هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 11 شهريور 1405
ساعت 16:34
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 19 شهريور 1387 ساعت 12:37
سه شنبه 19 شهريور 1387 17:07 ساعت
2008-9-9 12:37:51
شناسه خبر : 1326
ناگفته پيداست که اگر حمايت هاي

روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن که گرایشات سکولار و امریکایی را در میان نشریات عربی رهبری می کند، در شماره امروز خود و پساز آنکه باب وودورد روزنامه نگار معروف جاسوسی گسترده امریکا از مالکی را فاش کرد، تلاش ویژه ای برای توجیه این اقدام آغاز کرده است.

به گزارش رجانیوز، این روزنامه با اشاره به فاش شدن جاسوسي امريکايي ها عليه دولت عراق نوشت با توجه به اهداف مورد نظر امريکا در عراق و تلاش هاي مستمر امريکايي ها براي اطلاع حاصل کردن از فعاليت مراکز تصميم گيري در نظام جديد عراق که توسط خود امريکايي ها ايجاد شده، اينکه امريکا اقدام به جاسوسي ضد حکومت عراق و اعضاي آن کند، مسأله اي طبيعي و قابل پيش بيني بود.

نویسنده الشرق الاوسط ادامه داده است: نيازي به اين نبود که باب وودورد روزنامه نگار اين راز را فاش کند که سرويس امنيتي امريکا عليه نوري مالکي نخست وزير عراق جاسوسي مي کند زيرا اين کار از مدت ها قبل قابل پيش بيني بود. قابل پيش بيني بود که امريکايي ها براي کسب اطلاع از فعاليت مراکز تصميم گيري عراق از خانه جلال طالباني رييس جمهوري گرفته تا دفتر کار وزير دارايي عراق تلاش کنند. اگر اين کار را نمي کردند نشان از ان بود که امريکايي ها غافل تر از آن هستند که ما تصور مي کنيم و نقشي را که انتظار مي رود ايفا کنند، انجام نمي دهند.

تصور کنيد امريکا ميلياردها دلار هزينه کرده و جان بيش از 130 هزار سرباز خود را براي تثبيت اوضاع دولتی که مي بايست دوست امريکا باشد، به خطر انداخته است ولي نمي داند که در دفاتر اعضاي اين دولت چه مي گذرد. توافق نظر وجود دارد که امريکايي ها از زمان فروپاشي شوروي، بارها ساده لوحي خود را در تعامل و پرداختن به امور منطقه نشان داده اند. در آن زمان به سبب منازعات بين المللي با شوروی، تشخيص دوست از دشمن آسان بود اما امروز اين کار دشوار است و نمي توانند به آساني بفهمند که چه کسي همپيمان آنهاست. تصور کنيد امريکايي ها پس از خروج از عراق بفهمند که حکومت را به دشمنان خود که به سبب ناکامي اطلاعاتي در روشن کردن حقايق و واقعيت ها تصور مي کردند، دوستشان هستند، سپرده اند. در اين صورت چه بايد کرد؟ آيا براي سرنگونی دولت مالکي در عراق که براي به قدرت رسيدنش از همه امکانات استفاده کردند، باید دوباره لشگرکشي مي کردند؟

ناگفته پيداست که اگر حمايت هاي پيچيده امنيتي امريکا نبود، چه بسا رييس جمهور و نخست وزير و شماري از رهبران سياسي عراق نمي توانستند، زنده بمانند. اين حمايت ها همچنين به معناي مراقبت و کنترل نزديکان و کارمندان و همکاران و همسايگان آنها و کنترل حريم هوايي و خودروها و هواپيماهاي حامل آنها و شنود ميليون ها مکالمه تلفني نيز مي شود. اگر امريکايي ها مي خواستند خود را از يکي از اين رهبران و مسئولان خلاص کنند کافي بود که حفاظت از او را برمي داشتند.

به هر حال طبيعي است که تلاش مستمری براي کسب اطلاع از اقدامات اين دوستان امريکا و همکاري هاي ديگر آنها صورت بگيرد. برخي از جاسوسي ها براي محافظت از انها و برخي ديگر نيز براي کنترل آنهاست. با اين حال مشاهده مي کنيم که برخي از مسئولان امريکايي همچنان از بي اعتمادي به دولت عراق سخن مي گويند و از روابط محرمانه آن شاکي هستند.

نگراني دائمي واشنگتن اين است که پس از اين همه هزينه هاي جاني و مالي که براي عراق کرده، در نهايت مشخص شود که دولت روي کارآمده در بغداد آن دولتی نيست که امريکايي ها فکرش را مي کردند. در اين صورت، حمايت و تحکيم چنين نظام و رژيمي که دشمن امريکاست، يک فاجعه استراتژيک خواهد بود. درست مانند ظهور القاعده از درون طرح مجاهدين افغانی وابسته به امريکا. فاجعه آميز تر بودن اين مسئله به سبب جنگ هاي پرهزينه اي خواهد بود که امريکا آنها را براي سرنگوني رژيم هاي صدام و طالبان در عراق و افغانستان ايجاد کرده و به تقويت نفوذ ايران انجاميده است.

به هر حال با وجود پياده کردن منطق جاسوسي عليه دولت دوست امريکايي در عراق، اين سؤال همچنان باقي است که آيا جاسوسي کردن براي فهميدن واقعيت ها کافي است؟ پاسخ اين است که ضرورتاً چنين نيست.



-