هشدار رهبر انقلاب در دهه 70: عدم اصلاح الگوی مصرف منجر به تحریم اقتصادی و ضربه زدن دشمن با ابزار نفت خواهد شد/ وظیفه جامعه اسلامی؛ ریشه کن کردن مصرف و تجمل گرایی جوامع جاهلی
گروه اقتصاد مقاومتی- مصطفی ظاهری: ایران اسلامی با استعدادهای سرشار معنوی و مادی و ذخائر و منابع غنی و متنوع و زیرساختهای گسترده و مهمتر از همه، برخورداری از نیروی انسانی متعهد و کارآمد و دارای عزم راسخ برای پیشرفت، اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی که همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی کند نه تنها بر همه مشکلات اقتصادی فائق میآید و دشمن را که با تحمیل یک جنگ اقتصادی تمام عیار در برابر این ملت بزرگ صفآرایی کرده، به شکست و عقبنشینی وا میدارد، بلکه خواهد توانست در جهانی که مخاطرات و بیاطمینانیهای ناشی از تحولات خارج از اختیار، مانند بحرانهای مالی، اقتصادی، سیاسی و ... در آن رو به افزایش است، با حفظ دستاوردهای کشور در زمینههای مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی و سند چشمانداز بیست ساله، اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درونزا و برونگرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگوئی الهامبخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد. (ابلاغیه سیاست های کلی "اقتصاد مقاومتی رهبر انقلاب" به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام- ۲۹/ بهمن ماه/ ۱۳۹۲)
با گذشت یک سال از ابلاغ این سیاست ها، کاستی های فراوانی در پیاده سازی این سیاست های حیاتی اقتصادی در قوای سه گانه دیده می شود و ضعف های مدیریتی مانع از رسیدن به توفیق چندان در تحقق اهداف این سیاست ها شده است.
طی قریب 4 سال گذشته، ضعف های اقتصادی کشور در مقابل تهدیدات خارجی نمایان شد که نتیجه جدی نگرفتن شعارهای سال در یک دهه اخیر مقام معظم رهبری توسط قوای سه گانه بوده است چرا که معظم اله از سال 86 نسبت به جنگ اقتصادی غرب علیه ایران اسلامی هشدار داده و در یک حلقه بهم پیوسته با ارائه شعارهایی که از مولفه های اقتصاد مقاومتی بوده سعی در مقاوم سازی پایه های اقتصادی کشور نموده است که کم توجهی و انجام اقدامات شعاری مانع از رسیدن اهداف عالی در سال های گذشته (که شعارهای حیاتی چون نوآوری و شکوفایی، اصلاح الگوی مصرف و جلوگیری از اسراف، مسئلهی همت مضاعف و کار مضاعف، مسئلهی جهاد اقتصادی، حمایت از تولید ملی و حمایت از کار و سرمایهی ایرانی در خود جای داده بوده) شده است. شعارهایی که عمل به آن می توانست حرکت عمومی کشور را در زمینهی اقتصاد ساماندهی کند.
با این وصف رجانیوز بازخوانی جوانب مختلف اقتصاد مقاومتی در بیانات مقام معظم رهبری را لازم دانسته و در سلسله گزارشاتی به مولفه ها و الزامات آن می پردازد. امید است با نشر این بیانات یاری ای در گفتمان سازی و مطالبه سازی مردمی اقتصاد مقاومتی شود.
[از الزامات و انتظارات سیاستهای اقتصاد مقاومتی]، گفتمان سازی است؛ باید تصویر درستی از اقتصاد مقاومتی ارائه بشود؛ البته صداوسیما و رسانههای کشور موظفند اما مخصوص آنها نیست. دستگاههای تبلیغاتیِ مخالف با کشور، مخالف با انقلاب، مخالف با پیشرفت ملی ما، خیلی چیزها در چنته دارند و شروع هم کردهاند - ما دیدیم - بعد از این هم بیشتر [خواهند کرد] دربارهی اقتصاد مقاومتی، اشکالتراشی، مانعتراشی، گاهی هو کردن، بیاهمیت جلوه دادن آنچه که در کمال اهمیت و نهایت اهمیت است؛ از این کارها می کنند. نقطهی مقابل آنها بایستی کار بشود؛ مسئولین، صاحبان فکر و دلسوزان، بایستی تصویر درستی را از این حرکت بزرگ و عمومی ارائه بدهند و گفتمانسازی بشود تا مردم بدانند و معتقد باشند و بخواهند؛ در این صورت، کار عملی خواهد شد. (جلسه تبیین سیاستهای اقتصاد مقاومتی - 20/اسفند/1392)
رویکرد تحلیلی3 – اصلاح الگوی مصرف 1
ابزارهای تمدن سازی نوین اسلامی
ما اگر پیشرفت همهجانبه را به معنای تمدنسازی نوین اسلامی بگیریم - بالاخره یک مصداق عینی و خارجی برای پیشرفت با مفهوم اسلامی وجود دارد؛ اینجور بگوئیم که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامی، ایجاد یک تمدن نوین اسلامی است؛ این محاسبهی درستی است - این تمدن نوین دو بخش دارد: یک بخش، بخش ابزاری است؛ یک بخش دیگر، بخش متنی و اصلی و اساسی است. به هر دو بخش باید رسید.
آن بخش ابزاری چیست؟ بخش ابزاری عبارت است از همین ارزشهائی که ما امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح میکنیم: علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسی و نظامی، اعتبار بینالمللی، تبلیغ و ابزارهای تبلیغ؛ اینها همه بخش ابزاری تمدن است؛ وسیله است. البته ما در این بخش در کشور پیشرفت خوبی داشتهایم. کارهای زیاد و خوبی شده است؛ هم در زمینهی سیاست، هم در زمینهی مسائل علمی، هم در زمینهی مسائل اجتماعی، هم در زمینهی اختراعات - که شما حالا اینجا نمونهاش را ملاحظه کردید و این جوان عزیز برای ما شرح دادند - و از این قبیل، الی ماشاءاللّه در سرتاسر کشور انجام گرفته است. در بخش ابزاری، علیرغم فشارها و تهدیدها و تحریم ها و این چیزها، پیشرفت کشور خوب بوده است.
سبک زندگی بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی
اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل می دهد؛ که همان سبک زندگی است که عرض کردیم. این، بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مثل مسئلهی خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی، تفریحات، مسئلهی خط، مسئلهی زبان، مسئلهی کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانهای که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهای ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخشهای اصلی تمدن است، که متن زندگی انسان است. 1391/07/23
تغییرات و تحولات در دستان ماست
مطلبی که من می خواهم به شما عرض کنم، حول و حوش یک آیه ی قرآن است. آیه ی معروفی است: "انّ اللَّه لایغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بأنفسهم" تغییرات به دست شماست. کلید تحولات اجتماعی و تحولات عظیم در دست شماست؛ مضمون آیه این است. یک جای دیگر در یک دایره ی محدودتر می فرماید: "ذلک بأنّ اللَّه لم یک مغیّرا نعمة أنعمها علی قوم حتّی یغیّروا ما بأنفسهم" این آیه، پسرفت را می گوید. خدای متعال پسرفت را نصیب هیچ کشوری نمی کند، مگر خودشان به دست خودشان بکنند. تغییرِ موجبِ پسرفت را خودِ ملت ها به وجود می آورند. و شبیه این مضمون در آیات متعدد دیگری هم هست که مرجعش به همین است. خلاصه ی اینها چیست؟ خلاصه ی اینها این است که شما آحاد انسان، سر رشته دار تحولات جامعه هستید؛ شما هستید که تحول و تغییر را ایجاد می کنید. عزمِ انسان، تعیین کننده است...
تحولات بنیانی اساسىِ جامعه یعنی حفظ بنیان ها و پافشاری بر نیازها و پر کردن خلاءهاست نه فراموش کردن هویت مستقل ملی
ما در تحولات بنیانی اساسىِ جامعه، ممکن است ... به جای اینکه بنیان ها را حفظ کنیم و بر آنچه که نیاز داریم، پا فشاری کنیم و آنچه را که نداریم، برای خودمان فراهم کنیم، هویت مستقلِ ملىِ خودمان را فراموش کنیم! که متأسفانه این مسئله در کشور ما و خیلی از کشورهای اسلامی داستان و سرگذشت بسیار غمباری دارد، که حالا بعد ممکن است اشاره ای بکنم.
مصرف گرایی از اهداف کلان استعمار
از این خطرناکتر، این است که سررشتهی همین تحولات منفی در سطح بینالمللی، در دست کسانی باشد که آن ها به وسیلهی این تحولات میخواهند اهداف خودشان را - که یا زر است یا زور - تأمین کنند و برای آنها چیزی به نام هویت ملت ها اصلا ارزش ندارد؛ که متأسفانه این در صد سال، صد و پنجاه سال اخیر، در دنیا اتفاق افتاده است؛ یعنی تحولات کشورهای آسیایی و آفریقایی و امریکای لاتین در دام طراحی باندهای قدرت بینالمللی افتاده است و طراح اینها صهیونیست و سرمایهداران بینالمللی بودهاند. برای این ها آنچه مهم بوده، کسب قدرت سیاسی است که بتوانند در کشورها و دولتهای اروپایی و غیره نفوذ کنند و قدرت سیاسی را در دست بگیرند و پول کسب کنند و این کمپانی ها، سرمایههای عظیم، کارتل ها و تراست ها را به وجود آورند. هدف این بوده است؛ آن وقت اگر اقتضاء میکرده است که اخلاق جنسی ملت ها را خراب کنند، راحت میکردند؛ مصرف گرایی را در بین آنها ترویج کنند، بهراحتی این کار را انجام میدادند؛ بیاعتنایی به هویت های ملی و مبانی فرهنگی را در آنها ترویج کنند، این کار را میکردند. این ها، اهداف کلان آنها بوده است که تصویر میکردند. آن وقت همیشه لشگری هم از امکانات فرهنگی و رسانهای و روزنامههای فراوان و مسائل گوناگون تبلیغات در مشت این ها بوده است، که این ها امروز یواش یواش دارد پخش میشود.
مصرف منابع غربی راهی برای تسلیم سیاسی هدف بزرگ استعمار در طاغوت
سرگذشت تحولات ما در دوران طاغوت ... به سمت نابود کردن اصالت ها رفت. ای کاش ]پهلوی[ در مقابل ]غرب[ چیزی میگرفتند! نه، هیچ چیز هم نگرفتند. یعنی ایرانی ها در طول سالهای متمادی - بیش از شصت، هفتاد سال - که در اختیار انگلیسی ها و غربی ها بودند، این قدرت را پیدا نکردند که مثلا یک مرکز تحقیقات علمی در کشور به وجود آورند که ظرف پنجاه سال دو تا اختراع درست کند؛ دانشمندانی را تربیت کنند که دو، سه تا کشف جدید علمی بکنند؛ یعنی این ها این اندازه از غرب استفاده نکردند. آنها چه میخواستند؟ مصرف کننده میخواستند. مصرف کنندهی اقتصادیای که به طور طبیعی با خودش مصرف فرهنگی و تسلیم سیاسی را هم همراه دارد. آنها این را میخواستند؛ اینها هم راحت تسلیم شدند و دادند. 1385/08/18
نتیجه اسراف زیاد وارد شدن ضربه های اقتصادی از سوی دشمن/ وقتی درآمد وارد کننده نفت از صادرکننده آن بیشتر می شود
ما در زمینهی مصرف، در زمینهی هزینه کردن منابع مالی کشور که به وسیلهی خود ما و به وسیلهی همهی برادران هممیهن ما و به وسیلهی مسئولین کشور با زحمت زیاد به وجود میآید، دچار نوعی بیتوجهی هستیم، که بایستی این را تبدیل کنیم به یک توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستیم، ما دچار ولخرجی و ولنگاری در مصرف هستیم... اما امروز فقط اجمالا عرض می کنم؛ بسیاری از منابع کشور، شاید بشود گفت بخش مهمی از منابع کشور در همهی زمینهها - چه در زمینهی مسائل شخصی، و چه تا حدودی در زمینههای عمومی - صرف اسراف ها و زیادهرویهای ما در مصرف می شود. 1388/01/01 عزیزان من! در کشور ما، اسراف زیاد میشود! ما از چند طرف ضربهی اقتصادی میخوریم؛ از جهت نفت هم ضربهی اقتصادی میخوریم! نفت، ثروت ملت ایران و ثروت دولت است - که نمایندهی ملت است - اما درآمد دولت تولید کنندهی نفت، کمتر از درآمد دولتی است که کمپانی های نفتی آن، نفت ما را میخرند و آن دولت از آنها مالیات میگیرد! شما ببینید چه ظلم بزرگی در دنیا انجام میگیرد و اتفاق میافتد! یعنی تجار و کارخانهداران فلان کشور صنعتی که نفت را از خلیج فارس میخرند و به آنجا میبرند، دولت از آنها مالیات میگیرد - به خاطر نفتی که آنها میخرند و وارد میکنند - آن مالیاتی که او بهخاطر این نفت میگیرد، بیشتر از آن قیمتی است که دولت تولید کننده و صادر کنندهی نفت، به خاطر فروش نفت خودش میگیرد! آیا این ظلم نیست؟! این ظلمی است که کشورهای صنعتی میکنند؛ اعمال نفوذی است که میکنند. این یک ضرر است. 1377/01/01*
انضباط اقتصادی و مالی یعنی مقابله با ریخت و پاش، زیاده روی و اسراف
توصیه ای... که آن هم برای جامعهی ما بسیار مهم است، "انضباط اقتصادی و مالی" است. من این را از آحاد ملت و مسؤولین کشور و مأمورین دولت، امسال تقاضا دارم. انضباط اقتصادی و مالی یعنی مقابله با ریخت و پاش، زیاده روی و اسراف. ریخت و پاش مالی و زیاده روی در خرج کردن و زیاده روی در مصرف، به هیچ وجه صفت خوبی نیست. نه اسمش جود و سخاست و نه کرم و بزرگ منشی است. فقط اسمش "بیانضباطی اقتصادی و مالی" است. کسانی که بیخود خرج میکنند؛ زیادی خرج میکنند و زیادی برای خودشان مصرف میکنند و رعایت موجودی جامعه را از لحاظ امکانات اقتصادی نمیکنند، انسان هایی هستند که از نظر من بیانضباط از لحاظ امکانات اقتصادی و مالی هستند. اگر چنین وضعیتی ادامه پیدا کند، این ملت کارش مشکل خواهد شد. 1374/01/01
خطاب اول برای مقابله با اسراف : دولت
البته در این زمینه خطاب اول من متوجه به مسئولان است؛ مسئولان نه فقط در زندگیهای شخصی خودشان - که حالا آن یک مسئلهی درجهی دو است - [بلکه] در درجهی اول و در حوزهی مأموریت خودشان باید بجد از ریختوپاش پرهیز کنند. 1392/12/20 همین برق و انرژی که گفتیم اسراف می شود، بخش مهمی از این اسراف در اختیار مردم نیست؛ در اختیار مسئولین کشور است. این شبکه های ارتباطاتی، شبکههای انتقال برق، سیم های برق، اینها وقتی فرسوده بشود، برق هدر می رود. برق را تولید کنیم، بعد با این شبکهی فرسوده آن را هدر بدهیم، که بخش مهمی هدر می رود. یا شبکههای انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر می رود. این ها اسراف های ملی است؛ در سطح ملی است؛ مسئولین آن، مسئولین کشورند. اسراف در سطح سازمان هم اتفاق میافتد. رؤسای سازمان های گوناگون مصرف شخصی نمی کنند، اما مصرف بیرویّه در مورد سازمان خودشان اتفاق میافتد؛ تجملات اداره، اتاق کار، تزئیناتش، سفرهای بیهوده، مبلمان های گوناگون؛ باید با مراقبت و نظارت از این کارها جلوگیری کرد. هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمان ها بایستی نگاه عیبجویانه به اسراف وجود داشته باشد. همان طور که عرض کردیم، با حرف هم تمام نمی شود؛ باید برنامهریزی کنند. قوهی مقننه و قوهی مجریه موظفند به پیگیری. برنامه ریزی کنند، قانونگذاری کنند، قانون را با قاطعیتِ تمام اجراء کنند. این پیشرفتی که ما در این ده سال خواهیم داشت، بخش مهمیاش مربوط به همین قضیه است. 1388/01/01 مسؤولان دولتی... حتما ترتیباتی را باید به وجود آورند که در دستگاه عظیم دولتی، پول زیادی و بیخودی مصرف نشود. در درجهی اول این است که رقم های کلان و بزرگی را شامل میشود. البته من اطلاع دارم که دولت در بعضی از بخشها صرفهجویی های خوبی کرده است - در زمینهی سفارتخانههای خارجی، در زمینهی سفرهای خارجی و خیلی چیزهای دیگر - لیکن باید ترتیبی داده شود که در همهی بخش های دولتی، از بالا تا پایین، مراعات این معنا بشود. همه وظیفهی خودشان بدانند و دستگاههایی که میتوانند، دستورالعملی هم برای چگونگی خرج کردن غیرمسرفانه برای مردم تهیه بکنند. 1377/10/04
پرهیز از مصرف اموال عمومی در جاهایی که اولویت ندارد
من از مسؤولین امور میخواهم جدا در زمینهی مصرف اموال عمومی، در جاهایی که اولویت ندارد - ولو ممکن است مورد نیاز هم باشد، اما نیاز درجهی یک نیست - خودداری کنند. آن جایی که امر دایر است بین نیاز با اولویت و نیاز بیاولویت، خودداری کنید. آن جایی که نیاز نیست و حاجت نیست، حتما مصرف نشود. آن جایی که حاجت هست، اما حاجت بالاتری نیز هست آنجا هم مصرف نشود و این امکان مالی در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد. این هم توصیهی امسال من است و امیدوارم باز مسؤولین کشور نسبت به این قضیه اهتمام ورزند. به تعبیر دیگر مسؤولین فرهنگی، اهتمام فرهنگی و مسؤولین اقتصادی و اداری و دولتی و اجرایی، اهتمام اجرایی ورزند. 1374/01/01 اگر چنانچه این شد یعنی ما مسئولین کشور به این اصل پایبند بودیم، آن وقت این روحیه، این خصلت، این اخلاق، سرریز خواهد شد به مردم. ما امروز در بین مردم و کسانی که دستشان به دهانشان میرسد هم اسراف زیاد میبینیم، در خیلی از موارد اسراف وجود دارد؛ خطاب هم می کنیم به مردم، لکن این از جملهی جاهایی است که "کونوا دُعاةَ الناسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم" مجموعهی مسئولین کشور بایستی در شئون مجموعهی تحت مدیریت خودشان به این توجه کنند: اسراف نباشد؛ الگوی مصرف، یک الگوی حقیقتاً عاقلانه، مدبرانه، اسلامی باشد. 1392/12/20
خطاب دوم برای مقابله با اسراف: بزرگترین بلا؛ روحیهی مصرفگرایی و تجمل در جامعه / ثروتمند بودن دلیل قانع کننده برای اسراف و ریخت و پاش نیست
یکی از عواملی که نمیگذارد دست کسانی که توانایی کمک دارند، به یاری فقرا دراز شود، روحیهی مصرفگرایی و تجمل در جامعه است. برای جامعه بلای بزرگی است که میل به مصرف، روزبهروز در آن زیاد شود و همه به بیشتر مصرف کردن، بیشتر خوردن، متنوع تر خوردن، متنوع تر پوشیدن و دنبال نشانههای مد و هر چیز تازه برای وسایل زندگی و تجملات آن رفتن، تشویق شوند. چه ثروتها و پولهایی که در این راهها هدر میرود و از مصرف شدن در جایی که موجب رضای خدا و رفع مشکلات جمعی از مردم است، باز میماند! 1381/09/15 به کسانی که بیخود خرج میکنند، اگر بگوییم شما چرا این قدر خرج کردید و چرا این میهمانی بیخود و بیجهت را با این همه ریخت و پاش ترتیب دادید؟ میگویند داریم و میکنیم! آیا این دلیل کافی است که دارم و میتوانم خرج کنم؟ نه؛ این دلیل به هیچ وجه دلیل قانع کنندهای نیست. باید به قدر نیاز و حاجت، خرج و مصرف کرد. بخصوص کسانی که اموال عمومی را مصرف میکنند. آنها هم مانند کسانی که اموال خودشان را بیحساب و کتاب خرج میکنند، مخاطب این مطلبند و نباید زیادی مصرف کنند.بعضی افراد، پولدارند و درآمدی انشاءالله از راه حلال دارند - آنها که از راه حرام کسب درآمد کنند که وضعشان بدتر است - اینها هم اگر در خرج کردن و وضع زندگی و تجملات بیهوده و بیجا و اعیان منشی، ریخت و پاش و اسراف کنند، بیانضباطی مالی و اقتصادی انجام دادهاند. این کارها اسمش ریختوپاش است و ریختوپاش امری نکوهیده و ناپسند است. این کارها زندگی دیگران را از لحاظ روانی مختل میکند. شما مثلا مبالغ زیادی مواد خوراکی در فلان مهمانی معمولی مصرف میکنید؛ در حالی که لازم نیست و در کنار شما و در همسایگی شما در یک محل دورتر، ولو در اقصی نقاط کشور، کسانی به این مواد غذایی برای ادامهی زندگی خود و فرزندان و عزیزانشان نیاز مبرم دارند. آیا این کار در چنین شرایط کار درستی است؟ پس در اموال شخصی و مالی که از راه حلال هم به دست آمده باشد، ریختوپاش غلط و خلاف انضباط است. کسانی که اموال دولتی را مصرف میکنند، دیگر بیشتر. 1374/01/01 نمیشود وقتی درآمد کم است، کسانی که زیاد خرج میکردند، مثل وقتی که درآمد زیاد است خرج کنند؛ این را باید بفهمند. لذا خطاب من در درجهی اول متوجه کسانی است که متمکنین به کشورند؛ دستشان به دهانشان میرسد و میتوانند خرج کنند؛ میتوانند گوشت، مواد غذایی، امکانات زندگی، محصولات مدرن، انواع و اقسام وسایل برقی و ماشین های گرانقیمت تهیه کنند. «چو دخلت نیست، خرج آهستهتر کن». نگو من دخل دارم؛ اینجا دخل شخصی ملاک نیست؛ دخل کشور ملاک است. وقتی که یک ملت مقداری درآمدش کم میشود، باید ملاحظه کنند. ما هر وقت به مردم گفتیم اسراف نکنید، اکثریت مردم - که طبقات متوسط هستند - گوش میکنند و اسراف هم نمیکنند؛ لیکن آن کسانی که باید گوش کنند - یعنی متمکنین و ثروتمندان که بسیاری از موارد، اسراف هم در بین آنهاست - کمتر گوششان بدهکار است. من حالا خطابم به آنهاست. لازم است که به مسألهی قناعت - به معنای اسراف نکردن - اهمیت دهند. اسراف نکردن در مواد غذایی؛ چقدر مواد غذایی زاید دور ریخته میشود! حتی اسراف نکردن در مواد دارویی؛ چقدر مواد دارویی غیر لازم خریده میشود و به خانهها برده میشود و بدون مصرف باقی میماند! مواد اولیه و یا خود دارو را باید از خارج بخرند و بیاورند، یا در داخل باید با زحمت درست کنند. اینها ثروت و سرمایهی مملکت است و از دست میرود. 1377/10/04
موضوع قناعت را جدی بگیرید. قناعت یعنی حد و اندازه نگه داشتن / اسراف، فعل حرام؛ گناه و خلاف شرع است
موضوع قناعت را جدی بگیرید. منظورم از قناعت این نیست که دست به نعمت های الهی نزنید و از آنها بهرهمند نشوید. مقصود این است که حد و اندازه نگه دارید؛ زیادهروی و اسراف نکنید؛ نعمت های الهی را ضایع ننمایید؛ که متأسفانه بسیاری میکنند. در جمهوری اسلامی، کسانی هستند که دستشان به نعمت های الهی نمیرسد. نه به خاطر اینکه کم داریم. به خاطر اینکه بسیاری به خودشان حق میدهند که نعمتهای الهی را بیحساب و کتاب مصرف کنند؛ بیاندازه مصرف کنند؛ هیچ ملاحظهای نکنند؛ هیچ حدی نگه ندارند و حتی نعمت های الهی را ضایع کنند. چقدر نان ضایع میشود! چقدر غذای طبخ شده ضایع میشود! چقدر میوهی مصرف نشده ضایع میشود و از خانهها بیرون ریخته میشود! چقدر لباس زیادتر از اندازهی لازم چند برابر اندازهی لازم خریداری میشود و در خانهها و صندوق ها میماند، برای اینکه یک بار در مراسمی پوشیده شود! این ها اسراف است. میخواهم این مطلب را ملت عزیزمان بدانند که اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجایی که اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمت های الهی انجام گیرد، تضییع و تلف کردن نعمت است. تصمیم بگیرید این کار را نکنید. البته خانوادههای کم درآمد، شاید وسعشان هم نرسد که بخواهند اسراف کنند؛ اما خانوادههای پردرآمد و حتّی بسیاری از خانوادههای متوسّط، متأسفانه اسراف میکنند. من این جمله را عرض کردم، برآن تأکید و پافشاری میکنم و خواهشمندم که ملت عزیزمان، این سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهمیت دهند، برای آن حسابی باز کنند و سعیشان بر اسراف نکردن باشد. 1372/01/04 در مصارف گوناگون شخصی و خانوادگی، اسرافِ فردی صورت می گیرد. تجملگرائیها، چشم و همچشمیها، هوسرانی افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهای غیر لازم خریدن؛ اینها از موارد اسراف است. وسائل تجملات، وسائل آرایش، مبلمان خانه، تزئینات داخل خانه؛ این ها چیزهائی است که ما برای آنها پول صرف می کنیم. پولی که می تواند در تولید مصرف شود، سرمایه گذاری شود، کشور را پیش ببرد، به فقرا کمک کند، ثروت عمومی کشور را زیاد کند، این را ما صرف می کنیم به این چیزهای ناشیشدهی از هوس، چشم و همچشمی، آبروداریهای خیالی. مسافرت می روند، میآیند، میهمانی درست میکنند - گاهی خرج آن میهمانی، از مسافرت مکهای که رفتهاند، بیشتر است! - عروسی می گیرند، عزا می گیرند؛ هزینهای که برای این میهمانیها مصرف میکنند، هزینههای گزافی است؛ انواع غذاها! چرا؟ چه خبر است؟ 1388/01/01*
عادت ها، سنت ها و روش های غلط دلیل اصلی زیاده روی در مصرف
این را من عرض می کنم؛ ما باید اعتراف کنیم به این مسئله. عادت های ما، سنت های ما، روش های غلطی که از این و آن یاد گرفتهایم، ما را سوق داده است به زیادهروی در مصرف به نحو اسراف.* 1388/01/01 در نظام اسلامی، بایستی آن ها ریشهکن بشود. این گرایش به مصرف و تجملگرایی و امثال آن، که در جوامع جاهلی رشد داده میشود، باید در جامعهی اسلامی ریشهکن میشد، یا لااقل در حد متوسطی قرار میگرفت و افراطی در آن نمیشد؛ اما متأسفانه الان ملاحظه میشود که قشرهایی از مردم، باز سرگرم همان سرگرمی های گذشتهاند، که باب جوامع دور از اسلام و دور از معنویت و حقیقت است. این، غلط است. 1369/10/16 ما حق نداریم به عنوان یک ملت، مصالح بزرگ و ملی و دورنگر - بلکه مصالح نقد مهم و کنونی - خود را به خاطر خواستههای شخصی خودمان - که ما را به اسراف و بیبندوباری در مصرف میکشاند - فدا کنیم و آنها را ندیده بگیریم. همه باید مسألهی صرفهجویی را جدی بگیرند. 1377/01/01
نهی از منکر اتلاف و اسراف منابع
منکراتی که در سطح جامعه وجود دارد و میشود از آنها نهی کرد و باید نهی کرد، از جمله اینهاست: اتلاف منابع عمومی، اتلاف منابع حیاتی، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، اتلاف مواد غذایی، اسراف در آب و اسراف در نان. ما این همه ضایعات نان داریم؛ اصلاً این یک منکر است؛ یک منکر دینی است؛ یک منکر اقتصادی و اجتماعی است؛ نهی از این منکر هم لازم است؛ هر کسی به هر طریقی که میتواند؛ یک مسؤول یک طور میتواند، یک مشتری نانوایی یک طور میتواند، یک کارگر نانوایی طور دیگر میتواند. طبق بعضی از آمارهایی که به ما دادند، مقدار ضایعات نان ما برابر است با مقدار گندمی که از خارج وارد کشور میکنیم! آیا این جای تأسّف نیست؟! همه اینها منکرات است و نهی از آنها لازم است. 1379/09/25
وظیفه دولت آموزش به مردم؛ اصلاح الگوی مصرف یعنی بجای خرید تجملات پول را در تولید سرمایه گذاری کنیم
دولت، علاوه بر صرفهجویی بایستی راههای صرفهجویی را هم به مردم تعلیم دهد. تا وقت نگذشته است - تا ماههای اول سال، سپری نشده است - بایستی فهرستی از انواع صرفهجویی هایی را که مردم میتوانند بکنند - در آب، نان، بنزین و در مصارف گوناگون و همهی چیزهایی که برای صرف آنها مجبوریم از سرمایههای کشور و نفت مصرف کنیم - و راه های صرفهجویی در آنها را به مردم تعلیم و نشان دهند؛ مردم هم جدا سعی کنند که صرفهجویی نمایند. 1377/01/01 بسیاری از کسانی که سرمایه دارند، پول دارند، درآمدهای کلانی دارند، نمی دانند این درآمدها را چگونه باید صرف کنند. اینجا هم باز همان اصلاح الگوی مصرف خود را نشان می دهد. پول را به جای سرمایهگذاریِ تولیدی، صرف تجملات می کنند؛ سفرهای خارجی بیهوده، بیثمر، پرخرج و احیاناً فسادآور، بهانه برای تغییر وسائل خانه، وسائل زندگی؛ این چیزها یک حرکت مسرفانه است نسبت به ثروت. می شود پول را، درآمد را سرمایهگذاری کرد. امروز وسائل این کار فراهم است. با فعال شدن بورس هایی که در کشور هست، می توان سرمایهگذاری کرد. همه می توانند آنچه را که دارند، در سرمایهگذاریها دخالت بدهند. 1389/01/01
پی نوشت:
1369/10/16 - بیانات در دیدار اعضای شورای فرهنگی اجتماعی زنان
1372/01/04 - بیانات در خطبههای نماز عید فطر
1374/01/01 - متن پیام نوروزی مقام معظم رهبری
1377/01/01 - پیام به مناسبت حلول سال نو
* 1377/01/01 - بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی
1377/10/04 - بیانات در خطبههای نمازجمعه
1379/09/25 - بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران
1381/09/15 - بیانات در خطبههای نماز عید فطر
1385/08/18 - بیانات در دیدار دانشگاهیان سمنان
1388/01/01 - پیام نوروزی رهبر انقلاب
* 1388/01/01 - بیانات در دیدار زائران و مجاوران بارگاه حضرت علیبنموسی الرضا
1391/07/23 - بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی
1392/12/20 - بیانات در جلسه تبیین سیاستهای اقتصاد مقاومتی

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













