هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 10 شهريور 1405
ساعت 07:56
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 8 مهر 1387 ساعت 01:38
دوشنبه 8 مهر 1387 05:08 ساعت
2008-9-29 01:38:24
شناسه خبر : 2065
محمد مهدي اسلامي- در تفکر امام

محمد مهدی اسلامی

"دشمن همواره سعی کرده است اینگونه القا کند که با ایستادگی بر ارزش های اسلام و اصول انقلاب اسلامی، پیشرفت امکان پذیر نیست، در حالی که برخلاف این القائات، پیشرفت های عظیم کشور به واسطه ایستادگی بر شعارها و اصول بوده است."

این سخنان را که اخیرا رهبر انقلاب در جمع مسئولین نظام بیان نمودند شاید پیش از این نیز بارها به نقل از ایشان شنیده بودیم. ایشان بارها یکی از اصلی ترین دلایل حمایت خود از دولت را نیز احیای شعارهای انقلاب و خجالت نکشیدن از طرح چنین شعائری اعلام کرده بودند. شاید در این میان ضروری به نظر برسد به تفاوت ادبیات انقلابی که مورد توجه این دولت قرار گرفته و ادبیات مقابل آن بپردازیم تا قدری به دلایل این حساسیت ویژه پی ببریم.

با بررسی ادبیات روزهای انقلاب به خوبی عباراتی را می بینیم که این روزها دوباره بدیل هایی یافته اند و ناخودآگاه واکنش های متفاوتی را نیز می طلبند. به عنوان نمونه می توان به واژه "مستضعفین" اشاره کرد. این واژه که مکرر در کلام بنیانگذار کبیر انقلاب به کار گرفته می شد، بیانگر نوعی نگاه قرآنی بود که با ارج نهادن به پابرهنگان و کوخ نشینان عجین بود. امام خمینی(ره) می فرمود: "انسان گمان مى‏كند سعادتش به اين است كه چند تا باغ داشته باشد، چند تا ده داشته باشد، در بانك ها سرمايه داشته باشد، در تجارت چه باشد، شايد انسان اين گمان را مى‏كند، لكن ما وقتى كه ملاحظه مى‏كنيم و سعادت‏ها را سنجش مى‏كنيم، مى‏بينيم كه سعادتمندها آن‏هايى بودند كه در كوخ‏ها بودند. آن‏هايى كه در كاخ‏ها هستند، سعادتمند نيستند. آن مقدارى كه بركات از كوخ‏ها در دنيا منتشر شده است، هيچ در كاخ‏ها پيدا نمى‏شود. آن‏هايى كه در كاخ‏ها هستند، سعادتمند نيستند. آن مقدارى كه بركات از كوخ‏ها در دنيا منتشر شده است، هيچ در كاخ‏ها پيدا نمى‏شود... طبع قضيه كاخ‏نشينى، توجه به عيش و عشرت و توجه به دنيا و توجه به مال و منال است و نمى‏تواند شهوت و شكم، اين طبقه را مهلت بدهد كه در يك امر تفكرى وارد بشوند و فكر بكنند."

این تفکر اما به مرور زنگار دنیا گرایی گرفت و با تغییر گفتمان‏ها، کاخ‏نشینی موضوعیت یافت. در گفتمان حاصل از تکنوکراسی و اصلاحات سیاسی، مستضعفین را اقشار آسیب پذیر می‏نامند که در نهایت درخور ترحم هستند.

از سوی دیگر در برابر "مستضعفین" در تفکر انقلاب اسلامی، واژه "مستکبرین" قرار داشت؛ گروهی که باید در برابر تکبر و نخوت آنها ایستاد و مقاومت کرد. اما در ادبیات مقابل از "قدرت‏های جهانی" سخن به میان می‏آید که اگر در برابر آنها گزینه تسلیم را نپذیریم در نهایت می‏توان با آنها مذاکره کرد تا آنچه را که می‏خواهند، بر ما تحمیل کنند.

امام(ره) می‏فرمود: "از خداوند مى‏خواهيم كه اين نهضت اسلامى و نهضت انسانى سرمشق باشد از براى تمام مستضعفين، و هشدار باشد بر مستكبرين. مستكبرين گمان نكنند كه بايد حكومت كنند بر مستضعفين و آنها را استعمار و استثمار كنند. مستضعفين حكومت را به عنوان حكومت نشناسند، بلكه به عنوان خدمتگزار بشناسند. برادر باشند، برادرى كه بر برادر ديگر خدمت مى‏كند؛ هر دو پشتيبان هم باشند. اگر قوانين اسلام در ملت‏ها، در حكومت‏ها جريان پيدا بكند و آداب حكومت‏ها و ملت‏ها اسلامى باشد، نه حكومت‏ها خيال تعدى بر ملت‏ها دارند و نه ملت‏ها با حكومت‏ها مخالف خواهند بود."

در این تفکر، همه برادرند، برادر موظف به خدمت به برادر دیگر است، وظایف مشخص در برابر او دارد، از قبیل امر به معروف و نهی از منکر؛ اما در تفکر تکنوکراسی، یک شهروند تنها در برابر ازدیاد سرمایه وظیفه دارد. شهروندان را با یکدیگر کاری نیست و عبارت "It is not your business" یا همان "این موضوع به تو ارتباطی ندارد"، در برابر حس وظیفه‏شناسی یک فرد در برابر دیگر به کار گرفته می‏شود.

در تفکر امام و انقلاب، مسابقه برای خدمت به مردم است و در تفکر مقابل، "فتح سنگر به سنگر قدرت" در دستور کار قرار می‏گیرد. در تفکر نخست، کل جهان اسلام یک خانواده است و "امت واحده"ای است که هرکس صبح کند، در حالی که برای امور دیگر مسلمین اهتمام نورزد، مسلمان نیست. اما تفکر مقابل تنها مرزهای جغرافیایی را می‏شناسد و به همین جهت است که به راحتی می‏پرسد "چرا باید به فلسطین و لبنان کمک کرد؟" بر مبنای همین نوع تفکر است که چهره برجسته منتسب به این طرز فکر، حتی در دادگاه مطبوعات از ضرورت به رسمیت شناختن اسرائیل سخن به میان می‏آورد و...

در نظام امام(ره) و امت، رابطه مسئول با مردم از جنس خدمت‏گذاری است که از "النصیحة لائمة المسلمین" استقبال می کند، اما در جامعه تکنوکرات، رابطه رییس دولت با مردم از جنسی است که منتقد دولت به بحران‏سازی و... متهم می‏شود.

در تفکر اول، "صدور انقلاب" یعنی اشاعه تفکر ظلم‏ستیزی و در تفکر دوم این تلاش برای رهایی از یوغ مستکبرین، به گسترش تروریسم ترجمه می‏شود.

در تفکر اول، انقلاب عنصری است فعال و تأثیرگذار در کل جهان و در تفکر دوم، کشور ناگزیر به انفعال و پذیرش نسخه‏هایی است نظیر آنچه صندوق بین المللی پول می‏نویسند.

شاید در نگاه اول، تفاوت دو تفکر تفاوت در منحصر به واژه‏ها باشد اما در واقع، این تغییر ادبیات، به تغییر در نگرش‏ها منتهی شده است. تغییر در نگرشی که سبب شد عده‏ای سخن از ضرورت تعطیل نمودن حقوق مسلم کشور بر زبان رانند با این استدلال که قدرت‏های جهانی مخالف هستند و اساساً در جهت توجیه این خواسته بیگانگان برآمدند. اما تنها با تفکر انقلابی که مبتنی بر 3 اصل "عزت، مصلحت و حکمت" بود، دستاوردهایی از قبیل پیشتازی ایران در بسیاری از عرصه‏های علمی در منطقه و جهان به دست آمد و ایران در عرصه‏های هسته‏ای، پزشکی، هوافضا و... در جمع معدود کشورهای دارای تکنولوژی‏های پیشرفته جای گرفت. این پیشتازی البته تنها تا زمانی پاینده است که به ادبیات متعالی انقلاب و شعارهای آن پایبند بمانیم. ادبیات برگرفته از اسلام که اضافه بر نسخه‏های شفابخش دنیوی، راه سعادت بشر را نیز در بر دارد.

این، بی‏شک یکی از اصلی‏ترین شاخصه‏های اصولگرایی است که از فریاد چنین شعارهایی نهراسیم، شاخصه‏ای که رهبر انقلاب نیز بر آن تأکید داشته‏اند: "اعتزاز به اسلام يكى ديگر از شاخصه‏هاى اصولگرايى است. ما در دورانِ اين 27 سال، بعضى از مسئولان نظام اسلامى را ديده بوديم كه خجالت مي‏كشيدند يك حكم اسلامى يا يك جهت‏گيرى اسلامى را صريحاً بر زبان بياورند؛ نه، ما طلبکاريم. من بارها گفته‏ام، در قضيه‏ى "زن"، ما پاسخگوى غرب نيستيم، غرب بايد پاسخگوى ما باشد؛ ما هستيم كه سؤال مطرح مي‏كنيم. در زمينه‏ى حقوق‏بشر، ماييم كه طلبکار مدعيان منافق و دو روى حقوق‏بشر هستيم. بنابراين، به اسلام اعتزاز داشته باشيد. آنچه را كه اسلام به ما آموخته، اگر ما درست ياد گرفته باشيم و دچار كج‏فكرى و انحراف و غلط فهمى نشده باشيم، چيزى است كه بايد به آن افتخار كنيم."



-