌که پيش از شهادت عمارها، با تکیه بر بینات و میزان‌های دین، می‌دانند، علی برحق است و آنان که تا خون سرخ عمار بر زمین نریزد، بیدار نمی‌شوند!

 

و به راستی چقدر تفاوت است، میان آنان که قبل از آغاز نشانه های حتمی، با تکیه بر احادیث مقدمات و حوادث قبل از نشانه های حتمی، همچون حدیث امام باقر (حدیث تمهید مباشر)، درمی یابند که ظهور نزدیک است و جبهه حق و باطل، کجا است و آنان که ناگهان چشم باز می کنند و در می یابند که در متن تحولات ظهور، قرار گرفته اند!

 

آنان‌که منتظر می‏مانند، تا سفیانی، یمانی و خراسانی قیام کنند و بعد بفهمند، باید چه کنند و تکلیف شان در سوریه، عراق و ایران، چیست؟، مانند کسانی هستند که تا عمار، به مسلخ نرود و کشته نشود، حق را تشخیص نمی‌دهند.

 

احادیث مهدویت، قطعه های مختلف یک پازل

 

در مباحث مهدویت، باید به نکته مهمی توجه کرد و آن اینکه: احادیث مهدویت، بویژه حوادث متتهی به نشانه های حتمی ظهور و مقدمات آنها، قطعه های مختلف یک پازل واحد، محسوب می شوند و جدا از هم، نباید بررسی شوند و اگر نشانه های حتمی ظهور را جدا از هم و مستقل از یکدیگر، بررسی کنیم، به نتایج واقعی و مطلوب نخواهیم رسید. زیرا اگر به بررسی تنها یک نشانه ظهور، بسنده کنیم، ممکن است به این نتیجه دست یابیم که این نشانه، در گذشته و تاریخ واقع شده، و یا ممکن است شبیه آن در آینده، به طور متعدد، تکرار شود. اما اگر مجموعه علامت ها و نشانه ها را به صورت میدانی و در کنار هم، به عنوان قطعه های مختلف پازل واحد، توجه کنیم، به نتیجه ای واقعی‏تر، خواهیم رسید. به عنوان مثال، هر گاه، به احادیث "خراب شام"، به تنهایی توجه کنیم، ممکن است فورا استنباط کنیم که این مساله در گذشته، انجام شده است. اما اگر احادیث "خراب شام"، را با مجموع حوادث دیگر و نشانه ها در کنار هم، بررسی کنیم، نتیجه فرق خواهد کرد. توضیح اینکه: اگر احادیث تخریب و ویرانی منطقه شام (سوریه و ...) را در کنار سایر احادیث از جمله حدیث امام باقر که به حدیث تمهید مباشر، شهرت یافته، قرار دهیم که بعد از خراب شام، اختلاف رمحان (دو پرچم) در منطقه شام، به عنوان دو تفکر مقابل هم، رخ می دهد و بعد از آن، رجفۀ دمشق، و در ادامه، نزول رایات الصفر (آمدن پرچم های زرد رنگ) از مغرب شام، سپس خسف (فرو رفتن زمین) در محور جابیه- حرستا دمشق در کشور سوریه و بعد خروج سفیانی؛ آنگاه درک حوادث و نشانه های ظهور برای رسیدن به واقع و تصمیم گیری، آسان تر خواهد شد. و در مرحله بعد و بالاتر، نیز اگر حوادث شام و حدیث امام باقر را با نشانه های دیگری همچون: تشکیل حکومت زمینه ساز ظهور در ایران توسط رجل من اهل قم، در ادامه، وجود قائد و فرمانده خراسانی در ایران، وجود پادشاه حجاز به نام عبد الله، مرگ عبد الله و اختلاف بنی فلان در کشور عربستان، و نیز وجود حکومت عراقی شیعه اما ضعیف، در کنار تحرکات کردها و ترک ها، تحرکات گروه های تکفیری در سوریه و منطقه شام و اختلاف پرچم ها را، که همگی در روایات و احادیث نشانه های ظهور، به وضوح و صراحتا، ذکر شده است، کنار هم قرار دهیم، به درک واضح تر از روایات و احادیث و معارف مهدویت، خواهیم رسید. با کنار هم قرار دادن احادیث "مرتبط و هم خانواده" با یکدیگر و آنچه را که می بینیم، انعکاس قویی در احادیث مهدویت، دارد و ممکن است، این احتمال تقویت می شود که ما در عصر ظهور، به سر می‏بریم ان شاء الله. البته ما در این نوشتار، درصدد توقیت و تعیین وقت ظهور، نیستیم، لکن در هیچ دوره ای از تاریخ، تمام آنچه از نشانه های ظهور، که در عصر حاضر، در حال روی دادن است، اینچنین و کنار هم، قرار نگرفته است.[3] انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا.

 

تعیین وقت ظهور، آری یا خیر؟

 

و صد البته، در کنار، حوادث و مقدمات نشانه های حتمی ظهور، که باید مجموعا، بررسی شوند و بررسی جداگانه و منفصل آنها و تطبیق بدون پشتوانه حدیثی، خسارت زیانباری است که با ایجاد هیجان و احساس کاذب در منتظران ظهور امام عصر، ممکن است تبعات ناگواری، به دنبال خود داشته باشد. در عین حال، به دستور ائمه معصومین، باید همواره ظهور را نزدیک دانست و در عین حال، ضمن پرهیز از تعیین وقت قطعی در زمان ظهور، همچنین از عجله و استعجال در امر ظهور و درخواست زودتر از موعد، قبل از وقوع نشانه های حتمی ظهور، بویژه وقوع ندای آسمانی -که در ماه رمضان رخ میدهد و تمام جهانیان می‏شنوند- پرهیز کرد. چنانچه، در احادیث منقول از اهل بیت، بر این موضوع، تاکید شده است:

 

... كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَكَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ.[4]

... وقت تعیین کنندگان برای امر ظهور، را تکذیب کنید، تعجیل کنندگان در امر ظهور، هلاک میشوند و تسلیم شوندگان (و آنان که در انتظار وقوع نشانه های حتمی ظهور، می باشند)، نجات می یایند.

 

... هَلَكَتِ‏ الْمَحَاضِيرُ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْمَحَاضِيرُ قَالَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُقَرَّبُونَ‏.[5]

... تعجیل کنندگان در امر ظهور، هلاک میشوند و آنانی که ظهور را نزدیک می‏پندارند، نجات می‏یابند.

 

حدیث طلایی ورود به تحولات سال ظهور

 

بعد از بیان این مقدمه، که ذکر آن بسیار ضروری بود، نوبت به این مساله می رسد که طبق احادیث متعدد، اتفاقات و حوادث سوریه را شاید بتوان مهم ترین، تاثیر گذارترین و متوقع ترین رویدادهای آخرالزمانی دانست. جرقه آخرالزمان و پایان تاریخ سیاه، از منطقه شام و کشور سوریه زده می شود و آتش آن به سرعت شرق و غرب عالم را در می نوردد و خبر بزرگ آغاز عصر جدید اعلام می شود. خاورمیانه و حضور کشورهایی چون ایران، عراق، سوریه، حجاز، اردن، مصر، ترکیه و فلسطین در آن، در طول تاریخ، منشا حوادث و تحولات مهمی در دنیا بوده و مرکز بیشتر حوادث آخرالزمانی نیز خواهد بود. مهم ترین این حوادث، حوادث "قبل از خروج سفیانی" و نیز "خروج سفیانی" است که براساس نصوص و احادیث معتبر، نقطه آغازین تحولات منجر به ظهور، خروج سفیانی از شامات و تسلط او بر سوریه، خواهد بود.

 

حال، آیا حوادث فعلی سوریه، همان حوادث نزدیک ظهور است یا ممکن است این حادثه نیز بدون هیچ ارتباطی با علائم مورد نظر روایات، رخ دهد و ارتباطی با حوادث مهدویت، نداشته باشد؟ و اگر این اتفاقات رخ دهد و حوادث سوریه منجر به رویدادهای آخرالزمانی گردد؛ وظیفه ما چیست؟ و آیا به ظهور، نزدیک شده ایم یا ده ها و صدها سال دیگر نیز باید منتظر بمانیم؟!

 

در این نوشتار، سیر رویدادهای آخرالزمانی سوریه "قبل از خروج جریان سفیانی" بررسی شده و بدون هیچ تطبیق و قضاوتی، در انتظار تغییرات و تحولات مورد نظر در حدیث امام باقر که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، خواهیم بود و با نگاه آینده ‏پژوهی، این حوادث را بررسی خواهیم کرد.

 

حوادث سوریه قبل از خروج سفیانی

 

طبق "حدیث جابر از امام باقر" که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، رخ دادن مجموع "همه حوادث" در منطقه سوریه در فاصله "زمانی معین" و به "ترتیب" ذکر شده، سه شرط اساسی و کلید طلایی و بسیار مهم برای ورود به تحولات "حوادث سال ظهور" است؛ و لازم است، قبل از خروج سفیانی، سلسله حوادثی در سوریه، رخ دهد، از جمله:

 

... وَ يَجِيئُكُمُ الصَّوْتُ مِنْ نَاحِيَةِ دِمَشْقَ بِالْفَتْحِ وَ تُخْسَفُ‏ قَرْيَةٌ مِنْ‏ قُرَى‏ الشَّامِ‏ تُسَمَّى الْجَابِيَةَ وَ تَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ مَسْجِدِ دِمَشْقَ الْأَيْمَنِ وَ مَارِقَةٌ تَمْرُقُ مِنْ نَاحِيَةِ التُّرْكِ وَ يَعْقُبُهَا هَرْجُ الرُّومِ وَ سَيُقْبِلُ إِخْوَانُ التُّرْكِ حَتَّى يَنْزِلُوا الْجَزِيرَةَ وَ سَتُقْبِلُ مَارِقَةُ الرُّومِ حَتَّى يَنْزِلُوا الرَّمْلَةَ فَتِلْكَ السَّنَةَ يَا جَابِرُ اخْتِلَافٌ كَثِيرٌ فِي كُلِّ أَرْضٍ مِنْ نَاحِيَةِ الْعرب فَأَوَّلُ أَرْضِ تخرب، أَرْضُ الشَّامِ ... .[6]

... صوتی بر دمشق همراه با فتح، دمیده می شود و زلزله ای در منطقه جابیه دمشق در سوریه، رخ خواهد داد و بخشی از مسجد اموی دمشق، تخریب خواهد شد ... آنگاه خروج کنندگانی از جانب ترکها، خروج خواهند کرد (ادعای استقلال مناطق کردنشین سوریه)؛ فتنه، اختلاف و قتل رومی ها (کشورهای غربی) را فراخواهد گرفت. برادران ترک، نیروهایی نظامی خویش را در الجزیرۀ سوریه ادامه می دهند (الجزیرۀ سوریه به مناطق متصل به مرز عراق اعم از الحسكۀ و دير الزور و الرقة در شرق سوریه، اطلاق می شود)؛ و خروج کنندگانی از رومیان هم در رمله (میناء اشدود فلسطین اشغالی) نیروی نظامی پیاده می کنند؛ در این سال، اختلاف و فتنه سراسر سرزمین های عربی را فرا گرفته است. و اولین سرزمینی که تخریب می شود، سرزمین شام (سوریه) است ... .

 

البته در روایتی از امام علی، نیز مراحل و حوادث قبل از خروج سفیانی، چنین نقل شده است:

 

إِذَا اخْتَلَفَ الرُّمْحَانِ بِالشَّامِ لَمْ تَنْجَلِ إِلَّا عَنْ آيَةٍ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ قِيلَ وَ مَا هِيَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ رَجْفَةٌ تَكُونُ بِالشَّامِ يَهْلِكُ فِيهَا أَكْثَرُ مِنْ مِائَةِ أَلْفٍ يَجْعَلُهَا اللَّهُ رَحْمَةً لِلْمُؤْمِنِينَ وَ عَذَاباً عَلَى الْكَافِرِينَ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِينِ الشُّهْبِ الْمَحْذُوفَةِ وَ الرَّايَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ ... فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْظُرُوا خَسْفَ قَرْيَةٍ مِنْ دِمَشْقَ يُقَالُ لَهَا حَرَسْتَا فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ خَرَجَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ مِنَ الْوَادِي الْيَابِسِ حَتَّى يَسْتَوِيَ عَلَى مِنْبَرِ دِمَشْقَ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْتَظِرُوا خُرُوجَ الْمَهْدِي‏.[7]

چون دو لشکر در منطقه شام و سوریه، درگیر جنگ شوند، یکی از آیات بزرگ الهی ظاهر می‌شود و آن رجفۀ در منطقه شام و سوریه است که بیش از صد هزار نفر، هلاک می‌شوند که برای مومنان رحمت و برای کافران عذاب است، بعد در انتظار ورود نیروهای نظامی پرچم های زرد رنگ از غرب سوریه (لبنان) و ادوات و ماشین های جنگی مجهز به پرتاب سلاح، باشید که به سرزمین شام و سوریه وارد خواهند شد ... سپس در انتظار زلزله و خسف منطقه حرستا دمشق در سوریه باشید و بعد از آن منتظر خروج سفیانی، پسر هند جگرخوار، باشید که از وادی یابس (مرز بین اردن و سوریه در استان درعا) خروج می‌کند تا بر دمشق دست یابد و بعد از آن منتظر قیام امام عصر باشید.

 

بنابراین، ترتیب "حوادث قبل از خروج سفیانی"، از کتاب الغیبۀ نعمانی به نقل از امام علی و امام باقر، چنین خواهد بود:

 

1.     اختلاف و جنگ بین دو پرچم و دو تفکر در منطقه شام و سوریه (اختلف الرمحان بالشام)

2.     صوت با پیروزی در پایتخت منطقه شام، دمشق (یجیئکم صوت من ناحیۀ دمشق بالفتح) و رجفۀ با رحمت برای مومنین و عذاب برای کافرین در سوریه (رجفۀ تکون بالشام یهلک فیها اکثر من مائۀ الف، یجعلها الله رحمۀ للمومنین و عذابا للکافرین)

3.     ورود ادوات نظامی پیشرفته به سوریه (اصحاب البراذین الشهب المحذوفۀ)

4.     ورود پرچم های زرد رنگ از غرب سوریه به این کشور (الرایات الصفر تقبل من المغرب حتی تحل بالشام)

5.     خسف و زلزله دمشق در محور جابیه- حرستا (تخسف قریۀ من قری الشام تسمی الجابیۀ)

6.     بخشی های از مسجد اموی دمشق، فرو می ریزد (تسقط طائفۀ من مسجد دمشق الایمن)

7.     ادعای انفصال کردها از حاکمیت منطقه شام و سوریه (مارقۀ تمرق من ناحیۀ الترک)

8.     حمله ترک ها به مناطق کردنشین سوریه (سیقبل اخوان الترک حتی ینزلوا الجزیرۀ)

9.     بعد از این حوادث، منطقه شام و سوریه، واقعا تخریب می شود (اول ارض تخرب، ارض الشام)

10.                 غربی ها هرچند در این بین، خود از اختلاف و اضطراب و چه بسا جنگ جهانی، رنج می برند (هرج الروم)

11.                 غربی ها در دفاع از یهودیان، وارد رمله، میناء اشدود در فلسطین، می شوند (و ستقبل مارقۀ الروم حتی ینزلوا الرملۀ)

بنابراین، اگر حوادث منطقه شام و فعلی سوریه در زمان معاصر، به "ترتیب" ذکر شده در حدیث فوق و به فاصله "زمانی معین"، رخ دهد، شاید به این معنا خواهد بود که وارد "تحولات عصر ظهور" در سوریه، شده ایم.

 

حوادث سوریه و عراق بعد از خروج سفیانی

 

آنگاه حدیث امام باقر، در ادامه، حوادث بعد از خروج سفیانی را تا حمله به عراق، نیز به اجمال، ذکر می کند:

 

... ثُمَّ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَايَاتٍ رَايَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَايَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَايَةِ السُّفْيَانِيِّ فَيَلْتَقِي السُّفْيَانِيُّ بِالْأَبْقَعِ فَيَقْتَتِلُونَ وَ يَقْتُلُهُ السُّفْيَانِيُّ وَ مَنْ مَعَهُ ثُمَّ يَقْتُلُ الْأَصْهَبَ ثُمَّ لَا يَكُونُ لَهُ هِمَّةٌ إِلَّا الْإِقْبَالَ نَحْوَ الْعِرَاقِ وَ يَمُرُّ جَيْشُهُ بِقِرْقِيسَا فَيَقْتَتِلُونَ بِهَا فَيَقْتُلُ مِنَ الْجَبَّارِينَ مِائَةَ أَلْفٍ وَ يَبْعَثُ‏ السُّفْيَانِيُّ جَيْشاً إِلَى الْكُوفَةِ وَ عِدَّتُهُمْ سَبْعُونَ أَلْفاً فَيُصِيبُونَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ قَتْلًا وَ صَلْباً وَ سَبْياً فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ أَقْبَلَتْ رَايَاتٌ مِنْ قِبَلِ خُرَاسَانَ تَطْوِي الْمَنَازِلَ طَيّاً حَثِيثاً وَ مَعَهُمْ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ ... .[8]

... در اين زمان، سه پرچم در مقابل هم مى‏ايستند: لشکر نظامی اصهب، ابقع، سفيانى. در ابتدا سفيانى با ابقع مى‏جنگد و او و همراهانش را كشته و به دنبال آن اصهب را هلاك مى‏كند. پس از آن تمام هم و غم سفیانی، حمله به عراق است. سپاهيانش را به قرقيسيا (نزدیک شهر دیرالزور سوریه) مى‏رساند و در آنجا هم به جنگيدن مى‏پردازد. در اين جنگ صد هزار نفر از جباران و ستمگران كشته مى‏شوند. پس از آن سفيانى، لشکر نظامی هفتاد هزار نفری را به سوى كوفه گسيل مى‏دارد ... و در این میان و در هنگام حمله سفیانی به عراق، لشکریانی از خراسان (ایران) برای دفع حمله سفیانی، به سرعت عازم عراق و کوفه خواهند شد که در میان آنها، اصحاب قائم و امام عصر نیز حضور دارند ... .

 

بنابراین، ترتیب "حوادث بعد از خروج سفیانی"، از کتاب الغیبۀ نعمانی به نقل از امام باقر، چنین خواهد بود:

 

12.                 سفیانی در کنار دو پرچم مخالف در سوریه، آشکار خواهد شد (ثم يختلفون عند ذلك على ثلاث رايات راية الأصهب و راية الأبقع و راية السفياني)

13.                 سفیانی، معارضین، ابقع و حاکم سوریه، اصهب را به قتل می رساند و بر تمام گروه های درگیر در سوریه، پیروز خواهد شد (فيلتقي السفياني بالأبقع فيقتتلون، فيقتله السفياني و من تبعه ثم يقتل الأصهب)

14.                 آنگاه قصد حمله به عراق، را در سر می پروراند (ثم لا يكون له همة إلا الإقبال نحو العراق)

15.                 در میانه حمله به عراق، در منطقه قرقیسیا در نزدیکی شهر دیرالزور سوریه، سفیانی به جنگ با دشمنان شیعه، می‏پردازد (يمر جيشه بقرقيسياء فيقتتلون بها فيقتل بها من الجبارين مائة ألف)

16.                 سفیانی به عنوان آخرین حاکم سوریه، لشکری هفتاد هزار نفری را به کوفه، اعزام می کند که به قتل و کشتار مردم کوفه، مشغول خواهند شد (و يبعث السفياني جيشا إلى الكوفة و عدتهم سبعون ألفا فيصيبون من أهل الكوفة قتلا و صلبا و سبيا)

17.                 در این بین و هنگام قتل و کشتار مردم کوفه توسط لشکر سفیانی، ایرانیان زمینه ساز ظهور لشکر سید خراسانی، وارد عراق خواهند شد که در میان آنها، اصحاب امام عصر نیز حضور دارند (فبينا هم كذلك إذ أقبلت رايات من قبل خراسان و تطوي المنازل طيا حثيثا و معهم نفر من أصحاب القائم)

 

آیا جهان در انتظار زلزله دمشق، خواهد بود؟

 

بعد از اختلاف در سرزمین شام و جنگ و خونریزی بین نیروهای درگیر در جبهه سوریه (اختلف الرمحان بالشام)، و بعد از صوت دمشق (یجیئکم صوت من ناحیۀ دمشق بالفتح) و رجفۀ که با رحمت برای مومنین و عذاب برای کافرین در منطقه شام، خواهد بود (رجفۀ تکون بالشام یهلک فیها اکثر من مائۀ الف، یجعلها الله رحمۀ للمومنین و عذابا للکافرین)، و بعد از به صحنه آمدن ادوات جنگی پیشرفته به سوریه و تغییر موازنه قدرت بین دو طرف نزاع (اصحاب البراذین الشهب المحذوفۀ)، و نیز وارد شدن پرچم های زرد رنگ از غرب سوریه (الرایات الصفر تقبل من المغرب حتی تحل بالشام)، در مرحله بعد از مراحل "قبل از خروج سفیانی" در عصر ظهور، جهان در انتظار زلزله و خسف دمشق در محور جابیه- حرستا، خواهد بود (تخسف قریۀ من قری الشام تسمی الجابیۀ) که در اثر آن، بخشی های از مسجد اموی دمشق، فرو می ریزد (تسقط طائفۀ من مسجد دمشق الایمن). در مرحله بعد، ادعای انفصال کردها از حاکمیت منطقه شام و سوریه به وقوع می پیوندد (مارقۀ تمرق من ناحیۀ الترک) ولی طولی نخواهد کشید که این آرزوی کردها، با حمله ترک ها به مناطق کردنشین سوریه در شمال شرقی سوریه، مواجه خواهد شد (سیقبل اخوان الترک حتی ینزلوا الجزیرۀ). لازم به ذکر است، همه این حوادث، قبل از به حکومت رسیدن آخرین حاکم سوریه در عصر ظهور (سفیانی)، به وقوع می پیوندد.

 

خسف و زلزله جابیه- حرستا در دمشق کشور سوریه

 

همانطور که ذکر گردید، در سلسله حوادث "قبل از خروج سفیانی" در منطقه شام و کشور سوریه، در منطقه ای در کشور سوریه با محوریت و مرکزیت جابیه تا حرستا در نزدیکی دمشق، "خسف"، رخ خواهد داد. البته هرچند در برخی احادیث، مکان خسف و زلزله دمشق، دقیقا، مشخص نشده است:

 

... خُسِفَ بِقَرْيَةٍ مِنْ قُرَاهَا وَ يَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ‏ مَسْجِدِهَا ... .[9]

... شهری از شهرهای شام، خسف می شود و بخشی از مسجد شام (مسجد اموی دمشق)، فرو می ریزد ...

 

لکن در احادیث دیگر، مکان و محل وقوع خسف، به روشنی و صریحا، بازگو گردیده است؛ از جمله:

 

در روایتی از امام علی، در کتاب الغیبۀ نعمانی، مکان خسف، منطقه "حرستا" در سوریه، عنوان شده است:

 

إِذَا اخْتَلَفَ الرُّمْحَانِ بِالشَّامِ ... فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْظُرُوا خَسْفَ قَرْيَةٍ مِنْ دِمَشْقَ يُقَالُ لَهَا حَرَسْتَا ... ‏.[10]

چون دو لشکر در منطقه شام و سوریه، درگیر جنگ شوند، ... سپس در انتظار زلزله و خسف منطقه حرستا دمشق در سوریه باشید ... .

 

و در حدیث جابر از امام باقر، مکان خسف و زلزله، منطقه "جابیه" در سوریه، ذکر شده است:

 

... وَ تُخْسَفُ‏ قَرْيَةٌ مِنْ‏ قُرَى‏ الشَّامِ‏ تُسَمَّى الْجَابِيَةَ ... .[11]

... خسف و زلزله ای در منطقه جابیه دمشق در سوریه، رخ خواهد داد ... .

 

و سپس بخشی از دیوار مسجد اموی دمشق، فرو خواهد ریخت که حاکی از بسیار نزدیک بودن خروج سفیانی می باشد:

 

... وَ تَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ مَسْجِدِ دِمَشْقَ الْأَيْمَنِ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ خَرَجَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ مِنَ الْوَادِي الْيَابِسِ حَتَّى يَسْتَوِيَ عَلَى مِنْبَرِ دِمَشْقَ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْتَظِرُوا خُرُوجَ الْمَهْدِي ... .[12]

... و بخشی از مسجد اموی دمشق، تخریب خواهد شد و بعد از آن منتظر خروج سفیانی، پسر هند جگرخوار، باشید که از وادی یابس (مرز بین اردن و سوریه در استان درعا) خروج می‌کند تا بر دمشق دست یابد و بعد از آن منتظر قیام امام عصر باشید ... .

 

 

 

 

مسجد جامع اُمَوی دمشق در کشور سوریه، مسجدی قدیمی و با آثار هنری بسیار است که به دستور ولید بن عبدالملک (متوفای۹۶ق) از خلفای بنی امیه در دمشق ساخته شد. مقام حضرت خضر، هود و یحیی، مقام امام سجاد و رأس الحسین در این مسجد مشهورند. خطبه امام سجاد(ع) که روشنگر حادثه کربلا بود نیز در این مسجد خوانده شد.[13] و در آخرالزمان، نیز مجددا، حادثه ساز خواهد شد و بنابر احادیث شیعه و اهل سنت، قبل از خروج سفیانی در واقعه خسف جابیه، بخشی های از مسجد اموی دمشق، نیز فرو خواهد ریخت.[14]

 

زلزله دمشق در سوریه در جابیه یا حرستا ؟

 

و اما اینکه در دو حدیث فوق، مکان های خسف و زلزله دمشق در کشور سوریه، مختلف ذکر شده اند، آیا موجب تعارض، نخواهند شد؟ در واقع، تعارضی نیست، زیرا با مشاهده نقشه جغرافیایی، منطقه جابیه و حرستا، این مناطق بسیار به هم، نزدیک بوده و فاصله بین این دو منطقه، حدود 10 کیلومتر می باشد که در حوادثی چون خسف و زمین لرزه و زلزله، معمولا نقطه کانونی حادثه، منطقه خاصی می باشد که تا شعاع خاصی نیز گسترش پیدا می کند.

 

بنابراین، در واقع خسف و زلزله در دمشق با مرکزیت "محور جابیه – حرستا" می باشد. شاهد بر این مدعا، در اثر این حادثه طبیعی (زلزله و خسف) در کشور سوریه، بخشی های از مسجد جامع اموی دمشق، فرو خواهد ریخت که در ادامه حدیث به آن تصریح شده است. این مسجد اموی دمشق، در نزدیکی منطقه جابیه، واقع می باشد.

 

 

زلزله در جابیه دمشق یا جابیه جولان در فلسطین اشغالی؟

 

سوالی که مطرح خواهد شد، جابیه، در سوریه و منطقه شام، بر دو مکان مختلف، اطلاق می شود، جابیه در نزدیکی دمشق و جابیه جولان در نزدیکی فلسطین؛ کدام مقصود حدیث امام باقر، می باشد؟ ظاهر بر این است، مقصود جابیه نزدیک دمشق و مسجد اموی دمشق، مراد است. شاهد بر این مدعا، در اثر این حادثه (زلزله و خسف) در کشور سوریه، بخشی های از مسجد جامع اموی دمشق، فرو خواهد ریخت که در ادامه حدیث به آن تصریح شده است؛ این مسجد اموی دمشق، در نزدیکی منطقه جابیه دمشق، واقع می باشد و نه جابیه جولان.

 

 

از اینرو، دیدگاه برخی که خط زلزله سوریه را از جابیه در جولان نزدیک فلسطین تا حرستا دمشق، می دانند، در واقع صحیح بنظر نمی‏رسد. زیرا فرو ریختن مسجد اموی دمشق از شدت خسف و زلزله، حاکی از این است که منظور از جابیه، در واقع مقصود، منطقه جابیه در نزدیکی مسجد جامع اموی دمشق، می‏باشد و نه جابیه واقع شده در جولان در مرز سوریه و فلسطین اشغالی؛ کما اینکه جابیه دمشق به منطقه حرستا، نیز بسیار نزدیک تر می باشد (حدود 10 کیلومتر)، بگونه ای که در علم زلزله شناسی، به آن، منقطه واحدی در مرکزیت زلزله، تعبیر میشود.[15]‏‏

 

خسف دمشق در احادیث اهل سنت

 

البته، این حوادث اختصاص به منابع حدیثی شیعه ندارد، بلکه مضمون خسف حرستا در سوریه، در احادیث اهل سنت، متعدد و فراوان نیز ذکر شده است:

 

... رجفت الأرض فانقعر غربى مسجدها و يخسف بقرية يقال لها حرستا، ثم يخرج عند ذلك السفيانى.[16]

... زمین تکان می‌خورد و سمت غرب مسجد در زمین فرو می‌رود و آبادی که به آن حرستا گویند در زمین فرو می‌رود و بعد از آن، سفیانی خروج می‌کند ... .

 

... لا يخرج المهدي حتى يخسف بقرية في الغوطة تسمى حرستا.[17]

... (امام) مهدی خروج نمی‌کند تا این‌که آبادی در غوطه که به آن حرستا گویند در زمین فرو رود.

 

... و خسف بقرية بدمشق و سقط طائفة من غربى مسجدها، رفع بالشام ثلاث رايات: الأبقع و الأصهب و السفيانى‏ ... .[18]

 

... و پس از خسف و فرورفتن منطقه ای در دمشق و فروریختن بخش غربی مسجد دمشق، سه پرچم در منطقه شام، برافراشته می شود: ابقع، اصهب و سفیانی ... .

 

از عمار یاسر، صحابی پیامبر در کتاب الغیبۀ شیخ طوسی به نقل از منابع اهل سنت، نیز چنین نقل شده است:

 

إِنَّ دَوْلَةَ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فِي آخِرِ الزَّمَانِ وَ لَهَا أَمَارَاتٌ‏ ... وَ يُنَادِي مُنَادٍ عَنْ سُورِ دِمَشْقَ وَيْلٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ وَ يُخْسَفُ بِغَرْبِيِّ مَسْجِدِهَا حَتَّى يَخِرَّ حَائِطُهَا وَ يَظْهَرُ ثَلَاثَةُ نَفَرٍ بِالشَّامِ كُلُّهُمْ يَطْلُبُ الْمُلْكَ رَجُلٌ أَبْقَعُ وَ رَجُلٌ أَصْهَبُ وَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ أَبِي سُفْيَانَ يَخْرُجُ فِي كَلْبٍ وَ يَحْضُرُ النَّاسُ بِدِمَشْقَ ... .[19]

حکومت اهل بیت پیامبر در آخرالزمان، نشانه های دارد و از جمله نشانه ها: ... و منادى در دمشق ندا مى‏دهد: واى بر اهل زمين از شرّى كه نزديك شده است و قسمت غربى مسجد اموی دمشق، به زمين فرو مى‏رود، به‏طورى كه ديوارش، خراب و ويران مى‏شود. در شام سه نفر قيام مى‏كنند كه همگى خواهان‏ حکومت و فرومانروایی هستند: ابقع، اصهب و سفیانی (اسامی رمز، می باشد)، سفیانی، از منطقه کلب (جنوب سوریه)، خروج می کند و مردم را در دمشق، جمع می کند ... .

 

مشابه حدیث فوق را، دیگر علمای اهل سنت از جمله: مقدسی شافعی در کتاب عقد الدرر فی أخبار المنتظر[20] و نیز ابوعمرو دانی در کتاب السنن الواردۀ فی الفتن[21]، نیز ذکر کرده اند.

 

حجم خسارات خسف و زلزله دمشق

 

آیا خسف از محور جابیه تا حرستا در دمشق سوریه، موجب تحولاتی بزرگ خواهد بود؟ در احادیث به حجم خسارات و تخریب خسف  و زلزله"جابیه- حرستا در دمشق کشور سوریه"، اشاره ای نشده است. ولی از آنجا که خسف و زلزله، حادثه طبیعی جلوه می کند و منطقه خاصی تا شعاع 10 کیلومتر را پوشش خواهد داد، طبیعتا، مساحت بزرگی را دربرنمی گیرد. بنابراین، موجب تغییرات اساسی و واقعیات میدانی در اختلاف و جنگ بین دو گروه در شام، نخواهد داشت و تنها نشانه و علامتی است که به نزدیک بودن خروج سفیانی، اشاره خواهد کرد.[22]

 

زمان زلزله دمشق

 

زمان خسف و زلزله دمشق، به طور دقیق مشخص نشده است لکن قبل و بعد از آن، حوادثی رخ خواهد داد که در حدیث جابر از امام باقر، به تفصیل ذکر شده است. اما در منابع اهل سنت در حدیثی به نقل از امام علی، به زمان اجمالی و نه دقیق آن، اشاره شده است:

 

إذا اختلف أصحاب الرايات السود بينهم كان خسف قرية بإرم يقال لها حرستا و خروج الرايات الثلاث بالشام عنها.[23]

هرگاه، پرچم های سیاه باطل در منطقه شام و سوریه، با هم اختلاف کردند، منتظر خسف و زلزله حرستا در سوریه باشید و بعد از آن، سه پرچم در منطقه شام و سوریه، آشکار می گردد.

 

بنابراین، هرگاه، پرچم های سیاه باطل در منطقه شام و سوریه، با هم اختلاف کردند، به زلزله دمشق، نزدیک و نزدیک تر خواهیم شد، لکن در واقع، نمی توان طبق این حدیث، نظر قطعی صادر کرد، زیرا مضمون آن، در احادیث شیعی از امام معصوم، وجود ندارد، بنابراین، حجیت شرعی ندارد.

 

حوادث قبل و بعد از زلزله دمشق

 

هرچند در منابع حدیثی شیعی، هرچند به زمان خسف و زلزله دمشق سوریه، دقیق اشاره ای نشده است، لکن به حوادث قبل و بعد از آن، تصریح شده است. از اینرو، معیار خوبی خواهند بود. توضیح اینکه:

 

بعد از اختلاف در سرزمین شام و جنگ و خونریزی بین نیروهای درگیر در جبهه سوریه (اختلف الرمحان بالشام)، و بعد از به صحنه آمدن ادوات جنگی پیشرفته به سوریه و تغییر موازنه قدرت بین دو طرف نزاع (اصحاب البراذین الشهب المحذوفۀ)، و نیز وارد شدن پرچم های زرد رنگ از غرب سوریه (الرایات الصفر تقبل من المغرب حتی تحل بالشام)، در مرحله بعد از مراحل "قبل از خروج سفیانی" در عصر ظهور، جهان در انتظار زلزله دمشق در محور جابیه- حرستا، خواهد بود (تخسف قریۀ من قری الشام تسمی الجابیۀ) که در اثر آن، بخشی های از مسجد اموی دمشق، فرو می ریزد (تسقط طائفۀ من مسجد دمشق الایمن).

 

و اما خسف و زلزله دمشق، خود علامت و نشانه ای است برای دیگر حوادث بعدی قبل از خروج سفیانی از جمله: تکمیل حرکت استقلال طلبانه کردهای سوریه (مارقۀ تمرق من ناحیۀ الترک) و متعاقب آن حمله ترک ها به سوریه (سیقبل اخوان الترک حتی ینزلوا الجزیرۀ). از اینرو، هر چند فی حد ذاته، ممکن است مثل خیلی از حوادث طبیعی مشابه، عادی جلوه کند و شایدکشتار وسیع نیز نداشته باشد، لکن خود علامتی خواهد بود برای نشانه های بعدی قبل ار خروج و به حکومت رسیدن آخرین حاکم سوریه (سفیانی) در سال ظهور.

 

بنابراین، حوادث به ترتیب، چنین خواهد بود:

 

1.     خسف و زلزله دمشق در محور جابیه- حرستا (تخسف قریۀ من قری الشام تسمی الجابیۀ)

2.     بخشی های از مسجد اموی دمشق، فرو می ریزد (تسقط طائفۀ من مسجد دمشق الایمن)

3.     ادعای انفصال کردها از حاکمیت منطقه شام و سوریه (مارقۀ تمرق من ناحیۀ الترک)

4.     حمله ترک ها به مناطق کردنشین سوریه (سیقبل اخوان الترک حتی ینزلوا الجزیرۀ)

5.     بعد از این حوادث، منطقه شام و سوریه، واقعا تخریب می شود (اول ارض تخرب، ارض الشام)

6.     غربی ها هرچند در این بین، خود از اختلاف و اضطراب و چه بسا جنگ جهانی، رنج می برند (هرج الروم)

7.     غربی ها در دفاع از یهودیان، وارد رمله، میناء اشدود در فلسطین اشغالی، می شوند (و ستقبل مارقۀ الروم حتی ینزلوا الرملۀ)

 

خسف دمشق در کشور سوریه، دقیقا به چه معنا است؟

 

هرچند تاکنون، خسف جابیه-حرستا در سوریه، به زلزله، معنا و ترجمه گردید. حال، آیا واقعا خسف، واقعا به معنای زلزله می‏باشد و یا احتمالات دیگر، نیز مطرح است؟

 

از نگاه عمده پژوهشگران آینده پژوهی، "خسف" در کشور سوریه، به معنای "زلزله" و از نگاه برخی دیگر، به "فرو رفتن زمین" در دمشق، تعبیر شده است. اما آیا، واقعا تعبیر "خسف" در حدیث، باید به زمین لرزه، معنا شود و آیا مصداق خسف، زلزله خواهد بود؟، دقیقا و به طور قاطع نمی توان اظهارنظر کرد. زیرا، خسف، اخص از زلزله است و هر زلزله ای به خسف و تخریب، منتهی نمی شود. و اگر زلزله ای منجر به تخریب شود، ممکن است به آن خسف، گفته شود. چه بسا خیلی از زلزله ها که اتفاق می افتد، اما منجر به تخریب نمی شود و تنها رانش زمین، خواهد بود. اما قدر مشترک بین خسف و زلزله، این است که هر دو مربوط به اعماق زمین است.

 

بنابراین، معنای واژه "خسف" در مناطقی از دمشق سوریه (جابیه و حرستا) قبل از ظهور، همچون واژه "رجفۀ"، کماکان مبهم است؛ آیا خسف جابیه –حرستا، قبل از خروج سفیانی، به معنای زلزله است؟ و یا خسف، به معنای فرو رفتن زمین است؟ و یا حفر و نابودی سطح زمین در اثر انفجار، می‏باشد؟ به هر حال، هر آنچه باشد، نشان از حادثه ای در سطح زمین در محور جابیه-حرستا نزدیک دمشق در کشور سوریه، خواهد بود. بنابراین، شایسته است، در بیان منتظران و مشتاقان ظهور امام عصر، به جای زلزله دمشق، عبارت "خسف دمشق" استعمال گردد تا زین پس، موجب اشتباه در فهم احادیث اهل بیت، نگردد، همچنانکه در حدیث از تعبیر "خسف" به جای زلزله دمشق، استفاده شده است؛ هر چند دیدگاه عمده کارشناسان آینده پژوهی، بر وقوع زلزله در دمشق سوریه، استوار است.[24] و الله العالم.

 

جمع بندی

 

بعد از مطالعه این نوشتار، به این جمع بندی، خواهید رسید:

 

1. بعد از اختلاف میان دو تفکر مخالف در سرزمین شام و سوریه (اختلف الرمحان بالشام)، جنگ و خونریزی، و بعد از رجفۀ شام، و بعد از به صحنه آمدن ادوات جنگی پیشرفته به سوریه و تغییر موازنه قدرت بین دو طرف نزاع و نیز بعد از ورود نیروهای نظامی با پرچم های زرد رنگ از غرب کشور سوریه، در مرحله بعد از حوادث قبل از خروج سفیانی در عصر ظهور، جهان در انتظار زلزله دمشق، خواهد بود. "خسف دمشق" در محور جابیه-حرستا در هنگام اختلاف دو تفکر مخالف در سوریه که در حال جنگ با یکدیگر، هستند، رخ خواهد داد. (تخسف قریۀ من قری الشام تسمی الجابیۀ) و نشانه آن، علاوه بر تخریب مناطق محور جابیه – حرستا، تخریب بخشی از مسجد جامع اموی دمشق خواهد بود (و تسقط طائفۀ من مسجد دمشق الایمن). که بعد از آن، اعلام "آرزوی استقلال کردهای سوریه"، رخ خواهد داد (مارقۀ تمرق من ناحیۀ الترک) که البته این آرزو، طولی نخواهد کشید که با "حمله ترک ها"، مواجه خواهد شد (سیقبل اخوان الترک حتی ینزلوا الجزیرۀ).

 

2. هرچند دیدگاه عمده کارشناسان آینده پژوهی از تعبیر "خسف"، وقوع زلزله می باشد، و برخی نیز به معنای فرو رفتن در زمین، معنا کرده اند. اما آیا، واقعا تعبیر "خسف" در حدیث، باید به زمین لرزه، معنا شود و آیا مصداق خسف، زلزله خواهد بود؟، دقیقا و به طور قاطع نمی توان اظهارنظر کرد، بنابراین، تعبیر حدیث به "خسف" در مناطقی از دمشق سوریه (جابیه و حرستا) قبل از ظهور، نیز همچون واژه "رجفۀ"، کماکان مبهم است؛ به هر حال، هر آنچه باشد، نشان از حادثه ای در سطح زمین، در محور جابیه-حرستا نزدیک دمشق در کشور سوریه، خواهد بود. بنابراین، شایسته است، در بیان منتظران و مشتاقان ظهور امام عصر، به جای زلزله دمشق، عبارت "خسف دمشق" استعمال گردد تا زین پس، موجب اشتباه در فهم احادیث اهل بیت، نگردد، همچنانکه در حدیث، از تعبیر "خسف" به جای زلزله دمشق، استفاده شده است؛ هر چند دیدگاه عمده کارشناسان آینده پژوهی، بر وقوع زلزله در دمشق سوریه، استوار است.

 

3. خسف و زلزله دمشق، خود علامت و نشانه ای است برای دیگر حوادث بعدی قبل از خروج سفیانی از جمله: تکمیل حرکت استقلال طلبانه کردهای سوریه (مارقۀ تمرق من ناحیۀ الترک) و متعاقب آن حمله ترک ها به سوریه (سیقبل اخوان الترک حتی ینزلوا الجزیرۀ). از اینرو، هر چند فی حد ذاته، ممکن است مثل خیلی از حوادث طبیعی مشابه، عادی جلوه کند وکشتار وسیع نداشته باشد، لکن خود علامتی خواهد بود برای نشانه های بعدی قبل از خروج و به حکومت رسیدن آخرین حاکم سوریه (سفیانی) در سال ظهور.

 

4. اگر حوادث منطقه شام و فعلی سوریه در زمان معاصر، به "ترتیب" ذکر شده در حدیث امام باقر و به فاصله "زمانی معین"، رخ دهد، و با دلایل متقن علمی و مستند به احادیث معتبر، ثابت گردد، به این معنا خواهد بود که وارد تحولات عصر ظهور در سوریه، شده ایم و وظایفی متوجه شیعیان می گردد؛ از اینرو، شناخت این علائم، تکلیف آور، خواهد بود.

 

5. نکته پایانی، اینکه: در این سلسله نوشتارها و مقالات، سیر رویدادهای آخرالزمانی سوریه "قبل از خروج جریان سفیانی" از نگاه آینده پژوهی، بررسی شده و بدون هیچ تطبیق و قضاوتی، در انتظار تغییرات و تحولات مورد نظر در حدیث امام باقر که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، خواهیم بود. لازم به ذکر است، رخ دادن مجموع "همه حوادث" ذکر شده در حدیث امام باقر در منطقه سوریه در فاصله "زمانی معین" و به "ترتیب" ذکر شده، سه شرط اساسی و کلید طلایی و بسیار مهم برای ورود به تحولات حوادث عصر ظهور است؛ در غیر اینصورت و رعایت نشدن یکی از سه شرط مهم، هرگونه پیش داوری، استعجال، تطبیق و قضاوت عجولانه، به هیچ عنوان صحیح نخواهد بود. چنانچه، در احادیث منقول از اهل بیت، تاکید شده است:

 

... هَلَكَتِ‏ الْمَحَاضِيرُ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْمَحَاضِيرُ قَالَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُقَرَّبُونَ‏.[25]

... تعجیل کنندگان در امر ظهور، هلاک میشوند و آنانی که ظهور را نزدیک می‏پندارند، نجات می‏یابند.

---------------------------------------

* دانش آموخته حوزه علمیه قم

منبع: فرهنگ نیوز

---------------------------------------

[1]. صافی گلپایگانی، منتخب الأثر في الإمام الثاني عشر، ج ‏3، ص 303

[2]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 63. مجلسی، بحارالانوار، ج 22، ص 326.

[3] . ر.ک: سایت جلال الدین علی الصغیر، اسئله و ردود، سوال 196.

[4] . نعمانی، الغیبۀ، ص 294. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 104.

[5] . نعمانی، الغیبۀ، ص 197. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 138.

[6] . نعمانی، الغیبۀ، ص 279. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 237.

[7] . شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 461. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 216 و 253.

[8] . شیخ مفید، الاختصاص، ص 255. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 237.

[9] . عیاشی، التفسیر، ج 1، ص 64. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 222.

[10] . نعمانی، الغیبۀ، ص 305. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 461. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 216 و 253.

[11] . نعمانی، الغیبۀ، ص 279. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص237.

[12] . نعمانی، الغیبۀ، ص 305. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 216 و 253.

[13] . ر.ک: سایت ویکی شیعه، مدخل مسجد اموی دمشق.

[14] .  جلال الدین علی الصغیر، علامات الظهور بحث فی فقۀ الدلالۀ، ج 2، ص 203.

[15] . ر.ک: جلال الدین علی الصغیر، علامات الظهور بحث فی فقۀ الدلالۀ، ج 2، ص 199-203.

[16] . مقدسی شافعی، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ص 84. کورانی، معجم الاحادیث الامام المهدی، ج 2، ص 245.

[17] . ابن منادی، الملاحم، ص 134. کورانی، معجم الاحادیث الامام المهدی، ج 2، ص 246.

[18] . ابن حماد، الفتن، ص 195. کورانی، معجم الاحادیث الامام المهدی، ج 2، ص 107.

[19] . شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 463. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 208.

[20] . مقدسی شافعی، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ص 76 و 155.

[21] . ابوعمرو دانی، السنن الواردۀ فی الفتن، ج 4، ص 936.

[22] . سایت جلال الدین علی الصغیر، اسئله و ردود، سوال 159.

[23] . ابن حماد، الفتن، ص 141. کورانی، معجم الاحادیث الامام المهدی، ج 4، ص 112.

[24] . جلال الدین علی الصغیر، علامات الظهور بحث فی فقۀ الدلالۀ، ج 2، ص 202.

[25] . نعمانی، الغیبۀ، ص 197.

 



دیدگاه کاربران

بسیار جالب و مفید بود با تشکر از شما و زحماتی که می کشید