هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
شنبه، 7 شهريور 1405
ساعت 02:07
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

جمعه 25 مرداد 1387 ساعت 22:14
شنبه 26 مرداد 1387 02:44 ساعت
2008-8-15 22:14:00
شناسه خبر : 239

رضا عابدي

مقدمه:

افزایش رایزنی های اخیر میان مقامات ایران که در قالب سفر چند ساعته "سعيد جليلي" دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران به آنكارا پس از مذاكرات با گروه 3+3 و همچنين ديدار «منوچهر متكي» وزير امور خارجه ايران با «علي بابا جان» همتاي ترك خود در حاشيه اجلاس گروهD8 صورت گرفته است، به سفر روز پنجشنبه دكتر احمدي نژاد به تركيه رسیده و این سفر در كانون توجه رسانه های دنیا قرار گرفته است.

در اين ميان متاسفانه برخي از رسانه هاي غربي با شانتاژ خبري و جوي مسموم با اين مسئله بر خورد كردند در داخل نيز برخي از منتقدان هميشه مخالف دولت نهم و بويژه برخي از چهره هاي جريان موسوم به اصلاحات طبق منعمول هميشه به نا جوانمردانه ترين شكل ممكن به تخريب و سمپاشي عليه دولت و بويژه سياست خارجي آن دست زدند بطور مثال "محسن امين زاده" معاون عربي و آفريقايي وزارت امور خارجه دولت اصلاحات در مطلبي توهين آميز اين سفر را توريستي و تبليغاتي خواند، هرچند كه وی در اين مطلب هيچگاه به اين سؤال اساسي كه چرا اين اظهارنظرها در دولت قبل و سفرهاي وی مطرح نکرده و فقط به دولت نهم تسري مي دهد، پاسخ نداد.

با این حال، گزارش زیر درپي پاسخ به این ادعاها نیست و در واقع هدف اصلي بررسي روابط و همكاري هاي في مابين ايران و تركيه به منظور واكاوي اهداف سفر دکتر احمدي نژاد به آنكارا است.

موقعيت جغرافيايي كشور تركيه:

تركيه نقطه تلاقي دو قاره مهم آسيا و اروپا است. تركيه در جنوب شرقي اروپا وجنوب غربي آسيا واقع شده است و بين 5/36 و 42 درجه عرض شمالي و 26 و45 درجه طول شرقي در نيمكره شمالي قرار گرفته است. سرزمين تركيه به صورت مستطيلي قابل تصور است كه طول آن از شرق تا غرب حدود 1660 كيلومتر و عرض آن بطور متوسط 550 كيلومتر است. تركيه از 3 طرف به وسيله دريا احاطه مي شود.

از نظر وسعت، تركيه با 578/814 كيلومتر مربع مساحت سي و پنجمين كشور جهان محسوب مي شود. اين کشور متشكل از دو شبه جزيره است، 1- شبه جزيره آناتولي[1] كه 97 درصد از خاك تركيه را تشكيل مي دهد و در قاره آسيا واقع شده است.2- شبه جزيره تراس شرقي كه تنها 3 درصد از خاك اين كشور را در قسمت اروپايي تركيه تشكيل مي دهد. اين دو شبه جزيره بوسيله در ياي مرمره[2] از هم جدا مي شوند. تركيه 6 همسايه آسيايي و 2همسايه اروپايي دارد. (قاسمی، 1374: 1).

در واقع مرز هاي كنوني تركيه در سال 1923 تثبيت شده اند. تركيه در قاره آسيا با كشوره هاي گرجستان[3]، ارمنستان[4] و بخش كوچكي از آذربايجان[5] از طرف شمال شرق هم مرز است. همچنين كشور هاي خاور ميانه اي ايران، عراق و روسيه در جنوب شرقي تركيه واقع شده اند. همسايگان اروپايي اين كشور، يونان[6] و بلغارستان[7] مي باشند كه از سمت شمال غرب با تركيه هم مرز هستند. (ابوک، 1384: 12- 11).

جمعيت، قوميت و مذهب در تركيه:

جمعيت تركيه طبق آخرين آمار موجود 70 ميليون و پانصد هزار نفر بر آورد مي شود، ميزان رشد جمعيت در تركيه يك وشش دهم درصد است، ميزان با سوادي در اين كشور 5/86 درصد (زنان 7/87- مردان 3/94 ) برآورد شده است. (لوییس، خرداد و تیر 1386: 21). در حال حاضر، تركيه داراي جمعيت جوان و پوياست، علت اين امر سياست دولت پس از استقلال اين كشور در سال 1923 است كه در جهت افزايش جمعيت گام برداشت. در حال حاضر متوسط سن افراد دراين كشور 3/27 سال است. (اسکندریان. سیمیاریان، 1384: 24).

اكثريت جمعيت ساكن در تركيه را تركها تشكيل مي دهند كه نياكانشان از آسياي ميانه به تركيه آمدند، همچنين برآوردها نشان مي دهد حدود 24 هزار يهودي[8] در تركيه زندگي مي كند كه بيشتر آنها نيز ساكن استانبول[9] هستند. ارمني ها هم هزاران سال در شرق آناتولي زندگي كرده اند، هنوزهم استانبول جمعيت كوچكي ارمني را در خود جاي داده است. (ابوک، 1384: 55)

كردها[10] نيز با جمعيتي بين 15 تا 20 ميليون نفر بزرگترين اقليت قومي تركيه را تشكيل مي دهند، قريب يك چهارم جمعيت كشور، در مناطق كرد نشين يا كردستان تركيه كه در شرق و جنوب شرقي آناتولي قرار دارد، ساكن هستند. همچنين حدود يك دهم جمعيت استانبول و يك سوم تركهای مقيم اروپا را كردها تشكيل مي دهند. (انصاری، 1373:0 228). طبق آمار هاي موجود حدود 99 درصد مردم تركيه پيرو دين اسلام هستند. (ابوک، 1384: 73).

مسلمانان ترك اكثراً تابع مذهب تسنن هستند كه در ميان آنها حنفي ها بزرگترين گروه محسوب مي شوند و عمدتاً در مركز و غرب تركيه ساكن هستند. شافعي ها با جمعيت كمتر در مناطق شرقي تركيه مستقر هستند و اكثراً كرد هستند. (قاسمی، 1374: 27).

هرچند در تركيه هيچ آمار مشخصی از مذاهب و فرقه ها و جود ندارد ولي همگان براين باورند كه حدود 80 درصد از مسلمانان تركيه سني و نزديك به 20 درصد شيعه هستند. (انصاری، 1373: 123).

مختصري درباره تاريخ ترکیه:

تركيه بيش از 3 هزار سال محل برخورد فرهنگها بوده است. گاهي اين برخوردها كشمكش هاي خشونت آميزي براي تصاحب قدرت بوده اند اما سرانجام همين برخوردها موجب پديدآيي جامعه اي متلاطم و متكثر همراه با برخي از شگفت انگيزترين جلوه هاي تاريخي و باستان شناسي در جهان شده است. (ابوک، 1384: 7). تركيه بصورت اخص و تركان به صورت عام در تاريخ اسلام تأثير ژرفي داشته اند و امروز نيز مسلمانان ترك از بزرگترين ذخاير بالقوه انساني عالم اسلام به شمار مي روند. (ابوالقاسمی. اردوش، 1378: 3).

اگر بپذيريم تاريخ تركيه از سال 1453 ميلادي و با فتح «قسطنطنيه»[11] به دست سلطان «محمد فاتح» رقم خورده است، هم اكنون بيش از 500 سال از عمر اين حكومت اسلامي مي گذرد. امپراتوري عثماني[12] در عمر 450 ساله خود بيشترين چالشها و تنشها را در روابط خارجي با كشورهاي غربي و اروپايي داشته است. با رسيدن ارتش عثماني به دروازه هاي «وين[13]» در سال 1529 ميلادي و ناكامي نيروهاي نظامي عثماني در تسخير اين شهر، روند انحطاط امپراتوري عثماني آغاز شد.

كشورهاي اروپايي اگر چه دراين مقطع به دليل رقابت هاي بين خود، تمايلي به سقوط امپراتوري عثماني نداشتند اما با اتخاذ سياست هاي همسو و هماهنگ تلاش كردند تا زمينه را براي فرو پاشي امپراتوري عثماني از داخل و خارج فراهم كنند. (رستگار، 30 مهر 1384: 6).

پايان جنگ جهاني اول[14] و شكست عثماني در اين جنگ، پايان دردناك و غم انگيزي را براي اين امپراتوري رغم زد و بدين سان دولت بزرگ عثماني كه در دوران حيات سياسي خود به مدت 3 قرن بزرگترين قدرت جهاني بود، به واحد هاي متعدد سياسي تجزيه شد[15] و از خاكستر اين امپراتوري، تركيه كنوني سر برآورد. (تهامی، 1384: 155).

با تأسيس جمهوري تركيه در سال 1923 نه تنها زخم وارد شده بر تن جهان اسلام التيام نيافت بلكه روند تضعيف ارزشهاي اسلامي در جامعه ي تركيه سرعت گرفت. آتاتورك با پايه ريزي يك رژيم سكولاريستي در كشور و پيروي از سياست هاي غربگرايانه در داخل و خارج، به همگرايي با غرب شدت داد. (رستگار، 30 مهر 1384: 6).

ويژگي هاي نظام سياسي و حكومتي تركيه:

ساختار حكومت در هر كشوري مؤلفه ها و ويژگي هاي خاص خود را دارد. حاكميت ها معمولاً با تغيير دولتها و روي كار آمدن احزاب، گروهها و شخصيت هاي سياسي تغيير نمي كنند. راهبردهاي كلان و خط مشي هاي اصولي در يك كشور توسط حاكميت ها ترسيم شده و دولتها با كمي انعطاف و دارا بودن قدرت مانور محدود، موظف به اجراي اين خط مشي ها در قالب برنامه هاي مختلف هستند. اصولاً ساختارشكني خط قرمز حاكميت ها به شمار رفته و هر اقدامي در جهت تغيير ساختارها با واكنش عناصر و عوامل محافظت كننده حاكميت مواجه مي گردد. (رستگار، خرداد 1385: 42).

قانون اساسي تركيه به ترتيب در سالها ي 1971، 1973و 1974 درپي تحولات داخلي دچار تغييراتي گرديد و سر انجام در سال 1982 قانون اساسي جديد اين كشور به همه پرسي گذاشته شد و مردم اين كشور با اكثريت بيش از 90 درصد به اين قانون رأي مثبت دادند. طبق اين قانون، تركيه داراي سه قوه مقننه، قضايه و مجريه است كه طبق قانون مستقل از يكديگر عمل مي كنند و حكومت اين كشور از نوع رياستي- پارلماني است. بدين معنا كه رئيس جمهور از طرف پارلمان و براي مدت 7 سال منصوب مي شود و حق عزل و نصب وزرا را دارد و بدون تصويب پارلمان در موقع بحراني مي تواند وضعيت فوق العاده اعلام كند و با صدور فرمان، قانون وضع نماید.

در حالت عادي، رئيس جمهور مي تواند قوانين مصوب پارلمان را وتو كند اما پارلمان بارديگر مي تواند قانون مذكور را با جرح و تعديلاتي و يا با توضيحاتی نزد رئيس جمهور بفرستد و رئیس جمهور حق ندارد از تصويب قانون مذكور خودداري ورزد. شايان توجه است كه رئيس جمهور در مواقع بحراني مي تواند پارلمان را منحل كند و خواستار انتخابات جديد شود. همچنين قانون اساسي يك شوراي مشورتي دولتي را در نظر گرفته است تا به رئيس جمهور در انجام وظايفي كه بر عهده دارد، كمك نمايد. (اسکندریان. سیمیاریان، 1384: 38 – 37).

قانون اساسي تركيه، جمهوري تركيه را كشوري سوسيال دموكرات و غير مذهبي تعريف كرده كه حقوق بشر را محترم مي شمارد. (ماده2). ماده 14 قانون اساسي هرگونه تبعيض را بر اساس دين و فرقه منع كرده است. ماده 24، آزادي عقيده، اعتقادات مذهبي وعمل به آن را اعلام اما هرگونه استفاده از اين موارد را براي اهداف و مقاصد سياسي منسوخ كرده است. طبق قانون اساسي، گروه هاي سياسي موظفند اصول دموكراتيك و غيرمذهبي جمهوري (ماده68) را كه هنوز در قانون مربوط به گروه هاي سياسي قابل اجراست، رعايت كنند. (انصاری، 1373: 125).

در جديدترين اصلاحيه قانون اساسي تركيه كه در تاريخ 19 مهر 86 به تأييد مردم تركيه رسيد، از اين پس رئيس جمهور را مردم انتخاب مي كنند. دوره رياست جمهوري از 7 سال به 5 سال كاهش يافته و مجلس نيز با حضور حداقل 184 نماينده رسميت مي يابد. (قانون اساسی ترکیه به...، 20 مهر 1386: 16)

روزنامه ترك زبان «زمان[16]» نيز به نقل از سخنگوي دولت و معاون نخست وزير تركيه خبر از پيشنهاد تشكيل مجلس سنا به پيشنهاد رئيس مجلس تركيه را در آينده اي نزديك داده است. (پافشاري دولت اردوغان بر...،22خرداد1387: ص27).

نظام اقتصادی ترکیه:

جمهوری ترکیه بر میراث اجتماعی و اقتصادی امپراتوری عثمانی بنا شده است. امپراتوری عثمانی در اواخر عمر خویش دچار مشکلات و معایب اقتصادی و اجتماعی فراوانی شده بود و این مشکلات تا ربع اول قرن بیستم ادامه یافتند و زمانی که جمهوری ترکیه شکل گرفت، قسمت های عمده قلمروی این امپراتوری که دارای ذخایر اقتصادی با ارزشی بودند، از قلمروی حکومت ترکیه خارج شد و تنها مشکلات عدیده اقتصادی این امپراتوری به این کشور به ارث رسید. (قاسمی، 1374: 97 ).

ترکیه امروز کشوری است با نظام اقتصادی سرمایه داری و متکی بر پایه نظام اقتصاد بازار آزاد که در آن بخش خصوصی از نقش روبه رشدی برخوردار است. ترکیه پس از کودتای 1980 سعی کرده است تا سیاست های لیبرالیزه کردن اقتصاد را در کشور اجرایی کند و در این راستا با باز گذاشتن دست سرمایه داران و بازرگانان داخلی و خارجی در سرمایه گذاری و فعالیت های تجاری، تلاش در جهت بازاریابی و انتخاب نظام شناور در جهت ارز خارجی از عمده فعالیت هایی بوده که در رسیدن به نظام اقتصادی بازار آزاد مورد استفاده دولتمردان ترکیه قرار گرفته است.

در حال حاضر، بخش خصوصی با حمایت دولت، نقش مهمی در امر توسعه اقتصادی این كشور ایفا می کند اما هنوز دولت نقش اصلی را در صنایع مادر، بانکداری، حمل و نقل و ارتباطات دارد. (اسکندریان. سیمیاریان، 1384: 27 ).

مهمترین منابع درآمد ترکیه:

مهمترین منابع درآمدی ترکیه صنعت کشاورزی، عواید حاصل از صادرات چرم، پلاستیک، کائوچو، پوشاک و عواید ناشی از صنعت نساجی و جهانگردی و مالیات است. (اسکندریان. سیمیاریان، 1384: 31).

اهميت تركيه در منطقه و جهان:

كشور تركيه از اين جهت حائز اهميت فراوان است كه در حد فاصل اروپا و آسيا قرار داشته و تاريخي كهن از حكمراني بر بالكان و خاورميانه دارد. علت ديگر اهميت تركيه آن است كه بعد از جنگ جهاني اول تاكنون همواره به عنوان متحد غرب در منطقه مطرح بوده و از طرف ديگراز اين تاريخ همواره در مسير نوسازي خويش گام برداشته و دراين مسير تحت مديريت نسبتاً خشن «كمال آتاتورك»[17] و جانشينان سكولار وي قرار داشته است. اين كشور علی رغم اقتصاد پر نوسان خود همواره از بالاترين درجه دموكراسي در ميان كشورهاي مسلمان از پاكستان گرفته تا مراكش برخوردار بوده است. (کش و قوس....، شهریور 1381: 66).

عضويت تركيه در «ناتو[18]» (1952) و مطرح شدن تركيه به عنوان متحد و همپيمان استراتژيك غرب و بويژه امریکا در منطقه خاورميانه و تبديل شدن اين كشور به عنوان خط مقدم غرب در خاورميانه بويژه در شرايط فعلي بر اهميت ونقش تركيه افزوده است. (ابوالفتح، 21 آذر 1381: 3).

همچنن تركيه باتوجه به موقعيت جغرافيايي خود در كنار مهمترين توليد كنندگان نفت دنيا و اروپا به عنوان يكي از مهمترين مصرف كنندگان انرژي قرار دارد و اين مسئله باعث اهميت تركيه به عنوان مسير ترانزيت نفت و گاز حوزه هاي خليج فارس شده است. لذا پيش بيني مي شود تا سال 2020نزديك به 5 ميليون بشکه نفت از مسير تركيه ترانزيت شود. انتقال انرژي از طريق خطوط مختلف براي اهميت مصرف كنندگان اهميت ويژه دارد و كنترل اين انتقال توسط تركيه، به اين كشور قدرت سياسي و چانه زني بالايي اعطا خواهد كرد و اين موقعيت به افزايش نفوذ تركيه در اتحاديه اروپا و دست بالا داشتن در ارتباط با كشور هاي خاورميانه را به دنبال خواهد داشت. (حسینی، 30 مهر 1384: 7).

تنگه هاي تركيه شامل تنگه بسفر[19] (به عرض بين 600 تا 3300متر و طول 28 كيلومتر) درياي سياه[20] را به درياي مرمره وصل مي كند و تنگه داردانل به عرض بين 2تا 5 كيلومتر و طول 65 كيلومتر كه درياي مرمره را به درياي اژه[21] (و از اين طريق به درياي مديترانه) مرتبط مي سازد. بنابراين، تنگه هاي تركيه كاملاً در قلمرو اين كشور واقع شده اند. تنگه هاي مزبور از جمله مهمترين تنگه هاي بين المللي[22] به شمار مي روند زيرا از طرفي تنها آبراههايي كه به دريای سياه ارتباط دارد و از طرف ديگر واجد اهميت بازرگاني خاصي براي كشور هاي جهان، مخصوصاً كشورهاي كرانه درياي سياه (تركيه، بلغارستان، روماني[23]، اوكراين[24]، گرجستان و مولداوي[25]) مي باشد. (ضیایی بیگدلی، 1381: 343).

اگرچه تا قبل از فروپاشي شوروي[26]، تركيه بيشتر از نظر نظامي مورد توجه كشورهاي اروپايي و امریکا قرار داشت اما پايان جنگ سرد[27] نوعي ابهام در مورد موقعيت و اهميت تركيه براي غرب ايجاد كرده بود، ولي با شروع بحران خليج فارس[28]، جنگ وناآرامي در بوسني و هرزگوين[29]، جنگ آذربايجان و ارمنستان[30] و در حال حاضربحران عراق و افغانستان كه همگي در حوزه هاي نزديك تركيه صورت گرفته است، موجب توجه بيشتر به آن كشور شده است. از طرف ديگر بروز اين مسائل باعث خارج شدن تركيه ازسياست سنتي انزوا و بي طرقي شده است. (جایگاه ترکیه در....، 27 آذر 1381: 4).

سياست خارجي تركيه[31]:

به طور كلي جمهوري تركيه از معدود كشورهايي است كه دستگاه سياست خارجي فعال، پرمسئله و پيچيده اي دارد. پيشينه تاريخي تركيه در جهان اسلام، خاورميانه و عرب ها، در كنار علايق تركها به جمهوري هاي ترك تبار قفقاز و آسياي مركزي و نيز اشتياق رهبران آنكارا به هماهنگي با كشورهاي آن سوي مديترانه (غربي) واقعاً تركيه را در آستانه گرايشهاي راهبردي متعددي، حيران نگاه داشته است و الحاق به اتحاديه اروپا، ايفاي نقش به عنوان بازوي نظامي و جايگاه راهبردي امریکا، احياي پان تركيسم و بالاخره تلفيق ضرورتهاي جهان مدرن با سنتهاي بومي، از جمله انتخاب هايي بوده كه به اقتضاي ساختار نظام بين الملل و علايق فكري رهبران تركيه مورد توجه اين كشور واقع شده است (نصری، تابستان و پاییز 1385:189).

يكي از ويژگي هاي قابل توجه و مهم سياست خارجي تركيه را مي توان ثبات رفتاري[32] و وفاداري كارگزاران اين كشور به اصول سياست خارجي خود دانست. در واقع اصول سياست خارجي تركيه همان اصولي است كه از تفكر «كماليسم»[33] در تأسيس جمهوري نوين تركيه نشأت گرفته است. اين گفته با عنايت به غرب گرايي فكري شخص آتاتورك به وپژه در زمينه سياست اين كشور در غبال غرب مصداق دارد. تجلي واضح و عيني اين نگرش را مي توان در تدوين اهداف كلان ملي تركيه نوين ملاحظه نمود. (موسوی، 1383: 284).

اين اهداف عبارتند از: تركيه كشوري است نه توسعه طلب و نه استعمارگر[34]، در واقع اين كشور به دنبال اقتدار داخلي در ابعاد اقتصادي، صنعتي و عملي است، به عبارت ديگر تركيه به دنبال دستيابي به قدرت اقتصادي و تكنولوژيكي قدرتهاي غربي و شناخته شدن به عنوان يك ملت اروپايي و پذيرفته شدن در تمدن غرب مي باشد. براين اساس، هدف سياست ملي تركيه اين است كه به عنوان يك عضو جامعه ملل اروپايي پذيرفته شود و از اين حيث، هدف تركيه كسب مو قعيت، مدنيت و پرستيژ است. (قاسمی، 1374: 192 – 191).

علاوه بر موراد فوق، سياست خارجي تركيه اصول ومحور هاي زيرا را دنبال مي كند.

1- حفظ رابطه هم پيماني تركيه و امریکا در تمامي ابعاد؛

2- حمايت از بخش ترك نشين قبرس؛[35]

3- تلاش در جهت بهبود روابط با يونان به عنوان دشمن ديرينه تركيه؛

4- حفظ و تقويت حضور فرهنگي تركيه در منطقه بالكان به عنوان دروازه اروپا؛

5- حل مسئله مرزي با ايران و استفاده از ظرفيت هاي اقتصادي و انرژي آن براي توسعه خود؛ البته نگاه تركيه به ايران بيشتر تحت تأثير سياستهاي منطقه اي امریکا است.

6- تقويت نقش تركيه در افغانستان، به ويژه در غالب ناتو؛ (ملائک، 30 مهر 1384: 4 ).

7- تلاش در جهت بهبود در روابط با ارمنستان و خنثي كردن اقدامات اين كشور بر ضد تركيه؛ (ارتش مانع پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا، 5 بهمن 1379: 27). بويژه درمواردي همچون كشتارارامنه وحمايت هاي ارمنستان ازپ ك ك[36].

8- گسترش و بهبود روابط با اسرائيل و تلاش براي تبديل شدن به عنوان ميانجي ميان اعراب و اسرائيل و در نتيجه تقويت جايگاه تركيه در ميان كشورهاي عرب منطقه؛ (خطیب زاده، تابستان 1381: ص417). در اين راستا، "رجب طيب اردوغان[37]"، قبل از سفربه سوريه به منظور ميانجي گري در مسئله "جولان[38] " ميان سوريه و اسرائيل به خبر نگاران گفت: اعتماد به تركيه اين الزام را براي ما وجود مي آورد كه نقش ميانجي گري را در خاورميانه بر عهده گيريم. ديپلماسي صلحي كه ما مطرح خواهيم كرد، مي تواند تشريك مساعي مثبت در روابط ميان اسرائيل و سوريه، اسرائيل و فلسطين[39] را به دنبال داشته باشد. (ترکیه در خاور میانه میانجیکری می کند، 8 اردیبهشت 1387: 10).

9- تلاش در جهت تقويت نفوذ در منطقه آسياي مركزي و قفقاز در جهت بهره مند شدن از منافع اقتصادي آن و محدود كردن ايران در اين مناطق؛ دراين راستا ائتلاف اسرائيل، تركيه، آذربايجان و گرجستان مطرح مي باشد. (جعفر ولدانی، 1382: 92 – 91).

در واقع پيوندهاي عميق تاريخي، فرهنگي، قومي و زباني با دولت ها ي تازه استقلال يافته شوروي، فرصت مناسبي را براي نفوذ تركيه در منطقه فراهم ساخت. از سوي ديگر، تركيه به عنوان متحد غرب و نظامي سكولار مي تواند از نفوذ بنيادگرايي اسلامي كه هم مطلوب خود و هم غرب نبود، جلو گيري كند و از طرف ديگر، كشور هاي منطقه را به نحوي تشويق به اتخاذ مدل تركيه (منظور دموكراسي سكولار همراه با اقتصاد ليبرال) به جاي مدل ايران نمايد. (حاجی یوسفی، 1384: 113).

دراين راستا، «سليمان دميرل[40]» نخست وزير وقت تركيه در سال 1991 پيشنهاد كرد جمهوري هاي مسلمان ترك نشين تازه استقلال يافته، نظام سياسي تركيه را بر گزينند. درواقع سياستمداران ترك ساختار سياسي اين كشور را نمونه اي مطلوب براي كشورهاي تازه استقلال يافته آسيا مركزي و قفقاز اعلام كرده اند. (تفضلی، 1382: 63).

هرچند علي رغم اين تحليل ها به نظر مي رسد نفوذ تركيه در منطقه رو به كاهش نهاده است. (ابوالحسن شیرازی، زمستان 1384: 11).

[1] Anatoli peninsula

[2] Sea of Marmara

[3] Georgia

[4] Armenia

[5] Azerbaijan

[6] Greece

[7] Bulgaria

[8] Sephardim Jews

[9] Istanbul

[10] Kurdish

[11] Constantinople

[12] Ottoman empire

[13] Wien

[14] First world war-between 1914-1918

[15] Cox-Pico negotiation

[16]Zaman

[17] Mustafa Kemal Ataturk

North Atlantic Treaty Organization1

[19] Strait of Bosporus

[20] Black Sea

[21] Aegean Sea

[22] International straits

[23] Romania

[24] Ukraine

[25] Moldova

[26] Soviet collapse

[27] Cold war

[28] Persian gulf Conflict

[29] Internal war of Bosnia and Herzegovina

[30] Armenian-Azerbaijani war

[31] Turkish Foreign policy

[32] Stable Behave

[33] Kemalism

[34] Colonist

[35] Northern District of Cyprus

[36] In Turkish: Partiya Karkeran Kurdistan

[37] Recep Tayyib Erdogan

[38] Golan heights-located on Israeli-Syrian Border

[39] Palestine

[40] suleyman demirel




-