هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 30 شهريور 1405
ساعت 01:28
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 26 فروردين 1394 ساعت 16:25
چهارشنبه 26 فروردين 1394 16:23 ساعت
2015-4-15 16:25:44
شناسه خبر : 208185
دکتر محمدمهدی صادقی
دکتر محمدمهدی صادقی
همانطور که رهبرمعظم انقلاب تصریح نمودند: « در زمینه‌ی مسائل هسته‌ای، دشمنان ما که طرف مقابل ملّت ایران قراردارند – که عمده هم آمریکا است – اینها دارند با تدبیر و سیاست‌گذاری حرکت میکنند.»(1/1/1394 ) با دقت در مجموعه متون توافق لوزان، اقدامات حاشیه ای و فعل و انفعالات زمینه ای مذاکرات هسته ای(چه در سطح منطقه و چه در سطح فضای داخلی) نیز این تحلیل تایید می گردد. در این بررسی اجمالی نکات متنی و فرامتنی توافق سویس (لوزان) به اختصار عرضه می شود. 
 
مبهم بودن توافق
رهبر فرزانه انقلاب صراحتا فرموده اند:« البتّه من به خود مسئولین هم این را گفته‌ام همین چند روز؛ مسئولین باید بیایند مردم را و بخصوص نخبگان را از جزئیّات و واقعیّات مطّلع کنند؛ ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم. این مصداق همدلی با مردم است.» از طرف دیگر فرمودند من در جزئیات دخالت نمی کنم. پس در حقیقت نباید دولت بگوید جزئیات مورد تایید رهبری است و منتقدین اعتراض نکنند. واقعا تصمیم گیری در این موضوع فوق العاده مهم و تاثیرگذار نباید محدود به جمع های خاص شود. تا کنون خروجی منتشر شده توافق لوزان شامل سه متن مجزا بوده است؛الف) متنی که توسط برخی از اعضای تیم مذاکره کننده ایرانی قبل از قرائت بیانیه مطبوعاتی در اختیار یکی از خبرگزاری های داخلی قرار گرفت و به فکت شیت ایران موسوم شد ؛ب)متن بیانیه مطبوعاتی قرائت شده توسط جناب دکتر ظریف به زبان فارسی که  تقریبا با متن قرائت شده توسط خانم موگرینی تناقض فاحش نداشت و ج)متن منتشر شده توسط وزارت خارجه آمریکا . برخی از ابهامات موجود با کنارهم گذاشتن این سه متن ایجاد نگرانی می کند. نکته مهم این است که جناب دکتر ظریف در مصاحبه تلویزیونی تاریخ 15/1/1393 اعلام کرد که اساسا فکت شیت ایرانی وجود نداشته است. هم چنین این متن فارسی در سایت وزارت خارجه ایران نیز منتشر نشد و به همین دلایل قابل استناد و قابل اتکا نمی باشد. به نظر می رسد مسئولان مذاکره کننده ایرانی قصد داشتند پس از مدتی از این متن فاصله بگیرند و این متن به رغم انتشار در منابع خبری داخلی، نظر رسمی وزارت خارجه ایران نیست. فقط این گمانه را مطرح می نماییم که انتشار غیررسمی این متن و سلب اعتبار از آن به فاصله چند روز، احتمالا به دلیل مهیا نمودن فضای رسانه ای برای پذیرش مفاد رسمی توافق و ضربه گیری اولیه از انرژی های اعتراضی بوده است. این اقدام به مبهم نمودن توافق نامه در فضای رسانه های داخلی، منجر گردید و تاکنون نیز فکت شیت ایرانی برای ارزیابی کارشناسان منتشر نشده است. در این شرایط همه تحلیل ها حول جزئیاتی است که آمریکایی ها منتشر کرده اند و البته ما آن را قبول نداریم.
 
صنعت و دانش هسته ای شاه کلید پیشرفت های آینده است
  مسئله هسته ای در درجه اول یک صنعت محوری در دنیای پیشرو است که با بسیاری از علوم فنی، مهندسی، رشته های پایه و حتی علوم زیستی و کشاورزی نیز در ارتباط  و تعامل است. صنعت هسته ای با بسیاری از گرایشات علمی پیشرفته و تکنولوژی های صنعتی مدرن پیوندخورده است. آنچه از طرف رهبر فرزانه انقلاب به عنوان خط قرمز مطرح شده است هم شامل عدم محدودیت در بعد تحقیقاتی است و هم پیشرفت ابعاد فنی و صنعتی نباید متوقف و یا سرکوب شود. با توجه به سرعت شتابان علم، غفلت ما در این زمینه می تواند صدمات تاریخی به پیشرفت علمی و صنعتی کشور وارد آورد. پذیرش محدودیت های بیش از حد در زمینه تحقیقاتی و صنعتی آنهم برای دوره طولانی ده ساله و یا بیشتر، نگرانی ایجاد کرده است.ارزش صنعت هسته ای برای آینده کشور معادل ارزش کنونی صنعت نفت برای ما است. و چه بسا این مقایسه درست نباشد و ارزش صنعت هسته ای بالاتر از ارزش صنعت نفتی باشد چرا که گستره صنعت هسته ای بسیار وسیع و چندرشته ای است و دستاوردهای پیش بینی نشده ای در انتظار کشور خواهد بود. حال اگر به مدت ده سال توقف کامل صورت بگیرد و ما از رقبای منطقه ای خود(ترکیه و عربستان و ..) عقب بیافتیم چه جوابی خواهیم داشت؟ شاید یکی از مهم ترین خصوصیات مذاکره خوب این باشد که بیگانگان نتوانند مسیر علمی و صنعتی کشور را کنترل، رصد و منحرف نمایند. در متن قرائت شده توسط آقای ظریف در لوزان آمده است: « تحقيق و توسعه غنی سازی در ایران بر روی ماشين های سانتریفيوژ بر اساس یک جدول زمانی و سطح توافق شده، انجام خواهد شد.» پس اگر این توافق نهایی شود، تحقیق و توسعه (R&D)  هسته ای در ایران محدود خواهد شد که البته تاحدی برای رسیدن به یک توافق لازم است اما نکته تاسف آور آنکه سطح و موضوع تحقیقات باید مورد تایید 5+1 قرار گیرد. محدود شدن تحقیقات در موضوع هسته ای که فی نفسه با تعداد قابل توجهی از رشته های علوم پایه، فنی و مهندسی و پزشکی در ارتباط است، اثرات زیانباری بر پیشرفت علمی کشور بر جای خواهد گذاشت. به نظر می رسد در زمینه تحقیقاتی اگر دو سه موضوع مشخص از سوی ایران مورد پذیرش قرار گرفته بود از وضعیت بیان شده کنونی بهتر بود چرا که در این وضعیت فعلی،اگر شواهد و قراین درست باشد، عملا امکان رصد، کنترل و جهت دهی به تحقیقات سطح بالای کشور، واگذار می شود. از طرف دیگر توسعه و تحقیق در زمینه فناوری وقتی اثربخش خواهد بود که بتوان آن را در مقیاس صنعتی آزمایش نمود که متاسفانه امکان آن تا بیش از ده سال با این توافق فراهم نیست. به طور طبیعی بسیاری از اشکالات در مسیر تحقیق و توسعه در مقیاس صنعتی آن رخ می نماید و در مدل آزمایشگاهی به ظرایف و اشکالات صنعتی آن نمی توان پی برد. متاسفانه توافق لوزان با مفروض گرفتن فکت شیت آمریکایی در صورت تصویب نهایی، مدخلی برای کنترل، پایش و اعمال قدرت غرب در مباحث سطح بالای تحقیقاتی و پزوهشی کشور باز خواهد کرد. در متن آمریکایی به یک کانال dedicated procurement channel اشاره شده است که شامل یک نهاد رسمی است که با بحث های فوق در ارتباط است.هم چنین موضوع dual use یا "استفاده دوگانه" سبب می شود کلیه فعالیت های تحقیقاتی ایران در حوزه های فنی و مهندسی، علوم پایه و پزشکی زیر نظر آن نهاد قرار گیرد و مونیتور جامعی نسبت به ارتباطات تحقیقاتی ایران با خارج از کشور برای آن نهاد به وجود آید.  با توجه به این موارد ابهام زا که به طور بسیار زیرکانه در متن آمریکایی ها گنجانده شده است، انتظار این است که هرچه سریعتر فکت شیت ایرانی، واقعیات را به مردم عرضه نماید تا بتوانیم موثق اظهار نظر کنیم. وقتی جزئیات منتشر نمی شوم به معنی آن است که مسئولین دوست ندارند توافق نامه مورد بحث و مداقه علمی قرار گیرد.
 
یک نکته دیگر نیز در این رابطه قابل تامل است. پیشرفت هسته ای به دلیل خصوصیت  های خاص آن و زمینه اجتماعی و سیاسی دست یابی ایران به این دانش دارای ارزش استراتژیک است و با هویت علمی ما متقارن شده است. به صحبت های اخیر رهبری دقت نمایید:« صنعت هسته‌ای در دنیا، یک صنعت پیشرفته است، یک صنعت مهم است؛ این را هم بچّه‌های ما خودشان به دست آوردند؛ این انفجار ظرفیّتهای درونی و استعدادهای درونی بچّه‌های ما بود... ما که غنی‌سازی را از کسی نگرفتیم، استعداد درونی ما است» انفجار ظرفیت های درونی کشور در زمینه هسته ای با کلیت جنبش علمی کشور در ارتباط متقابل است. از این رو استمرار  پیشرفت علمی در این زمینه نیروی پیشبرنده برای تسری موفقیت ها به سایر حوزه ها- حتی در حوزه های دانش علوم انسانی- ایجاد خواهد کرد. به نظر می رسد حساسیت آمریکایی ها بر روی مسائل تحقیقاتی و بستن باب تحقیق روی موضوعات آینده، به عنوان اهرمی برای مهار سرعت پیشرفت علمی ایران در نظر گرفته شده است.
 
برخورد فکت شیت ها
مدیریت جانبی توافق هسته ای با توجه به تاثیرات سیاسی و رسانه ای آن موضوع بسیار پر اهمیتی است. اگر متن فکت شیت منتشر شده توسط آمریکایی ها، ملاک ارزیابی ما باشد که توافق بسیار عجیب و سوال برانگیزی صورت گرفته است. فکت شیت به متنی می گویند که تفسیر متن اصلی است. متاسفانه وزارت خارجه ایران به رغم تاکید مجلس و مقامات کشوری فکت شیت ایرانی را منتشر نکرده است که بتوان اظهار نظر قطعی انجام داد.  طرف آمریکایی جزئیات را منتشر کرده و طرف ایرانی بیشتر کلیات را منتشر کرده است. طرف آمریکایی متن مکتوب منتشر کرده و طرف ایرانی اخیرا اظهار داشته است آنچه آقای ظریف و عراقچی و صالحی شفاها اظهار داشته اند فکت شیت ایرانی است! در تقابل نظر مکتوب و نظر شفاهی غلبه با نظرات مکتوب است. به طور کلی در فضای ابهام آلود فرصت برای بازیگری و سوء استفاده آمریکا مهیا می شود. تیم مذاکره کننده باید شفاف اعلام کنند بر سر چه مسائلی توافق شده است. این نکته در بیانات اخیر رهبر فرزانه انقلاب صراحت داشت. ایشان فرمودند مسئله محرمانه نداریم و مسائل را مطرح کنید. هم چنین رهبری به ضرورت متقاعدسازی منتقدان توسط دولت اشاره کردند. پشتوانه فنی، سیاسی و اجتماعی منتقدین می تواند به کمک مذاکرات بیاید البته اگر دولت اراده همدلی را نشان دهد. متاسفانه هنوز علائم اراده همدلی صادر نشده است و تصمیم گیری در اتقاق های بسته و جمع کارشناسان محدود گرفته می شود. اعتماد روی دیگر همدلی است که باید بوجود آید. همه ما سوار یک کشتی هستیم و معایب ومحاسن مذاکرات متوجه همه طیف های گوناگون مردم خواهد بود.مسئله هسته ای یک موضوع ملی و استراتژیک است و در سطح تحلیل های جناحی اصلا قابلیت طرح ندارد. موضوع بسیار بسیار فراتر از این بحث های سطحی و ساده است چرا که آینده کشورمان را تحت تاثیر قرار می دهد. یکی از دغدغه های جدی الان این است که اگر فکت شیت آمریکایی ها را معیار بگیریم و با عنایت به متن منتشر شده توسط آنها مشاهده می شود زیرساخت های هسته ای ایران در سطح صنعتی تا حد زیادی از بین خواهد رفت. و از این رو سرمایه گذاری سنگین  ایران برای صنعت هسته ای ابتر و بلا استفاده رها خواهد شد. از همین رو دولت باید برای نخبگان و مردم شفاف سازی نماید و از فضای تکرار کلی گویی ها به صورت نیمه رسمی و شفاهی خارج شود. 
 
آیا   PMD برای شکست مذاکرات جاسازی شده است؟
از منظر متن آمریکایی لغو قطع نامه شورای امنیت ناظر به "دغدغه های کلیدی" در 4 حوزه غنی سازی، فردو، اراک و ابعاد احتمالی نظامی PMD و شفافیت است. بحث  PMD  یا "ابعاد احتمالی نظامی"  در کنار بحث کاملا مبهم "شفافیت" یک بحث بسیار خطرناک و دارای تبعات ناگوار است. هم چنین در متن آقای ظریف نیز اشاره شده است:« آژانس بين المللی انرژی اتمی از فن آوری های مدرن نظارتی استفاده خواهد کرد و از دسترسی های توافق شده بيشتری از جمله به منظور روشن کردن موضوعات گذشته و حال برخوردار خواهد شد. » به نظر می رسد منظور از" روشن کردن موضوعات گذشته و حال" در متن ایرانی همانPMD  در متن آمریکایی است. بحث PMD دسترسی آژانس به دانشمندان هسته ای ایران را فراهم می کند. با بحث PMD راه بسیاری از دخالت ها در مسائل نظامی ایران باز می شود و به دلیل نبود میزان، و مقیاسی برای احراز PMD مدخلی برای رصد نمودن توان و تجهیزات سری نظامی ایران باز خواهد شد. خوب معلوم است که ایران نمی تواند و نباید چنین وضعیتی را بپذیرد و بحث بازرسی از مراکز نظامی ایران از همین الان شکست خورده است. اگر در توافق نهایی نیز مدخلی برای موضوعات نظامی گذاشته شود نتیجه عملی این خواهد بود که بعد از امضای توافق، ایران اجازه نخواهد داد و در نتیجه مکانیزم های به قول خودشان تنبیهی علیه ایران فعال خواهد شد و لازم است بدانیم فشارها علیه ایران بیش از وضعیت کنونی خواهد بود. پس بهترین حالت این است که اصلا هیچ مجالی برای بحث های نظامی وجود نداشته باشد. و این مسئله از لحاظ فنی امکان پذیر است. با عنایت به این مسائل است که راهبرد رهبری که فرمودند"توافق نکردن بهتر از توافق بد است" را متوجه می شویم. چرا که اکنون تعهدی نداده ایم و این حجم از تحریم ها و فشارها وجود دارد اما اگر تعهد بدهیم و صورتبندی توافق جوری از طرف غرب چیده شود که منتهی به شکست باشد، آنگاه فشارها مضاعف خواهد بود. قطعا استمرار وضعیت فعلی بهتر از توافق بد است.
 
آیا تمامی تحریم ها به صورت یکجا لغو خواهد شد؟
 علت اصلی مذاکرات در دوره جدید مسئله رفع کامل و یکجای تحریم ها بوده و این مسئله به درستی از سوی  رئیس جمهور اعلام شده و مطابق خواسته مردم و مقامات نظام نیز هست. اما متاسفانه مسیر و متن مذاکرات با این هدف چندان منطبق نیست. دو نکته حساس در این جا وجود دارد. اولا برداشته شدن تحریم ها منوط به راستی آزمایی آژانس شده است که تضمینی بر همکاری صادقانه آزانس در این زمینه نیست و اصولا بحث از "اجرای تعهدات عمده هسته ای ایران" است که نشان می دهد فرایندی زمانبر خواهد بود و متاسفانه دفعی و غیرتدریجی نیست. ثانیا در متن بیانیه لوزان قرائت شده توسط آقای ظریف و متن آمریکایی ها تصریح شده است که تنها تحریم های هسته ای مدنظر خواهد بود. لازم است به این نکته کاملا کلیدی توجه شود که بخش عمده تحریم های موثر بر علیه ایران، اصولا مرتبط با بحث هسته ای تصویب نشده است. تحریم هایی که توسط  حکومت آمریکا بر علیه ایران تصویب شده است شامل دو دسته کلی 1-تحریم های کنگره و 2- تحریم های ریاست جمهوری(executive order)  می شود. تحریم های کنگره 10 ماده دارد که تنها 3مورد آن مرتبط با مسئله هسته ای است و طبق برآورد های نهادهای معتبر، تاثیرگذاری عملی این 3 مورد نیز پایین ارزیابی شده است. تحریم های مخرب وضع شده توسط کنگره شامل دو تحریم اصلی می شود. الف)تحریم نفتی ایران با نام (Iran Sanction Act)  در سال 1996 تصویب شده است و در سال 2010 تمدید گردیده است.  ب)تحریم دوم در سال 2010 تصویب شده و منجر به اختلال در مبادلات بانکی ایران شده است. هر دو این تحریم ها ضریب اثرگذاری بالایی دارند. ملاحظه می شود بر فرض لغو تمامی تحریم های هسته ای، این دو تحریم اصلی تصویب شده توسط کنگره ، لغو نخواهد شد چرا که این تحریم ها به دلایلی واهی همچون تروریسم، حقوق بشر و اشاعه تسلیحاتی وضع شده اند. تحریم های دستورات ریاست جمهوری آمریکا نیز شامل 18 تحریم علیه ایران می شود که از این تعداد تنها دو تحریم EO13382  و EO13590   تحریم های هسته ای هستند. تحریم EO13382  اثرگذاری پایینی دارد اما ضریب اثرگذاری EO13590   بالا ارزیابی شده است. نکته جالب توجه آنکه تحریم EO13590   توسط کنگره به قانون تبدیل شده(    (codifyاست. با عنایت به موارد فوق مشخص می شود حتی به فرض لغو تحریم های هسته ای، تحریم های موثر و مخرب بر اقتصاد ایران پابرجا می ماند. چرا که موضع کنگره آمریکا در قبال مذاکرات هسته ای بسیار تند است.  موضوع قابل تامل دیگر آنکه طبق متن منتشر شده توسط آمریکایی ها، تحریم های هسته ای نیر " لغو" (lift) نخواهد شد و تنها تعلیق می شود و ساختار  و معماری تحریم ها حفظ می شود .  با عنایت به جزئیات و ریزه کاری های اجرایی  اشاره شده در فوق، می توانیم متصور باشیم هدف اصلی تیم مذاکره کننده برآورده نشده است. در ابتدای متن قرائت شده توسط آقای ظریف تصریح شده است:«ما به این منظور در اینجا گرد هم آمدیم تا راه حل هایی به منظور دستيابی به حل و فصل جامعی که ماهيت صرفا صلح آميز برنامه هسته ای ایران را تضمين نموده و کليه تحریم ها را به صورت کامل لغو نماید، پيدا کنيم.» اما مسیری که برای محقق ساختن هدف " لغو کلیه تحریم ها" ارائه شده است، ابزارهای لازم را در اختیار ندارد. هدف اعلانی "لغو تمامی تحریم ها" یک هدف کلی است و موارد اشاره شده در فوق یک مسیر با ارائه جزئیات و ویژگی ها است و این دو با هم در تناقض هستند. تجربه نشان داده است مسیری که با قید جزئیات مشخص شده است بر یک هدف کلی غلبه می کند. 
 
چه کسانی انتظارات اقتصادی را از مذاکره بالا می برند؟
 با عنایت به این شرایط و موانع عملی موجود،نباید به انتظارات اقتصادی مردم دامن زد و فکر کنیم معجزه ای رخ خواهد داد. برخی از صاحب نظران اقتصادی همسو با دولت نیز تاکید می کنند که توافق احتمالی قرار نیست تحول چشمگیری در اقتصاد کشور به وجود آورد. شرطی سازی اقتصاد کشور با مذاکرات هسته ای نتیجه عملی نخواهد داشت. در حقیقت مرهم "توافق هسته ای" برای "اقتصاد" کشور چیزی شبیه پلاسی بو placebo عمل می کند. با عملیات رسانه ای گسترده در طول چندین ماه به مردم و فعالین اقتصادی این فکر تزریق شده است که در پس توافق هسته ای، گشایش اقتصادی رخ خواهد داد. اما این دارو تنها خاصیت روانی-تبلیغاتی دارد و مانند پلاسی بو یک مرهم کم محتوا خواهد بود. با توجه به برداشته نشدن آن بخش از تحریم های موثر و مخرب بر اقتصاد ایران، پس از چند مدت، جو روانی و رسانه ای فروکش خواهد کرد و مشکلات گذشته وجود خواهد داشت. در این جا است که متوجه می شویم راهبرد اصلی کشور اقتصاد مقاومتی است و به مذاکرات صرفا باید به دید مکمل نگاه کنیم. شاید کسانی که بی جهت در صدد فتح الفتوح سازی از مذاکرات هسته ای هستند حدس می زنند مذاکرات به سرانجام نمی رسد و می خواهند یک بار روانی بر جامعه تزریق کنند که بعدا بگویند بله اگر می گذاشتند توافق بشود چه می شد! سیاست قطبی سازی اجتماعی نیز در همین راستا صورت می گیرد. به دلیل موانع جدی برای توافق جامع هسته ای و در مرحله بعدی عدم وجود چشم انداز بهبود اقتصادی متاثر از توافق،  افراطی های سمپات دولت به سمت سیاست "درجستجوی مقصر" خواهند رفت  . اصولا اغراق در مورد دستاورد مذاکرات برای این است که مردم را در حسرت امر تجربه نشده قرار دهند. بزرگنمایی ارزش توافق با غرب(گزاره" هر توافقی بهتر از عدم توافق است") برای پیش دستی نسبت به شکست و بی نتیجه ماندن محتمل مذاکرات آتی است. 
 
آیا مسئله هسته ایران، پل پیروزی آمریکا می شود؟
به نظر میرسد در یک چشم انداز کلان، مسئله انرژی هسته ای ایران(در کنار تحریم ها و فعل و انفعالات سیاسی و رسانه ای متاثر از آن) در ذیل اقدامات بزرگی قرار می گرد که در دوره پس از 11 سپتامبر توسط آمریکایی ها مورد اهتمام قرار گرفت. حل این مسئله مطابق روش آمریکایی ها ، به زعم خودشان این خاصیت را دارد که می تواند با تسری این موفقیت به سایر حوزه ها، کلیه اقدامات و شکست های گذشته آنها در منطقه غرب آسیا را ترمیم و جبران نماید. از طرف دیگر اگر فرض نماییم تحریم های غرب، ابزاری برای هدف تغییر عملکرد ایران در  حوزه هسته ای بوده است امروز این معادله تاحدی عوض شده است چرا که ابزار تحریم به دلیل کارایی نسبی خود برای آمریکایی ها اصالت پیدا کرده است. از این رو منطقا نمی توان متصور بود آمریکایی ها ابزار تحریم را به راحتی کنار گذارند بلکه آنها می خواهند از این ابزار برای تغییررفتار ایران در سایر حوزه ها نیز استفاده کنند.بهترین حالت برای آمریکا، حفظ فشار  بر علیه ایران و عقب نشینی پلکانی و فرسایشی ایران است به نحوی که نفوذ منطقه ای ایران را تحت الشعاع قرار دهد. البته تخریب زیرساخت های صنعتی صنعت هسته ای در ایران در معادلات استراتژیک منطقه فاکتور مهمی محسوب می شود.
 


-