هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 4 مرداد 1405
ساعت 08:30
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 4 آبان 1394 ساعت 11:50
دوشنبه 4 آبان 1394 11:48 ساعت
2015-10-26 11:50:43
شناسه خبر : 225747
فرزند شهید لاجوردی نوشت: شخصی آمد و به‌زبان صدالبته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آن را بر شقیقه گذاشت و با مهربانى کامل با پاهاى مبارک نوازشى بر شکم و ساق پا و ... .
فرزند شهید لاجوردی نوشت: شخصی آمد و به‌زبان صدالبته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آن را بر شقیقه گذاشت و با مهربانى کامل با پاهاى مبارک نوازشى بر شکم و ساق پا و ... .

 سید احسان لاجوردی فرزند شهید اسدالله لاجوردی در اینستاگرام خود نوشت:

امروز ساعت 15:30 داشتم از نیاوران وارد سه‌راه یاسر مى‌شدم. یک خودروی بى‌ام‌و با پلاک ایران ١١ ــ ٣٨٦م٥١ که قصد داشت صف ماشینهاى پشت چراغ قرمز را رد کند به‌سمت چپ جدول‌هاى وسط خیابان آمد و با ماشین من تصادف کرد.

از ماشین پیاده شدم و جلویش را گرفتم تا فرار نکند و به پلیس زنگ زدم. راننده خودرو که دخترى نیمه‌چادرى بود هم تماسى گرفت و منتظر ایستاد.

بعد از دو سه دقیقه‌اى که آرام‌تر شدم قصد کردم بى‌خیال شوم و بروم که آن خانم به یکى از عابران گفت: "این آقا شیاد است و چون ماشین من مدل بالاست قصد اخاذى دارد" و ... عصبانیت فروخفته بازگشت.

شمارش دقایق به ٣ و ٤ نرسیده بود که آقایى آمد و بى‌سیم و کلتش را به رخ کشید و صدالبته بدون بى‌احترامى خواست که کنار بروم و ... 

عرض کردم قصد داشتم بروم که ایشان توهین کردند.

به‌زبان صدالبته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آن را بر شقیقه گذاشت و با مهربانى کامل با پاهاى مبارک نوازشى بر شکم و ساق پا و ...

بى‌ام‌و رفت و جناب محافظ که فکر کنم او را ج. صدا مى‌کردند مشت و لگدزنان به‌طرف یک خودروی پژو رفت، فریاد زد: "اگر به‌سمت این ماشین بیایى شلیک مى‌کنم". سرنشین عقبِ پژو خانمى بود چهره‌آشنا.
چهره‌اى داشت بسیار شبیه خانم ع.م. همسر ا.ه.ر.
البته فقط خیلى شبیه!

پلیس تماس گرفت. پاسخ دادم قضیه به‌خوبی و خوشى پایان یافت و جان من و زن و بچه‌ام مقدم است بر هرچیز.

اگر از احوال من بپرسید ملالى نیست جز اندکى درد استخوان و اندکى دلخورى. دلخورى از پاره شدن تى‌شرتى نو که تازه هدیه گرفته بودم.

وی در ادامه در کامنتی نوشت: خانومم اومد کلید ماشین رو از من بگیره و ماشین رو جابه‌جا کنه، بدون هیچ صحبتى، حتى یک کلمه.

دختره شیشه رو کشیده پایین به خانومم می‌گه: چرا شما این‌قدر وحشى هستین!

 



دیدگاه کاربران

مردم شهید ندادن که این جانوران حالا براشون وسط شهر هفتیر بکشن!
اینا بویی از اسلام که پیشکش انسانیت نبردن!
حیف ماشین اینا سوارشن
حیف نون!

از بس این خانواده گند زدن و بین مردم منفور شدن که از مردم عادی هم میترسن. فک میکنن همه در صدد توطئه واسه اینان.
چه زندگی تلخی دارن . از سایه خودشونم میترسن.

شهید اسد الله لاجوردی از مبارزین به نام دوران رژیم منفور پهلوی بود بسیار مرد با تقوی وزاهد وساده زیست بود آقا سید ناراحت نباش اینا دارن عقده های دل دیکتاتور منشی خودشان را با این حرکات بر سر مردم در میارن از مردم بسیار به خاطر دست رد زدن به بابا(در انتخابات )متنفرند

اینجی همش واس اوناس , یعنی کلّش ماس اوناس

تقصیر خودمان است که در جای متهم هستیم

عزیز دلم مملکت واس ایناس! واسش انقلاب کردن! حالا هم همشو میخان ما هم برده اوناییم فهمیدی یا بگم با یوزی بیاد!

آی اونایی که از صدقه سری خون شهدا به این پست و مقام ها رسیدید و سرمست هر جایی جولان میدید ، ولله کاسه صبر مردم هم ظرفیتی داره. بترسید از وقتی که آه خانواده شهدا دامنتون را بگبره.

غير از اين رفتار مي کرد بايد تعجب مي کرديد از کوزه همان تراود که در اوست

اقا احسان مشکل از خودته که نفهمیدی چه شخصیت بزرگی در ان ماشین بوده ! مگر نمیدانی این مملکت پشت قباله شان است !

همون خانمی نبود که دختر خانمش تو معرکه ها دنبال ساندویچ فروشی می گشت؟

شادی روح ایشان صلواتی بفرستید

بگید کیه ماهم بشناسیمش اگه دیدیم مواظب حودمون باشیم

واقعا چه زندگی نکبتی ای! از همه چی بترسی!
خوش بحال خودمون که یه بابای هیچکاره داریم!!

-